شفقناافغانستان- رهبران سه جریان سیاسی قدرتمند( حزب وحدت مردم افغانستان، حزب جمعیت اسلامی افغانستان و حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان) پس از گفتوگوهای چند روزه، در شهر انقره ترکیه به تشکیل یک ائتلاف سیاسی زیر نام « ائتلاف ملی برای نجات افغانستان» توافق کردند.
به گزارش شفقناافغانستان ،پايان دادن به اقدامات ‘فراقانونى رییس جمهور، بازگرداندن صلاحيت معاون اول ریاست جمهوری و وزرا، بركنارى مشارو امنیت ملی و اصلاحات ساختاری و اداری حکومت از برنامه های اعلام شده ائتلاف جديد به شمار می رود.
پس از انتخابات ریاست جمهوری و کش مکش های چندین ماهه دولت های ذی نفوذ در انتخابات افغانستان حکومت دوسره وحدت ملی با رهبری اشرف غنی به نمایندگی آمریکا و هم پیمانانش و عبدالله عبدالله به نمایندگی روسیه و هم پیمانانش اعلام موجودیت نمود.
با توجه به ناعادلانه بودن انتخابات پیش بینی می شد در آینده کشورهای ذی نفوذ در تلاش برای حذف قدرت دیگری در کابینه ی حکومتی افغانستان باشند، همانطور که طبق پیش بینی ها عده ای از مسافرینش را ارگ پیاده میکرد، نارضایتی ها نیز با بر چیده شدن این مسافرین ناکارآمد افزایش می یافت.
در قیام تبسم نارضایتی مردم از عدم امنیت کشور و دخالت ستون پنجمی های ارگ به اوج خود رسید و برای اولین بار شاهد قیام خودجوش و میلیونی مردمی در تاریخ افغانستان بودیم، قیامی که پیش بینی نشده بود و کشوری های ذی نفوذ آمادگی برخورد با این قیام را توسط عاملین و مزدوران داخلی خود نداشتند ، در این قیام شاهد لرزش پایه های ارگ و خطر براندازی حکومت دوسره بی کفایت بودیم.
قیامی که میرفت به سرانجام برسد و خواسته های معترضین در حال محقق شدن بود،به دلیل نبوذ استراتژی و برنامه ی مشخصی و رهبری افراد توانا و کاردان و قابل اعتمادی به بیراهه کشیده شد، عده ای به عنوان نماینده در تبانی با ارگ آب پاکی را روی خواسته های مردم ریختند و متاسفانه با دخالت و خیانت رهبران بی کفایتی چون محقق برای تداوم حضور در عرصه سیاستشان و پشت پا زدن به به خواسته های برحق و قانونی مردم به انزوا کشیده شد و سیلی محکمی از سوی رهبران سنتی ناکارآمد به سمت مردم نشانه رفت.
قیام میلیونی که توسط محقق رهبر حزب وحدت اسلامی توهین آمیز خطاب شد و مردم در این قیام به عنوان لوچک های کوچه بازاری معرفی نمود و خواسته های برحق مردم به عنوان عدالت اضافی قلمداد شد.
در این قیام شاهد جدا شدن یکی رهبران سنتی و ناکارآمدن از بدنه اجتماع مردمی بودیم . با نامه سرگشاده ی معاون دوم رئیس جمهوری به اشرف غنی و برملا شدن توطئه ارگ در حق مردم مناطق مرکزی (هزاره جات)شاهد دومین قیام مردمی به نام جنبش روشنایی در افغانستان بودیم .
حکومت در برابر منطق و استدلال های علمی، تخنیکی و اقتصادی مبتنی بر منافع ملی ” جنبش روشنایی” و داعیه این جنبش – برق 500 کیلو ولت ترکمنستان از مسیر اصلی آن بامیان – میدان وردک- هیچ حرفی برای گفتن نداشت، متوسل به فریب و انتحار شد.
خیانتی که منجر به گسترش اعتراضهای مردمی برای اولین بار به تمامی کشورهای جهان شد. با حادثه ی انتحاری از طرف عوامل ارگ در این قیام و کشته شدن صدها جوان بودیم ، برای اولین بار شاهد بالندگی و جدایی نسل جدید از رهبران سنتی و کلیشه ای قوم هزاره بودیم .
متاسفانه در این قیام جز تعداد محدودی از عوامل سو استفاده گر، دیگر سیاسیون با بی تفاوتی از این خواسته ی بدیهی و برحق مردم چشم پوشی نمودند و با بی تفاوتی و نادیده انگاشتن و عدالت اضافی شمردن خواسته های مردم عبور نمودند.
بعد از جریان کمرنگ شدن رهبران سنتی هزاره ها این بار جریانات هماهنگ به سمت بدنام کردن رهبر ازبک ها با توطئه ی طرح تجاوزجنرال دوستم به ایشچی و محکوم نمودن تمامی کشورهای اروپایی و سازمانهای حقوق بشری مواجه شدیم ، باتوجه به منفعل بودن ایشچی در معاینات طبی بگرام هم چنان عده ای طبل محاکمه جنرال را می نواختند .
با محاصره ی منزل جنرال دوستم و تبعید وی به ترکیه گمان می رفت پرونده ی مقعد ایشچی بسته شده باشد و دوستم اواخر عمرش به تبعید برنامه ریزی شده فرستاده شده باشد.
قطار ارگ هم چنان در حال پیاده مسافران و رهبران سنتی ناکارآمد با تکیه بر عوامل خارجی پیش می رفت این بار در ایستگاه تاجیکان متوقف شد، با ایجاد اختلاف و تفرقه بین سران تاجیک کم کم به حذف و کم رنگ نمودن و کلیشه ای کردن مسئولین تاجیک در کابینه ی ارگ پرداختند.
انتحاری چهارشنبه خونین پایتخت که توسط عوامل مخالف حکومتی برای تضعیف حکومت وحدت ملی برنامه ریزی شده بود موفقانه به ثمر نشست و باعث شد تا مخالفین سیاسی حکومت از فرصت پیش آمده بهترین استفاده را نمایند و با ایجاد انتحاریهای برنامه ریزی شده و کشتار هدفمند افرادی چون سالم ایزدیار فرزند معاون مجلس سنا در صدد اغتشاش کردن جو موجود و بر اندازی تاجیکان علیه حکومت بر آمدند.
اعتراضات گسترده مردمی تحت عنوان جنبش رستاخیر تغییر به وجود آمد و با برپایی خیمه های تحصن در سرکهای پایتخت به پیش رفت، متاسفانه به دلیل نبودن برنامه و خواسته های مشخص متحصنین و ورود افراد موج سور سیاسی ،این قیام نیز به سرنوشت جنبش روشنایی مبدل گردید.
اما این بار رهبران سنتی بی کفایت با توجه به حذف تدریجی شان از ارگ و در خطر دیدن جایگاه سیاسی شان ، برای ایجاد ائتلافی هماهنگ در مقابل حکومت بایکدیگر متحد شدند.
سه رهبر احزاب مختلف تخت عنوان« شورای ائتلاف ملی برای نجات افغانستان » در آنسوی مرزها گرد آمدند تا برای امتیاز گیری مجدد و تحمیل خواسته هایشان به حکومت وحدت ملی با اعلام بیانیه ها و فیگورهای ائتلافی فشار بر حکومت و دولتهای پشتیبان حکومت وحدت ملی وارد نمایند.
شاهد آمدن گوتروش دبیر کل سازمان ملل، و مسئولین آمریکایی و دخالت چین و روسیه در این مدت بودیم .
ارگ نیز در این مدت بیکار نماند و با چیدن میز پلوخوری و دعوت از سران قبائل و مسئولین و منصوبین حکومتی و وعده ی اصلاحات حکومتی و انجام خواسته های مردم با برداشتن حصار های سمنتی پایتخت در صدد تطمیع و فروکش جو بی اعتمادی بین خود و مردم شد.
خواسته هایی که این ائتلاف فصلی بیان نمود ه است؛ مضحکانه ،بچگانه، ناپخته و فاقد سیاست راهبردی برای پیش برد امتیاز گیری رهبرای سنتی ناکارآمد می باشد.
فهرست این شورای ائتلاف همانند فهرست داشته های یک دکان بقالی می باشد گویی چند گرگ در صدد مطالبه حق خود از کفتار برآمده اند.
خواسته هایی که نه به نفع ملت و مردم بلکه به نفع رهبران بی کفایت ختم میشود، در این خواسته های بچگانه حرف جدید جز تکرار کلیشه های پیشین گنجانده نشده است.
نمی توان با این بیانیه امیدوار به پیش برد اهداف سران این احزاب تحت ائتلاف برای نجات افغانستان بود.
بیشترین سود را در کوتاه مدت جنرال دوستم و در بلند مدت کرزی و عواملش می نمایند، سایر رهبران با این ائتلاف حذف بی مقدمه و زودرس خود را از ساختار نظام سیاسی افغانستان کلیک زده اند.
رهبرانی که طی این سالها امتحان خود را پس داده اند نه مردم به آنها اعتمادی دوباره می توانند نه آنها با این شیوه ی راهبردیشان در حکومت جایی برای خود می توانند مهیا نمایند.
سرو صدای پرطمطراق حبابی شکلی که روی آب های آنتالیا شکل گرفته نرسیده به پایتخت محو خواهد شد.
سازش فصلی که دو جنرال بی کفایت و یک ملای ناکارآمد را کنار هم گردآورده است ممکن است با معامله و خیانت یکی از این رهبران از هم بپاشد.
اما حرکت هایی مثل جنبش روشنایی و رستاخیز تغییر بیشتر شوند و با برنامه ریزی پیش بروند در آینده شاهد حکومتی مردمی و مردم پسند برای تحقق عادلانه ی تقسیم حکومت خواهیم بود.
زمان نیاز هست و بالابردن آگاهی برای ایجاد تغییر و اصلاحات حکومتی توسط مردم .
حکومت مردمی در آینده بدون توجه و تکیه به این رهبران بی کفایت سنتی که طی این سالها به جز اطرافیان و آشنایان نالایق حزبیشان و معامله بر سر خون شهدای مردم و نادیده گرفتن خواسته های بدیهی و اولیه ی مردم به عنوان عدالت اضافی در خیانت و فساد حکومتی شریک بوده اند یکی از عوامل فساد در حکومت محسوب می شده اند را برای همیشه به کناری رانده و خانه نشین کاخ های پوشالی شان نمائیم.
