شفقنا افغانستان- علی ربیعی، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایران در دیدار با آیت الله مکارم شیرازی گفته است : نیروی ارزان قیمت بدون بیمه موجب می شود کارفرمایان زیاده روی کنند. در حال حاضر بالای دو میلیون و ۳۰۰ هزار شغل در کل کشور توسط اتباع بیگانه اشغال شده است که اگر ساماندهی شود بیکاری کم می شود.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، این چندمین بار است که این وزیر محترم عامل بیکاری جوانان ایران را به گردن مهاجرین و اتباع خارجی یا به گفته خودشان اتباع بیگانه می زند.
وزیر کار ایران گفته است : در شورای اشتغال رسیدگی به اشتغال اتباع در دستور کار قرار گرفته است و بازرسان مکلف به رسیدگی هستند. امسال بسیاری از مشکلات را با شعار امنیت شغلی پیگیری می کنیم.
این دو پاراگراف در خبری که خبرگزاری ایسنا منتشر کرده منتشر شده است.

گزارش دیدار آقای ربیعی را اینجا بخوانید
آقای وزیر! جوان ایرانی لیسانسه در کارگاه روده پاک کنی کار نمی کند!
نکته آزاردهنده سخنان آقای ربیعی این است که مهاجرین افغانستانی مقیم ایران را آن هم در محضر یک عالم دینی که بعنوان مرجع تقلید در جهان اسلام مطرح استاتباع بیگانه می نامد. در کجای اسلام گفته شده که با مهاجرین اینگونه برخورد کنید؟
سخنان آقای ربیعی وزیر کار و امور اجتماعی کشور دوست و همسایه ایران در حالی بیان می شود که اکثر مهاجرین شاغل در ایران در مشاغل سخت مشغول به کار هستند. این مشاغل سخت که از سوی وزارت کشور برای اشتغال مهاجرین در نظر گرفته شده است در چهار دسته معرفی شده و یک مهاجر نمی تواند بجز این شغلها شغل دیگری انتخاب کند.
کار در کوره آجرپزی، کارگاه روده پاک کنی، ذوب آهن، تفکیک ضایعات، کارهای سخت ساختمانی و … بخشی از این شغلها هستند.
این در حالی است که بیشتری جمعیت بیکار در ایران را افراد بالای دیپلم و لیسانس تشکیل می دهد، سوال اینجاست که آیا یک ایرانی لیسانسه حاضر است در کارگاه روده پاک کنی که بوی تعفن می دهد کار کند؟
گویا آقای ربیعی بجای حل کردن مساله بیکاری جوانان ایرانی دنبال یک دلیل خارجی برای رفع اتهام از خود می گردند.

مساله دیگری که با گفته های آقای وزیر در میان بیکاران ایرانی به یک معضل تبدیل می شود این است که این گفته ها وقتی که از دهان یک وزیر بیرون می آید، مردم هم فکر می کنند واقعا همینگونه است و این مهاجرین افغانستانی هستند که باعث بیکاری جوانان ایرانی شده اند، در حالیکه این گفته ها کارشناسانه نیست.
اولین مساله این است که مشکل بیکاری در ایران یک مشکل ملی است، یعنی محدود به شهر یا استان خاصی نمی باشد و طبق مصوبه شورای عالی امنیت ملی،فعالیت در 14 استان برای اتباع افغانی مجاز اعلام شده است. یعنی در بقیه استانها(17 استان) فعالیت اتباع افغانی ممنوع است. و جالب اینجاست که طبق تحقیق خبرگزاری تسنیم میزان بیکاری در استانهایی که مهاجرین در آنجا حضور دارند کمتر است، این یعنی حضور اتباع خارجی دخلی به بیکاری جوان ایرانی ندارد.
نکته دیگر اینکه کارگران افغان برای ادامه کارشان باید از هفت خوان رستم رد شوند، یعنی کارت آمایش دریافت کنند و بعد از آن کارت مخصوص کارگری بگیرند، البته برای دریافت هر کدام از این کارتها مهاجرین افغانستانی مبالغی را به دولت می پردازند.
طبق گفته های آقای وزیر اینگونه تصور می شود که یک عده اتباع بیگانه آمده اند و بدون پرداخت مالیات و هیچ هزینه ای کارهای مردم ایران را از چنگشان در آورده اند، در حالیکه واقعیت این نیست.
کارگر افغانستانی مجبور است مالیات بدهد، بیمه نمی شود، به هر کاری نمی تواند روی بیاورد و فقط کارهای شاقه که هیچ ایرانی آنرا انجام نمی دهد را انجام می دهد.
سخن آخر…
آقای ربیعی! وزیر محترم کار جمهوری اسلامی ایران!
بگذارید برایتان یک خاطره تعریف کنم، در یکی از سالهای سخت مهاجرت که حضور کارگر افغانی در همه جا به سختی رصد میشد و تعداد زیادی کارگر از ایران اخراج شدند، کوره های آجرپزی مشهد از کار افتاد، کارهای سخت ساختمانی فلج شد چرا که هیچ کارگر افغانی وجود نداشت و کارگر ایرانی هم حاضر به کار نبود، نتیجه این شد که آجر نرخ صعودی در پیش گرفت و در کمترین زمان ساخت و سازها با مشکل مواجه شدند، کوره های آجرپزی اعتصاب کردند و مشکلات زیادی برای مردم آفریده شد.
کارگر افغانی می تواند بعنوان یک فرصت تلقی شود اما شما با این طرز نگاهتان آنرا یک تهدید می بینید.
مهاجرین افغانستانی اتباع بیگانه نیستند، اگر اتباع بیگانه بودند مطمئن باشید در جبهه شما نبودند، خودتان گفته بودید : امنیت ایران ارتباط مستقیمی با شهدای مدافع حرم دارد.
به گفته استاد محمدکاظم کاظمی شاعر مهاجر افغانستانی مقیم ایران :
منم تمام افق را به رنج گرديده
منم که هر که مرا ديده در گذر ديده
منم که نانی اگر داشتم از آجر بود
و سفره ام که نبود از گرسنگی پر بود
به هر چه آينه تصويری از شکست من است
به سنگ سنگ بناها نشان دست من است
اگر به لطف و اگر قهر می شناسندم
تمام مردم اين شهر می شناسندم
من ايستادم اگر پشت آسمان خم شد
نماز خواندم اگر دهر ابن ملجم شد
طلسم غربتم امشب شکسته خواهد شد
و سفره ام که تهی بود بسته خواهد شد
غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت
پياده آمده بودم پياده خواهم رفت
انتهای پیام
سیدجمال الدین سجادی