شفقناافغانستان- دوره تاریک 21 ساله عبدالرحمان خان، اوج شکاف و افتراق بین اقوام افغانستان بود. او نه تنها هزاره میکشت بلکه پشتون غلجی هم میکشت و از سرهای آنان کلهمنار درست میکرد.
به گزارش شفقناافغانستان، عبدالرحمان خان تنها هزارههای شیعه را قتل عام نکرد بلکه پشتونهای سنی را نیز از دَم تیغ و دهن توپ گذراند. او نه تنها سرهای هزاران پشتون غلجی را در ولایتهای زابل و غزنی از تن جدا کرد بلکه بدنهای صدها پشتون دُرانی را نیز در جای جای افغانستان از جمله در منطقه «چهل زینه» قندهار قطعه قطعه کرد. او نه تنها درانی «محمدزی» میکشت، بلکه تشنه ریختن خون درانیهای «بارکزی» یا عموزادگان و هم تباران خود نیز بود. برای عبدالرحمان خان، سنی تاجیک بدخشانی و سنی ازبک ترکستانی فرقی نمیکرد، هر کسی که از او بدون چون و چرا فرمان نمیبرد، باید نابود میشد.
برای او قندهاری، هراتی، کابلی و مزاری تفاوتی نداشت بلکه همین اتهام کافی بود تا امیر او را دشمن بپندارد. «محمدیوسف ریاضی هروی» در کتاب «عینالوقایع تاریخ افغانستان» صفحه 239 در شرح وقایع سال 1314 هجری قمری نوشته است که عبدالرحمان خان چشم 20 تن از سپاهیان هراتی را به خاطر شورشی که در قندهار رخ داده بود، از حدقه بیرون آورد. همچنین خود عبدالرحمان در صفحه 67 «تاجالتواریخ» کتابی منسوب به او، نوشته است: “روزی تجار بدخشانی به سوارهای من حمله نمودند، تقریباً پنجاه نفر از آنان را اسیر نموده به حضور من آوردند. من حکم دادم همه آنان را به دهن توپ گذاشتند.”
اما در این میان، بیشترین آسیب به هزارهها رسید که تاریخ افغانستان کمتر شاهد آن بوده است. با این که آمار دقیقی از کشتار هزارهها در این فاجعه تاریخی در دست نیست اما با توجه به خالی شدن نیمی از مناطق مرکزی افغانستان از سکنه، مشخص میشود که بیشتر مردم هزاره قتل عام، آواره یا فروخته شدند. هزارهها قبل از شکست، سالها در برابر عبدالرحمان مقاومت کردند. برخی از قریههای کوچک در بامیان یا ارزگان، تا دو سال در برای هزاران تن از سربازان مهاجم مقاومت کرد. امیر تاکتیکهای زیادی را برای شکست هزارهها روی دست گرفت.
او از مفتیها فتوای قتل عام گرفت اما کارساز واقع نشد. سایر اقوام را برای شکست هزارهها بسیج کرد اما نتیجه نداد. مدرنترین تجهیزات و سلاحهای عصر را که از انگلیس دریافت کرده بود، در جنگ هزارهها استفاده کرد اما بازهم موفق نشد. تنها یک شیوه و حربه عبدالرحمان خان، کمر هزارهها را شکست. بله حدس شما درست است.
بین هزارهها اختلاف ایجاد کرد و تعدادی از هزارهها را علیه خود هزارهها واداشت و این راز پیروزی عبدالرحمان خان در برابر هزارهها بود. امیر تعدادی از سران هزاره را تطمیع کرد و مناصب مختلفی به آنان داد.
آنان نیز به خاطر خوشخدمتی به امیر و به رسم وفاداری به دربار، در بین هزازهها نفوذ نموده و نقش ستون پنجم را در میان هزارههایی که دست به مقاومت زده بودند، بازی کردند. در واقع همین افراد در همکاری با حاکمیت، مقاومت را شکستند و عامل آوارگی عزیزان خود به مناطق همجوار و سبب فروش هزاران تن از هزارهها در بازارهای برده فروشی شدند.
همکاری برخی از سران هزاره با عبدالرحمان خان از بدیهیات این دوره از تاریخ است و شاید این داستان بارها و بارها برای هزارهها اتفاق افتاده باشد. برای اطلاعات بیشتر درباره نقش درباریان هزاره در شکست مقاومت، به کتابهای تاریخی از جمله «افغانستان در پنج قرن اخیر»، «کله منارها در افغانستان»، «سراج التواریخ»، «هزارهها در جریان تاریخ» و «افغانستان در مسیر تاریخ» ذیل حوادث دوره عبدالرحمان خان مراجعه شود.
محمد مرادی
