شفقناافغانستان- ارگ ریاست جمهور ترجمه کامل متن سخنرانی رئیس جمهور غنی در هفتمین کنفرانس قلب آسیا را به شرح زیر منتشر کرد:
به نام خداوند بخشاینده و مهربان.
رئیسجمهور علیاف، وزرای محترم، رؤسای هیئتها، خانمها و آقایان، دوستان؛
ما در شرایطی ملاقات میکنیم که نیاز به همکاری منطقهیی به این اندازه بزرگ نبوده است. فرصتهای اقتصادی بزرگ، ما را به سوی خود فرا میخوانند؛ شبکههای فرامرزی خبیث و سازمانهای جرمی، ما را تهدید میکنند. این جغرافیا است که ما را باهم همسایه ساخته است. دیدگاه، رهبری و اراده سیاسی مشترک و همچنین توجه بیوقفه به مدیریت، ما را به شرکایی که در جستوجوی رفاه و امنیت ملی در چارچوب امنیت جهانی و منطقهیی در یک جهان بههمتنیده هستیم، مبدل میسازد.
آقای رئیسجمهور [الهام علیاف]!
اجازه بدهید با ابراز امتنان از شما و مردم آذربایجان بهخاطر میزبانی از ما در شهر تاریخی و پررونق باکو، صحبتم را آغاز کنم.
رهبری شما بهخاطر گشایش «راه شمالی» برای امنیت ما حیاتی بوده و تبدیل آن به «دهلیز لاجورد» و سیستم ترانسپورت چندوجهی برای اتصال اقتصادی منطقهیی حایز اهمیت خواهد بود. سربازان شجاع شما از طریق آیساف – نیروهای بینالمللی کمک به امنیت – و مأموریت حمایت قاطع به امنیت ما کمک کرده و ما از اعلام اخیر شما برای افزایش حمایت نظامیتان از افغانستان استقبال میکنیم.
شما درک عمیقی از مشکلات و دیدگاههای ما نشان دادهاید، درکی که زادهی مشکلات به میراث ماندهتان که ناشی از جنگ اعلامنشده، بیجاشدگی داخلی، فقر، جنایت و فساد بودهاست. موفقیت شما در راستای غالبشدن بر مشکلات، مانند افزایش تولید ناخالص داخلیتان از ۵,۳ میلیارد دالر در سال ۲۰۰۰ به ۷۵,۲ میلیارد دالر در سال ۲۰۱۴، به ما در تلاشمان برای دستیابی به ثبات و رفاه اعتماد به نفس میبخشد. تنوع اقتصادی سیستماتیک شما از طریق اصلاحات دوامدار، همانطور که شما تذکر دادید، نمونههایی است از آنچه ما بر آن تکیه میکنیم. شما بهترین طریقهۀ کمک تخنیکی را به واسطه آموزش مستقیم و شریکساختن آن، به ما ارائه میکنید؛ و من امروز منتظر امضای موافقتنامه ترویج و حمایت متقابل از سرمایهگذاری و همچنین دیگر موافقتنامهها بین کشورهایمان هستم.
وزرای محترم و رؤسای ارجمند هیئتها!
رئیسجمهور اردوغان طرح نشست قلب آسیا – پروسه استانبول را در زمان صدارتشان ارائه کردند. ما از مشارکت ایشان در این پروسه و حمایت مستحکم و دوامدار حکومت ترکیه از آیساف و مأموریت حمایت قاطع سپاسگزاری میکنیم. ما بهطور اخص از این که شما دوباره میزبانمان خواهید بود، اظهار خرسندی مینماییم. ما، همچنین از رهبری رئیسجمهور نظربایف و حکومت قزاقستان، رئیسجمهور شی و حکومت جمهوری مردم چین، نخستوزیر شریف و حکومت پاکستان، نخستوزیر مودی و حکومت هندوستان برای میزبانی از نشستهای قبلی و این گروه برجسته، قدردانی میکنیم.
از آنجاییکه برای بار چهارم از افغانستان (در نشست قلب آسیا) نمایندگی میکنم، شاهد پروسهی هستم که در آن وسعت و عمق تفاهم روی موضوعات کلیدی و ایجاد و خلق همکاریها برای تحقق اولویتهایمان، بهبود یافتهاست. این پروسه نه بهمثابه یک جایگزین، بلکه یک تکمیلکنندۀ کار برای دیگر سازمانهای مهم منطقهیی از جمله سازمان همکاری اقتصادی (ECO)، سازمان همکاریهای منطقهیی جنوب آسیا (SAARC)، سازمان همکاریهای شانگهای (SCO) و دیگران تلقی میشود. من از رئیسجمهور بردی محمدوف و حکومت ترکمنستان بهخاطر میزبانی از هفتمین کنفرانس همکاری اقتصادی منطقهیی برای افغانستان (RECCA-VII) که در آن روی ضرورت به ایجاد همگرایی با پروسه قلب آسیا توافق صورت گرفت، ابراز امتنان میکنم. همچنین بهصورت ویژه، از رهبران و حکومتهای اشتراککننده و کشورهای حمایتکننده بهخاطر حضورشان و پشتیبانی از این پروسه تشکر میکنم.
خانمها و آقایان!
بستر جهانی برای اطمینان از حرکت بهسوی اولویتهایمان عالی است. با اعلام استراتیژی رئیسجمهور ترامپ برای مبارزه با تروریزم و باثباتسازی آسیای جنوبی، همکاری دوامدار افغانستان با ایالات متحده امریکا و جامعۀ جهانی دوباره تجدید شده و جهت یافتهاست. ما از این استراتیژی که برای مصوونساختن آیندۀ افغانستان در یک منطقه باامن، یک نقشه راه ایجاد میکند، استقبال میکنیم. ما به همه مردان و زنان کشورهای همپیمان که یکجا با ما خدمت کردند، بهخصوص آنانیکه (با از دستدادن جانشان) بهایی گزاف پرداختند، ادای احترام میکنیم.
این استراتیژی که تمامی ابزار قدرت امریکایی را تحکیم بخشیده، حاوی پیامی است که گروههای طالبان و حامیانشان نمیتوانند از لحاظ نظامی پیروز شوند. ما تنها از طریق یک توافق سیاسی میتوانیم به صلح دوامدار دست یابیم؛ موضوعی که به آن خواهم پرداخت.
حضار محترم!
شاعران و مؤرخین سه تصویر کلی را برای تجسم موقعیت متمایز ما [افغانستان] در آسیا به کار بردهاند: «قلب آسیا»، «دروازههای هند» و «چهارراه».
اقبال، شاعر برجسته پاکستان اینگونه بیان کرده:
آسیا یک پیکر آب و گل است / ملت افغان در آن پیکر دل است
از فساد او فساد آسیا / در گشاد او گشاد آسیا
«دروازههای هند»، که به عنوان تصور غالب در جریان «بازی بزرگ» قرن نوزدهم مروج بود، بهعنوان توجیهی برای دو تهاجم قرن نوزدهم و اعمار خطآهن بهمثابه ابزاری برای نمایش قدرت، به کار میرفت.
هرچند توینبی، مؤرخ بریتانیایی، نقش ما را از طریق مفهوم «چهارراه»، که در آن مفکورهها، مردم و کالاها در گردش و تعامل هستند، به بهترین نحو مجسم ساختهاست؛ فردریک استار در آخرین کتابش تحت عنوان «روشنایی گمشده»، این نقش را برای افغانستان و تمام آسیای میانه به کار بردهاست؛ زیرا ما در حقیقت چهارراه تمدنها و فرهنگها بودیم.
بیان این تاریخچه ضروری است، زیرا تصورات ما در زمان حال و دیدگاههایمان برای آینده در اذهانمان نقش میبندند و از خاطرات و احساسمان در گذشته الهام میگیرند. اگر به اینجا [ این نشست] و اکنون برگردیم؛ ویرانی که بر مردممان فرو میبارد، جنگی در افغانستان نه، بلکه جنگی بالای افغانستان است. اگر ساده بگویم، شبکههای تروریستی فرامرزی و سازمانهای جنایتکار فرامرزی – که بعضی دولتها با آنان مدارا میکنند و یا بهمثابه ابزار سیاست دولتی استفاده میشوند – تلاش میکنند که موقعیت جغرافیایی ما را به عرصهی برای بیثباتساختن منطقه و جهان مبدل سازند.
ما از تحلیلگران و پالیسیسازان میخواهیم که به سه سؤال کلیدی در این رابطه پاسخ دهند: آیا بیست گروه تروریستی فرامرزی و قاچاقبران مواد مخدر بدون عرصهی که گروههای طالبان برای آنان فراهم میکنند، قادر به فعالیت هستند؟ آیا گروههای طالبان گردانندگان اصلی اقتصاد جرمی و مواد مخدر که جنگ را تمویل میکند، میباشند؟ آیا طالبان بدون حمایت و پناهگاه قادر به فعالیت هستند؟ اما، ما – مردم و حکومت افغانستان – صاحب مشکلات و نیز راههایحل آنها هستیم؛ و بهصورت خستگیناپذیر برای مبدلساختن کشورمان به قلبی همساز با آسیا و جهان، دروازههای اقتصادی برای شبهقاره، و چهارراه آسیا تلاش میکنیم.
اما در ابتدا اجازه بدهید که به اقدامات و تلاشهایمان در عرصههای مبارزه با تروریزم و مبارزه با مواد مخدر بپردازم.
دوستان و همکاران!
در راستای مبارزه با تروریزم، ما از استراتیژی مبارزه با تروریزم سال ۲۰۰۶ سازمان ملل متحد پیروی میکنیم که در آن از همه کشورهای عضو خواسته که «تروریزم را بهصورت صریح و همواره در تمامی اشکال و علایم آن، توسط هرکس، در هرکجا و برای هر هدف که صورت میگیرد، بهشدت محکوم کنند؛ چه اینکه این پدیده بهمثابه یکی از جدیترین تهدیدها علیه صلح و امنیت بینالمللی تلقی میگردد.» متأسفانه، گزارش پیوست (به این استراتیژی) حاکی از آن است که حمایت دولتی از تروریزم، تاکنون، همچنان یک چالش بنیادی برای جامعه جهانی باقی ماندهاست.
ما به عنوان یک همکار مقابله با تهدیدهای تروریستی در منطقه، متعهد باقی مانده و در این راستا، آماده گسترش همکاری با تمام کشورها هستیم. مبارزه علیه تروریزم تنها یک مشکل افغانی و منطقهیی نیست؛ زیرا موج پنجم خشونت سیاسی و تروریزم، تهدیدی مقابل بشریت و قراردادهای بین شهروندان و دولتها – که محصول زحمات فراوان است – شمرده میشود. از آنجایی که موفقیت ما در افغانستان برای امنیت منطقه و جهان ضروری است، ما باید مطمئن شویم که روایتهایمان منعکسکننده مودلهای درحال ظهور (تروریزم) و موفقیتها باشد. نادیدهگرفتن سند و روحیۀ استراتیژی مبارزه با تروریزم سازمان ملل متحد، در آینده، پیامدهای غیرمترقبه و پشیمانی در پیخواهد داشت.
برخلاف پیشبینیها، ما در دستیابی به (اهداف) ظاهراً غیرممکن با تضمین بقای دولت و نظام مشروع طی سه سال گذشته موفق عمل کردهایم و بهای سنگینی برای آن پرداختهایم. با این که قلبم هر روز (از حوادث ناخوشایند) متأثر میشود، مصمم به موفقیت هستم. میتوانم با اطمینان بگویم که نیروهای دفاعی و امنیتی ما بهسوی یک جنگ تهاجمی در مقابل شبکههای تروریستی و کارتلهای مواد مخدر در حرکتاند. من تعداد نیروهای ویژه را دو برابر و نیروهای هوایی را سه برابر میسازم تا تروریستها را شکست داده و مردم را بیشتر مصوون بسازند. امروز، کماندوهای افغان از هر پنج عملیات، چهار عملیات را مستقلانه و بدون حمایت ناتو و امریکا انجام میدهند. ما افغانها، ابتکار جنگ را در دست گرفته و مشکلات و سختیها را پشت سر گذاشتهایم. نیروهای ویژۀ ما، قطعه خاص و کوماندوها، هیچ جنگی را واگذار نکردهاند و خدای ناکرده، واگذار نخواهند کرد. آنان درحال تبدیلشدن به یکی از بهترین نیروهای ویژه در منطقه هستند. من بهعنوان سرقوماندان اعلای قوای مسلح و بهعنوان یک رئیسجمهور (کشور در حال) جنگ، وظیفهی را پیش میبرم که (قبلاً) رئیسجمهور علیاف مجبور بهانجام آن بود. من به دلیری و قهرمانی نیروهای دفاعی و امنیتیمان ادای احترام میکنم و از تعهد، رهبری و مهارتهای مدیریتی همکارانم که بخش دفاعی و امنیتی را رهبری میکنند و کابینهی که از آنان حمایت میکند، قدردانی میکنم.
چنانکه از اولین رهبرانی بودم که درباره داعش و همچنین بسیج بهخاطر مقابله با آن هشدار دادم، روایت کذب و خصمانهی سهلانگاری مقامات افغان، یا بدتر از آن تبانیشان با این شبکه نابکار (داعش)، برایم عجیب و تأثیرآمیز است.
سال گذشته، نیروهای کماندو از کندز، لشکرگاه، ترینکوت و فراه مؤفقانه دفاع کردند و قطعات «سرخ» طالبان را شکست داده و داعش را نابود کردند.
داعش در ایجاد پایگاه برای آنچه خلافت مینامد در افغانستان ناکام ماندهاست. داعش در جنوب ننگرهار، اچین، کنر و تورهبوره درحال فرار است؛ داعش درحال از بینرفتن و نابودی از افغانستان است.
ما درحال نابودساختن قلمرو و تواناییهای داعش هستیم. ما سال گذشته یکهزار و پنجصد عملیات زمینی مشترک و ۳۰۰ حمله هوایی علیه آنان انجام دادیم. ما سه رهبر و۲۵۰۰ تروریست داعشی را از بین برده و بیش از ۲۰۰ تن آنان را اسیر گرفتهایم.
بازجویی ما از تروریستان دستگیرشدهی داعش و بهرهبرداری از اطلاعات (استخباراتی)، زمینه را برای واحدهای بازدارنده ویژهمان فراهمساخت که بر تمویلکنندگان، برنامهریزها و استخدامکنندگان داعش حمله و آنان را دستگیر کنند.
ما مناطق تصرفشده خاک افغانستان را از داعش پس گرفتیم. بیش از یکهزار موضع جنگی و ساختمانهای داعش در عملیات ما منهدم گردیده و تسلیحات و تجهیزات بسیاری از آنان به دست ما افتاد. آنها در سال گذشته ۹ ولسوالی را در تصرف داشتند، اکنون تنها دستههای کوچکی از تروریستان داعش باقی ماندهاند.
داعش حمایت خارجی خود را از دست دادهاست و تسلیحات، اکمالات و جنگجویان آنها روبه اتمام است. تنها چیزی که برای داعش باقیمانده، گیرماندن در کوهها و از گرسنگیمردن است. ما خواهان همکاری همهجانبه منطقهیی بهخاطر ایجاد میکانیزمهای تحقیق و هماهنگی برای محو این تهدید هستیم.
خانمها و آقایان!
سازمانهای جرمی فرامرزی، بهویژه کارتلهای مواد مخدر، تهدیدی برای امنیت منطقه و جهان و بدنامی برای همه ما محسوب میگردند. متأسفانه، ما به افزایش ساحات تحت کشت (کوکنار) در سال ۲۰۱۷ اعتراف میکنیم؛ اما تمایل داریم که تلاشهایمان را برای مقابله با قاچاقچیان و لابراتوارهای پروسس مواد مخدر با شما شریک سازیم. در جریان ۱۱ ماه گذشته، ما در حدود دو تن هیروئین، ۶۴ تن مورفین، ۴۰۰ تن تریاک، ۲۵ تن چرس و هزاران کیلوگرام مواد اولیه ترکیبی را ضبط و نابود کردهایم. قیمت مواد مخدر ضبطشدۀ افغانستان در مارکیت، حدود ۳۵۲ میلیون دالر تخمین میگردد. اینها، تلاشهای اخیر ما در راستای محو مراکز پروسس مواد مخدر میباشد که بیانگر اراده ما در این عرصه است. ما طی یکسری عملیاتها که توسط نیروهای ویژه و کماندوی ما صورت گرفت، حدود ۵۰ تا ۷۰ میلیون دالر اموال (مرتبط با مواد مخدر) را نابود کردیم. این عملیات، نهتنها ادامه خواهدیافت بلکه بخش جداییناپذیر پلان چهارساله امنیتی جامع ما را تشکیل میدهد.
تلاشهای ما ضروری است اما کافی نمیباشد. بهعنوان یک کشور محاط بهخشکه، مواد مخدر از طریق کشورهای همسایه ما قاچاق میشود. ما از دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل متحد (UNODC) میخواهیم که ارقام تخمینیشان را در مورد فیصدی قاچاق (مواد مخدر) از طریق منطقه و توزیع مفاد در میان دهاقین، پروسسکنندگان، قاچاقچیان، کشورهای ترانزیتکننده و کشورهای مصرفکننده ارائه کنند. تقابل با منفعتهای مالی تجارت مواد مخدر کنونی، که ادعاها حاکی از انتقال بخش عمده آن به اروپا است، یک چالش و وظیفه مهم در سطح بینالمللی میباشد. ما همه در این راستا مسؤولیتهای مشترک داریم و افغانستان آماده همکاری با تمامی جوانب دخیل در این عرصه میباشد.
اجازه دهید به موضوع اتصال منطقهیی برگردم. نخست، بیایید که بپذیریم اگر ثمره سالهایی که تلاش کردیم، حاصل شود، ما دیگر درباره «صحبت کردن» صحبت نمیکنیم. ما به واقعیت همکاری منطقهیی را تحقق بخشیدهایم. اجازه دهید در این باره مثالهای کوتاهی را بیان کنم.
نخست، انرژی؛ لینهای انتقال انرژی با گذشت هر روز درحال افزایشاند. در چهارم (دسمبر) موافقتنامهی را با رئیسجمهور ازبکستان امضا خواهم کرد که انتقال و جریان یکهزار میگاوات انرژی برق دیگر را فراهم خواهد ساخت. افغانستان معتقد است که میتواند پنج الی ۱۵ هزار میگاوات انرژی برق را از آسیای میانه به آسیای جنوبی از طریق این کشور انتقال دهد، که پروژه کاسا یکهزار نمونۀ بارز آن است.
گاز طبیعی، خط لوله تاپی که تحلیلگران آن را به عنوان یک رؤیای دستنیافتنی مختومه اعلام کرده بودند، در ماه فبروری (۲۰۱۸) به ولایت هرات میرسد و ما منتظر گسترش آن هستیم که (در نهایت) شاهد انتقال گاز از پاکستان به هند باشیم. در جدول تطبیق پروژه کاسا یکهزار؛ افغانستان یک سال جلوتر است و این پروژه مطابق با مسیر تعیینشده درحال اجرا است.
ترانسپورت؛ در وهله نخست، چابهار در چند روز آینده افتتاح خواهد شد و روند اتصال خطآهن خواف – هرات در افغانستان به سرعت درحال تکمیلشدن است. ما بینهایت منتظر ایجاد دهلیز بحری با هند و چابهار هستیم. بههمین ترتیب، ما از اینکه زمینه وصلنمودن ازبکستان و قزاقستان را با ایران و فراتر از آن به خلیج میسر بسازیم، اظهار خرسندی میکنیم.
دهلیز هوایی؛ که در امریتسر هند [نشست ششم قلب آسیا] تنها یک طرح بود که به حقیقت مبدل گشت. فکر میکنم، یکی از سریعترین تبدیلشدن پالیسیها به تحول میباشد. بیش از هفتصد تُن محصولات از طریق این دهلیز هوایی انتقال داده شدهاست. اکنون ما درحال گسترش آن تا خلیج هستیم، همچنین انتظار داریم به باکو برسد. دیروز، ما نخستین پرواز به تاشکند را نیز افتتاح کردیم.
خطآهن؛ خطآهن ترکمنستان، به بندر آقینه رسیده و همانطور که در مورد خواف – هرات یادآوری کردم، انتظار داریم که این روند بهسرعت تکمیل شود؛ اما ما درحال کار روی کاهش قیمت هستیم تا ازبکستان و قزاقستان را به ایران و پاکستان، و چین را با تمامی کشورهای مذکور وصل کنیم. خطآهن پنججانبه درحال گذر از مرحله طرح به تمویل و تطبیق قرار دارد. و البته دهلیز لاجورد؛ آقای رئیسجمهور [خطاب به رئیسجمهور آذربایجان:] من هرگز سخنرانی شما را در کنفرانس شیکاگو که در آن منابع قابلملاحظه برای ممکنساختن دهلیز هوایی و بهطور اخص به موضوع اتصال تعهد کردید، فراموش نخواهم کرد. در اینجا تمایل دارم که از شما، گرجستان و ترکیه تشکر کنم و به شما بهخاطر تنوع (اقتصادی) جدیدتان تبریک بگویم. افتخار دارم که بگویم افغانستان، اکنون بعد از ۱۱۷ سال، یک عضو جداییناپذیر آسیای میانه و حوزۀ قفقاز است و ما به دنبال ارتقای همکاریها در این زمینه هستیم.
یک برگ برنده نیز وجود دارد؛ ثروت منرالی افغانستان منتظر انکشاف است و منابع آبی ما، ظرفیت بالقوه زراعتی دارد و دارای اهمیت میباشد. اما برابر با این همه، یک تراژیدی هم وجود دارد؛ (افغانستان) با نعمتهایی که از جانب خداوند به آن اعطا شده، یکی از ثروتمندترین کشورهای روی زمین، اما محل زندگی یکی از فقیرترین اجتماعات روی زمین میباشد. تنها همکاری منطقهیی میتواند ما را از فقر به رفاه برساند؛ کمک خارجی به این امر کمک نخواهد کرد. ما رهبرانی هستیم که میتوانیم مردممان را نجات دهیم؛ آنچه ما خواهان آن هستیم، قوانین سازمان جهانی تجارت (WTO) برای تمامی ماست تا تجارت آزادانه، تعامل آزادانه و منفعت آزادانه داشته باشیم.
اجازه بدهید به آخرین و مهمترین موضوع بپردازم؛ صلح در «پروسه کابل». صلح برای ما امری ضروری است نه یک امر تفننی؛ این، یک خواست جزئی نیست. درد و رنج ما و درعینحال ارادهی ما حد و مرز نمیشناسد. اجازه بدهید که قصه مادری را برایتان حکایت کنم که چهار فرزندش را (در صفوف نیروهای امنیتی و دفاعی) از دست دادهاست. من از او خواستم که فرزند پنجمش را به (صفوف نیروهای امنیتی و دفاعی) نفرستد؛ از هلمند است. او رو به من کرد و گفت: اگر فرزند پنجمم نجنگد، چه کسی خواهد جنگید؟ چه کسی از عزت این ملت دفاع خواهد کرد؟ بنابراین، بیایید ارادهی ما را درک کنید؛ به همین ترتیب، اگر شریکی هم پیدا نکنیم، اراده ما باقی است.
صلح دارای سه مؤلفه بنیادی میباشد.
نخست – گروههای طالبان؛ ما گفتوگویی به راهانداخته از آنان میخواهیم در این روند سیاسی شرکت کنند و اجازه دهند مردم افغانستان تصمیم بگیرند که چند درصد شان از آنها حمایت میکنند. اگر آنان میتوانند ریاستجمهوری را بهدست آورند، این برایشان یک فرصت است؛ اگر آنان میتوانند عضویت خود در پارلمان را تثبیت کنند، این میدان عمل است. بگذارید رأی جایگزین مرمی شود. این خشونت برندهی ندارد، هر چه بیشتر به خشونت دست بزنند، تنفر و خشم بیشتری را در پیخواهد داشت. من بهصورت مسؤولانه این صحبتها را بیان میکنم؛ زیرا میتوانم خطر را بپذیرم. جا نشینم مصمم و متعهد به اراده مردم خواهد بود که در پروسه صلح مصروف نخواهد شد. طالبان باید درک کنند که وقت ندارند، بهتر است «ساعت» را به دست آورند.
مؤلفه دوم – صلح با پاکستان است. گفتوگوی همهجانبه دولت با دولت برای بقای متقابل و برای امنیت و رفاه متقابلمان ضروری است. ما با جلالتمآب لوی درستیز پاکستان، زمانی که به افغانستان آمده بود، سه موضوع حیاتی را برجسته ساختیم؛ نیت، اراده و ظرفیت. ما برای نخستینبار اوراقی را دریافت کرده بودیم که بهصورت امیدوارانهی اساس را برای یک گفتوگو فراهم میساخت، اما از آنزمان تاکنون، ما تنها شاهد شدیدترشدن جنگ بودهایم. امیدوار هستیم که اینها آخرین دردهای یک جنگ باشد، نه نیتی که نمایانگر شاملنشدن در این روند است. ما زندانیان گذشته نبوده و از همتایان و همکاران پاکستانی خود میخواهیم که نگاهی به آینده بیندازند؛ آیندهی مملو از منفعت متقابل و رفاه متقابل.
آخرین مؤلفه – شبکههای جرمی فرامرزی میباشد. پیشینهی تاریخی برای جنگجویانی که درحال حاضر تعدادشان دههزار تن تخمین میشود، وجود ندارد. ما چه گونه با آنان به صلح دست خواهیم یافت؟ دو روز قبل، ما شش چچینی را در ولسوالی ازره ولایت لوگر دستگیر کردیم. ما از گروه معززِ نشستِ حاضر میخواهیم که، مسؤولیت کشورهایی را که شهروندانشان به کشور ثالث میآیند و میجنگند، مشخص نموده و با مسؤولیتهای مشترک به ما کمک کنند. ما تمامی افرادی را که دستگیر کردهایم، (به کشورهایشان) تحویل دادهایم و ما به این کار ادامه خواهیم داد؛ زیرا ما در قبال آنها همکاری میکنیم، اما [خطاب به همکاران سازمان ملل متحد:] همکاری مطابق قانون بینالمللی مسؤولیت کشورهاست. این یک گفتوگوی مهم است، زیرا تمامی منازعات سیاسی داخلی به خاطر تقسیم قدرت و چارچوبهایی بهخاطر حل حقوق و وجایب است. چارچوب برای افرادی که فقط میخواهند شما را بکشند و از شما بهخاطر طرحهای شنیعشان استفاده کنند، چیست؟
«پروسه کابل» – ما در تاریخ ۲۵ جنوری [۵ دلو ۱۳۹۶] میزبان دومین نشست پروسه کابل درباره صلح خواهیم بود. نخست، اجازه بدهید از حضور شما در اولین نشست پروسه کابل، بینهایت سپاسگزاری کنم. کابل در ۳۱ می ۲۰۱۷ [۱۰ جوزا ۱۳۹۶] به یک کشتارگاه مبدل گشت و اگر دلاوری و قربانی سیزده پولیس افغان نمیبود، این (حادثه) در کتاب ریکارد گینس به عنوان بدترین رنج جامعه بینالمللی درج میشد. این حمله، حمله بالای تمامی نورمهای متمدن دیپلوماسی بود. ما دارای یک تاریخ عظیم هستیم – هزاران سال تاریخ – که در آن سفرا همیشه مصون بودهاند، اما (با این حمله) نقض شد. ما خواهان بررسی بینالمللی حادثه مذکور و تحقیق در مورد شبکههای مسؤول آن هستیم؛ زیرا ایجاب میکند زمانی که ما بهصورت جمعی مورد حمله قرار میگیریم، باید یک پاسخ جمعی نیز وجود داشتهباشد.
پروسه کابل، شبکهی از شبکههاست. معنی این پروسه این است که تلاشهای دیگر برای حمایت از صلح یکجاشده و تحت یک چتر فراگیر قرار گیرند. رهبری و مالکیت پروسه صلح باید به دست حکومت افغانستان باشد. ما رهبران منتخب کشور هستیم و هیچکس نباید حاکمیت ما را مورد سؤال قرار دهد. شرکا با شرکای مستقل کار میکنند؛ زمانیکه شما ما را بهرسمیت میشناسید و (در کشور ما) سفارت دارید، در پیشبرد پروسهها باید با ما هماهنگی صورت گیرد. این، یک رویه مسالمتآمیز ضروری است.
همانطور که گفتم؛ صلح، آرزوی کشور ما است، اما به هر اندازه که جنگ دوام کند و حمله بیرحمانه بر غیرنظامیان افزایش یابد، به همان اندازه برخورد عمومی سختتر خواهد شد. ما باید درک کنیم که مردم افغانستان، مانند مردم آذربایجان و دیگران که درد جنگ را تحمل کردهاند، دارای نظریات و مفکورههایی هستند و رهبرانی را که در یک کشور دموکراتیک انتخاب کردهاند باید تسلیم اراده آنان باشند. ما اراده حرکت بهجلو را داریم و امیدواریم که بتوانیم موفق شویم.
اجازه دهید [خطاب به رئیسجمهور الهام علیاف:] با ابراز امتنان از شما، حکومت آذربایجان، تمامی شرکا، همکاران و اشتراککنندگان (نشست)، نتیجهگیری کنم. ما منطقهی برای برندهشدن و فرصتی برای مصوونساختن نسلهای آینده داریم. این امر، ارزش تأمل را دارد؛ و از حمایت و توجه شما تشکر میکنم.
۱۰ قوس ۱۳۹۶ | یک دسمبر ۲۰۱۷ | باکو – آذربایجان
