شفقناافغانستان- شاید بارها شنیده باشید که مجلس نمایندگان یا پارلمان افغانستان تعدادی از وزیران را به خاطر این که بودجه خود را کمتر مصرف کرده، احضار و استجواب کردهاند.
به گزارش شفقناافغانستان، بودجههای ولایتی نیز اکثراً کمتر از آنچه توقع میرود هزینه و مصرف میشود و آخر سال مبالغ هنگفتی روی دست والیها باقی میماند.
نکته اینجا است که وقتی موضوع نوسازی اماکن تاریخی و در مجموع مسئله بازسازی مطرح میشود، والی و سایر مقامات دولتی به دنبال دونر یا سازمانهای کمککننده میگردند تا هزینه پروژه را تأمین کنند.
از آنجا که بازسازی بسیاری از اماکن تاریخی در ولایتهای غزنی، بلخ، هرات، غور و قندهار، به سازمانهای کمککننده متکی است، تاکنون اقدامی برای نوسازی آنها صورت نگرفته یا اگر صورت گرفته با کندی و دیگر مشکلات انجام شده است.
به عنوان مثال: مقبره ابوریحان بیرونی دانشمند شهیر کشورهای حوزه تمدنی، یکی از این اماکن است که دولت در 17 سال گذشته، بازسازی آن را به سازمانهای خارجی و سازمانهای خارجی به دولت افغانستان پاس میدهند.
تازه دیروز «بشیر محمدی» رئیس اطلاعات و فرهنگ غزنی به خبرگزاری آوا گفته است که “سفیر ازبکستان در جریان سفرش به غزنی، وعده داده است که مقبره ابوریحان بیرونی را بازسازی کند.”
بعید است که این وعده به زودی عملی شود اما گیرم که این پروژه اجرایی گردد، چرا ازبکستان آن را بسازد؟ مگر هر سال بودجههای ولایتی روی دست والیها باقی نمیماند؟ چرا از همین بودجه اماکن تاریخی و آرامگاههای دانشمندان مدفون در افغانستان از جمله مقبره ابوریحان بازسازی نمیشود؟ مگر بازسازی یک مقبره، چقدر هزینه دارد که دولت به سوی سازمانهای خارجی دست دراز کرده است؟
این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نقش کشورهای خارجی برای بازسازی و نوسازی میراثهای فرهنگی یک کشور دیگر، اگر مخرب نباشد، مثبت هم نیست. قطعاً ازبکستان مقبره ابوریحان را طبق نقشه و نمادهای کشور خود بازسازی خواهد کرد که با بافت فرهنگی افغانستان که خراسانی است، همخوانی ندارد.
این را هم نباید از یاد برد که «بنیاد فرهنگی بابر» وابسته به دولت ازبکستان در سال 1383 کار بازسازی مقبره «علیشیرنوایی» را در ولایت هرات، آغاز کرد اما این مقبره بیش از 10 سال به یک ویرانه تبدیل شده بود که این موضوع، شائبه نبش قبر و انتقال بقایای جسد نوایی را به ازبکستان نیز به دنبال داشت. البته یکی از دلایل توقف این پروژه، ممانعت یونسکو از طرح ازبکستان برای ساختمان مقبره نوایی بود.
ازبکستان تلاش داشت که طرح ساختمان براساس بافت فرهنگی کشور ازبکستان اجراء شود اما یونسکو مصرانه تلاش کرد که طرح ساختمان باید خراسانی باشد که سرانجام همینطور هم شد.
برای بازسازی آرامگاه بیرونی نیز چنین اتفاقی متصوّر است. خلاصه کلام این که از کدام نارسایی در افغانستان باید نالید.
نالیدن از وضعیت نابسامان کشور، سؤال کردن از گردنکج شتر است که کجایش سالم است تا گردنش سالم باشد. این را هم خدمت مدعیان تاریخ 5000 ساله عرض کنم که با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشود.
تمدن و تاریخ را به بهاء دهند نه به بهانه. زمانی ادعای تاریخ 5000 ساله زیبنده است که حداقل از چریدن بزها و گوسفندها و از خوابیدن سگها و گربهها در خانه تاریخی مولانای بلخی در بلخ، جلوگیری کنیم.
محمد مرادی
