شنبه 26 ثور 1405

آخرین اخبار

اکونومیست: جهان در آستانه «آخرالزمان شغلی» هوش مصنوعی قرار دارد

شفقنا افغانستان- نشریه اکونومیست در گزارشی نوشته که دنیا...

فریاد عدالت‌خواهی در کلام امام جواد(ع)؛ مناجاتی علیه ظلم و فساد

شفقنا افغانستان- امام جواد(ع) در مناجات کشف ظلم بیان...

ربایش ده‌ها دانش‌آموز در نیجریه؛ بازگشت سایه وحشت به مدارس

شفقنا افغانستان– ساکنان ایالت بورنو در شمال شرقی نیجریه...

العرب: جنگ ایران محصولات زراعتی مصر را نابود می‌کند

شفقنا افغانستان - جنگ جاری در منطقه خاورمیانه فشارهای...

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

محقق از افزایش فشارهای مذهبی بر شیعیان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی...

مقام ارشد آمریکایی: افغانستان همچنان در خط مقدم تهدیدهای تروریستی قرار دارد

شفقنا افغانستان- یک مقام ارشد نظامی ایالات متحده اعلام...

بازگشت اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز؛ تشدید بحران انسانی

شفقنا افغانستان– معاونت سخنگوی طالبان اعلام کرد که روز...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ شنبه ۲۶ ثور ۱۴۰۵

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

نیویورک تایمز مدعی شد؛ احتمال ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا ظرف چند روز آینده

شفقنا افغانستان– روزنامه نیویورک تایمز بامداد شنبه ادعا کرد...

نگرانی بریتانیا و سازمان ملل از بازداشت خبرنگاران در افغانستان

شفقنا افغانستان _ هم‌زمان با افزایش فشارها بر رسانه‌ها...

جوانی در کابل کشته و موترش ربوده شد

شفقنا افغانستان _ منابع در کابل می‌گویند یک جوان...

ترديدهايی در فرجام مبارزه با تروريسم

شفقنا افغانستان-

ترديدهايی در فرجام مبارزه با تروريسم

فهمی هويدی

روزنامه السفير 16 دسامبر 2014

اگر روند مبارزه با تروريسم همين گونه باشد، نه فرجامی در پی دارد و نه اميدی به مهار آن می‌رود.

1.هفته‌ای نيست که امام جمعه مسجد ما در باب سرزنش و نکوهش تروريسم داد سخن ندهد. او حتی اگر بخواهد فضای حاکم بر کشور مصررا هم ترسيم کند، از برشمردن رفتارهای زشت گروه “داعش” در سوريه و عراق، به عنوان مثالی برای حرف‌های خود دست برنمی‌دارد. از روز سوم ماه جاری هم که الازهر فراخوانی همگانی به برگزاری نشستی در قاهره با عنوان “مقابله با تندروی و تروريسم” داده، سخنان خطيب ما تندتر شده و پيدا است که آموزش‌های وزارت اوقاف نقش مهمی در اين زمينه داشته است. وی در آخرين خطبه خود، با استناد به هم‌انديشی علمای حاضر در اين نشست و اراده آنان به صدور بيانيه‌ای چندزبانه مبنی بر محکوميت تروريسم و اعلام بيزاری از آن و افشاگری در خصوص انديشه‌های تکفيری تروريست‌ها، و توزيع آن در گستره‌ای وسيع، به ما مژده داده که تروريسم به نقطه پايان خود نزديک شده است. او در اثنای آخرين سخنرانی خود، با اشاره به اقدام دولت امارات در انتشار سياهه‌ای شامل هشتاد سازمان و گروه دارای افکار تروريستی، و تصميم مصر به تهيه فهرستی مشابه از سازمان‌های تروريستی و افشای آن در برابر افکار عمومی داخلی و خارجی، يادآور شده که اينک اين انديشه به رسوايی و افتضاح افتاده است.

نمی‌دانم که اين آقا چقدر حرف‌های خود را باور دارد، ولی گمان من آن است که سخنان او تا اندازه زيادی بازتاب تفکر رسمی در اين زمينه است که با ساده‌انديشی، و تنها با اين پندار که با صدور بيانيه محکوميت و افشاگری و ايجاد موج تبليغاتی و سخن گفتن از خطرات و زشتی‌های يک گروه، در کنار ورود به چند چالش عملی و حتی حذف نيروها، نظير آن چه در عمليات سينا رخ داده است، می‌خواهد هم به محکوميت تروريسم بپردازد و هم وارد اقدامات عملی در اين زمينه شود. برخی پای خود را از اين هم فراتر گذاشته و به محکوميت و مجرم شناختن تروريست‌ها بسنده نکرده، بلکه به تکفير آنان نيز حکم داده‌اند، تا در آخرت هم از آنان بازخواست شود و به سزای اعمال خود برسند. شيخ ابراهيم صالح الحسين مفتی نيجريه در نشست يادشده با همين ايده، پيرامون داعش سخن گفته است، ولی شيخ الازهر در بيانيه خود با پرداختن به اين امر، به جبران اين موضوع پرداخته و يادآور شده است که هيچ مؤمنی با اقرار به شهادتين، متهم به کفر نمی‌شود، هر چند گناهانش بسیار باشد.  بحث پيرامون اين ماجرا در رسانه‌ها چندان ادامه يافته است که گويا مسأله تروريست‌ها در دنيا حل شده و اکنون ما تنها بايد به سرنوشت آنان در آخرت بپردازيم.

در باره رابطه ميان موج مبارزه با تروريسم و اقدامات اخلاقی و غيرتمندانه اخير وزارت کشور مصر اطلاع خاصی ندارم، اما همزمانی اين دو مسأله ارتباط بين آن‌ها را به ما گوشزد می‌کند؛ زيرا تنها يک هفته پس از پايان نشست يادشده، اعلام شده است که شمار الحادگرايان مصری به 866 نفر رسيده (و معلوم نيست که اين آمار از چه راهی به دست آمده است). در همين مدت، يکی از کافی‌شاپ‌های قاهره با اين ادعا که محل تجمع ملحدان بوده پلمب شده و همزمان، پليس به يک حمّام مغربی که گفته می‌شود همجنسبازان در آن فعاليت داشته‌اند، حمله کرده است.

 

2.

ارتباط تنگاتنگ اين مسائل با جهت وزش بادهای سياسی بر کسی پوشيده نيست؛ بادهايی چنان سهمگين که جايی برای پرسش باقی نمی‌گذارد، يکی از اين پرسش‌ها به تعريف مفهوم تروريسم برمی‌گردد. می‌دانيم که اين واژه در تعريف علمی برابر با به‌کارگيری زور و خشونت برای ايجاد ترس در ديگران و تحميل يک فکر به آنان است، ولی اقدامات اخير، اين مفهوم را چندان دچار دگرگونی کرده که اينک هر مخالفتی عنوان تروريسم را به خود می‌گيرد، به گونه‌ای که حتی نافرمانی نسبت به دولتمردان هم در شمول آن واقع می‌شود و امروزه تروريست عنوانی سياسی به شمار می‌آيد که رسانه‌ها با ناديده گرفتن همه شواهد و زمينه‌های علمی، اطلاق آن را بر هر کسی که بخواهند روا می‌دانند.

ما نتوانستيم طبيعت درگيری‌های جاری را بشناسيم تا بدانيم که آيا اين برخوردها صرفاً يک جنگ قدرت است يا يک درگيری فکری برای پوشش نهادن بر جنگ قدرت؟ نيز نفهميديم که چرا بادهای افراط‌گرايی در يک دوره وزيدن می‌گيرد و در مرحله‌ای ديگر باز می‌ايستد؟ و چرا تروريسم در يک کشور سر برمی‌دارد و در جای ديگر فروکش می‌کند؟ و چرا سازمان‌های تروريستی در سرزمين‌های ما چنان زياد است که در کشورهای عربی جز خاربن و حنظل نمی‌رويَد؟ و چرا مبارزه با تروريسم که دولت بوش پس از حوادث سپتامبر 2001 آن را اعلام کرده است، به فرجام نمی‌رسد؟

اين پرسش‌ها هرگز به بحث و بررسی گذاشته نشده و هنوز که هنوز است، ساده‌انديشی و سهل‌انگاری در اين موضوع حرف اول را می‌زند و از همين جا است که طرح پرسش‌های اساسی در زمينه گفتمان سياسی و قدرت راه‌اندازی موج تبليغاتی هر روز به تأخير می‌افتد تا صدايی فراتر از طبل جنگ به گوش نرسد و همه به اين باور برسند که اين مبارزه هدفی جز جلوگيری از سقوط دولت ندارد. اين مسأله البته تنها به منطق قدرت و بوق‌های رسانه‌ای خلاصه نمی‌شود، بلکه اقشار گسترده‌ای از نخبگان نيز به زير همين چتر رفته و با پيوستن به اين کاروان، از طرح هر گونه پرسش لازمی پرهيز می‌کنند و از پاسخ به کسانی که می‌پرسند نيز خودداری می‌ورزند. اينان البته به تشخيص خود و دلايلی خاص، راه سکوت را پيش گرفته‌اند و بر اين باورند که زمام امور در دست گروهی از جوانانی است که نه تحليلی را برمی‌تابند و نه با معادلات آشنايی دارند و تنها به سرنوشت انقلابشان می‌انديشند و از همين رو به خيابان می‌ريزند و شعارهايی حاکی از سرگردانی و خشم سر می‌دهند و چنان که همه می‌دانند، بهای آن را نيز می‌پردازند.

3.

روز جمعه دوازدهم دسامبر روزنامه انگليسی گاردين گزارش مفصلی پيرامون داعش و ماجرای دولت اسلامی انتشار داده که نويسنده‌اش يعنی مارتين گولوف اطلاعات آن را از يکی از سران دولت نوپای داعش گرفته است. از آن جا که نويسنده اين گزارش از سال 2005 اخبار کشورهای عربی را دنبال می‌کند، توانسته است که به عمق اين ماجرا راه يابد و ريشه‌های آن را از آغاز جست‌وجو کند. در روند اين جستار روشن شده است که ابوبکر بغدادی که در دولت يادشده به عنوان خليفه مسلمانان خوانده می‌شود، نخستين گام‌های خود را همراه نيروهای مقاومت و در قالب ارتش موسوم به “اهل سنت و جماعت” در برابر اشغال آمريکا و مبارزه با حاکميت شيعيان گذرانده و در سال 2004 به زندان “بوکا” که آمريکايی‌ها آن را در جنوب عراق برپا کرده بودند، افتاده است. در آن جا با افراد زيادی آشنا شده که بعدها به عنوان رهبران سازمان جديد فعاليت کرده‌اند. در زندان بود که شايستگی‌های بغدادی برای به دست گرفتن زمام سازمان نمايان شد و در طول پنج سالی که در بوکا زندانی بود هم‌چنين توانست روابط خود با سران سازمان را تحکيم کند و در کنار يکديگر از فرصتی که برای برنامه‌ريزی‌های آينده در دست داشتند، بهره ببرند. در همان زندان بود که بغدادی و دوستانش با شماری از رهبران بعثی ارتش صدام حسين نيز ديدار کردند و توانستند با آنان و در آن ميان به‌خصوص با برخی که در طول دوره زندان به افراط در اسلامگرايی رسيده بودند، مناسبات محکمی برقرار سازند. بدين ترتيب دو طرف توانستند در ميان خود روابطی را سامان دهند که نقش اساسی در برپايی دولت آينده‌شان داشته است، پيوندی ميان مبارزان سنی‌مذهب مخالف با حاکميت شيعيان از يک سو، و فرماندهان بعثی ارتش صدام حسين از سوی ديگر که علاوه بر احساسات قبيله‌ای، ناکامی‌های خاص خود را نيز شاهد بوده‌اند. سال‌های زندان برای آنان فرصتی طلايی بود تا عناصر داعش به امر برنامه‌ريزی و کادرسازی و يافتن هم‌پيمانان جديدی بپردازند که در موفقيت‌های نظامی آنان نقشی اساسی داشته و سرانجام، دولت نوری مالکی نخست‌وزير عراق را به زير کشيده است.

تجربه ابوبکر بغدادی و دوستانش در زندان که به پيدايش سازمان داعش انجاميده است، تفاوت چندانی با تجربه شکری مصطفی در زندان‌های دهه هفتاد قرن گذشته در مصر که گروه “التکفير و الهجره” از آن زاييده شده است، ندارد. اما گو اين که هر دو در زندان به سازماندهی پرداخته و وضعيت موجود را محکوم کرده و خود را اميرالمؤمنين خوانده‌اند، در نهايت، سرنوشتی دوگانه داشته‌اند. اگر از تجربه‌های ديگران چشم بپوشيم، تا امروز، دست کم همين دو تجربه به ياد ما می‌آورد که فضای سرکوب و زندان مناسب‌ترين بستر برای پرورش نيروهای تروريست است.

 

4.

جنگی نافرجام که نه آتش‌بس در آن کارساز است و نه امضای پيمان صلح و سازش. ناگزير بايد اعتراف کرد که ناکامی سازمان‌های خودکامه عربی در اصلاح اين نابسامانی، سبب تربيت و رشد جنبش‌های تروريستی موسوم به جهادی شده است. اگر نابودی سازمان “القاعده” با گذشت ده سال اتفاق افتاده است، جنگ بر ضد “داعش” ده سال ديگر به درازا خواهد کشيد. و اگر جهان عرب به عنوان کانون اصلی پيدايش و رشد “داعش” اقدامات اصلاحگرانه ريشه‌داری را به اجرا نگذارد، ديری نخواهد پاييد که وحشيگری تروريستی ديگری در جامه‌ای تازه رخ خواهد نمود. همگان بايد بدانند که برپايی جوامع مدنی در خاورميانه در جای خود امری مهم و ناگزير است و تنها همين راهکار است که می‌تواند کشورهای عربی را از خطر تروريسم رهايی بخشد و زايش مکرر سازمان‌های تروريستی در اين کشورها را متوقف کند.

اين حرف من نيست، چکيده سخن برونو ترتريه يکی از مديران مؤسسه پژوهش‌های فرانسوی در مقاله‌ای است که نشريه “نوول آبزرواتور” در دوم اکتبر 2014 نشر داده است. وی در سال 2004 و پس از حمله آمريکا به عراق کتابی با عنوان “جنگ بی‌فرجام” نوشت و اين انديشه بنيادی خود را در آن بازتاب داد.

هيچ کس نمی‌تواند احساس ناراحتی خود از مقايسه حرف اين پژوهشگر فرانسوی و ديگر همتايانش را که اينک مجال بازگو کردن سخنانشان نيست، با نوشته‌های برخی از روشنفکران ما پنهان کند، کسانی که با فرو رفتن در قطب‌بندی‌های خود، گويا هيچ راه‌حلی برای برون‌رفت از اين بحران جز با ضربه زدن و سرکوب و نابودی نمی‌شناسند و آن را برای موفقيت مصر در مبارزه با تروريسم نيز واجب می‌شمارند. پر واضح است که اين رفتار به افراد خاصی محدود نمی‌شود، بلکه به گمان من، گذشته از نشانه‌هايی که از اين واکنش در تريبون‌های گوناگون رسانه‌ها ديده می‌شود، صدای برتر و ندای غالب در گفتمان روشنفکران و سياستمداران نيز هست و همين‌ها هستند که اين جا و آن جا در کنار هم می‌نشينند و مرگ و نابودی را تنها راه‌حل برمی‌شمارند و آواز شب وروزشان همين شده است؛ امری که وضعيت ناشی از قطب‌بندی‌های ما را بازمی‌تاباند و به سان گردنه‌ای اساسی پيشِ روی اصلاحگری مطلوب خودنمايی می‌کند. اگر اين راه بسته بماند، تروريسم تنها گزينه‌ای خواهد بود که راه رشد و توسعه را در پيش می‌گيرد و آن گاه است که شکست دادن آن به آرزويی دوردست تبديل می‌شود.

ترجمه: رضا مرواريد

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

اخبار مرتبط