شفقناافغانستان- آرزوی کاتالونها برای خودمختاری و استقلال، تاریخی بس طولانی دارد که حداقل به قرن هجدهم میرسد. بیشترین تلاش برای خودمختاری بعد از دوران حکومت «فرانکو» آغاز شد. «فرانکو» دیکتاتور اسپانیا پس از سرکوب همه نیروهای مخالف، فقط حاضر شد خودمختاری محدودی به کاتالونیا بدهد. دوران فرانکو از سال ١٩٣۶ تا ١٩٧٧ همراه با جنگهای داخلی خونینی در اسپانیا بود، خیل آزادیخواهانی که از سراسر دنیا به اسپانیا سرازیر شدند تا با حکومت نظامی و تحتتأثیر المان نازی «فرانکو» بجنگند، باعث شد تا این جنگ داخلی به یکی از خونینترین جنگهای داخلی اروپا تبدیل شود که در این میان دوطرف درگیر با اعمال خشونتهای بسیار چهره مخوفی از خود بر جای گذاشتند.
عباس لقمانی؛ روزنامه نگار در روزنامه شهروند نوشت، چهرههای معروف و شخصیتهای آزادیخواه بیشماری در این جنگ داخلی به کمک آزادیخواهان اسپانیا آمدند که نمونه آن «ارنست همینگوی» است، تابلوی معروف جنگ داخلی «پابلو پیکاسو» نیز شاهکاری برای نشاندادن این جنگ خونین است که اکنون زینتبخش موزه در ایالت باسک اسپانیا در شهر «گرنیکا» است.
پس از دوران «فرانکو» و استقرار حکومت تازه دموکرات در اسپانیا در سال ١٩٧٨، در قانون اساسی تازه اسپانیا خودمختاری محدود به کاتالونیا داده شد که فقط شامل تحصیلات و برنامهریزی برای توریسم بود. «کاتالونیا» یکی از ١٧ ایالت اسپانیاست که میزان آزادی و خودمختاری در هرکدام از این بخشها متغیر است.
در سال ١٩٨٠ برای نخستینبار پارلمان کاتالونیا انتخاب شد. پس از رویدادهای گوناگون در اروپای دهه٨٠ و ٩٠ مردم کاتالونیا امیدوار شدند تغییری نیز در نحوه خودمختاری آنان در جهت کسب آزادیهای بیشتر از حکومت مرکزی به وجود آید. سرانجام در سال ٢٠٠۶ و هنگام نخستوزیری «خوزه لوئیز رودریگز» سوسیالیست، خودمختاری در ایالت کاتالونیا به بخشهای دیگری نیز داده شد، ولی با روی کارآمدن دولت محافظهکار «ماریو راجوی» دولت مرکزی در سال ٢٠١٠ با حکم دادگاه عالی اسپانیا بسیاری از این آزادیها را ملغی کرد و واژه «ملت» از این قوانین برای کاتالونیا حذف شد. موضوعی که واکنش بسیاری را در این ایالت به همراه داشت.
از آن زمان تاکنون تظاهرات برای به رسمیتشناختن خودمختاری هر روز ابعاد گستردهتری یافت و در اکثر این تظاهرات، مردم خواستار همهپرسی در مورد آینده کاتالونیا شدند. با شروع بحران اقتصادی در اتحادیه اروپا در سال ٢٠١۴ بر طرفداران استقلال کاتالونیا افزوده شد و درهمین سال تلاش بیشتر برای همهپرسی اوج گرفت و ائتلافی از نیروهای راست، چپ و ملی در پارلمان کاتالونیا زمام امور را در دست گرفت.
دولت مرکزی نیز بر فشار خود افزود و در اول اکتبر یعنی در روز همهپرسی، شورای قانون اساسی اسپانیا همهپرسی را غیرقانونی اعلان کرد ولی به موازات آن پارلمان اسپانیا کمیسیونی را تعیین کرد تا در مورد خودمختاری در اسپانیا تعیین تکلیف کرده و پیشنهادهایی ارایه دهند. این کمیسیون نگاه ویژهای هم به کاتالونیا داشت و اعلان کرده که از روز دوم اکتبر، دوشنبه این هفته یعنی یکروز پس از تاریخ برگزاری همهپرسی حاضر به گفتوگو و پیداکردن راهی برای مصالحه است.
در این میان نگاهی به دادههای اقتصادی میتواند انگیزه اصلی جداییخواهان را نشان دهد.
مساحت کاتالونیا ٣٢٠٩١کیلومترمربع است و با جمعیت هفتونیم میلیونی درآمد سرانه ٣٢هزار یورویی دارد، درحالی که درآمد سرانه در کل اسپانیا ٢٠هزار یورو است، نسبت جمعیت و مساحت در این ایالت نسبت به تمام اسپانیا ١۶درصد و ۶/٣درصد است، ٢۵درصد صادرات اسپانیا از این ایالت است. علاوه بر آن، زبان این ایالت مخلوطی از اسپانیایی و فرانسوی است و با زبان تمام اسپانیا تفاوت دارد.
تاریخ دیگری هم در پسزمینه همه آزادیخواهیها در کاتالونیا به چشم میخورد. در سال ١٧۴١ جنگ خونینی بین کاتالونیا و اسپانیا که در آن زمان هنوز به صورت کشور واحد نبود، به وقوع پیوست که به شکست کاتالونیا انجامید و این تاریخ و شکست همواره ذهن مردم کاتالونیا را به خود مشغول داشته است و به همین دلیل در بسیاری از بازیهای فوتبال نیز پیش از شروع بازی عدد ١٧,۴١ روی تابلوی ورزشگاهها خودنمایی میکند و ١٧دقیقه بازی به احترام این تاریخ با تأخیر برگزار میشود.
تلاش دولت مرکزی اسپانیا برای جلوگیری از همهپرسی در ایالت کاتالونیا در بخشهای مختلف این ایالت همراه با خشونت بود و براساس آخرین اطلاعات تعداد زیادی زخمی شدند. حضور تأملبرانگیز نیروهای پلیس و کارد ملی در محلهای تعیینشده برای رأیگیری و جلوگیری از حضور مردم و مقاومت بسیاری از مردم در برابر خواست دولت مرکزی بر شدت این بحران افزود و حتی کسانی را که ممکن بود مخالف استقلال کاتالونیا باشند، به سوی استقلالطلبان سوق داد. در این میان واکنش محافل جهانی به همهپرسی اخیر نیز با نگرانی همراه بود و از همه مهمتر، اتحادیه اروپا تمایلی برای میانجیگری بین دولت مرکزی و کاتالونیا نشان نداد. مفسران اروپایی نیز عقیده دارند آنچه روز یکشنبه در این ایالت اتفاق افتاد، دو بازنده اصلی داشت. از سویی دولت مرکزی که با شدت تمام مانع حضور مردم در مراکز رأیگیری شد و دوم رئیس دولت کاتالونیا «کارلس پیگدمنت» که نباید پس از انتخابات محلی در سال ٢٠١۵ که فقط ۴٨درصد مردم خواستار استقلال کاتالونیا بودند، در زمان کنونی این همهپرسی را اعلان میکرد. «اگر دولت دیگری به غیر از دولت محافظهکار کنونی در مادرید بر سر کار بود و در ایالت کاتالونیا نیز احزاب تشکیلدهنده دولت سعی در مصالحه با دولت مرکزی میکردند، کار به این مرحله نمیرسید.» دیدگاهی که همه مطبوعات اروپایی چاپ دوشنبه به آن اعتقاد دارند. در این میان نظر دیگری نیز خودنمایی میکند، مبنی بر اینکه هرچند قانون به نفع دولت مرکزی است ولی صحنههای درگیریهای خونین و شدت عمل پلیس با رأیدهندگان افکار عمومی را به سوی جداییطلبان سوق داده است.
پس از درگیریهای روز یکشنبه، تمایل مردم کاتالونیا به استقلال، براساس نظر گزارشگران حاضر در این ایالت بشدت افزایش یافته و این همهپرسی نه فقط مرحمی روی زخم مسائل داخلی اسپانیا ننهاد بلکه بر پیامدهای آن نیز افزوده است.
در این میان موضوع دیگری را نباید از نظر دور داشت؛ استقلال کاتالونیا در صورتی که روزی واقعا عملی شود، بر اتحادیه اروپا نیز تاثیر خواهد گذاشت، به این معنی که براساس قوانین این اتحادیه، برای ورود به اتحادیه اروپا شرایطی در نظر گرفته شده و این شرایط شامل اسپانیای واحد است و کاتالونیا جداشده از اسپانیا دیگر عضوی از اتحادیه اروپا نخواهد بود و برای این منظور باید درخواست عضویت کند که معلوم نیست دولت مرکزی اسپانیا با آن موافقت کند که در این صورت کاتالونیا در پشت دروازههای اروپای واحد خواهد ماند. موضوعی که بر اقتصاد آتی این کشور تأثیر فراوان خواهد نهاد. آنچه بیش از همه در این کشمکش به نظر میرسد، سرسختی طرفهای درگیر است که پیش از حوادث اخیر، حاضر به پیداکردن راهی برای مصالحه نبودند.
روزنامههای اسپانیا و در کنار آن، اکثر مطبوعات اروپایی که روز دوشنبه اخبار اصلی خود را به حوادث روز یکشنبه در بارسلون اختصاص دادهاند، عقیده دارند که اگر دولت دیگری غیر از دولت محافظهکار کنونی در مادرید بر سر کار بود و پارلمان کاتالونیا نیز راه گفتوگو را پیش میگرفت، این موضوع به این سرانجام نمیرسید. این همهپرسی به تشدید اختلاف بین مادرید و بارسلون انجامید و پیشبینی آینده برای استقلال کاتالونیا و راه برونرفت از این بحران را بشدت طولانیتر کرد. اسپانیا و در کنار آن، اتحادیه اروپا راه دشواری در سرانجامدادن به این بحران پیشرو دارند.
اسپانیا بر سر دوراهی
