شفقنا افغانستان-رخداد خونین سهشنبه هفته گذشته در پاکستان یک واقعیت را به اثبات رساند که به تروریزم نباید اعتماد کرد. تروریزم حتی برای دولتها و نهادهای سیاسی که بخواهند از آن حمایت کنند و از تروریزم به اهداف مورد نظر سیاسی خود برسند نیز قابل اعتماد نیست. در تحلیلها و ارزیابیهایی که وجود دارد گفته میشود که مفکوره خشونتطلبی در پاکستان از سوی سازمان استخباراتی اردوی آن کشور ایجاد شده و همچنان ادامه داده میشود. سازمان استخباراتی پاکستان به این لحاظ از تروریزم و سازمانهای خشونتطلب و تندرو حمایت میکند که بتواند از این مفکوره و از کسانیکه جلب این مفکوره میشود در جنگ بر ضد هندوستان بر سر مالکیت کشمیر و در جنگ بر ضد افغانستان بهخاطر اختلافات تاریخی استفاده کند.
اما اینک دیده میشود که همان سازمانهای تندرو که از سوی سازمان استخبارات ارتش پاکستان حمایت میشدند، اینک اردوی پاکستان و منافع مربوط به اردوی پاکستان را هدف قرار میدهند. این در حالی است که همواره یکی از خواستهای افکار عمومی این بوده است که پاکستان از حمایت از مفکورههای تندروانه و خشونتطلبانه دست بردارد. اما پاکستان علیرغم ادعای همکاری با دولت افغانستان و سایر شرکای استراتژیک بینالمللی افغانستان در مبارزه با تروریزم، از گروه طالبان و حزب اسلامی و شبکه حقانی که هر سه از گروههای همسو با سازمان القاعده و از گروههای شدیدا خشونتپیشه و تندرو میباشند، حمایت کرده است. به باور بسیاری از کارشناسان هم اکنون نیز رهبران فراری گروه طالبان و شبکه حقانی و همچنین حزب اسلامی در پاکستان زندگی میکنند و بهصورت محسوس از حمایت سازمان استخباراتی ارتش پاکستان برخوردار میباشند.
حمایت سازمان استخباراتی پاکستان از گروههای مسلح ضد دولت افغانستان باعث شده است که این مفکوره در پاکستان به میان بیاید که جنگ در افغانستان یک بخش از سیاستهای استراتژیک دولت اسلامآباد است. بهصورت بسیار واضح میتوان ادعا کرد که اعلام حمایت طالبان پاکستانی از جنگ در افغانستان و همچنین صدور فتوا از سوی برخی از سیاستمداران و برخی از عالمان دینی پاکستان در خصوص جواز جنگ در افغانستان و حمایت از این جنگ در افغانستان، در حقیقت ریشه در آن مفکورههای سیاسی دارد که در پاکستان وجود دارد و سیاستمداران حاکم بر اسلامآباد این مفکورهها را پرورش داده و حفظ کردهاند.
بدون شک میتوان گفت که مولانا فضلالرحمان که اخیرا به جواز جنگ در افغانستان فتوا داده است و عمران خان که قبلا همین کار را کرده بود، از کسانی میباشند که با سیاست داخلی و منطقهای پاکستان به وضوح آشنایی دارند و بر همین مبنا فتواهایی که صادر میکنند و یا نظریاتی که ابراز میکنند در همخوانی با سیاستهای منطقهای و خارجی پاکستان خواهد بود. از اینرو وقتی عمران خان و مولانا فضلالرحمن بر جواز جنگ در افغانستان فتوا میدهند، گویای این واقعیت است که جنگ در افغانستان از مسایلی محسوب میگردد که در نزد سیاستمداران پاکستانی و در قالب سیاستهای منطقهای اسلامآباد از مطلوبیت لازم برخوردار میباشد.
اما دیده میشود که سیاست حمایت از خشونت و گروههای تندرو و خشونتپیشه دقیقا به ضرر پاکستان تمام شده است. دولت اسلامآباد روز سهشنبه هفته گذشته شاهد یکی از خونینترین وقایع تروریستی در یکی از مناطق شمال این کشور بود. گروه طالبان پاکستانی که از گروههای همسو و شدیدا مشابه از نظر سیاسی با طالبان افغانستان محسوب میشود، با یورش مسلحانه به یکی از مکاتب پیشاور که متعلق به نظامیان این کشور بوده است، شماری زیادی از شاگردان، معلمین و سایر افراد موجود در نزدیک به منطقه عملیاتی را به قتل رساندند. این کار باعث شده است که دولت اسلامآباد از سیاست محو گروههای تروریستی سخن بگوید. اما باید گفت که به صدق رفتار پاکستان به سادگی نمیتوان اعتماد کرد. زیرا پاکستان بار بار از جنگ بر ضد نیروهای تروریستی و هم کاری با مبارزه منطقهای در این راستا سخن گفته است، اما عملا به گفتههایش توجه نکرده است.
چیزیکه بهنظر میرسد بایستی از سوی سران سیاسی پاکستان و بهخصوص صلاحیتداران در اردوی این کشور مورد توجه قرار بگیرد، این است که هزینه و سرمایهگذاری روی ابزارهای مبتنی بر خشونت و پرورش گروههای خشونتپیشه یک سرمایهگذاری سیاسی قابل اعتبار نیست و از سوی دیگر خوب است که سران این کشور به این واقعیت تن در دهند که اگر با همسایگان خود رابطه دوستانه و مبتنی بر اعتماد داشته باشد، نتیجه بهتری میتواند برای آن کشور در پی داشته باشد.
انتهای پیام
