زمان انتشار : ۱۲ عقرب ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۸:۰۵ | کد خبر : 297576 | چاپ

حمله طالبان بر جمعیت غیر نظامی در ارزگان

شفقنا افغانستان-مدت یک هفته است که طالبان بر قریه‌های کاریز، کندلان، حسینی و حمزه از قریه‌های ارزگان خاص و بر مناطقی از حوزه اداری مالستان که همه‌گی مناطق غیر نظامی و مسکونی‌اند و در قلمرو حاکمیت دولت بوده‌اند حمله کرده است و در نتیجه آن تلفات و خسارات ذیل بر افراد غیر نظامی وارد شده است: ۴۳ نفر شهید و ۸ زخمی و ۶ اسیر که در میان آن‌ها یک دختر (که می‌گویند بر طالبان تیراندازی کرده بوده) نیز وجود دارد. در حدود ۴۰۲ خانواده آواره و مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شده‌اند و بازار کندلان قسماً غارت شده مال و مواشی مردم در معرض سرقت، نابودی و غارت قرار گرفته است.

به این ترتیب، طالبان مرتکب جنایت جنگی و نقض قوانین بشردوستانه بین‌المللی شده‌اند، دولت افغانستان نیز چنان‌که توضیح خواهم داد به دلیل عدم محافظت از غیر نظامیان عملاً اصل مسوولیت برای محافظت را نقض، تقریباً شریک جرم دانسته می‌شود، چون می‌توان آن را احتمالاً نوعی ترک فعل مجرمانه دانست. از آن‌جایی که طالبان قوانین بشردوستانه‌ی جهانی را نقض کرده‌اند ایجاب می‌کند که همکاران بین‌المللی افغانستان هم در موضوع ارزگان مداخله‌ی فعال داشته باشند.

اما شرح ماجرا: طالبان در سایر مناطق ارزگان خاص از تسلط و نفوذ بیش‌تری برخوردارند. ولسوال ملکی با قطعات نظامی و پولیس در مرکز ولسوالی در چار دیواری یک پایگاه بازمانده از نیروهای امریکایی از خود محافظت می‌کنند و عملاً برای دفاع از مردم کاری نمی‌توانند. قریه‌های هزاره‌نشین شمال‌شرق ارزگان متصل به مالستان از قلمرو نفوذ و سلطه طالبان خارج‌اند و به حکومت مرکزی وفادار اند، مکاتب‌شان فعال بوده، بدون حضور نهادهای حاکمیتی دولت در صلح و آرامش به سر می‌بردند، خواهان مشارکت در روندهای ملی از جمله انتخابات و هوادار و حامی نظام‌اند و میزان جرم و جرایم در میان‌شان بسیار پایین است، و از اولویت‌های این مردم همیشه رعایت معیارها و ارزش‌های یک زنده‌گی مسالمت‌آمیز با همسایه‌گان و دیگر هم‌وطنان‌شان بوده است.

طالبان‭ ‬در‭ ‬سایر‭ ‬مناطق‭ ‬ارزگان‭ ‬خاص‭ ‬از‭ ‬تسلط‭ ‬و‭ ‬نفوذ‭ ‬بیش‌تری‭ ‬برخوردارند‭. ‬ولسوال‭ ‬ملکی‭ ‬با‭ ‬قطعات‭ ‬نظامی‭ ‬و‭ ‬پولیس‭ ‬در‭ ‬مرکز‭ ‬ولسوالی‭ ‬در‭ ‬چار‭ ‬دیواری‭ ‬یک‭ ‬پایگاه‭ ‬بازمانده‭ ‬از‭ ‬نیروهای‭ ‬امریکایی‭ ‬از‭ ‬خود‭ ‬محافظت‭ ‬می‌کنند‭ ‬و‭ ‬عملاً‭ ‬برای‭ ‬دفاع‭ ‬از‭ ‬مردم‭ ‬کاری‭ ‬نمی‌توانند‭. ‬قریه‌های‭ ‬هزاره‌نشین‭ ‬شمال‌شرق‭ ‬ارزگان‭ ‬متصل‭ ‬به‭ ‬مالستان‭ ‬از‭ ‬قلمرو‭ ‬نفوذ‭ ‬و‭ ‬سلطه‭ ‬طالبان‭ ‬خارج‌اند‭ ‬و‭ ‬به‭ ‬حکومت‭ ‬مرکزی‭ ‬وفادار‭ ‬اند،‭ ‬مکاتب‌شان‭ ‬فعال‭ ‬بوده،‭ ‬بدون‭ ‬حضور‭ ‬نهادهای‭ ‬حاکمیتی‭ ‬دولت‭ ‬در‭ ‬صلح‭ ‬و‭ ‬آرامش‭ ‬به‭ ‬سر‭ ‬می‌بردند،‭ ‬خواهان‭ ‬مشارکت‭ ‬در‭ ‬روندهای‭ ‬ملی‭ ‬از‭ ‬جمله‭ ‬انتخابات‭ ‬و‭ ‬هوادار‭ ‬و‭ ‬حامی‭ ‬نظام‌اند‭ ‬و‭ ‬میزان‭ ‬جرم‭ ‬و‭ ‬جرایم‭ ‬در‭ ‬میان‌شان‭ ‬بسیار‭ ‬پایین‭ ‬است،‭ ‬و‭ ‬از‭ ‬اولویت‌های‭ ‬این‭ ‬مردم‭ ‬همیشه‭ ‬رعایت‭ ‬معیارها‭ ‬و‭ ‬ارزش‌های‭ ‬یک‭ ‬زنده‌گی‭ ‬مسالمت‌آمیز‭ ‬با‭ ‬همسایه‌گان‭ ‬و‭ ‬دیگر‭ ‬هم‌وطنان‌شان‭ ‬بوده‭ ‬است‭.‬

اکنون بخشی از این قریه‌ها مورد تاخت‌وتاز طالبان مسلح قرار گرفته است تا به این وسیله قلمرو حاکمیت خود را گسترش داده و عملاً جاغوری و مالستان را از جنوب و غرب محاصره و تهدید کند و حکومت مرکزی را بیش از پیش تضعیف و تحت فشار قرار دهد. بهانه‌ای طالبان برای شروع این جنگ حضور حکیم شجاعی در منطقه کاریز و کندلان بوده است. ایشان یک فرمانده سابق پولیس محلی است که با نیروهای امریکایی به عنوان گارد محافظتی آنان در زمان حضورشان در ارزگان، همکاری داشته و سپس با پیشنهاد آنان به عنوان پولیس محلی معرفی می‌گردد. و به مدت چندین سال در ارزگان به عنوان پولیس ایفای وظیفه کرده و با طالبان جنگیده است و از سوی طالبان متهم به بدرفتاری با مردم ارزگان است. لازم به ذکر است که ایشان از دوستان نزدیک ملا صمد قومندان دیگر پولیس محلی از پشتون‌های ارزگان که تحت حمایت جنرال رازق بود، می‌باشد، این هر دو، یکی هزاره و دیگری پشتون در جنگ علیه طالبان سخت‌گیر و بی‌باک بوده‌اند و هر دو متهم به بدرفتاری با مردم محلی است، جالب است بدانیم که شجاعی سابقه عضویت در حزب اسلامی داشته است و ملاصمد مدت‌ها از جنگ‌جویان طالب بوده است . لکن شجاعی به دلیل شایعاتی که علیه‌اش وجود داشت، از پولیس محلی اخراج و خانه‌نشین شد. در روزهای اخیر حضور کوتاه و چند ساعته در کاریز قریه هزاره‌نشین واقع در منتهی الیه ضلع شمال‌شرقی ناوه ارزگان داشته است و برای شب به قریه کندلان برمی‌گردد و همراه همراهانش در خانه‌ای مهمان بوده است که مورد حمله غافل‌گیرانه طالبان قرار می‌گیرد و در جریان دفاع از خود به طور سطحی زخمی و یکی از همراهانش کشته می‌شود و از حلقه محاصره طالبان خود را نجات می‌دهد، اما طالبان به حملات گسترده خود بر قریه‌هایی که نام بردم ادامه می‌دهند و دامنه جنگ را وسیع می‌کنند.

حکومت در دفاع از این مردم که در قلمرو حاکمیت آن قرار دارد، در یک کلام کوتاهی کرده است.بعد از چند روز نیروهای پولیس بدون تجهیزات کافی از ولسوالی‌های مالستان و جاغوری به منطقه اعزام می‌شود، که برای شکست سریع و قاطع طالبان و عقب راندن آن‌ها کافی نبوده و نیست و دستور رییس جمهور مبنی بر ارسال مهمات از ترین‌کوت عملی نمی‌شود، با کارشکنی افراد ذی‌نفوذ، مواجه می‌شود و فقط در روز هفتم جنگ و تهاجم طالبان مواضع این گروه، بعد از دادخواهی بسیار مورد حمله هوایی اردوی ملی قرار می‌گیرد، اما این‌که این حملات تا چه اندازه مؤثر بوده و خواهد بود، هنوز معلوم نیست. در خصوص اهمال و کوتاهی حکومت در دفاع از مردم خویش، گویاترین سخن، فرموده معاون دوم رییس جمهور است که روز پنج‌شنبه هفته پیش در جمع اصحاب رسانه و در حضور نماینده ملل متحد در افغانستان به مناسبت روز بین‌المللی ختم معافیت جرایم علیه خبرنگاران، به صراحت اعلان داشت که «از چند روز به این طرف گروهی از تروریستان بر مردمی بی‌دفاع از ارزگان یورش برده، کشتار بی‌رحمانه‌ و آواره‌گی مردم را در پیش گرفته است. جای تأسف است که نه حکومت محلی و نه حکومت مرکزی برای دفاع از مردم کاری کرده است و دردآور تر آن که برخی از سخن‌گویان نهادهای امنیتی اظهار بی‌اطلاعی کرده‌اند. در حالی که وظیفه و مکلفیت نهادهای دولتی دفاع از مردم است و مردم ارزگان دقیقا به خاطر این‌که در قلمرو حکومت قرار دارند، مورد حمله قرار گرفته‌اند… »

تحلیل ابعاد واقعه: اما در تحلیل ابعاد این واقعه توجه خواننده‌گان را به چند نکته جلب می‌کنم:

الف. طالبان بعد از تسلط نسبی بر ناوه ارزگان می‌خواهند قلمرو خود را به طرف مالستان و جاغوری گسترش دهند و همه این مناطق را تحت نفوذ و کنترل‌شان قرار دهند و دولت مرکزی را بیش از پیش تحت فشار قرار دهند و این دولت را از پشتی‌بانی هزاره‌ها محروم کنند و هزاره‌ها را عملاً از حمایت دولت مرکزی ناامید و مأیوس کرده و مجبور بسازند که به آن‌ها تسلیم شوند.

ب. اگر طالبان به این هدف‌شان برسند مشروعیت دولت مرکزی در شرایطی که اعلام می‌شود این دولت فقط بر پنجاه درصد از خاک کشور حاکمیت دارد بیش از پیش تضعیف می‌شود، چون حتا به لحاظ مذهبی استدلال خواهد شد که این دولت شوکت و اقتدار لازم را از دست داده است و قادر به برقراری نظم و امنیت حتا برای طرف‌داران خود نیست، پس مطابق اصطلاح قدیم سلطان ذی‌شوکت نیست که جنگ با آن به لحاظ مذهبی حرام باشد. در مذاکرات صلح نیز موضع و موقف آن به شدت تضعیف خواهد شد.

ج. اگر حکومت و همکاران بین‌المللی به وظیفه‌ی‌شان در قبال این مردم عمل نکند، فاصله و بی‌اعتمادی میان حکومت و جامعه هزاره بیش از پیش افزایش می‌یابد کم‌ترین پی‌آمد آن برای حکومت موجود این خواهد بود به حکومت و رییس جمهوری که از آن‌ها در برابر طالب و داعش دفاع نکرده و یا نتوانسته است دفاع کند، در انتخابات پیش رو رأی نخواهد داد. این وضعیت در یک انتخابات شفاف، عاری از تقلب باعث شکست آن خواهد شد، اما پی‌آمد مهم‌تر آن این است که هزاره‌ها به لحاظ تاریخی همیشه این تصور در ذهن‌شان بوده است که از خودشان باید به صورت مستقل دفاع کنند و خود را مردمی در معرض خطر می‌دیده است و این حس امروزه با برجسته شدن خطر داعش و طالب برجسته تر شده است و دارد به صورت یک درک و ضرورت عمیق همه‌گانی بدل می‌شود، اگر به این خواسته و نیاز از طرف حکومت و دولت افغانستان و همکاران بین‌المللی جواب داده نشود، ممکن است مردم به سوی قومندان‌هایی چون علی‌پور، شجاعی و یا به سوی نیروها و افرادی که اکنون پیش‌بینی نمی‌شود کشیده شوند و افغانستان گرفتار یک جنگ قومی و نیابتی دیگر شود.

د. لذا منطق قدرت و سیاست ایجاب می‌کند که حکومت برای بقای خود هم که شده باید از هزاره‌های ارزگان در برابر طالبان دفاع کند و همکاران بین‌المللی به عین دلیل از این مردم حمایت کنند و اگر نه جامعه‌ی هزاره در مجموع باورشان را به نظام موجود از دست خواهند داد، و در نتیجه مردمی صلح‌طلب، تابع قانون و مدنی از سر ناگزیری، به شیوه‌های خشونت‌بار و خارج از کنترل دولت برای دفاع از خود روی خواهند آورد .

دفاع آسان و کم‌هزینه اما پر فایده: همین‌جا باید، موکداً خاطر نشان کنم که دفاع از این مردم در برابر طالب بر خلاف سایر موارد، نظر به دلایلی که ذکر خواهم کرد، برای حکومت چندان هزینه‌ای ندارد:

چون طالبان به دلیل ماهیت فرقه‌ای و تندروانه‌ی خودش یک گروه افراطی، غیر ملی و سرکوب‌گر است، هزاره‌ها تا جایی که پای مرگ و زنده‌گی‌شان به میان نیاید تسلیم این گروه نمی‌شوند. لذا طالبان می‌دانند که میان آن‌ها مشروعیت ندارند و حامی و پشتی‌بان کسب نمی‌کنند به همین دلیل در اشغال این مناطق، و حفظ آن‌ها دچار ترس و خوف هستند. و دقیقاً به همین دلیل است که قریه‌های یاد شده علی‌رغم این‌که متصل به قلمرو تحت نفوذ و سلطه‌ی طالبان است، بدون حضور نیروی حایل حکومتی و دفاعی چندین سال است که در قلمرو حکومت بوده و جزو مناطق امن به حساب می‌آمد. لذا به آسانی نیروی طالب را می‌توان از آن‌جا به عقب راند و به آسانی قابل محافظت است، چون نیروی محلی طالبان در میان این مردم وجود ندارد، طالبان در میان این مردم فاقد شبکه‌ی محلی استند، فقط کافی است امکان و وسایل دفاع محلی برای مردم فراهم باشد و مردم به دفاع و پشتی‌بانی سریع و به موقع حکومت مرکزی مطمین باشند. اگر این وضعیت به وجود آید نه تنها مردم امنیت‌شان را حفظ می‌کنند، بلکه نیروهای دولتی مستقر در مرکز ارزگان خاص نیز از موقعیت برتر برخوردار خواهند شد (طبق آخرین اخبار با تشدید جنگ در جبهه کندلان و حمزه و حضور نیروهای مقاومت مردمی در کنار پولیس ملی از ولایت غزنی در این جنگ قطعات اردو مستقر در ارزگان، توانسته یک نقطه‌ی سوق‌الجیشی را در مرکز تصرف کند و دایره حاکمیت خود را گسترش دهد).

پرسش آخر: با توجه به نکات یاد شده شدیداً برای هر شخص منصف، این پرسش مطرح است که چرا حکومت برای دفاع از این مردم فاقد اراده لازم دیده می‌شود، به آسانی این مردم در معرض دید و حضور حکومت در معرض کشتار جمعی قرار می‌گیرند و علی‌رغم حکم صریح قوانین داخلی امنیت و حیات شهروندان مدنی و مطیع حکومت توسط دولت مسوول و منتخب آنان تأمین نمی‌گردد، در حالی‌که این‌کار جزو وظایف اصلی و ذاتی آن است. به این سوال باید حکومت پاسخ بدهد.

از منظر قوانین بشردوستانه بین‌المللی نیز این قوانین، در حضور جامعه‌ی جهانی خصوصاً در حد و پیمانه جرایم و جنایات جنگی نقض می‌شوند و افراد و مناطق غیر نظامی به صورت وسیع، هدف حمله نظامی واقع می‌شوند. این وضعیت ایجاب می‌کند که جامعه‌ی جهانی و مأموریت ناتو در افغانستان بر مبنای قوانین بشردوستانه‌ی بین‌المللی، به صورت فعال از قربانیان و مردم در معرض خطر، حمایت کنند.

نویسنده:محمد‭ ‬امین‭ ‬احمدی؛‭ ‬عضو‭ ‬سابق‭ ‬کمیسیون‭ ‬مستقل‭ ‬نظارت‭ ‬بر‭ ‬تطبیق‭ ‬قانون‭ ‬اساسی‭ ‬و‭ ‬رییس‭ ‬کنونی‭ ‬دانشگاه‭ ‬ابن‭ ‬سینا

منبع: ۸صبح

انتهای پیام

af.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | فیسبوک | تلگرام