یکشنبه 27 ثور 1405

آخرین اخبار

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ یکشنبه 27 ثور 1405

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

پیشرفت در هوش مصنوعی؛ تحلیل تومور حالا در چند دقیقه ممکن شد

شفقنا افغانستان – پژوهشگران دانشگاه سدارس-سینای لس‌آنجلس ابزار هوش...

اکونومیست: جهان در آستانه «آخرالزمان شغلی» هوش مصنوعی قرار دارد

شفقنا افغانستان- نشریه اکونومیست در گزارشی نوشته که دنیا...

فریاد عدالت‌خواهی در کلام امام جواد(ع)؛ مناجاتی علیه ظلم و فساد

شفقنا افغانستان- امام جواد(ع) در مناجات کشف ظلم بیان...

ربایش ده‌ها دانش‌آموز در نیجریه؛ بازگشت سایه وحشت به مدارس

شفقنا افغانستان– ساکنان ایالت بورنو در شمال شرقی نیجریه...

العرب: جنگ ایران محصولات زراعتی مصر را نابود می‌کند

شفقنا افغانستان - جنگ جاری در منطقه خاورمیانه فشارهای...

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

محقق از افزایش فشارهای مذهبی بر شیعیان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی...

مقام ارشد آمریکایی: افغانستان همچنان در خط مقدم تهدیدهای تروریستی قرار دارد

شفقنا افغانستان- یک مقام ارشد نظامی ایالات متحده اعلام...

بازگشت اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز؛ تشدید بحران انسانی

شفقنا افغانستان– معاونت سخنگوی طالبان اعلام کرد که روز...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ شنبه ۲۶ ثور ۱۴۰۵

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

نیویورک تایمز مدعی شد؛ احتمال ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا ظرف چند روز آینده

شفقنا افغانستان– روزنامه نیویورک تایمز بامداد شنبه ادعا کرد...

کابل، شهر مردان بی‌جفت

شفقنا افغانستان-زندگی در اجتماع مستلزم حضور همۀ افراد جامعه است. زنان، مردان، بزرگ‌سالان و کودکان نفش یکسان و برابر دارند تا در اجتماع زندگی کنند. اما اگر به دقت به زندگی مردم کشور ما نگاهی بیاندازیم می‌بینیم که نیمی از این اجتماع عملاً نقش یک انسان مستقل را در این جامعه ندارد. حال اگر از اجتماع روستایی و شهرهای کوچک هم که بگذریم در شهری مانند کابل نیز این مشکل به وفور دیده می‌شود.
در ساعاتی از شبانه‌روز شهر عملاً به شهری مردانه بدل می‌شود. همچنین در بخش‌هایی از شهر براساس قانونی نانوشته رفتن بخشی از اجتماع ممنوع پنداشته می‌شود یا اینکه بدون همراهی یک مرد در بسیاری از نقاط نمی‌شود تردد کرد. این مسأله ناشی از چه مشکلی است. بسیاری از مردم و حتی تحصیل‌کرده‌ها به این باور هستند که زن زیر سایۀ یک مرد معنا دارد و مردان باید از آنها مراقبت و محافظت کنند. بسیاری از تحصیل‌کرده‌های جوان باورشان این است و آن را به زبان می‌آورند که در صورتی زن حق حضور در اجتماع را دارد که اجتماع از نظر آنها ایمن باشد و زن دچار هیچ چالشی نشود. اما سؤال اینجاست در جامعه‌ای که تشکیل‌شده از من و تو و ماست چطور می‌توان به این نوع اجتماع رسید در حالیکه خودمان به خودمان اعتماد نداریم و زن را بره‌ای می‌دانیم در محاصرۀ گرگان!
دید منفی نسبت به زنان به شدت زیاد است و می‌توان آن را در لایه‌های مختلف جامعه حس کرد. بسیاری در اولین برخورد با زنان اظهار می‌دارند که حضور زنان در جامعه برای آنان خطرناک است و می‌توان عواقب بدی را داشته باشد و این مسأله را بسیار دلسوزانه مطرح می‌کنند. بسیاری حضور زنان در جامعه را به بهای از دست‌دادن عفت و شرف آنان می‌دانند و بر این باورند که زنان فقط زمانی در اجتماع می‌تواند حضور داشته باشد و دارای شغل و وظیفه باشد که از آبروی خویش گذشته باشد.
نگاه جامعه نسبت به زنان در اغلب موارد منفی است و زن بد است تا زمانی که ثابت شود خوب است. این دیدی است که در جامعه‌هایی مثل جامعه ما وجود دارد. چه شده است که تصور ما نسبت به زنان اینقدر منفی و دارای عقده است. برای مثال اگر زنی را در سرک بینیم که دیرتر از حد معمول به خانه می‌گردد نظرمان نسبت به آن زن چگونه است؟ اگر آن شخصی که دیر به خانه بر می‌گردد مرد باشد نظر مان چیست؟ چرا نمی‌توانیم به این مسأله بدون در نظرگرفتن جنسیت فکر می‌کنیم. زن هم انسانی است که می‌توانند مشکلات خود را داشته باشد. چرا در تصورمان نمی‌گنجد که یک زن هم می‌تواند دیر از وظیفه به خانه برگردد. فکری که بعد از خواندن این جمله به ذهن‌تان خطور کرد را با خودتان بررسی کنید. شما هر چیزی که فکر کرده‌اید نشان‌دهندۀ ذهنیت شما نسبت به زنان و جامعۀ زنان و کار زنان است. این دیدگاه می‌تواند خیلی انسانی باشد یا خدانخواسته غیرانسانی، جنسیت‌زده و منفی.
در جامعه‌ای که زندگی می‌کنیم هم نقش تعرض‌کننده و مشکل‌ساز برای زنان مردان هست و هم محدودکننده آزادی زنان و دلیل هم این که از زنان در برابر مردان محافظت صورت بگیرد در حالی‌که نقش مرد خوب همیشه از مرد محدودکننده است.
یکی از مشکلات را می‌توان به نحوۀ تربیت مردان نسبت داد که باعث می‌شود که یک زن در جامعه احساس امنیت نکند. مردانی که تصورشان این است که جامعه پر از گرگانی است که در کمین زنان خانوادۀ او برای حفاظت از آنان، زنان را در خانه حبس می‌کنند. در حالیکه باید گفت این جامعه ساخته‌شده است از تک‌تک همین مردان که همه را به چشم خویش می‌بینند!
به مسألۀ دیگر که باید اشاره کرد این است که در هر جامعۀ در حال تغییری اتفاقاتی در حال وقوع است که محدودیت‌هایی را ایجاد می‌کند. از جمله اینکه بسیاری از مردان در نهان‌خانۀ ذهن‌شان، زنان را به عنوان رقبا می‌بینند که دارند فضای زندگی مردسالارانه آنها را محدود کرده و فرصت‌های شغلی را از آنان می‌گیرد. آنها برای اینکه بتوانند با این تغییرات مقابله کنند شروع می‌کنند به مبارزه با این وضعیت و روش مبارزه هم معلوم است. آنها با تهمت‌زدن به زنان و منفی نگهداشتن جو و فضا نسبت به زنان سعی می‌کنند که زنان کارمند و زنانی را که در جامعه کار و فعالیت می‌کنند را خانه‌نشین کنند تا بتوانند به تصور خودشان جایگاه‌ خودشان را به خود بازگردانند.
مردان از اینکه زنان وارد جامعه شود و کار و فعالیت کنند واهمه دارند زیرا بسیاری از فرصت‌ها از آنها گرفته خواهند شد. تصور کنید یک خانم در یکی از ادارات دولتی یا خصوصی به عنوان کارمند استخدام شده است، دیدگاه‌ها نسبت به این خانم چگونه است؟ می‌توان تصور کرد که تهمت‌ها و افتراها از چه نوعی خواهد بود. درست است که زنان نیز گاهی در این نوع دید نقش دارند اما دیدگاه مردان به این موضوعات اساسی‌تر و کارسازتر است. وقتی تعدادی از دوستان یک مرد در مورد همکارشان که خانم است صحبت‌های آنچنانی می‌کنند دیگر آن مرد جرأت نمی‌کند خانمش در بیرون خانه کار کند و از اینجا است که محدودیت‌ها شروع می‌شود.
چرا در جامعۀ ما نگاه فراجنسیتی شکل نمی‌گیرد؟ شاید این سؤال به نظر خیلی زود باشد یا مسخره به نظر برسد اما حقیقت این است که در فرهنگ ما هنوز زن به عنوان یک انسان و آن هم یک انسان مستقل شناخته نشده شده است. در خوشبینانه‌ترین حالت این است مردان نقش منجی را برای زنان بازی می‌کنند و می‌خواهند از آنها در برابر آسیب‌های اجتماعی محافظت و مراقبت کنند.
بسیاری در جامعه از راه‌رفتن در کنار یک خانم می‌شرمند و حاضر نیستند همراه یک خانم جایی بروند. چه چیزی باعث شده است تا ما زنان را مایۀ ننگ خود بدانیم و در حالیکه همین زنان است که مردان را به دنیا آورده است و آنها را سروسامان می‌دهد. اگر توجه دقیقی به زندگی بیاندازیم این زنان هستند که به عنوان مدیران خوب با همۀ محدودیت‌ها و گاه خشونت‌های موجود زندگی مردان را سروسامان می‌دهند.
آنچه مشکل جامعۀ ما است اسلام نیست بلکه نگاه تحقیرآمیز به زنان از لحاظ فرهنگی است. برخی فکر می‌کنند که به محض خروج زن از خانه عزت و عفت جامعه به خطر می‌افتد اما در پشت پرده چیزی دیگری است مردان از حضور زنان در جامعه می‌ترسند و نمی‌خواهند که با زنان مستقل، آگاه زندگی کنند آنها ترجیح می‌دهند زنان فرمان‌بردار و برده باشند و از اینکه بر زنان فرمان‌روایی می‌کنند لذت می‌برند.
محدودیت زنان را می‌توان در قوانین جامعه نیز به وفور به چشم دید. قوانینی که توسط یک جامعه مردسالار و کم‌سواد طراحی و اجرا شده است. مسألۀ گرفتن تذکره، پاسپورت و حق سفر پیش‌ پا افتاده‌ترین و از حقوق مسلم یک انسان است که بدون وابستگی به یک فرد دیگر باید انجام شود اما زنان برای همین حقوق نیز به مردان وابسته است که توسط دولت حمایت و اجرا می‌شود.

فاطمه فيضي – روزنامه افغانستان

انتهای پیام

 

اخبار مرتبط