شفقناافغانستان- اشرف غنی روز چهارشنبه در سخنانی، کشته شدن مردم را امتحان الهی عنوان کرد. از آنجا که یک مقام عالیرتبه دولتی، یکی از مباحث جنجالی علوم اسلامی را وارد خانههای مردم و رسانهها کرده، ناگزیر باید چند جملهای درباره آن نوشت.
به گزارش شفقناافغانستان، قضا و قدر الهی، بحث مفصلی است که در رشته «کلام» از علوم اسلامی تعریف میشود. این بحث از اواخر قرن اول هجری شروع شد که تا اواخر قرن سوم بازار گرم و داغی داشت. طرفداران قضا و قدر الهی به «جبریه» معروف بودند که افعال انسانی را مخلوق خدا میدانستند و اختیار انسان را نفی میکردند. آنان عقیده داشتند که افعال انسانی را خدا خلق میکند و انسان بنا به استطاعتی که متقدم بر فعل است، آن را انجام میدهد. جبرگرایان به پیش از 200 آیه و دهها حدیث استناد میکردند که انسان را در افعالش نفی میکند. تا اینجا حق با جبریها بود زیرا آیات متعدد و احادیث فراوانی وجود دارد که خداوند را منبع صدور افعال انسانها دانسته است. منتهی جبریها یک مشکل اساسی داشتند که به بیش از 300 آیه و صدها حدیثی که برای افعال انسانی علت و مسبب ذکر شده است، توجه نمیکردند. البته پس از قرن چهارم هجری، آهستهآهسته این جریان تغییر ماهیت داد و حالت متعادلتری به خود گرفت. با این وجود تاکنون رگههای از چنین تفکری در بین بعضی از فرقهها و نحلههای اسلامی وجود دارد.
واکاوی در علل گسترش جریان جبری و رشد بستر اجتماعی تفکر جبرگرایی، نشان میدهد که این جریان تا جایی که متکی به متون و مبانی دینی باشد، حوادث اجتماعی و سیاستمداران در شکلگیری آن نقش داشتهاند. در حقیقت این تفکر توسط حاکمان بنیامیه تقویت میشد زیرا چنین گرایشی، مظالم و سهلانگاری آنها را در امر حکومتداری، مستقیم به مشیت و امتحان الهی ارجاع میداد که توسل به آن، حربه خوبی برای قناعت عامه مردم و سکوت آنان در برابر نارساییها، کشتارها و ویرانیها بود. اکنون سوال این است که به راستی اشرف غنی به چنین امری اعتقاد دارد که کشتار مردم امتحان الهی است؟ در پاسخ باید گفت که خیر.
درست است که اشرف غنی یک مسلمان است اما این را نباید فراموش کرد که او تمایلی ندارد دین وارد حوزه سیاست شود و اجتماع را اداره کند ولی درعینحال، سنتها و اعتقادات جامعه را نیز در نظر دارد. در واقع اشرف غنی یک سکولار التقاطی است که نه از دین به صورت کلی در اجتماع بریده و نه تمایلی به ورود دین در عرصه سیاست دارد. فضای حاکم بر تفکر اشرف غنی، مبتنی بر متغیّرهای دینی در اجتماع و سیاست است که طبق آن میتوان از دین به عنوان ابزار استفاده کرد. بر اساس این تفکر، اگر جامعه اقتضا کند، میتوان فراخوان نماز طلب باران داد اما اگر سیاست امر دیگری را طلبید، میتوان احکام الهی را تعطیل کرد. سخن آخر این که اشرف غنی، یک سکولار دیندار است که شرایط را دیده، گاهی سکولار و گاهی دیندار میشود اما در نهایت، رفتارهای سکولاریستی را بر دینمداری ترجیح میدهد که برخی مواقع، رفتارهایش به عوامگرایی یا پوپولیستی شبیه است.
محمد مرادی
انتهای پیام
www. af.shafaqna.com
