شفقناافغانستان- جستوجوی صلح در میدان جنگ، چرخش ۱۸۰ درجهیی و موضع جدید حکومت وحدت ملی در برابر طالبان است.
غنی وقتی به ارگ رفت، طالبان را «مخالفان سیاسی» خواند، بعد راه اسلامآباد را در پیش گرفت و دست «همکاری همهجانبه» بهسوی این کشور متخاصم دراز کرد و سرانجام تا گفتوگوهای چهارشنبه صلح پیش رفت و به بنبست رسید.
در ضمن، موازی با عمر حکومت وحدت ملی، طالبان که یک گروه منزوی و متواری بود تبدیل به نیرویی شدند که نیمی از خاک کشور را زیر کنترل گرفتند، عملاً دوبار ولایت قندوز را سقوط دادند و مراکز بسیاری از ولسوالیها را در دیگر مناطق در دست گرفتند. جدای از اینکه طالبان از طریق جنگ تا چه حد دست به گسترش حاکمیت خود زدند، گزارشهای زیادی وجود دارد که نشان میدهد حکومت عمداً و بدون هیچ نبردی، برخی مناطق را در هلمند و بغلان (توافقنامهی دندغوری) به طالبان واگذار کرد و همینطور امکانات جنگی ارتش یا به گروه طالبان فروخته شد یا بهنحوی به جنگجویان طالبان واگذار گردید.
تلفات افراد ملکی و نظامی هم گویای این واقعیت است. بیشترین رقم تلفات در سه سال گذشته اتفاق افتاده است.
در ماه مارس ۲۰۱۵، غنی طی دیداری در واشنگتن گفت که بهدنبال راهی جهت عذرخواهی از طالبان است. غنی دلیل عذرخواهی از طالبان را اینگونه بر شمرده بود: برخی از اعضای طالبان شکایات قانون داشتند و «مردم به اشتباه زندانی شدند، مردم شکنجه شدند. آنها در خانههای شخصی یا زندانهای خصوصی شکنجه شدند.»
غنی با طرح اینکه گویا طالبان شکنجه شدهاند، این پرسش را مطرح کرد: «چهطور شما به اين مردم خواهيد گفت كه شما معذوريد؟ /عذر ميخواهيد؟»
غني تاکید کرده بود که «صلح بهمعناي بخشيدن خونها است!» و علاوه کرد كه جنگ جهاني دوم مثال خوبی از عفو تاريخي بود.
اما چه شد که حکومت وحدت ملی از مواضع اولی خود علیه طالبان عقبنشینی کرد؟
اولویت اصلی اشرف غنی، صلح بود نه جنگ. غنی در سخنرانیهایش وقتی پای جنایت طالبان در میان است، از این گروه با اکراه و بهندرت نام میگیرد. حتا پس از اینکه ارگ در برابر طالبان تغییر موضع داده و با توجه به اینکه طالبان مسوولیت بسیاری از حملات انتحاری را که در آن افراد ملکی قربانی میشوند بهعهده میگیرند، با اینهم، غنی و اعلامیههای ارگ از آوردن نام طالبان بهعنوان گروهی که دست به این جنایت میزند، خودداری میکند.
سیاست صلحجویانه یا بهعبارت روشنتر، مماشات غنی در برابر گروه جانییی مثل طالبان، تاثیر فوری و منفی بر روحیهی جنگی سربازان گذاشت. مهمتر اینکه، وقتی صلح در اولویت برنامهی غنی قرار گرفت و جنگ گزینهی بعدی شد، نهادهای امنیتی سیاسی شد و نیز از محراق توجه او افتاد و در عوض، شورای عالی صلح اهمیت پیدا کرد. بهرغم توجه و سرمایهگذاری حامد کرزی به این شورا، تقریباً از شورای عالی صلح فقط نام این نهاد باقی مانده بود. اما غنی مجدداً این شورا را که دیگر هیچ کشوری حاضر نبود هزینهی سالانهی آن را پرداخت کند، احیا کرد.
این سوال که چهطور غنی حالا جنگ را بر صلح ترجیح داده است پاسخ قطعی نیافته است. آنچه در حال حاضر موجب تغییر دیدگاه غنی نسبت به جنگ و صلح شده است، تویت و سپس صحبت رییسجمهور امریکا با هیات شورای امنیت ملل متحد در مورد طالبان است.
اخیرا دونالد ترمپ، رییسجمهور امریکا در واکنش به موج شدید حملات انتحاری طالبان در کابل، تویت زد که طالبان دست به کشتار زنان و کودکان میزنند و ما به این گروه اجازه نمیدهیم پیروز شود. ترمپ تویتاش را در نشست با هیات شورای امنیت ملل متحد کامل کرد و گفت با طالبان گفتوگو نمیکنیم.
ارگ با شنیدن حرف ترمپ، ناگهان گفت بلی، ما صلح را در میدان جنگ جستوجو می کنیم، زیرا «طالبان از خط سرخ عبور کردهاند».
در واقع، گفتوگو با طالبان و مذاکره با دیگر مخالفان دولت (حکمتیار) راهبرد کلی و اصلی غنی بود، سیاستی که غنی قبل از رسیدن به قدرت آن را دنبال میکرد و در صدد تحقق آن بود. حالا بهنظر میرسد این راهبرد بهدلیل موضع پسین ترمپ در قبال طالبان دستخوش تغییر شده است.
اگر سیاست فعلی غنی در برابر طالبان از رویدادهای خونین و حملات مرگبار سه سال آخر و بعد از مرگ هزاران نفر از شهروندان ملکی و نظامی دگرگون شده باشد مایهی امیدواری است. آشکار است که سیاست صلحجویانهی غنی بسیار سنگین تمام شد. هزینه و رنج این سیاست نادرست و خلاف واقع را مردم پرداخت کردند.
سوال بعدی این است که چهقدر می توان به تغییر موضع غنی در مقابل طالبان امید بست؟ آیا غنی به این حرفش که طالبان از خط سرخ عبور کردهاند و دولت با این گروه میجنگد صادق است؟
موضع تازهی ارگ از تویت ترمپ سر چشمه میگیرد. ترس از این وجود دارد در صورتیکه حساب توییتر ترمپ مثل قبل مسدود شود، ارگ مجددا به روش قبلی پناه نبرد. چرا که طالبان مدام گفتوگو را رد کرده یا حاضر به مصالحه نیستند و هر روز دست به جنایت میزنند. از سویی هم، این سیاست تازهی ارگ عمق ندارد.
متین اقبال
