شفقنا افغانستان-احمد الفراجی در سرمقاله قدس العربی نوشت: این روزها مطب روانپزشک های عراقی در بغداد، پیوسته پذیرای کودکانی است که گرفتار بیماری های روانی هستند، برخی از آنها مرگ فجیع پدر و مادر خود را به چشم دیده اند و بیشترشان از مناطق جنگی و ناامن همچون فلوجه، رمادی و صلاح الدین گریخته اند.
کودکی به نام عبدالله احمد الجمیلی، یکی از آوارگان شهر فلوجه است و هفته ای سه بار به مطب روانپزشک مراجعه می کند تا طی جلساتی طولانی که برخی از آنها دو و نیم ساعت طول می کشد، اختلالات عصبی ناشی از صدای انفجار و فشار روانی ناشی از کشته شدن نزدیکانش را بهبود دهد. عبدالله که با چشم خود شاهد کشته شدن پدرش بوده، برای رهایی از صحنه وحشتناکی که هیچ گاه از خاطرش نخواهد رفت دست به دامان قرص های قوی آرامبخش شده است.
عبدالله 11 ساله با پدر خود در یکی از کوچه های فلوجه در حرکت بود که ناگهان گلوله ی توپ در نزدیکی آنها منفجر می شود و کودک، جنازه ی خونین پدر را- در آخرین ساعات زندگی وی- در آغوش می گیرد. عموی عبدالله می گوید که از آن روز به بعد او به صورت طبیعی نمی تواند بخوابد و دچار استرس شدیدی شده است طوری که برای خواب باید حتما از قرص های خواب آور استفاده کند.
صدها و هزاران کودک عراقی مانند عبدالله هستند که چنین تراژدی غم انگیزی را تجربه می کنند و چنگال خشونت، زندگی کودکانه ی آنان را خراش داده است. نورالهدی دخترک 14 ساله ی دیگری است که در حملات کور توپخانه ای فلوجه، شاهد تکه تکه شدن پیکر پدرش بوده و تا رسیدن آمبولانس به محل حادثه بالای جنازه ی پدرش بوده است. وی می گوید: از آن حادثه چیزی جز جنازه ی تکه تکه شده پدرم که هر قسمتی از آن در گوشه ای از خیابان افتاده بود چیزی یادم نمی آید. نورالهدی چند ماهی است که از ناراحتی های روانی رنج می برد و روند بهبود وی چندان رضایت بخش نبوده است.
دکتر علی محمد- دارای تخصص روانپزشک- در مصاحبه با قدس العربی گفت: هر روز خانواده های بسیاری کودکانشان را برای مشاوره و روان درمانی به مطب من می آورند، به ویژه آنکه بیشتر این کودکان شاهد صحنه هایی دردناک مثل قتل یا درگیری های مسلحانه بین ارتش و تروریست ها و همچنین سقوط گلوله های توپ در منازلشان- در مناطق جنگی همچون انبار و فلوجه- بوده اند.
وی ادامه می دهد: ما تاکنون صدها مورد کودک مبتلا به تشنج عصبی، اختلالات روانی و افسردگی را پذیرش کرده ایم و چالش اصلی کار ما این است که نمی توانیم کودکان را در بخشی آرام بستری کنیم تا روند درمان را پی بگیریم. به عنوان مثال در استان انبار چنین حوادث خطرناکی چندین بار در طول روز تکرار می شود و همین مساله کار ما را بسیار پیچیده می کند.
پزشکان می گویند که صدای گلوله و انفجارهای پی در پی در بیشتر مواقع روند درمانی بیمار را مختل می نماید و وی را به پله ی نخست باز می گرداند. شرایطی که این روزها کودکان عراقی در مدارس تجربه می کنند، اعم از بازرسی بدنی توسط نیروهای امنیتی، هدف قرار گرفتن مدرسه توسط تروریست های مسلح، صحنه های مربوط به حضور تانک ها و زره پوش ها در خیابان، سربازان و سلاح هایی که مدام گلوله شلیک می کنند، همه و همه ترس را در وجود کودکان نهادینه می کند. این همان چیزی است که آنان را مستعد بیماری های روانی می کند و در شرایطی که از کمبود مطب های روانپزشکی مناسب و داروهای ویژه ی بیماران روانی رنج می بریم مشکلاتی مضاعف برای ما ایجاد می کند.
«ام وضاح» مادر یکی از کشته شدگان تکریتی است که پسر بزرگش را جلوی درب منزل بر اثر گلوله ی افراد مسلح از دست داده است. وی به خبرنگار قدس العربی می گوید: فرزند کوچکترم «محمد» این حادثه را از نزدیک دیده و پس از آن گرفتار بیماری روانی است. پزشکان به وی گفته اند برای اینکه کودک، حادثه را فراموش کند وی را برای تفریح و گردش به شهرهای اطراف ببر، اما وی می گوید در استان تکریت که غالبا نیروهای مسلح یا پلیس عراق آن را محاصره کرده است مکانی برای گردش و تفریح وجود ندارد.
با وجود تلاش سازمان های بهداشتی در زمینه فراهم کردن کادر پزشکی متخصص و مجرب جهت درمان کودکان مبتلا به بیماری های روانی- در اثر خشونت و ترور و آشوب- بسیاری از خانوده های عراقی تاکید دارند که برنامه های تلوزیونی و پخش تصاویر انفجارها و کشتار، باعث می شود که ذهن کودکان دوباره صحنه های تلخ گذشته را به یاد آورد و آنان را دوباره دچار استرس و اضطراب کند. در این میان خانواده ها نمی توانند فرزندان خود را از فضای ترس و خشونت بی نهایت عراق خلاص کنند و روز به روز بر وخامت حال این کودکان بی گناه افزوده می شود.
منبع: قدس العربی
ترجمه: شفقنا
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
