شفقنا افغانستان- اولین شب شعر انتظار و پایداری و آیین رونمایی از شماره چهاردهم فصلنامه “دردری” در مشهد برگزار شد.
به گزارش خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا)، عصر امروز(جمعه) از شماره چهاردهم فصلنامه دردری طی آیینی در کتابخانه رسالت مشهد رونمایی شد.
مظفری : آمده ایم تا مردم را با ادبیات و شعر آشتی دهیم
ابوطالب مظفری در ابتدای این برنامه ضمن خوشامد گویی به فرهنگیان و شاعران بیان داشت : جامعه مهاجرین سه دهه است که در کتابخانه رسالت فعالیت های فرهنگی می کند، ما بیاد داریم که درهمین مکان شهیدین سجادی فعالیت های اولیه انقلابی و فرهنگی، اجتماعی را آغاز کردند، ازینرو این مکان یادآور خاطرات بسیاری برای بنده و کسانی که هم نسل ما هستند می باشد.
وی در ادامه با بیان اینکه نسل جدید در دهه اخیر از ادبیات فاصله گرفته است تصریح کرد : در طول سه دهه اخیر جامعه ما باسواد شده است اما سطح فرهنگی به نسبت دهه های گذشته رکود داشته است.
مظفری افزود : درست است که مردم ما باسواد شده اند اما از فرهنگ و ادبیات فاصله گرفته اند.
مدیرمسئول فصلنامه دردری یادآور شد : در کنار رشد سواد، عموم مردم ما هرچند باسواد شده اند؛ اما دغدغه های فرهنگی شان نزول پیدا کرده است، اگر امروز برنامه سرود و شعر و ورزش برگزار شود یک سالن دوهزارنفری پر می شود اما اگر یک برنامه فرهنگی و ادبی داشته باشیم تعداد شرکت کنندگان بسیار اندک است.
مظفری تاکید کرد : یکی از دلایلی که ما قصد کردیم برنامه های ادبی و شب شعر و امثالهم را دوباره آغاز کنیم، آشتی دادن میان شعر و ادبیات و توده مردم است.
وی در ادامه گفت : موسسه دردری نزدیک دودهه می شود که در مشهد فعالیت دارد اما متاسفانه شب شعرهای ما از همان ده بیست نفر بیشتر نمی شود.
مظفری در پایان سخنانش از انتشار مجدد فصلنامه دردری سخن راند و افزود : ما تمام تلاشمان این است که جامعه را بسوی افقهای روشن و آینده ای بهتر رهنمون کنیم.
بابا فاخر : ترسم ز فراق تو بمیرم آقا
در ادامه این مراسم سیدعلی فاخر از رباعی سرایان مهاجر افغانستانی معروف به “بابافاخر” به خوانش چند قطعه رباعی با موضوع انتظار پرداخت:
ای قامت سبز این جهان ادرکنی
ای جلوه باغ عاشقان ادرکنی
از هلهله قافله شب جاماندم
یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی
***
آقا قبای سبز را بر تن کن
این دهکده را به مقدمت گلشن کن
دل دل نکن از دل صحرا تو بیا
تکلیف مرا در این میان روشن کن
***
این باغ شکوفه ات اگر سبز شود
آبادی ما ازین خبر سبز شود
با آمدن تو از پس پرده غیب
آن روز جهان باردگر سبز شود
***
گهی در مشهد و صحن رضایی
گهی در جمکران و کربلایی
میان جاده عشق تو ماندم
کجا هستی کجا هستی کجایی؟
ریحانه آخوندزاده : و تو دیگر در این سینه نفس نمی کشی
ریحانه آخوندزاده از شاعران جوان مهاجر افغانستانی نیز در این مراسم دو نمونه از شعرهایش را که در غالب شعر نو سروده بود به خوانش گرفت :
تو باران بودی
که بی محابا باریدی
بر اردیبهشت لبانم
و لبخندی که هیچ آینه ای در من ندیده بود تا آن روز
با آوازهای دریده در گلو چه کنم؟
که دشمن پشت پنجره سیگار می کشد
و تو دیگر در این سینه نفس نمی کشی
نمی کشی که اردیبهشت لبانم را
توت های رسیده بچینی
و روسری غارت شده ام را
پرشکوفه برایم بیاوری
نمی کشی که سرت آنقدر گرم من باشد
که مرمی هایت را باد ببرد
و چکمه هایت را
و سربازهای پیرت را
سرت آنقدر گرم من باشد
که دنیایت را آب ببرد…
سید حکیم بینش : بیایی می شود آجر یقینا نان بعضی ها
در ادامه این مراسم سیدحکیم بینش دو غزل آیینی برای حضار خواند :
ایمان بعضی ها
بیایی می شود آجر یقینا نان بعضی ها
و بازی می کند سنگی ته دندان بعضی ها
به زیر تیغ خواهد رفت گردن های بسیاری
درون قوس باید گفت دور از جان بعضی ها
سوال چشمهایت پاسخ روشن طلب دارد
نمی دانم چه می گوید به تو چشمان بعضی ها
کنار جو همین بیدی که با هر باد می لرزد
یقین دارم که دارد ریشه در ایمان بعضی ها
گل نرگس بیایی می شود روشن، چرا هرگز
گل نرگس نمی رویید در گلدان بعضی ها
نصیر مجاب : عقربه های ساعت جمعه خبر نمی دهند
نصیر مجاب در ادامه با دو غزل آیینی با موضوع انتظار به روی سن رفت :
زمزمه های روشن اند، پنجره های رو به تو
قصه مفت می شوند، کرکره های رو به تو
آن غزل غریبم از، لحظه به لحظه بی تویی
شور و سه گاه می زنند حنجره های رو به تو
عطر ازل، بوی ابد، منتشر است خوب من
رنگ خدا گرفته اند، منظره های رو به تو
گرم امید و مملو از حس قشنگ بودن است
فصل گره گشایی مشوره های رو به تو
می رسی و هرچه فرا، در قدم ات فرو شود
تازه به تازه نو به نو، شرشره های روبه تو
عقربه های ساعت جمعه خبر نمی دهند
دلخوشیم شده همین تبصره های رو به تو
گفتنی است در ادامه این مراسم استاد نسیم خوشنواز فرزند مرحوم استاد رحیم خوشنواز از اساتید برجسته رباب به نواختن موسیقی پرداختند.
عباس رضایی، استاد محمدکاظم کاظمی، رحیمه میرزایی، امان میرزایی و حسین حیدربیگی از دیگر شاعرانی بودند که در بخش دوم شب شعر به خواندن اشعارشان پرداختند.
حمزه واعظی : دردری احیاگر مبانی هویت ملی
حمزه واعظی با یادآوری جای خالی دیگر موسسان دردری که اکنون در کشورهای اروپایی مهاجرت دیگری را تجربه می کنند گفت : دردری حاصل تلاش جمعی کسانی است که با صداقت ورزی و پاک اندیشی گرد هم جمع شدند و برای یک هدف مقدس خالصانه تلاش کردند.
وی صداقت، تعهد و ایمان را پایه و اساس موفقیت های مجموعه دردری عنوان کرده و افزود : در آن روزگاران امکانات امروزی وجود نداشت اما همین جمع صمیمی دردری با بضاعت کمی که داشتند منشا خیر و برکات بسیاری برای ادبیات، فرهنگ و پژوهش افغانستان شدند.
وی اثرات دردری را بعنوان یک پدیده در دنیای مهاجرت دانسته و گفت : مهمترین اثرگذاری دردری این بود که باعث تولیدات فرهنگی بسیاری برای احیای عنصر هویت جمعی افغانستانیها شد.
واعظی در ادامه افزود : دردری یکی از پدیده هایی بود که توانست با همان چندسال کار خود یکی از مبانی هویت ملی را تبارز ببخشد.
وی تصریح کرد : این عنصر ملی ادبیات، فرهنگ و موسیقی بود که دردری با کار جدی خود توانست عرصه ای مطمئن برای تکثیر و تولید فرهنگ ملی باز کند.
واعظی یادآور شد : یکی دیگر از تاثیرات دردری این است که باعث شد جوانان را به سمت ادبیات و فرهنگ جذب کند.
وی افزود : بسیاری از جوانان ما از پای دارقالی و سرگذر و خشت زنی کوره های آجز پزی به قدرتی به نام اندیشه و شعر و داستان آشنا شدند و توانستند در این راستا گامهای موثری بردارند.
در پایان این مراسم از شماره چهاردهم فصلنامه دردری با حضور حمزه واعظی و کاظم کاظمی رونمایی شد.
انتهای پیام
