شفقنا افغانستان-تنها چند ساعت زمان لازم بود تا این زن و برادر و خواهر شوهرها و همه اعضای خانواده اش همه چیز خود را از دست بدهند و تنها چند ساعت طول کشید تا این زن در واقع زندگی خود را از دست بدهد. او اولین بار در بغداد و در حالی که لبخندی بر لب داشت مصاحبه کرد و سپس با حالتی جدی و عبوس گفت:” برای من همیشه و همه چیز تاریک است”. این زن 17 ساله حتی از سنش هم کوچک تر به نظر می رسد و در واقع به یک کودک بیشتر شباهت دارد. او خود را سلما می نامد. البته این نام واقعی وی نیست زیرا از این می ترسد که شاید برای دیگر اقوامش که مانند او ایزدی هستند و هنوز در چنگال داعش اسیرند، خطرناک باشد. دوران اسارت سلما در چنگال داعش تقریبا یک ماه بود، یک ماهی که البته برای وی به اندازه چند سال طول کشید. و سپس توانست از اسارت داعش فرار کند.
حوالی ساعت نه صبح در یک روز یکشنبه ماه آگوست سال جاری بود که همه اعضای خانواده سلما در خیابان به هم پیوستند تا از آن جا فرار کنند اما تروریست های داعش در ورودی “تل آسیار” واقع در نزدیکی کوهستان سنچار انتظار آنان را می کشیدند و با اولین رگبار گلوله ها برادر و پسرعموهای سلما را کشتند و همه زنان آن خانواده و هفت زن دیگر را به اسارت خود درآوردند. سلما می گوید:” همه زنان را که از نقاط مختلف به اسارت گرفته بودند جمع کردند و از این دهکده به آن دهکده بردند و در نهایت به موصل رسیدیم”.
جهادی های داعش شهر موصل یعنی دومین شهر بزرگ عراق را در ماه ژوئن به اشغال خود درآورده بودند و حال وقت آن بود که زنان اسیر را در یک جا جمع کنند و به همین خاطر خانه ای چند طبقه را برای این کار درنظر گرفتند و همه طبقات این خانه پر از زنان اسیر شد. سلما می گوید:” بعد از ده روز ما را وادار به تغییر مذهب کردند. به ندرت آب و غذا به ما می دادند”. اما بعد از بیست روز یکی از رهبران داعش به آن خانه آمد و به یکی از این زنان اسیر تجاوز کرد و از همراهانش خواست که آنها نیز همین عمل را انجام دهند. سلما می گوید:” سپس ما را به نقاط مختلف در عراق و همین طور در سوریه تقسیم کردند”. سلما البته ادعا می کند که برخی از این زنان اسیر به عربستان سعودی فرستاده شدند.
سلما و دوستش به شهر فلوجه یعنی کانون اصلی اهل سنت عراق فرستاده شدند. جهادی ها از مدت ها پیش در این شهر مستقر شده بودند و در آن زمان بسیاری از مردم سنی مذهب فلوجه هنوز بر این باور ساده انگارانه بودند که داعش از آنان در برابر دولت بغداد حفاظت می کند. هر دو دختر یعنی سلما و دوستش در اختیار دو جهادی عراقی به نام های ابوحسن و ابو جعفری قرار گرفتند. سلما که نه به زبان عربی بلکه تنها به زبان کردی صحبت می کند صدایی آرام اما به همان اندازه محکم دارد و می گوید:” من و دوستم را از یکدیگر جدا کردند و سپس پنج روز تمام مورد هتک حرمت قرار گرفتیم”. هنگامی که سلما دوباره دوستش را دید متوجه شد که به شدت بیمار است اما سلما به هر صورت ممکن یک موبایل پیدا کرد و با اقوامش در عراق تماس گرفت:” من را از این جا نجات دهید”.
اما یکی از دشوارترین تجربه های اقلیت ایزدی عراق این بود که غالبا از سوی همسایگان خود مورد تحقیر و رفتار خصمانه قرار می گرفتند. ایزدی ها و مسیحی های پناجو خبر از این می دادند که دوستان و آشنایان و همکاران سنی مذهبشان همراه با افراد داعش آنها را به باد دشنام می گرفتند اما این همه داستان نیست و حکایت های دیگری در این مورد وجود دارد که بر اساس آن در واقع همان همسایگان سنی مذهب بودند که ایزدی ها را برای فرار و آزادی کمک می کردند. اقوام سلما نیز بلافاصله با یکی از دوستان سنی خود در فلوجه تماس گرفتند و یک ماه بعد یعنی زمانی که مردان داعش آن خانه زنان اسیر را ترک کردند، درهای این خانه به دست همان دوستان سنی مذهب باز شد و آن دختران اسیر آزاد شدند.
“خیدر دومله” روزنامه نگار ایزدی می گوید که تا به امروز بیش از 400 زن و مرد و کودک ایزدی از چنگ داعش فرار کرده اند و نیمی از آنها به کمک همان عرب ها نجات پیدا یافته اند. دومله ادعا می کند که شخصا با شمار زیادی از این یاری رسانان غالبا سنی مذهب در تماس بوده و این افراد در غالب موارد به صورت رایگان و داوطلبانه امکانات فرار و رهایی ایزدی ها از چنگال داعش را مهیا کرده اند. به عنوان مثال در دهکده کوچو واقع در نزدیکی سنچار که یکی از زندان های داعش نیز در همین دهکده قرار دارد این اعراب سنی بودند که بسیاری از ایزدی های اسیر را آزاد کردند. اما مورد موصل به مراتب دشوارتر است. دومله می گوید:” زنانی که در موصل نگهداری می شوند با آن شهر غریبه بوده و کسی را نمی شناسند. اما گاه بعد از آن که موفق به فرار می شوند به خانه اعراب پناه می برند بدون آن که بدانند به آنها پناه داده می شود یا بلافاصله دوباره تحویل داعش می شوند. به هر صورت در این حالت شانس آنها پنجاه – پنجاه است”.
بر اساس اطلاعات رسیده به دومله شمار زنان و مردان و کودکان تحت اسارت داعش بالغ بر چهار هزار نفر می شود که 400 کودک نیز در میان آنان حضور دارند اما دومله این اطلاعات را از کجا به دست می آورد؟ دومله می گوید:” در حال حاضر من هر روز با برخی از زنان ربوده شده تماس دارم و این تماس ها غالبا در نیمه های شب انجام می گیرد و گاه به مدت چند ساعت ادامه دارد. با آنها در این مورد که آیا چیزی برای خوردن دارند یا نه و همین طور در این مورد که آیا خواهران خود را می بینند یا نه صحبت می کنم اما هرگز در مورد مساله تجاوز پرسشی مطرح نمی کنم. با این حال گاه پیش می آید که خود این زنان در این مورد می گویند”. ده روز پیش پیامکی که حکایت از عمق ناامیدی فرستنده داشت از منطقه تل عفر به دومله رسید:” آنها می خواهند من را به عنوان هدیه به یکی از داعشی ها پیشکش کنند. او یک بربر است و من حتی نمی توانم به چهره اش نگاه کنم”. از قرار معلوم داعشی های اهل عربستان و تونس و یمن وحشتناک تر از دیگر داعشی ها هستند. آن زن در ادامه نوشته بود:” آنها مانند حیوانات وحشی هستند و به چیزی غیر از امیال حیوانیشان فکر نمی کنند”.
شگفت آور آن که برخی از این زنان اسیر نه تنها اجازه استفاده از موبایل را دارند بلکه گاه پیش می آید که دومله تماس هایی از سوی داعشی ها هم دریافت می کند:” آنها به من می گویند که خودت با زن ها صحبت کن و مطمئن باش که حالشان خوب است”. البته گروه تروریستی داعش در تبلیغات خود همواره از گردن زدن این “برده های مونث” دفاع کرده و چنین جنایاتی را به هر صورت توجیه می کند:” جهادی ها به من می گویند که قصد دارند از این زنان اسیر مسلمانانی خوب بسازند”.
از چند روز پیش اما دومله موفق به صحبت با هیچیک از این اسیران نشده است. زیرا داعش شبکه موبایل موصل و سنچار را قطع کرده است و افزون بر آن دومله عقیده دارد که داعشی ها زنان اسیر را هر دو هفته یک بار تغییر مکان می دهند:” هنوز نمی دانیم که آنها را به کجا برده اند”. در همین حال کارشناسان هشدار می دهند زمانی برای آزاد کردن زنان ایزدی باقی نمانده است.
در عین حال واقعیت تلخ دیگری نیز در مورد زنان ایزدی وجود دارد. این زنان حتی در صورت فرار نیز آینده و سرنوشت دردناک و تلخی را در پیش روی خود دارند. سلما می گوید که پس از فرار چنان خود را کثیف و آلوده حس می کرد که بلافاصله به زیارت یکی از مکان های مقدس ایزدی ها در شمال عراق رفت:” و سپس این بابا شیخ یعنی بزرگ قبیله بود که از من استقبال کرد”.
کردهای ایزدی نیز مانند بسیاری دیگر از کردهای عراقی به شدت محافظه کار هستند. در همین ماه آگوست گذشته بود که شمار زیادی از مردهای ایزدی در یک مصاحبه حرف هایی زدند که همه را به شگفتی واداشت. از نظر آنها پذیرفتن دوباره زنی که از او سوءاستفاده شده است ممکن نیست. بسیاری از زنان ایزدی پس از آن که توسط تروریست های داعش مورد تجاوز قرار گرفتند دست به خودکشی می زنند زیرا می دانند که به عنوان زنان هتک حرمت شده سرنوشتی به مراتب وحشتناک تر در انتظار آنان است.
اما ظاهرا بابا شیخ تصمیم دیگری دارد و پیامدهای آن را نیز پذیرفته است. از نظر او زنان ربوده شده همچنان ایزدی هستند حتی اگر به تغییر مذهب وادار شده باشند:” این زنان مانند همه ایزدی ها قربانیان داعش محسوب می شوند و آنچه که بر آنان گذشته خارج از اختیار آنها بوده است”. سلما بابا شیخ را به دیدار خانواده اش در اردوگاه لبالب از پناهجوی چانکه واقع در دهوک می برد و بابا خطاب به آنها می گوید:” اگر شما دیگر سلما را نمی خواهید من از او نگهداری می کنم”. و پس از آن بود که افراد خانواده سلما را در آغوش کشیدند.
اما سلما مانند بسیاری دیگر از ایزدی ها احساس می کند که در عراق یک غریبه است:” دلم می خواهد این کشور را ترک و ترجیحا به آلمان بروم”.
منبع : زود دویچه تسایتونگ
ترجمه:محمدعلی فیروزآبادی- شفقنا
انتهای پیام
