شفقنا افغانستان-“با وجود تمجید و تحسین های چندین ساله شرق و غرب از رجب طیب اردوغان به دلیل اقداماتی از قبیل بیرون آوردن اسلام سياسي تركيه از حالت رکود و بی تحرکی، برقراری ثبات سیاسی در این کشور، هموار ساختن راه برای آشتی اسلام و دموکراسی، از سر گرفتن مذاکره با اتحادیه اروپا برای تکمیل روند پیوستن ترکیه به آن، بهبود کیفی وضعیت اقتصادي این کشور، تضمین حقوق بیشتر برای كردها و همچنین آغاز روند صلح با حزب کارگران كردستان، بیشتر از یک سال است که فروپاشی چهره سیاسی رئیس جمهوری کنونی ترکیه آغاز شده و مسائل و مشکلات داخلی و خارجی زیادی به وجود آمده اند که هر چند باعث از دست رفتن قدرت و نفوذ وی نشده اند به گونه ای که همچنان قدرتمندترین سیاستمدار این کشور به شمار می آید، اما با این حال ظهور نشانه هایی مبنی بر آغاز بروز شکاف سياسي در ترکیه و به ویژه در میان حزب حاکم در این کشور را در پی داشته اند.”
به گزارش سرویس ترجمه “شفقنا”، “حازم صاغیه”، اندیشمند، نویسنده و تحلیلگر برجسته لبنانی در مقاله ای تحلیلی که تحت عنوان “آغاز فروپاشی قدرت و نفوذ رجب طیب اردوغان” روی پایگاه اینترنتی روزنامه اماراتی “الاتحاد” قرار گرفته، با اشاره به اینکه از زمان روی کار آمدن حزب اسلام گرای “عدالت و توسعه” در ترکیه در سال 2002 میلادی، همواره در داخل و خارج این کشور از اقدامات سیاسی و اقتصادی رهبر آن یعنی “رجب طیب اردوغان” تعریف و تمجید شده، تاکید کرده که مسائلی از قبیل بروز شکاف در داخل حزب حاکم و به هم خوردن ائتلاف آن با گروه وابسته به “فتح الله گولن”، بروز مشکل در روند صلح با کردها، توقف پیشرفت اقتصادی ترکیه، به تعلیق درآمدن مذاکرات پیوستن این کشور به اتحادیه اروپا، ناکامی اسلام سیاسی در کشورهای عربی و تنش در روابط میان “آنکارا” و “واشنگتن” باعث شده اند که بیشتر از هر زمان دیگری قدرت و نفوذ رئیس جمهوری کنونی ترکیه کاهش یابد، جایی که در مقاله خود آورده است:
«بیشتر از 10 سال است که با شروع پیروزی های انتخاباتی حزب اسلام گرای “عدالت و توسعه” در ترکیه (AKP)، تمجید و تحسین این حزب و رهبر آن یعنی “رجب طیب اردوغان” نیز متوقف نمی شود.
بر اساس این تمجید و تحسین ها که ترکیه و حتی کشورهای شرق و غرب را نیز در بر گرفت، “رجب طیب اردوغان” دست به نوآوری اسلام سياسي تركيه زده و آن را از حالت سکون و عدم حرکت دوران رهبری مرحوم “نجم الدين اربكان” آزاد ساخته و با بهره گرفتن از آنچه تلاشی برای کودتا بر علیه حکمرانی وی و حزبش توصیف شده نیز، نفوذ و سرکوبگری نهاد نظامی ترکیه را مورد هدف قرار داده و برای این کشور، ثباتی سیاسی به وجود آورد که کودتاهای نظامی هر دهه آن را از بین نمی برند.
بر همین اساس، رئیس جمهوری کنونی ترکیه از این فراتر رفته و راه را برای آشتی اسلام و دموکراسی هموار ساخت که چندین نسل از فرهیختگان مسلمان و غربي های بی خواب از ناکامی دموکراسی در جهان اسلام بر آن اصرار می ورزیدند.
در همین حال، “رجب طیب اردوغان” و حزب “عدالت و توسعه” مذاکره با اتحادیه اروپا بر سر تکمیل روند پیوستن ترکیه به این اتحادیه را از سر گرفتند و علاوه بر اینکه برای اقليت بزرگ كردهای این کشور حقوق بیشتری را تضمین کردند و در را به روی گفت و گو با “حزب کارگران كردستان” (PKK) گشودند، بهبودی کیفی وضعیت اقتصادي ترکیه را نیز رقم زدند.
در واقع، جهان به رئیس جمهوری کنونی ترکیه به عنوان یک شخص دارای جایگاه تاريخي بي سابقه در منطقه اهتمام ورزیده و این چنین بود که تمايل برای گذشت از وی و کارهایش حکمفرما شد، جایی که به عنوان مثال گفته می شد: هر چند که “رجب طیب اردوغان” تمایل شدید خود برای عوام گرایی و عوام فریبی را پنهان نمی کند، با این حال دستاوردهای وی عوام گرایی و عوام فریبی اش را پوشش می دهد.
علاوه بر این، هنگام فروپاشی نظريه “به صفر رساندن مشکلات” ارائه شده از سوی “احمد داوود اوغلو”، وزير خارجه پیشین و نخست وزیر کنونی ترکیه نیز، گفته شد که این نظريه نشان دهنده تمایل صادقانه “رجب طیب اردوغان” می باشد اما دولت ترکیه نمی تواند تحولات و فعل و انفعال های سیاسی کشورهای اطراف خود را کنترل کند.
با این حال، یک سال پیش بود که بروز اختلافات میان “رجب طیب اردوغان” و شريک و هم پیمانش “فتح الله گولن”، روحانی برجسته مقیم آمریکا، سرآغاز فروپاشی چهره رئیس جمهوری کنونی ترکیه را رقم زد.
در حالی که این روحانی برجسته یک شبكه گسترده از نهادهای آموزشی و مالی را زیر نظر دارد، طرفداران وی با باز کردن پرونده های فساد دولت تحت رهبری حزب “عدالت و توسعه” و ابراز بدگمانی نسبت به برخی وزرای کابینه و فرزندان آنها، ائتلاف خود با “رجب طیب اردوغان” را بر هم زدند و در حالی که مشخص می شد فساد شخص نخست وزیر وقت ترکیه و یکی از فرزندانش را نیز در بر می گیرد، وی حمله شدیدی بر علیه شخص “فتح الله گولن” و طرفدارانش را آغاز و آنها را “دولت در داخل دولت” توصیف کرد.
در همین حال، به هم خوردن هم پیمانی میان “رجب طیب اردوغان” و “فتح الله گولن” تنها چند ماه پس از سرنگونی “محمد مرسي”، رئیس جمهوری اسلام گرای مصر از قدرت روی داد، رئیس جمهوری که از رهبران برجسته گروه “اخوان المسلمین” بوده و هم پیمان تركيه تحت رهبری حزب اسلام گرای “عدالت و توسعه” به شمار می آمد.
این چنین بود که “سلطان جدید عثماني” چیزی را از دست داد که در منطقه جبران ناپذیر می باشد، به ویژه آنکه رابطه وی با نظام حاکم در سوریه از بین رفته و با نظام حاکم در ايران نیز به سردی گراییده، بدتر از آن نیز اینکه سرنگونی “محمد مرسي” و درس گرفتن “اخوان المسلمین” تونس از اشتباهات همتایان خود در مصر، متوقف شدن نفوذ الگوی تركيه در جهان عرب و جهان اسلام را در داشت.
از سوی دیگر، در حالی که “رجب طیب اردوغان” پس از افزایش اختیارات رئیس جمهوری ترکیه، از نخست وزیری این کشور به ریاست جمهوری آن تغییر منصب داده، اطلاعاتی در مورد وجود اختلافات در داخل حزب حاكم “عدالت و توسعه” به بیرون درز کرده و گفته می شود که “عبدالله گل”، رئيس جمهوري پیشین ترکیه بیشتر از سایر رهبران حزب نسبت به سیاست های کنونی آن اعتراض دارد.
در همین حال، گفت و گوی میان دولتمردان “آنکارا” و رهبران “حزب کارگران كردستان” نیز خیلی زود با مشکل روبرو شد، جایی که پس از آغاز حمله گروه تروریستی “داعش” به شهر کردنشین “كوباني” در مرز سوریه با ترکیه، كردهای هر دو کشور سياست های “رجب طیب اردوغان” را خصمانه قلمداد کردند.
علاوه بر این، تحولات زیادی به ویژه سفر اخیر “جو بايدن”، معاون رئیس جمهوری آمریکا به تركيه و اظهارات “رجب طیب اردوغان” پس از آن نشان دادند که روابط میان دو کشور در بهترین وضعیت خود به سر نمی برد، جایی که حتی اگر “واشنگتن” افراط گرایی “آنکارا” در قبال نظام حاکم در سوریه را نیز لازم و منطقی قلمداد کند، باز نمی توان این مسئله را نادیده گرفت که روابط میان آنها بر سر گروه های تروریستی افراط گرا از قبیل “داعش” دچار تنش شده است.
این در حالی است که مسئله پیوستن تركيه به اتحادیه اروپا به حالت نیمه منجمد درآمده و تمجید و تحسین از بهبود وضعیت اقتصادي این کشور نیز متوقف شده و جای خود را به اظهاراتی داده مبنی بر اینکه اقتصاد ترکیه همچنان در جا می زند و احتمال افول و پسرفت آن نیز وجود دارد.
در واقع در این اواخر نیز، با انتقاد و تمسخر به برخی موضع گیری ها و اظهارات “رجب طیب اردوغان” نگاه می شود، جایی که وی پس از بستن شبکه های اجتماعی “تویيتر” و “يوتيوب”، سخنانی در مورد كشف قاره آمریکا از سوی مسلمانان پیش از “كريستف كلمب” و محدود کردن نقش زنان به مادری بر زبان آورد که برخی ها را یاد دیدگاه های عجیب و غريب فردی همچون سرهنگ “معمر القذافي”، رهبر پیشین لیبی انداخت.
در پایان باید گفت که تمامی مسائل مذکور در مجموع بدین معني نیست که “رجب طیب اردوغان” قدرت و نفوذ خود را از دست داده و یا اینکه به یک رهبر منزوی در کاخ ریاست جمهوری ترکیه تبدیل شده، چرا که وی همچنان یک سياستمدار قدرتمند و تاثیرگذار و به احتمال زیاد قدرتمندترین سیاستمدار در این کشور به شمار می آید آن چنان که نتایج انتخابات محلی اخير نشان داد، با این حال نشانه های زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه شکاف سياسي در ترکیه آغاز شده و در وهله نخست شخص رئیس جمهوری این کشور را نیز در بر خواهد گرفت.»
انتهای پیام
