شفقناافغانستان- “روایت فاجعه”: طب عدلیِ عکس دو کودکِ افشار
سرنیزه یا نوک تفنگ را در دهان کودک کوچک گذاشته اند و با شلیک و یا به احتمال قوی تر، فرو کردن سرنیزه یا نوک تفنگ در دهان او، کودک را زخمی کرده اند. کودک پس از خونریزی زیاد از دهان و بینی جان داده است. زخم پیشانی کودک کوچکتر پس از مرگ و پس از توقف جریان خون بر او زده شده است. پیشانی او را با سرنیزه یا وسیله نوک تیز دیگری دریده اند، شاید به قصد پوست کندن، اما از آنجایی که این عمل پس از مرگ او بوده خونی جاری نشده است.
اما با شئ سنگین، احتمالا قنداق تفنگ یا لگد، ضربه ایی به صورت کودک بزرگتر زده اند. چندان که استخوانهای نرم الاشه و فک کودک بزرگتر خرد شده و صورتش بکلّی تغییر فرم داده. ضربه به نسبت جسم کودک چندان سنگین بوده که او با صورت به زمین خورده و لباسش پر از گرد خاک شده. به این مقدار اکتفا نکرده اند و احتمالا برای خاموش کردن آه و ناله ناشی از درد وحشتناکِ کودک، از پشتْ سر و صورتش را در خاکستر و خاک فرو کرده اند بگونه ایی که در پیشانی و صورتش اشک و خاک و خون در هم آمیخته.
احتمالا این عمل در مقابل چشمان یا در حضور نزدیکان این دو کودک صورت گرفته زیرا پیش از آنکه بدن آن دو خشک شده و تغییر حالت دهد (جمود نعشی یا rigor mortise) نزدیکان فرصت یافته اند انگشتانشان را گره بزنند تا از جمع شدن و تغییر شکل بدن جلوگیری شود. معلوم نیست کسانی که اینگونه با این دو کودک رفتار کرده اند با اعضای خانواده او چه کرده اند.
علی احمدی
