شفقناافغانستان- مولانا سمیعالحق رهبر یکی از شاخههای سازمان جمعیتالعلمای اسلام پاکستان و رییس مدرسهی معروف حقانیه، اتهامهای تازهای بر افغانستان وارد کرده است.
سمیعالحق که یکی از ایدیولوگهای طالبان است، گفته که استخبارات اسراییل و هند، خاک افغانستان را علیه پاکستان استفاده میکنند. استفادهی هند از خاک افغانستان علیه پاکستان اتهام تازهای نیست، اما مولانا سمیعالحق خیلی موذیانه نام اسراییل را هم به آن علاوه کرده است. این اولین بار است که یک سیاستمدار معروف پاکستانی که ایدیولوگ طالبان نیز هست، افغانستان را متهم به همدستی با استخبارات اسراییل علیه پاکستان میکند.
روشن است که هدف مولانا سمیعالحق، بسیج کل جهادیستهای عالم، علیه افغانستان است. او میخواهد به جهادیستها و بنیادگرایان سراسر جهان بگوید که جنگ علیه افغانستان در واقع جنگ علیه اسراییل است. اتهام استفادهی هند از خاک افغانستان، برای بسیج بنیادگرایان و جهادیستهای پاکستانی پیش از این هم عنوان میشد. مولانا سمیعالحق با اتهام موذیانهی استفادهی اسراییل از خاک افغانستان علیه پاکستان، میخواهد جهادیستهای عرب را به سود طالبان بسیج کند. پیش از شکست خلافت تروریستی داعش، جهادیستهای عرب به مناطق زیر کنترول آنان میرفتند و میجنگیدند. حال که این خلافت تروریستی سقوط کرده است، یک عده از جهادیستها ماندهاند که به کجا بروند. مولانا سمیعالحق به آنان آدرس میدهد که افغانستان متحد اسراییل است. اسراییل شکستهای سخت نظامی بر اعراب تحمیل کرده است. این امر سبب شده است که بیشتر اعراب در برابر اسراییل احساس حقارت کنند.
جهادیستها و بنیادگرایان عرب هم، نابودی اسراییل را یکی از آرمانهای خود تعریف کردهاند. یکی از دلایل جذابیت ایدیولوژی جهاد جهانی در کشورهای عربی، وعدهی نابودی اسراییل است. این ایدیولوژی به پیروانش وعده میدهد که اسراییل به زودی نابود میشود. به همین دلیل است که نوجوانان هویتطلب عرب که گمشدهی خود را در ناسیونالیسم عربی نیافتهاند، به بنیادگرایی و جهادیسم پناه میبرند. مولانا سمیعالحق میخواهد تمام این نوجوانان را به ضد افغانستان بسیج کند.
هدف مولانا سمیعالحق و سازمان او، مبهم نیست. بیشتر مردم افغانستان دستکم این قدر میدانند که مولانا سمیعالحق ایدیولوگ طالبان است و آنان را به دوام جنگ تشویق میکند. رسانههای کابل هم به همین اندازه در مورد او معلومات نشر کردهاند. مولانا سمیعالحق به زبان انگلیسی کتابی نوشته و در آن از طالبان دفاع کرده است. این چیزهایی است که برای مردم افغانستان روشن است.
اما برخورد برخی از سیاستمداران افغانستان با مولانا سمیعالحق بسیار سوالبرانگیز است. در ماههای اخیر حضرت عمر زاخیلوال سفیر افغانستان در اسلامآباد، چند بار با مولانا سمیعالحق دیدار کرده است. اگر هدف از این دیدارها نفوذگذاری روی جمعیتالعلمای اسلام پاکستان باشد، روشن است که شکست خورده است. در دوران حامد کرزی هم، تلاشهایی جدی صورت گرفت تا مولانا سمیعالحق فتوا صادر کند که طالبان با کابل مذاکره کنند، اما او چنین نکرد. شکست این سیاست، از اول روشن بود.
جالب این است که پس از دیدارهای حضرت عمر زاخیلوال با مولانا سمیعالحق، نه تنها موضع این سیاستمدار پاکستانی نرم نشد، بلکه بیشتر تند شد. اتهام تازهی مولانا سمیعالحق پس از دیدارهای او با سفیر افغانستان در اسلامآباد عنوان شده است. اتهام زنندهی استفادهی اسراییل از قلمرو افغانستان به ضرر پاکستان، هفتهی پیش اعلام شده است.
واقعیت این است که برخی از سیاستمداران کشور به جای پیگیری منافع ملی در روابط خارجی، منافع جناحی را دنبال میکنند. تنها این نیست. آقای زاخیلوال پس از پرتاب بمب نادر بر مواضع گروه داعش خلاف موضع دولت افغانستان، ابراز نظر کرد. ایشان در سال ۲۰۱۵ هم از برگزاری فاتحهخوانی برای ملامحمد عمر در کابل حمایت کرد. در آن زمان شورای امنیت ملی کشور اعلام کرده بود که برگزاری فاتحهخوانی برای ملامحمد عمر در کابل ممنوع است.
اینها همه نشان میدهد که آقای زاخیلوال و حلقهای که او را حمایت میکند، منافع جناحی را در روابط خارجی دنبال میکنند. به احتمال قوی این حلقه در انتخابات ریاستجمهوری آینده نامزد دارد و میخواهد از طریق مولانا سمیعالحق با برخی از رهبران طالبان کنار بیایند، شاید هم اهداف دیگر دارند. اما یک چیز روشن است که این حلقه منافع جناحی را در روابط خارجی دنبال میکند. چنین چیزی از موضعگیریها و ملاقاتهای سفیر افغانستان در اسلامآباد، استنباط میشود. وزارت خارجه و ریاستجمهوری باید در این مورد توضیح بدهند.
انتهای پیام
www.af.shafaqna.com
