شفقناافغانستان- آیتالله سیستانی تنها سه روز بعد از سقوط موصل در سال 93 و اشغال آن بدست داعش، از تمامی عراقیها خواست تا داوطلبانه به جنگ علیه داعش بپیوندند. این فتوای آیتالله سیستانی موجب بسیج مردم و جلوگیری از تداوم پیشروی داعش شد.
به گزارش شفقناافغانستان،هدف قرار دادن مساجد شیعیان در افغانستان ، می تواند پیآمد مستقیم شکست داعش در عراق و ضرباتی که در سوریه به آن وارد میشود، باشد.
همانطور که داعش ساعاتی پیش مسئولیت حمله به مسجد جوادیه هرات را بر عهده گرفت این گروه تروریستی در بیانیهای مدعی شد در این حمله جان “۵۰ رافضی” را گرفته است.
این بیم از همان ابتدا میرفت که افراد داعش با سوءاستفاده از احساسات مذهبی مردم در کشوری که حکومت آن به معیارهای بین المللی ناکام خوانده می شود، در افغانستان نفوذ خواهد کرد.
در حالیکه اشرف غنی اظهار داشت تروریستان نمیتوانند با این گونه اعمال جنایت کارانه شان در میان مردم ما تفرقه مذهبی ایجاد نمایند.
دو روز پیش تر نیز گروه داعش با حمله به سفارت عراق در کابل منجر به کشته شدن دو تن از سربازان نیروهای امنیتی شد.
با توجه به وضعیت شکننده ی امنیتی و فعالیت گسترده مبلغین افراطی مذهبی در مدارس دینی بیم آن می رود که ریشه های داعش از سوریه و عراق در افغانستان ریشه بدواند.
در برهه کنونی وضعیت نا متعارف سیاسی کشور به دلیل فعالیت شبکه های مافیایی و فساد گسترده حکومتی ،سبب رونق و تقویت فعالیت های گروههای تروریستی در داخل کشور منجمله داعش شده است.
انتقال گروههای تروریستی از کشورهای همسایه طی روندی از جنوب به شمال کشور مدتهاست که آغاز شده است ،به طوریکه اکنون گذرگاه هلمند و دامنه های پامیر مسیر انتقال تروریسها به شمار می رود.
در مناطق تحت سلطه ی طالبان این گروه تروریستی افراطی ، با آموزش کودکان از سنین پائین اقدام به جذب برای آموزش فعالیت های تروریستی نموده اند. با فرستان شاگردان برای آموزش انتحاری به پاکستان در صددبرنامه ریزی برای اغتشاش و بهره برداری سیاسی اهداف کشورهای قدرتمند پشت این سناریو ی تراژدیک برای منفعت سیاسی و باج گیری از مجامع بین المللی و منطقه ای هستند.
عراق به موقع توانست با فتوای آیت الله سیستانی به بسیج مردمی علیه داعش اقدام نماید، اما این روند در افغانستان با پیشینه ی قومیت های مختلف جز ایجاد چند پارچگی و گسترده شدن شکاف های قومی پیامد مثبتی نخواهد داشت.
تجریه تلخ شکست های 7و 8 ثور گواهی بر این مدعا و مدرکی برای اثبات جنگ افروزی عده ای قدرت طلب مزدور بیگانگان به نام جهاد می باشد . اکنون نیروی قدرتمند سیاسی و مذهبی مورد پذیرش عامه ی مردم در کشور وجود ندارد که بتواند با درایت مشکلات جامعه را هدایت نموده و برای برون رفت از این معضل پیش رو برنامه ریزی نمایند.
الگوی کاربردی در جامعه ی عراق برای افغانستان را نمی توان تجویز نمود، این الگو جز عمیق تر شدن شکاف های مذهبی و قومی نتیجه ای در بر نخواهد داشت.
مسئولین و صاحب نظران برای حل این مشکل از برون رفت کنونی و قویتر شدن داعش باید چاره ای بیندیشند.
ارتش و گروههای مردمی عراق سرانجام بعد از سه سال، موفق به آزادسازی موصل و شکست کامل داعش در کشورشان شدند.
در عراق یک نوع اتفاق نظر دولتی و مردمی برای ریشه کن کردن داعش به وجود آمد در بسیاری از مناطق این کشور شاهد بسیج مردمی بودیم.
این در حالی است که حکومت افغانستان راهبرد منظم و منسجمی را طی 16 سال برای نابودی گروه های تروریستی نتوانسته اتخاد نماید ، برای برون رفت از معظل طالبان به شورای فرمایشی صلح با هزینه های سرسام آوری متوصل شده که تا کنون نتیجه ی مثبتی به همراه نداشته است.
با این رویکردضعیف حکومتیدر مقابل گروه های تروریستی خوف آن میرود کهاین گروه ها ر مناطق بیشتری نفوذ نمایند.
همانطور که میدانیم این گروهها با اهداف خاص و برنامه ریزی مشخص طی آموزشهایی برای ایجاد حملات تروریستی تربیت شده اند، حمله به مساجد شیعیان کاملا هدفمند به نظر میرسد.
زیرا در مفکوره ی متجاهلانه آموزشهای افراطی دینی گرایانه این گروه های تروریستی بنا بر اعتقادات آموزه های دینیشان استنباطی صحیح و دقیق از اصول و احکام اسلامی است.
گروه افراطی گرا شیعیان را “رافضی” مینامند و بر این باور هستند که با کشتن 7 رافضی وارد بهشت خواهند شد.
حامیان این گروه های تروریستی برای ایجاد تفرقهی دینی تا امروز تلاش های گسترده ای برای دامن زدن اختلافات در افغانستان براساس دین و مذهب انجام داده اند که به ناکامی منجر شده است.
روند بیبرنامگی حکومت افغانستان میتواند زمینه گسترش نفوذ گروه های تروریستی را که شیعیان را کافر می پندارند، فراهم نماید.
متاسفانه عملکرد حکومت در قبال جنایت های این گروه های تروریستی بسیار ضعیف بوده و جز محکوم نمودن دستاورد مثبتی برای ملت به همراه نداشته است.
با تشکیل گروهها و احزاب مخالف عملکرد دولت در طی ماههای اخیر شاهد واکنش های سیاسی در مجامع بین المللی و داخلی هستیم.
سران احزاب معترض که با تشکیل ائتلاف ها و گروهها ی سیاسی برای گرفتن سهم بیشتری از حکومت دست و پا میزنند به جای کمک خود به خلق بحران فاجعه و ایجاد تنش روی آورده اند.
ما طی هفته های اخیر شاهد ظهور گروه اپوزیسیون و شورای نجات ملی و عناوین پرطمطراق دیگری بودیم که با روند ادامه باج خواهی و مظلوم نمایی برای به چالش کشیدن حکومت دوسره ی وحدت ملی با کاربرد عناوین کوچه و بازاری و تهدیدات توخالی برای راست کردن پای کج حکومتاز پشک شوی های نیکتایی پوش درصدد گرفتن سهم الارث بیشتری برای چپاول و دزدی حق ملت به نام ملت به کام احزاب و گروههای وابسته به خودشان می باشند.
با این روند و اوصاف و به چالش کشیدن حکومت وحدت ملی توسط عده ای شارلاتان سیاسی برای باج گیری و اهداف سیاسی شخصی نمی توان امید وار بود که راهبرد غلبه بر گروههای تروریستی عراق در افغانستان پاسخ گو باشد.
بنابراین فعالین سیاسی و صاحب نظران تا دیر نشده ، تدابیری برای برون رفت کشور از معظل گروه های سرخورده سیاسی و احزاب نرسیده به قدرت بیندیشند، زیرا این افراد همانطور که تجربه تلخ دهه هفتاد نشان داده است با مزدوری و سر سپردگی به کشورهای بیگانه حتی از کشتار مردم برای گرفتن امتیازاتی که سهم الارثشان می دانند نیز کوتاهی نخواهند ورزید.
با خیانت این افراد به ملت ممکن است بار دیگر کشور درگیر جنگ های حزبی و درون گروهیشود و به سرنوشت سوریه و عراقی دیگر مبتلا شویم .
