زمان انتشار : ۲۱ عقرب ,۱۳۹۷ | ساعت : ۱۱:۵۱ | کد خبر : 298898 | چاپ

جنگی که هیچگاه به پایان نرسید!/ ۱۰۰ سال پس از جنگ جهانی اول در یادداشت تد ویدمر در نیویورک تایمز

شفقنا افغانستان_در روز ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸، هیات نمایندگان آلمانی، که البته مطمئن نبودند که واقعا نمایندگی دولت در حال فروپاشی‌شان را بر عهده دارند، به سمت جنگل «کومپینی» که افسران متفقین در آنجا حضور داشتند، حرکت کردند. در واگن راه‌آهن به شماره ۲۴۱۹D آنها قرارداد آتش‌بسی را امضا کردند که رسما به جنگ جهانی اول پایان داد.

به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، تد ویدمر؛ مدرس دانشگاه نیویورک در نیویورک تایمز نوشت:این همان لحظه‌ای بود که کل جهان در ۴ سال گذشته که جنگ اغاز شده بود، منتظرش بودند. هردو طرف، (متفقین و متحدین) از قبل گفته بودند که پیروز این جنگ هستند. رهبران سیاسی سخنان بلندپروازانه‌ای را در مورد اهداف جنگ بیان کرده بودند. مردان جوان در خندق‌ها نسبت به این سخنان کرخت شده بودند. «ویلفرد اوون»، یک سرباز جوان انگلیسی در شعری نوشته بود: «ما فقط می‌دانیم که جنگ ادامه دارد.» جنگی که قرار بود پایان همه جنگ‌ها باشد، حتی نمی‌توانست خودش را پایان دهد.

اما در پاییز ۱۹۱۸، آلمان شروع به فروپاشی کرد. ناگهان، خاندان‌های باستانی از تخت و تاجشان پاینن آمدند: پادشاهی آلمان کناره‌گیری کرد، عثمانی‌ها به شکست خود اعتراف کردند، و امپراطوری اتریش-مجارستان تکه‌تکه شد.

در هفته اول نوامبر، پایان جنگ بسیار نزدیک به نظر می‌آمد. اما در ۵ نوامبر، یک انتخابات میاندوره‌ای، پرزیدنت وودرو ویلسون دموکرات، بیست و هشتمین رئیس‌جمهور آمریکا را تحقیر کرد. پس از شمارش آراء، جمهوری‌خواهان کنترل گنگره و سنا را بر عهده داشتند و او را به خاطر دیدگاه «جامعه ملل» (ابتکاری که دارای ۱۴ ماده بود. اگرچه این پیمان چندان نتیجه بخش نبود و حتی خود آمریکا نیز به آن نپیوست، ولی زیربنای ایجاد سازمان ملل متحد پس از پایان جنگ دوم جهانی شد) تحت فشار گذاشته بودند.  سال‌ها او دموکراسی را راه حل درمان بیماری‌های جهانی توصیف می‌کرد. اما تلخی پس از انتخابات، سوالاتی جدی در مورد کارایی دموکراسی ایجاد کرد. آیا کشوری که به لحاظ تفکر مردمف تا این حد تکه‌پاره بود، می توانست الهام‌بخش جهان باشد؟

رئیس‌جمهور اسبق آمریکا، تئودور روزولت، به دموکرات‌ها حمله کرد و آنها را «انترناسیونالیست» نامید و به طرح آرمانی ویلسون برای صلح نیز حمله کرد. سایرین هم چنین احساسی داشتند. پس از آنکه ویلسون طرح جامعه ملل خود را با ۱۴ ماده‌ای خود را برای در یک سخنرانی در ژانویه ۱۹۱۸ اعلام کرد، «ژرژ کلمانسو»، نخست‌وزیر فرانسه در ۵ نوامبر، با حالتی طعنه‌آمیز گفت: «۱۴ فرمان؟! موسی ۱۰ فرمان بیشتر ندارد!»

اما دو روز بعد، در ۷ نوامبر، گزارشی از متارکه جنگ به دفتر سرویس خبری نیویورک رسید. در عرض چند دقیقه، مردم به خیابان‌ها آمدند. نیویورک‌تایمز، آن زمان این را «یک کارناوال جادویی از شادی که فراتر از همه آنچه در تاریخ نیویورک دیده شده» نامید.

متاسفانه، این گزارش پیش از موعد بود. چند ساعت بعد، وزارت امور خارجه بیانیه اصلاحی را منتشر کرد و مردم با ناراحتی به خانه‌هایشان بازگشتند.

۴ روز بعد، خبر واقعی آمد. بار دیگر، مردم شروع به خوشحالی کردند. این بار اما در سراسر جهان، نه فقط در آمریکا. سیاستمداران آهسته به سوی آنچه که طبیعتا باید اتفاق می‌افتاد، حرکت کردند. «دموکراسی» هر لحظه در حال روی دادن بود؛ حتی وقتی ژرژ کلمانسو»، نخست‌وزیر فرانسه خطاب به ویلسون، طرح او را به تمسخر گرفته بود. در واشینگتنف آقای ویلسون در سخنرانی خود در ژانویه ۱۹۱۸ در کنگره طرح خود را برای «استقرار درست دموکراسی در سراسر جهان» اعلام کرده بود. او در این کنگره خشن و مخالف او، جزئیات این طرح را اعلام کرده بود و گفته بود که با این طرح، نهایتا «جنگ به پایان خواهد رسید.»

اما واقعا به پایان رسید؟

برخی می‌گویند که «دموکراسی، عفونی است.» اما آن را با اپیدمی «آنفولانزای اسپانیایی» یا « آنفلوانزا پاندمی ۱۹۱۸» که در سال ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹ باعث مرگ ده‌ها میلیون نفر شد، مقایسه کنید. کمبود مواد غذایی باعث شورش‌ها و هرج‌و مرج‌هایی در جهان خصوصا در هفته‌های پایانی شد و کمونیسم به سرعت در آلمان، مجارستان و لهستان گسترش پیدا کرد.

دموکراسی نیز تحت تاثیر اتفاقاتی که در طول چهار سال جنگ افتاد، به چالش کشیده شد. بسیاری از آلمان‌هاپس از سال‌ها تبلیغات در مورد پیروزی قاطع آنها، نمی‌توانستند شکستشان را بپذیرند. واکنش بدنی یک سرباز آلمانی جالب توجه است. آدولف هیتلر که در جنگ جهانی اول می‌جنگید، در بیمارستان بستری بود که در مورد این «واقعه وحشتناک» شنید و از پایان جنگ و شکست آلمان، بسیار ناراحت شد و برای مدتی بینایی خود را از دست داد. او در خاطرات خود نوشته است: «همه چیز پیش چشمانم سیاه شد.» و به این ترتیب بود که او به طور شگفت‌آوری او تصمیم گرفت که وارد سیاست شود. او یهودیان و چپ‌ها را مسئول این شکست می‌دانست. در سال ۱۹۴۰، او فرانسه را مجبور کرد که شکست خود را در همان واگن قطاری که در جنگ جهانی اول، نمایندگان آلمان، متارکه و شکست را امضا کرده بودند، امضا کند.

در آمریکا هم دموکراسی یک موضوع چالش‌برانگیز شده بود. تمام آمریکایی‌ها برای پیروزی در جنگ کمک می‌کردند؛ از جمله سربازان افریقایی-آمریکایی، و زنان که در خانه هرکاری از دستشان برمی‌آمد را انجام می‌دادند و حتی مهاجرانی که تازه به آمریکا آمده بودند و داوطلبانه برای کمک به پیروزی در جنگ فعالیت می‌کردند. «وی.ای.بی دو بویس»، جامعه‌شناس، مورخ و فعال حقوق مدنی می‌نویسد: «راهی برای دموکراسی ایجاد کنید! ما دموکراسی را در فرانسه نجات دادیم و با کمک یهوه بزرگ (خدای یهودیان)، دموکراسی را در آمریکا هم نجات خواهیم داد.» اما این دقیقا آن چیزی نبود که ویلسون در سر داشت.

ما هنوز هم با شکست‌ها و پیروزی‌هایی که در سال ۱۹۱۸ اتفاق افتاد زندگی می‌کنیم. در پاییز همان سال، پیش از پایان جنگ، ویلسون در نامه‌ای به سناتور آریزونا، «هنری آشورتس» نوشت که او برنامه‌ای برای آینده در سر دارد: «من برای ۱۰۰ سال آینده برنامه‌ریزی و کار می‌کنم.» اما اگر او شرایط امروز جهان را می‌دانست، بسیار ناامید می‌شد.

در برخی از موارد، جهان، بدتر شده است. نظرسنجی اخیر «پیو» نشان داد که ایالات متحده آمریکا، در دموکراسی در حال سقوط است. به مدت ۱۲ سال پیاپی، طبق گزارش «خانه آزادی» دموکراسی در آمریکا کاهش پیدا کرده است. در خاورمیانه، خاطرات عثمانی، بازگشته و رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه هوای سلطانی به سرش زده است. در روسیه، ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور این کشور، خاطرات نوستالژیک سزاری شوروی سابق را در سر می‌پروراند.

البته ما باید به فداکاری‌های نسلی را که برای ایجاد جهانی بهتر انجام داده‌اند، افتخار کنیم. با این حال اما «ما می‌دانیم که جنگ همچنان ادامه دارد.»

گرچه جهان امروز صدمین سالگرد پایان جنگ جهانی اول را گرامی می‌دارد، اما خویشتن‌داری شاید بهترین راه برای گرامیداشت و یادآوری تراژدی‌ای باشد که در سال ۱۹۱۸ به پایان رسید.

انتهای پیام

af.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | فیسبوک | تلگرام