شفقناافغانستان–حضرت آیتالله العظمی مکارم شیرازی به پرسشی درباره تروریسم از منظر اسلام پاسخ گفته است.
به گزارش شفقنا متن پرسش مطرح شده وپاسخ این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:
پرسش : نظر اسلام در مورد ترور و تروریسم چیست؟
پاسخ اجمالی: ترور به معنی ایجاد هراس و کشتن شهروندان بصورت غافل گیرانه، برای نیل به اهداف سیاسی است. اسلام آن را تحریم کرده و سزاوار شدیدترین مجازات ها می داند؛ چه در قانون قصاص و چه در قانون ضد محاربه. در سخنان معصومین(ع) نیز ترور حرام دانسته شده است. در تاریخ اسلام نیز نمونه های متعددی از نفی ترور وجود دارد؛ همانند خود داری مسلم بن عقیل که از قتل غافلگیرانه عبیدالله بن زیاد.
پاسخ تفصیلی: ترور در افکار عمومی انسان های آزاده جهان پدیده ای زشت و ناپسند است. تروریستها افراد هنجار شکنی هستند که به جای گفتگو و تعاملات سازنده، تنها و تنها قصد دارند با ایجاد رعب و وحشت، و کشتن به اهداف سیاسی خود برسند. اسلامانتخاب این شیوه تعامل را بشدت ناپسند دانسته، آن را تحریم کرده و سزاوار شدیدترین مجازات ها می داند؛ چه در قانون قصاص و چه در قانون ضد محاربه.
واژه شناسی ترور:
تروریسم از ریشه ترور (terror)، در زبان فرانسه به معنی هراس و هراس افکنی است(۱). ترور در ادبیات عرب دارای سه معادل است که عبارتند از: فتک، ارهاب و اغتیال؛ فتک به معنی قتل و کشتن می باشد(۲). ارهاب به معنی ترساندن فرد یا افراد و اغتیال به معنی کشتن به صورت پنهانی و غافلگیرانه است.(۳) ترور در فرهنگ فارسی به معنی ترس زیاد و وحشت است و در اصطلاح سیاسی به معنی کشتن و از بین بردن مخالف و ایجاد رعب و وحشت در بین مردم است.(۴) در جمع بندی مفهوم ترور می توان گفت: تروریسم کاربرد زور یا تهدید به زور در داخل یک کشور، و به منظور ایجاد ترس و وحشت در جامعه، تضعیف و حتی سرنگونی نهادهای موجود و ایجاد تغییرات سیاسی تعریف شده است.(۵) در واقع ترور، به رفتار و اعمال فرد یا افرادی گفته می شود که سعی می کنند از راه ایجاد ترس و وحشت و به کار بستن زور به اهداف سیاسی خود برسند.
دیدگاه اسلام در ارتباط با ترور و تروریسم:
قرآن کریم می فرماید: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً» (۶)؛ (ما بنى آدم را گرامى داشتیم و آنها را در خشکى و دریا (بر مرکبهاى راهوار) حمل کردیم، و از انواع روزیهاى پاکیزه به آنها روزى دادیم، و بر بسیارى از خلق خود برترى بخشیدیم). در این آیهاصل کرامت و حرمت جان و مال انسان ها به روشنی بیان می شود. پر واضح است که اسلامبرای جان و مال انسان ها ارزش بسیاری قائل است و هیچ گاه اجازه نمی دهد این اصلاساسی توسط فرد یا افرادی خدشه دار شود. اسلامبه طور کلی با وضع قوانینی در«حرمت قتل نفس» و حرمت مردم آزاری و دزدی، حسّاسیّت خود را نسبت به امنیت جانی، مالی و اجتماعی مردم نشان داده است. اسلامبسیار ظریف تر از این مسائل، حتّی از «ترساندن مردم با نگاه غضبناک» نهی کرده است؛ چه رسد به «وحشت افکنی با خشونت و قتل»! امام صادق(علیه السلام) در حدیثی که از پیامبر اسلامبه ایشان رسیده است، می فرماید: «مَنْ نَظَرَ اِلَى مُوْمِنٍ نَظْرَهً لِیُخِیفَهُ بِهَا اَخَافَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ لَا ظِلَّ اِلَّا ظِلُّهُ» (۷)؛ (هر کس به مومنی نگاهی کند که با آن نگاه او را بترساند، خداوند او را در روزی که هیچ پناهی جز او نیست، بترساند).
در سخنان معصومین(علیهم السلام) نشان زیادی از حرمت ترور در اسلاموجود دارد. پیامبر(صلی اللهعلیه و آله) فرمودند: هنگامی که در معراجبودم مواردی را مشاهده کردم، سوال کردم که این ها چیست؛ گفتند این ها نشانه های اخرالزمان است. «… َ قُلْتُ اِلَهِی فَمَتَى یَکُونُ ذَلِک فَاَوْحَى اِلَیَّ عَزَّ وَ جَلَّ یَکُونُ ذَلِکَ اِذَا رُفِعَ الْعِلْمُ وَ ظَهَرَ الْجَهْلُ وَ کَثُرَ الْقُرَّاءُ وَ قَلَّ الْعَمَلُ وَ کَثُرَ الْفَتْک …» (۸)؛ (پرسیدم آخرالزمان چه زمانی است؟ خداوند عزوجل فرمود: اخرالزمان، وقتی است که علم محو شود و جهل و گمراهی ظاهر گردد، قاریان قرآنزیاد شوند و عمل کاهش یابد و ترور زیاد شود …).
هم چنین ابوصباح کنانی از امام جعفر صادق(علیه السلام) سوال می کند: «اِنَّ لَنَا جَاراً مِنْ هَمْدَانَ یُقَالُ لَهُ الْجَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ یَسُبُّ اَمِیرَ الْمُوْمِنِینَ(ع) اَفَتَاْذَنُ لِی اَنْ اَقْتُلَهُ قَالَ اِنَّ الْاِسْلَامَ قَیَّدَ الْفَتْکَ وَ لَکِنْ دَعْهُ فَسَتُکْفَى بِغَیْرِکَ» (۹)، (یکی از همسایگانم از قبیله همدان و نامش جعد بن عبدالله است که به امام علی(علیه السلام) دشنام می دهد، آیا اجازه می دهید او را بکشم؟ امام فرمود اسلامترور را منع کرده است. او را رها کن، زیرا بزودی فرد دیگری این کار را انجام می دهد).(۱۰)
در تاریخ اسلام نیز نمونه های متعددی از نفی ترور وجود دارد؛ همانند خود داری مسلم بن عقیلکه از قتل غافلگیرانه عبیدالله بن زیاد. مورخین در کتب تاریخی نوشته اند، هنگامی که عبیدالله برای عیادت از شریک بن اعور به خانه هانیمی رود، شریک پیشنهاد می دهد که مسلم در پشت پرده کمین کند و در وقت حضور ابن زیادبا علامتی که به مسلم می دهند (آب خواستن شریک)، مسلم از کمین گاه بیرون آمده و عبیدالله را به قتل برساند. ابن زیادبه خانه هانیآمد و وقتی شریک آب طلبید مسلم برای اجرای نقشه از مخفیگاه بیرون نیامد تا آن که با تکرار آب خواستن شریک، ابن زیاداحساس خطر کرد و از خانه هانیخارج شد. پس از آن از مسلم پرسیدند که چرا نقشه را عملی نکردی؟ فرمود به خاطر سخنی که امام علی(علیه السلام) از پیامبر(صلی اللهعلیه و آله) نقل کرده که ایمانمانع کشتن غافل گیرانه است؛ «انّ الاِیمانَ قَیَّدَ الفَتْکَ، و لا یَفْتِکُ مومِنٌ».(۱۱)
ترور یا مجازات در اسلام:
در برخی از آیات و روایات حکم به کشتن برخی از انسان ها شده است. این سخنان، دست مایه ای برای اتهام زنی افراد مغرض علیه اسلامشده است. مثل آیاتی از قرآنکه کشتن برخی از انسان ها را جایز دانسته است.
خداوند در قرآنمی فرماید: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصاصُ فِی الْقَتْلی» (۱۳)؛ (اى افرادى که ایمانآورده اید! حکم قصاص در مورد کشتگان، بر شما نوشته شده است). هم چنین در آیهدیگری می فرماید: «اِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْاَرْضِ فَساداً اَنْ یُقَتَّلُوا اَوْ یُصَلَّبُوا اَوْ تُقَطَّعَ اَیْدیهِمْ وَ اَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ اَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْاَرْضِ ذلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ عَذابٌ عَظیمٌ» (۱۴)؛ (کیفر آنها که با خداو پیامبر به جنگ بر مى خیزند و در روى زمین دست به فساد مى زنند. [و با تهدید به اسلحه به جان و مال و ناموس مردم حمله مى برند] این است که اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا [چهار انگشت از] دست راست و پاى چپ آنها بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند، این رسوایى آنها در دنیاست و در آخرتمجازات بزرگى دارند).
این آیات، اشاره به قوانین قصاص و محاربه دارند و اتفاقا برای مبارزه با سلب آرامش جانی و اجتماعی وضع شده اند. تکلیف آیهاوّل که کاملا مشخص است و مبیّن قصاص قانونی برای مجازات قتل عمدی است. در شان نزول این آیهدوّم نیز چنین آمده است که جمعى از مشرکان در حضور پیامبر اعظم (صلی اللهعلیه وآله) اسلامرا پذیرفتند. اما به سبب ناسازگاری آب و هواى مدینه با آنها، بیمار شدند، پیامبر(صلی اللهعلیه وآله) به آنها دستور داد در مناطق خوش آب و هوا در خارج از مدینه زندگی کنند. اما آنان پس از بهبودی به جاى تشکر از آن حضرت دست و پای چوپان هاى مسلمان را بریده، و چشمانشان را کور کردند و سپس آنها را کشتند. پیامبر(صلی اللهعلیه وآله) دستور داد آنها را دستگیر کرده و قصاص کنند، تا مایه عبرت دیگران باشند.(۱۵) در این آیهتکلیف جامعهدر مقابل ستیزه جویان مسلح که امنیّت اجتماعی را بر هم زده بودند مشخص شده است.
هم چنین پیامبر اکرم(صلی اللهعلیه وآله) در روایتی فرمودند: «مَنْ ظَفَرْتُمْ بِهِ مِنْ رِجَالِ یَهُودَ فَاقْتُلُوهُ» ؛ (بر هر یک از بزرگان یهود که دست یافتید، او را بکشید). قطعاً این عبارت حضرت نمی تواند عمومیت داشته باشد؛ زیرا بر فرض پذیرش، این حکم تنها در مورد یهودیانی اجرا شده که با اسلام آشکارا دشمنی داشتند، همانند کعب بن اشرف که پیامبر(صلی اللهعلیه و آله) دستور قتل او را صادر کرد. مورخین در این رابطه می نویسند: پیامبر(صلی اللهعلیه و آله) گروهی را برای کشتن کعب بن اشرف فرستاد و آنان نیز او را کشتند.(۱۶).
این واقعه به عنوان یکی از مصادیق ترور در جامعه اسلامی تلقّی می شود. امّا اقدام پیامبر در صدور حکم کعب از مصادیق ترور نیست؛ زیرا پیامبر(صلی الله علیه و آله) حاکم جامعه اسلامی است و یکی از شوون این حاکم، قضاوت و داوری است. در واقع پیامبر با استناد به این شان و بر پایه «مجرم بودن» کعب، حکم قتل او را آشکارا و نه مخفیانه صادر کردند.
کعب بن اشرف شاعری جاهل و از قبیله بنی نضیربود که پیامبر و یارانش را هجو کرده و «مشرکان را بر علیه مسلمانان تحریک می کرد». کعب «متعرض زنان مسلمان می شد» و به بدی از زنان پیامبر نام می برد و «اشعاری توهین آمیز درباره زنان مسلمان می سرود». از این رو او خطری برای امنیت جامعه مسلمانان و استقرار حکومت اسلامبود. در واقع او غیر از اینکه باعث سلب امنیّت روانی شده بود، «ستون پنجم مشرکین مکه در مدینه بود» و مشرکان را برای حمله به مدینه تحریک می کرد. بعد از حادثه «احد»، کعب بن اشرف به اهل مکه پیشنهاد کرد که سى نفر از شما و سى نفر از ما به کنار خانه کعبه برویم و شکمهاى خود را بر دیوار خانه کعبه بگذاریم و با پروردگار کعبه عهد کنیم که در نبرد با محمد کوتاهى نکنیم. این در حالی است که یهودیان بنی نضیربا پیامبر(صلی اللهعلیه و آله) پیمان بستند که به دشمنان کمک نکنند اما کعب این پیمان را زیر پا نهاده بود و باید منتظر مجازات سختی می بود، چرا که به «جنگ سیاسی-امنیّتی» بواسطه جاسوسی و تحریک مشرکین و «جنگ روانی-تبلیغاتی» علنی علیه مسلمانان آمده بود. (۱۷)
پی نوشت:
(۱). دانشنامه سیاسی، آشوری، داریوش، مروارید، تهران، ۱۳۶۶، ص ۹۸٫
(۲). فرهنگ اصطلاحات معاصر، میرزایی، نجف علی، دارالاعتصام، قم، ۱۳۷۶، ذیل کلمه فتک.
(۳). حقوق بشر از منظر اندیشمندان، بسته نگار، محمد، سهامی انتشار، تهران، ۱۳۸۰، ص ۵۸۴٫
(۴). فرهنگ فارسی عمید، عمید، حسن، امیرکبیر، تهران، ذیل کلمه ترور.
(۵). مقاله «اسلام و تروریسم»، شیرودی، مرتضی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، بهار ۱۳۸۲، شماره ۵۹، ص ۱۵۳-۱۷۸٫
(۶). سوره اسراء، آیه ۷۰٫
(۷). کافی، کلینى، محمد بن یعقوب، انتشارات إسلامیه، تهران، ۱۴۰۷ ق، چاپ چهارم، ج ۲، ص ۳۶۸٫
(۸). بحار الأنوار، مجلسی، محمد باقر، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۰۳ق، چاپ دوم، ج ۵۲، ص ۲۷۷٫
(۹). بحار الأنوار، همان، ج۴۷، ص، ۱۳۷٫
(۱۰). البته رها کردن یک انسان جاهل که ناسزایی را در جمع محدود می گوید، با مهدور الدّم بودن امثال سلمان رشدی – که با حمایت دولت استعماری و خبیث انگلیس و به صورت علنی و در سطح گسترده بین المللی، هجمه ای طراحی و حساب شده را علیه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) انجام داده و بیش از یک میلیارد انسان را آزرده است – فرق دارد. ضمن اینکه فتوای قتل سلمان رشدی توسط یک حاکم شرع و از موضع قوانین اسلامی داده شده است و یک عمل دفاعی و اعلام شده است؛ نه یک عمل تهاجمی و غافل گیرانه. نمونه این فتوا درسیره پیامبراسلام(صلی الله علیه و آله) بر علیه یک شاعر یهودی که جنگی علنی – تبلیغاتی و روانی بر علیه مسلمانان و شرافت زنان مسلمین به راه انداخته بود، نیز وجود دارد، که در همین مقاله به آن پرداخته شده. چاپ کتاب «آیات شیطانی» در تیراژ گسترده و با پشوانه سیاسی و دولتی برای «ترور شخصیّت» پیامبر بیش از یک میلیارد انسان با ابزار توهین، اعلان جنگ است، و جواب آن قتل است. جوابی که محقق نشد و سیر توهینهای حساب شده و تحت حمایت، از نشریات و انتشارات اروپایی علیه شخصیّت الهی پیامبر اسلام ادامه دارد.
(۱۱). مسلم بن عقیل، محدثی، جواد، دفتر تبلیغات اسلامی قم، قم، ۱۳۷۵، ص ۲۵٫
(۱۲). جمعی از نویسندگان، تساهل و تسامح، آفرینه، تهران، ۱۳۷۹ش، ص ۳۵؛ مقاله «اسلام و تروریسم»، شیرودی، مرتضی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، بهار ۱۳۸۲، شماره ۵۹، ص ۱۵۳-۱۷۸٫
(۱۳). سوره بقره، آیه ۱۷۸٫
(۱۴). سوره مائده، آیه ۳۳٫
(۱۵). تفسیر نمونه، آیت الله العظمى مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ ه. ش، چاپ سی و دوم، ج۴، ص ۳۵۹٫
(۱۶). رک: بحار الأنوار، همان، ج ۲۰، ص ۱۰-۱۲٫
(۱۷). رک: تفسیر نمونه، آیت الله العظمى مکارم شیرازی، ناصر، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ ه. ش، چاپ سی و دوم، ج۳، ص ۲۰۳ و ۴۱۶-۴۱۷٫
انتهای پیام
www.af.shafaqna.com
