شفقنا افغانستان-میبل برزین، پروفسور جامعه شناسی در دانشگاه کرنل می گوید: باراک اوباما و چهره های دیگری مثل جان کری و حتی مارین لوپن سیاستمدار فرانسوی ناسیونالیست راست افراطی در واکنش به حمله مسلحانه به دفتر نشریه شارلی ابدو، از حق آزادی بیان به عنوان هسته مرکزی “ارزش های دموکراتیک” دفاع کرده اند. راهپیمایی های گسترده ای در همبستگی با قربانیان این حادثه در فرانسه و بسیاری از پایتخت های اروپایی در جریان است.
شعار “من شارلی ابدو هستم” در رسانه های اجتماعی دست به دست می چرخد. توییتر از توییت هایی درباره قدرت سیاسی طنز، پر شده است. عکس های تظاهرکنندگانی که قلم و خودکار به دست گرفته اند، همه جا دیده می شود.
آزادی بیان البته بی هیچ تردیدی ارزش دفاع را دارد، اما حادثه پاریس را نمی توان صرفا به این چارچوب محدود کرد.
به واسطه این اتفاق دهشتناک، لوپن اکنون ممکن است به کاندیدای پیشگام انتخابات ریاست جمهوری 2017 فرانسه تبدیل شود. این کشتار در سراسر اتحادیه لرزان اروپا طنین خواهد افکند؛ پیشاپیش احزاب ناسیونالیست در همه کشورهای عضو اتحادیه هشدارهای خود را در خصوص خطرات مهاجرت بیش از حد، آغاز کرده اند.
حال و هوای سیاسی در اروپا رو به تیرگی می رود. فضای تهدید و ناپایداری، روز به روز بیشتر می شود. در ماه دسامبر، دولت سوئد با بحرانی مواجه شد که آغازگر آن حزب دست راستی و ناسیونالیست “دموکرات های سوئد” بود. این حزب شدیدا با افزایش مهاجرت ها مخالف است و رهبر حزب نیز به تازگی در اظهاراتی جنجالی گفته است یهودیان، کردها و سامی ها (فنلاندی تبارهای اهل منطقه لاپلند در شمال سوئد) سوئدی نیستند. اگرچه یک مصالحه دقیقه نودی بین احزاب اصلی سوئد، دولت این کشور را از بحران نجات داد اما حزب “دموکرات های سوئد” که سهم آرای آنها از 6 درصد سال 2010 به 13 درصد در سال 2014 افزایش یافته، خیال ندارند به این سادگی صحنه را ترک کنند.
در یونان، جایی که حزب نئونازی “گلدن داون” (طلوع طلایی) از سال 2012 در دولت حضور دارد، دولت طرفدار اتحادیه اروپا سقوط کرده و نخست وزیر خواستار برپایی انتخابات زودهنگام در 25 ژانویه شده است.
در آلمان، گروهی موسوم به “پگیدا” علیه “اسلامی شدن اروپا” در شهر درسدن تظاهرات های گسترده ای را سازماندهی کرده است. آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان در سخنرانی خود به مناسبت سال جدید میلادی از این گروه خواست تظاهرات های خود را متوقف کند اما پگیدا، یک تظاهرات دیگر را در درسدن برپا کرد.
و اکنون در فرانسه، هدف لوپن از زمان ریاستش در “جبهه ملی” در سال 2010، تبدیل کردن این تشکل سیاسی به یکی از احزاب جریان اصلی کشور بوده است. در سال 2014، این حزب موفقیت های انتخاباتی چشمگیری به دست آورد. در مارس، این حزب در انتخابات شهرداری ها توانست در 4 شهر – از جمله شهر هنین بومونت که به لحاظ سنتی همواره در سیطره سوسیالیست ها بوده است- پیروز شود. در ماه می، این حزب رتبه نخست انتخابات پارلمانی اتحادیه اروپا را به دست آورد و به این ترتیب شانس دیگر احزاب راست ناسیونالیست در سراسر اروپا را افزایش داد.
لوپن در کلیه نظرسنجی ها به عنوان یکی از مدعیان اصلی در انتخابات ریاست جمهوری 2017 فرانسه شناخته شده است. حتی پیش از حمله به دفتر روزنامه شارلی ابدو، احتمال زیادی می رفت که لوپن انتخابات ریاست جمهوری 2017 را به دور دوم بکشاند. در یک نظرسنجی عمومی که ماه اکتبر انجام شد، او با اختلاف 15 درصدی، بالاتر از رییس جمهور کنونی، فرانسوا اولاند ایستاد. در این نظرسنجی نزدیک ترین رقیب او، نیکلا سارکوزی رییس جمهور پیشین فرانسه بود که لوپن حتی از او هم بالاتر ایستاد.
رسانه های بین المللی اغلب لوپن را به عنوان یک کاندیدای ساده انگار، با اولویت هایی مثل بیگانه هراسی و مهاجرت معرفی می کنند؛ اما مواضع لوپن و حزب جبهه ملی، به طرز قابل ملاحظه ای گسترش یافته است. پدر او، ژان ماری لوپن، رهبر سابق حزب، جزو مخالفان سرسخت افزایش اعضای اتحادیه اروپا و مشارکت فرانسه در “اتحادیه اقتصادی و پولی اروپا” (EMU) است. در نظرسنجی های عمومی، پیشی گرفتن نسبت مهاجرت به بیکاری، جزو اصلی ترین نگرانی مردم اروپا معرفی شده است.
اما سیاستمداران همواره از فرصت هایی که به وجود می آید استفاده می کنند، و رای دهندگان نیز عادت دارند که رویدادهای دراماتیک را جزو شکایات روزمره خود معرفی کنند. و این روزها، هیچ چیز نمی تواند بیشتر از کشتار 12 نفر در قلب پاریس، دراماتیک باشد.
حادثه پاریس می تواند به نسخه قرن بیست و یکمی سارایوو برای اروپا تبدیل شود. اروپا طی چند سال اخیر، فضای متشنجی داشته است. بحران بدهی های دولتی، نرخ بالای بیکاری جوانان، عدم دستیابی به یک سیاست منصفانه و منطقی در قبال آوارگان و پناهجویان، تمام این مسایل می توانند حادثه پاریس را تبلور بیشتری ببخشند، چه مستقیما به آن مربوط باشند و چه نباشند.
راست های افراطی اروپا در سراسر این قاره، به واسطه این مسایل در حال قدرت گرفتن هستند. کشتار شارلی ابدو نه تنها می تواند به استحکام موضع مارین لوپن کمک کند، بلکه به موضع تمام احزاب ناسیونالیست در اتحادیه اروپا نیز کمک می کند. از شمال تا جنوب، شهروندان عادی اتحادیه اروپا دارند به احزابی رای می دهند که در گذشته از آنها اجتناب می کردند. اگر این روند ادامه یابد، تا چند ماه دیگر شاهد چیزی به جز “تهاجم خاموش و بی سر و صدای احزاب ناسیونالیست، یکی بعد از دیگری” نخواهیم بود.
منبع: سی ان ان
ترجمه: فرهاد فرجاد- شفقنا
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
