شفقنا افغانستان-کریسمس در این بیابان این گونه گذشت: شب 24 دسامبر حدود ساعت هشت شب همه مسیحیان در این کلیسا جمع شدند و همراه با کشیش ها سرودهای مذهبی ویژه کریسمس را خواندند و پس از خروج از کلیسا آتش مقدس مسیح را روشن کردند. شب های این جا یعنی شمال عراق به شدت سرد است و به همین خاطر این مردم کنار آتش جمع شده و گرم شدند و حتی عرق ریختند.
رفته رفته کنار آتش خلوت شد و برخی به خانه های خود رفتند و همراه با خانواده شام کریسمس خوردند و عده ای دیگر به یک رستوران رفتند و در آن جا جشن را ادامه دادند. فردا صبح هدیه هایی در انتظار کودکان است و برخی از این هدیه ها در باغ و برخی دیگر در محوطه بیرونی یا حیاط خانه ها قرار دارد. “هانا پتروس” 49 ساله می گوید:” گاهی هم در بیرون و هم در داخل خانه هدیه هایی درست می کنیم و به بچه ها می گوییم که هدیه های داخل حیاط از طرف ما و هدیه های داخل خانه از طرف بابا نوئل است. این که آنها حرف ما را باور می کنند یا نه اما مشخص نیست”.
اگرچه که بابانوئل ساخته و پرداخته گل های فرانسوی است اما مسیحیان در این منطقه سابقه ای دو هزار ساله دارند و از قرن ها پیش از گل های فرانسه وجود داشته و از قرن ها پیش نام مسیح در این جا شنیده می شود. اما امسال ظاهرا بابانوئل چیز زیادی در انبان خود ندارد. زیرا دیگر حیاط یا خانه ای وجود ندارد و شاید دیگر اثری از آن کلیساهای شهر قره قوش عراق نیز نباشد. از زمان حمله شبه نظامیان تروریست داعش به قره قوش، مسیحیان ساکن آن شهر در نقاط مختلف عراق پراکنده شده و در اردوگاه هایی نظیر این اردوگاه واقع در اربیل مرکز منطقه خودمختار کردستان عراق ساکن شدند.
چادرها در زمین های اطراف کلیسا یا مقبره الیاس برپا شده است و در حال حاضر نزدیک به 700 نفر در این چادرها زندگی می کنند و اسکان این عده در محوطه کلیسا کاری بس دشوار بوده است. به اصطلاح کوچه میان این چادرها تنها یک متر پهنا دارد. بدین ترتیب آیا کریسمس امسال برای این افراد کریسمس غم انگیزی نیست؟ خانم حانا می گوید:” البته که نه زیرا آن چه که بر سر مسیح و خانواده اش آمد دقیقا بر سر ما نیز می آید و این به هیچ عنوان غم انگیز نیست”.
اما در این تردیدی نیست که این کریسمس سرد برای بسیاری از آن 8/1 میلیون عراقی آواره که از ترس نیروهای داعش فرار کرده اند به همان سختی است که تصورش را داشتند. دمای هوا در شمال عراق در زمستان به زیر نقطه انجماد می رسد و این مساله برای مردمی که خانه و کاشانه خود را از دست داده و از سقفی محکم و همین طور از ابتدایی ترین تجهیزات زمستانی محروم هستند به شدت مخاطره انگیز است.
کمیته امور پناهجویان سازمان ملل در پایان نوامبر خبر از آن داد که “برنامه ویژه زمستان” را آغاز کرده و بر این اساس اقلامی چون پتو و دیگر تجهیزات زمستانی در اختیار پناهجویان قرار می گیرد و چادرهای آنان به لوازم گرم کننده مجهز می شود. اما به گفته کمک رسانان در مناطق مختلف شمال عراق هنوز هم از آن برنامه ویژه در این مناطق اثری مشاهده نمی شود. سازمان ملل همچنین اعلام کرد که نیمی از پول های وعده داده شده در اختیار پناهجویان در عراق قرار خواهد گرفت و این به آن معنی است که بیش از 400000 نفر همچنان محروم از تجهیزات زمستانی باقی خواهند ماند.
“فرانک فرانکه” یکی از کمک رسانان داوطلب آلمانی در شمال عراق می گوید:” دیروز زنی بیوه را در اربیل دیدم که از 16 کودک عروس های بیوه شده اش نگهداری می کند. پاهای این بچه ها از شدت سرما تقریبا کبود شده بود و به همین خاطر برای آنها جوراب و چکمه تهیه کردیم”. فرانکه همراه با یک هواپیمای باری حامل 69 تن تجهیزات زمستانی به کردستان عراق آمده است. به گفته وی کمک دهندگان آلمانی تقریبا همکاری خوبی نشان می دهند و از این نظر مشکل چندانی وجود ندارد و علاوه بر آن شمار زیادی از کارکنان نهادهای مردمی نیز به صورت داوطلب به این مناطق آمده و می آیند. بیش از 120000 هزار یورو پول نقد نیز جمع آوری شده و پیش بینی می شود که این رقم به چهارصد هزار یورو برسد:” اما آن چه که نگرانی های من را تشدید می کند همان کمبود تجهیزات ابتدایی برای مقابله با سرما در مناطق بحران زده است. مردم در این جا از ابتدایی ترین امکانات نیز محروم هستند”.
و صد البته بیماری نیز همراه با سرما می آید. دکتر خالد آبخی هماهنگ کننده سازمان پزشکان بدون مرز در شمال عراق تخمین می زند که در حال حاضر یک سوم پناهجویان دچار بیماری های مختلف باشند:” طبیعتا این بیماری ها از سرماخوردگی تا آسم و ذات الریه را در بر می گیرد. اما سرما باعث سکته های مختلف نیز می شود. بیماری های پوستی نیز به دلیل نبود آب گرم برای شستشو به شدت در حال سرایت است. نشستن بر زمین سرد نیز موجب بیماری های مقعدی و هموروئید می شود”.
این مردم نیازی فوری به دارو و تجهیزات پزشکی دارند. اولین موج سرمای امسال شمار بیماران را سه برابر کرده است و هیچ کس نمی تواند حدس بزند که در ماه های آینده چه پیش خواهد آمد.
دانیل 24 ساله که یک کشیش است می گوید:” امسال برگزاری جشن کریسمس کار ساده ای نیست”. آن اردوگاه واقع در محوطه این کلیسا برای جشن کریسمس تزئین شده است و تختخوابی از جنس چوب و کاغذ به عنوان گهواره مسیح در ورودی محوطه قرار دارد. در داخل مدرسه نیز حلقه های گل و ناقوس های کاغذی با برف مصنوعی طلایی رنگ دیده می شود. بچه ها پشت سر هم سرودهای کریسمس را البته به زبان انگلیسی و لهجه غلیظ عربی می خوانند. از قرار معلوم معلم مدرسه این سرودها را به آنها یاد داده است.
پدر دانیل می گوید:” بسیاری از این بچه ها به دلیل چیزهایی که دیده و تجربه کرده اند دچار مشکلات روحی و روانی هستند و ما تلاش می کنیم که به آنها کمک کنیم. به هر صورت ممکن آنها را مشغول می کنیم. همگی آواز می خوانیم و کاردستی می سازیم و مسابقه استعدادهای برتر برگزار می کنیم. نقاشی هم از جمله این برنامه ها است. اما تنها چیزی که این کودکان می کشند تفنگ و تروریست است”.
پناه جویان همچنان به دور از جنگ و در حاشیه آن قرار دارند. اما آن مناقشه ای که آنها از آن جان سالم بدر برده اند همچنان در همسایگی آنان وجود دارد. مناطق تحت اشغال داعش از چهل کیلومتر دورتر از اربیل شروع می شود. البته به تازگی نیروهای پیشمرگ کرد موفق شدند که حلقه محاصره نیروهای داعش به دور منطقه سنچار که اکثریت ساکنان آن را اقلیت ایزدی تشکیل می دهند بشکنند. کمک رسانان آلمانی از جمله اولین گروه هایی بودند که برای پناهجویان و آوارگان کوهستان سنچار کمک های غذایی آوردند. فرانکه می گوید:” اما هنوز هم در این منطقه محدودیت های زیادی داریم. نیروهای داعش در گروه های چند نفره همچنان حضور دارند. اگرچه که هر روز تقریبا پنجاه نفر از نیروهای داعش کشته می شوند اما بلافاصله هشتاد نیروی تازه نفس جای آنها را می گیرند”.
به همین خاطر نیازهای مردم شمال عراق به پتو و چادر محدود نمی شود. “نیاد لطیف کوچا” شهردار اربیل می گوید:” اعزام مربیان نظامی آلمانی بسیار مهم است و ما به خاط سلاح های سبکی که آلمان در اختیارمان می گذارد بسیار سپاسگزاریم. اما ائتلاف ضد داعش باید به ما سلاح های سنگین هم بدهد زیرا در غیر این صورت جنگ علیه داعش بسیار طولانی می شود”.
کوچا به مدت 23 سال در آلمان زندگی کرده و به همین خاطر به خوبی به زبان آلمانی مسلط است. او در دوران شهرداری خود اربیل را به شهری در حال رشد بدل کرد و امروزه این شهر در سایه این رشد از روابطی خوب با کشورهای خارجی برخوردار است. شرکت های بین المللی زیادی به ویژه در حوزه نفت در اربیل فعالیت دارند و شعبه های فروشگاه های زنجیره ای و رستوران های شیک اروپایی کاملا به چشم می آید. در بسیاری از این فروشگاه ها و رستوران ها دخترانی با لباس نیروهای پیشمرگ دیده می شوند. درخت های کریسمس و چراغ های رنگارنگ آن در همه جای شهر جلوه خاصی دارد و به عبارت دیگر اربیل بدون توجه به آن چه که در نزدیکی آن می گذرد کریسمس را جشن گرفته است.
با این حال این جنگ بار سنگینی بر شانه های اربیل گذاشت و حضور 8/1 میلیون پناهجو آن هم برای شهری که تا پیش از آن تنها پنج میلیون نفر جمعیت داشت بسیار دشوار است. حانا پتروس ضمن تشکر از کردهای عراق به دلیل میهمان نوازی هایشان می گوید:” به هر حال دیگر نمی توانم به شهر قره قوش بازگردم. ما سال ها در کنار همسایگان سنی خود در کمال صلح و آرامش زندگی کردیم اما آنان ناگهان به داعش پیوستند و دشمن ما شدند”. نوه هشت ساله حانا که شاهد موشک پرانی ها و حمله داعش بوده است از بیماری های روحی روانی رنج می برد و حانا برای اولین بار با بغضی در گلو می گوید:” نوه ام از ساده ترین چیزها وحشت دارد و حتی نمی تواند به تنهایی به توالت برود”. اما حانا به تازگی دلیلی دیگر برای خوشحالی پیدا کرده است:” دخترم در همین اردوگاه و درست در آستانه کریسمس یک پسر به دنیا آورد”.
منبع: دی ولت
ترجمه:محمدعلی فیروزآبادی- شفقنا
انتهای پیام
