شفقنا افغانستان-هاتف در اطلاعات روز نوشت:
رادیو آزادی که خوشبختانه آزاد است هرچه دل شیدایش خواست بگوید، گزارش دقیقی منتشر کرده از وضعیت وخیم حوزهی جنوبغرب، مخصوصا هرات. در این گزارش کاملا روشن شده که اگر ملت شهید بر سر افغانستان دیر بجنبند، هرات از دست میرود و هزارهها این شهر را به گورستان آرزوهای قشنگ مردمان دلیر خاور زمین تبدیل خواهند کرد. بر اساس این گزارش، خطر نفوذ هزارهها در وجب-وجب خطهی مردخیز هرات هرچند ظاهر عظیمی ندارد؛ اما در باطن واقعا عظیم است. حتما اطلاع دارید که هزارهها در اصل از افغانستان نیستند؛ چون پیش از اینکه به دنیا بیایند، اصلا در دنیا نبودند. البته مردم زحمتکش هزاره برادر مایند و میتوانند وجود داشته باشند؛ اما آنچه رادیو آزادی و خبرنگاران افغانش را نگران کرده، این است که این برادران به تدریج واقعا میباشند.
در خبری دیگر، مردم خداجوی افغانستان (شعبهی پارلمان) از تهاجم ننگین یک مشت هزاره به وزارتهای مورد حمله جلوگیری کردند. البته آگاهان میگویند که بنابر اقرار متخصصین، این سه نفری که برای وزارت پیشنهاد شده بودند، از یک مشت کمی بیشتر بودند و دستها و پاهایشان بیرون میماندند. استدلالی که مردم خداجوی میکردند، این بود که وزارت جیفهی دنیا و چرک پا است. شما جوانان که فعلا انرژی دارید و برنا و بصیر و سردار هستید، چرا با استفاده از برنایی و بصیرت و سرداری خود رفته و زندان افغانستان مرکزی را نمیشکنید که آمدهاید پشت دو-سه تا وزارت را گرفتهاید؟ یکی از این مردم خداجوی که خیلی احساساتی شده بود و واقعا فکر میکرد که جوانان هزاره نباید وقت خود را سر وزارت مزارت ضایع کنند، گفت:
«اگر من به جای شما باشم و خود را بیست و چهار ساعت در کار شکستاندن زندان جغرافیایی هزارهجات بند نکنم، بچهی آدم نباشم».
این خبرها، بسته به اینکه در کدام زاویه نشسته باشی و چرست رسیده باشد یا نرسیده باشد، میتواند خوشحالکننده یا رنجآور توصیف شوند. اما چیزی که بدون تردید خوشحالکننده است، این است که در پارلمان کشور عدد 39 را یک کم چهل میگویند. میگویند یک روز یک گوساله رفته بود که… گمش کن این قصه دراز است. فرصت داشتید یک وقت دیگر آن را برایتان میگویم.
انتهای پیام
