یکشنبه 27 ثور 1405

آخرین اخبار

پیشرفت در هوش مصنوعی؛ تحلیل تومور حالا در چند دقیقه ممکن شد

شفقنا افغانستان – پژوهشگران دانشگاه سدارس-سینای لس‌آنجلس ابزار هوش...

اکونومیست: جهان در آستانه «آخرالزمان شغلی» هوش مصنوعی قرار دارد

شفقنا افغانستان- نشریه اکونومیست در گزارشی نوشته که دنیا...

فریاد عدالت‌خواهی در کلام امام جواد(ع)؛ مناجاتی علیه ظلم و فساد

شفقنا افغانستان- امام جواد(ع) در مناجات کشف ظلم بیان...

ربایش ده‌ها دانش‌آموز در نیجریه؛ بازگشت سایه وحشت به مدارس

شفقنا افغانستان– ساکنان ایالت بورنو در شمال شرقی نیجریه...

العرب: جنگ ایران محصولات زراعتی مصر را نابود می‌کند

شفقنا افغانستان - جنگ جاری در منطقه خاورمیانه فشارهای...

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

محقق از افزایش فشارهای مذهبی بر شیعیان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی...

مقام ارشد آمریکایی: افغانستان همچنان در خط مقدم تهدیدهای تروریستی قرار دارد

شفقنا افغانستان- یک مقام ارشد نظامی ایالات متحده اعلام...

بازگشت اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز؛ تشدید بحران انسانی

شفقنا افغانستان– معاونت سخنگوی طالبان اعلام کرد که روز...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ شنبه ۲۶ ثور ۱۴۰۵

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

نیویورک تایمز مدعی شد؛ احتمال ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا ظرف چند روز آینده

شفقنا افغانستان– روزنامه نیویورک تایمز بامداد شنبه ادعا کرد...

عقب ماندگی جوامع مسلمان در گفت و گوی شفقنا با دکتر طه هاشمی: مسلمانان تنبل شده اند/ دین در برابر علم نیست

خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان)

حجت الاسلام و المسلمین دکتر سیدطه هاشمی به عنوان یکی از رویش های حوزه در عرصه های پژوهشی و اجرایی شناخته می شود. خبرنگار شفقنا با او در دفتر کارش به گفت وگو پرداخته و از آینده حوزه های علمیه و جوامع مسلمان در برابر انقلاب های ارتباطی و تحولات برق آسای جهان پرسیده است.

متن گفت وگوی شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) با دکتر طه هاشمی را بخوانید:

*به رغم اینکه غربی ها در علوم فنی پیشرفت داشته اند، اما جوامع مسلمان نه تنها در علوم و فنون بلکه در مباحث نظری هم پیشرفت نکرده اند. شاید بتوان توسعه نیافتگی و پیشرفت نکردن در فنون و صنایع را پذیرفت اما چرا ما در علوم انسانی پیشرفت نکرده ایم؟

طه هاشمی: در کلان قضیه، اگر در جایی علم در بخش تکنولوژی توسعه پیدا کند حتما در بخش علوم انسانی و سایر بخش ها نیز توسعه پیدا می کند.

*یعنی شما بین پیشرفت در تکنولوزی و علوم انسانی رابطه مستقیم برقرار می کنید؟

طه هاشمی: بله! ما نمی توانیم بگوییم علم جایی توسعه پیدا می کند و جایی متوقف می ماند. علم، پاسخ به نیازهای بشر را می دهد. خداوند عقلانیت را در نهاد بشر به ودیعه گذاشته است تا تولید علم کند. نیاز بشر، نیاز محدودی نیست بلکه نیاز نامحدودی است. ممکن است اقالیم و جغرافیای سیاسی تفاوت هایی در نیازها ایجاد کند ولی در کلان قضیه، در ابعاد خودش نیاز فزاینده ای است.

از قرن دوم هجری تا قرن هشتم، اوج درخشندگی تمدن اسلامی است. به این دلیل که بعد از 500 سال و یک مرتبه در شبه جزیره عربستان که تعداد محدودی آدم باسواد دارد، دینی مبعوث می شود که سراسر آیات و مفاهیمی در رابطه با علم مطرح می کند و در جایگاهی که تصور مردم این نبوده که به سمت دانایی و علم و دانش بروند، دینی می آید و در اوج سیاهی و جهالت و تاریکی، بشر را به سمت علم نور و دانش سوق می دهد.

علاوه بر آیات متعدد در بیان بزرگان دینی در آن زمان هم تمام مباحثی که در حوزه دین و توسعه دین مشاهده می کنیم در علم تجلی دارد. به همین دلیل مسلمانان به جاهای مختلف و اکناف مختلف می روند تا علم را فرابگیرند. و این نکته قابل توجه است که علم دین پیش خود پیامبر است؛ پس وقتی می فرمایند که بروید علم را یاد بگیرید، می فرماید اطلب العلم ولو بالصین یعنی شقوق دیگر علم و غیرعلم دینی مصطلح مد نظر پیامبر است.

حالا آن زمان دورترین نقطه چین بوده است اما امروزه در همه نقاط زمین اگر چشمه ای از علم خودش را نشان بدهد، وظیفه شرعی ماست و بر ما واجب کفایی است به طوری که اگر کسانی حاضر شوند و بروند برای فراگیری آن علم وظیفه از دیگران ساقط است وگرنه بر هر کسی واجب است که آن علم را بیاموزد. اتفاقی که بعد از ظهور اسلام افتاد این بود که مسلمانان زبان های بیگانه را آموختند و علوم را ترجمه کردند اما در ترجمه متوقف نشدند بلکه تولید کردند و در همه شقوق علمی توسعه پیدا کردند. این گونه نبود که تنها در یک علم توسعه دهند بلکه در هر شقی از شقوق علمی که نگاه کنید مسمانان آن را فرا گرفتند و ترجمه و تولید و هضم کردند. این خیلی مهم است.

بحث تعامل فرهنگی که البته حوزه های تمدنی علمی همین را شامل می شود، بحث مهمی است. همه حوزه های تمدنی و فرهنگی که ماندگار شده اند، بخش هایی بوده اند که توانستند با فرهنگ های دیگر تعامل پیدا کنند. علت درخشندگی تمدن اسلامی در این دوره به دلیل تعامل با فرهنگ ها و تمدن های دیگر بوده که علوم را گرفته و ترجمه و در خودش هضم کرد. چیزی که شاید مذموم باشد این است که ما فرهنگی را بگیریم و بدون توجه به مباحث بومی خودمان تابع آن باشیم و این اصلا جالب نیست و این نوع از تعامل فرهنگی توسیه نشده است.

*چرا اکنون ما نمی توانیم با جهان رقابت کنیم، این منفعل بودن جامعه آکادمیک ما در مقابل جهان غرب ناشی از چیست؟

طه هاشمی: من فکر می کنم اعتماد به نفس را از ما گرفته اند. اتفاقی که بعد از رنسانس افتاد این بود که آنها نقشه علمی که داشتند و آن نقشه علمی جهان اسلام بود. در طول جنگ های صلیبی با وحشی گری به جهان اسلام آمدند اما با علم رفتند. این خیلی مهم است. نمی خواهم بگویم که در غرب علم نبود؛ ما درخشندگی حوزه فلسفه و علوم دیگر را در رم، یونان و  دیگر کشورها می بینیم اما واقعیت این است که غربی ها، آن جامعیت علمی را در مقطع جدیدی بعد از جنگ های صلیبی از جهان اسلام گرفتند.

من نمی خواهم بحث را سیاسی کنم اما این را باید بپذیریم که آن اعتماد به نفسی که مسلمانان داشتند و آن اوج درخشندگی را ادامه ندادند و آن ها رسیدند به جایی که این طرف را به طوری نیازمند خودشان کردند و این نکته ایست در ارتباط با تاریخ علم در جهان اسلام که باید به آن  توجه شود. دو نکته اصلی عدم اعتماد به نفس و ریشه های اعتقادی است. در سراسر قرآن توصیه به علم وجود دارد. کلام بزرگانمان نیز همه توصیه به علم است. اتفاقی که از قرن هشتم به این طرف افتاد این گونه بود که این لایه های اعتقادی کمرنگ و سست شد. اعتقاد به حقیقت دین به عنوان رهنمون به سوی علم، سست شد و اعتماد به نفس از بین رفت.

غرب به سرعت شروع به رشد کرد و بعد از رنسانس اتفاقی که افتاد این بود که عزم بشر غربی در توسعه علم جزم شد. کلیسا نزدیک به 1000سال حکومت جابرانه خلاف عقلانیت داشت و علم را تنها مجموعه ای می دانست که در آموزه های کلیسایی بود درحالی که آنها ذهنیت فردی و شخصی که از دانشمندان گرفته بودند و علوم کلیسایی را وحی می دانستند اما تقابلی ایجاد شد و نتیجه چنین بود که جامعه، علم و عقلانیت بر کلیسا پیروز شد که واقعیتی است غیر قابل انکار.

اتفاقی که در آنجا افتاد و می تواند در جامعه ی ما هم بیفتد. این اتفاق همین بود که آنچه تولید فکر بشر بوده به عنوان وحی معرفی شد. باید توجه کرد که علم مرتبا در حال جوشش و تغییر است و این را باید به رسمیت شناخت یعنی تغییر، تحول و تطور علم را باید به رسمیت شناخت بنابراین اگر تراوشات ذهنی و استنباطات علمی انسان ها ولو دانشمندان دینی اگر در جایگاه وحی و کلام خدا به جامعه معرفی شود، غیرقابل قبول است زیرا با تحول علم جامعه از آن عبور می کند.

*جهان اسلام این را به رسمیت نمی شناسد؟

طه هاشمی: به نظر من در جاهایی به رسمیت نمی شناسد.

*کجا؟

طه هاشمی: همان جاهایی که متوقف مانده ایم. ما نمی توانیم درخشندگی های توسعه علمی را در تمام عرصه ها نادیده بگیریم. ممکن است بگوییم نوع نگاهی که در علوم انسانی داریم، نگاه متفاوت است و نگاه ما باید برگرفته از قرآن باشد. غرب بعد از رنسانس، موضوع ماورای فیزیولوژی بدن را نفی کرد. حوزه روانشناسی بخشی از فلسفه است. همین الان هم در مکاتب شرقی نگاه کنید بخش عمده ای از منابع فلسفه ما ناظر به حوزه روانشناسی است اما غرب چون دیگر روح را به رسمیت نمی شناخت دو موضوع را جدا کرد و گفت که روح بازتاب فیزیولوژی مغز است که البته از اشتباهات فاحش بود. الان دوره پست مدرنیسم به این سمت برمی گردد که چیزی که نمی توانیم ثابت کنیم پس نمی توانیم رد کنیم اما آن زمان ردش کردند.

در برخی حوزه ها به دلیل نگاهی که در غرب بود ممکن است نگاهمان متفاوت باشد اما ماهیت توسعه علم را نمی توانیم نادیده بگیریم و این هم باید مد نظر داشته باشیم که تلاشی که امروز در جمهوری اسلامی برای توسعه علم آغاز شده باید تلاش همه جانبه ای باشد. ما نمی توانیم بگوییم به صرف اینکه ما علوم انسانی مان متفاوت از علوم انسانی غربی است باید آن را کنار بگذاریم و چیز جدیدی تولید کنیم.

ما همه آنچه که هست را باید برگردانیم و به آن توجه کنیم. می توانیم آن مسیرهایی که غرب بعد از رنسانس طی کرد و در بحث روح و جسم به اشتباه افتاد را اصلاح کنیم. اما در حوزه روانشناسی مکاتبی که عرضه می شود برای درمان بیماران روانی واقعا جواب می دهد. این گونه نیست که بتوانیم آنها را رد کنیم. ما اگر به درستی تاکیداتی که بر علوم انسانی اسلامی می شود را بفهمیم و متناسب با روز  عرضه شان کنیم، دوای درد خیلی از مسایل است و این بدان معنا نیست که بخواهیم به همه دستاوردهای علوم انسانی غرب پشت پا بزنیم.

* ما در هندسه، نجوم، شیمی، پزشکی، فلسفه و کلام تقریبا سرآمد بودیم اما از قرن هشتم به بعد شما اشاره کردید به کاهش اعتماد به نفس و کمرنگ شدن اعتقادات دینی می رسیم که فراگیری علم را توصیه می کند. همچنین به رنسانس و رفتار کلیسا اشاره کردید. به صورت مقایسه ای آنها چگونه توانستند از این دومساله بگذرند به رغم اینکه دین اسلام به جست و جوی علم تاکید دارد و آن را واجب شرعی می داند اما کلیسا در مقابل گالیله مقاومت می کند و در مقابل نتایج علمی آن می ایستد. اسلام نه تنها نتایج جدید را رد نمی کند بلکه اقتضای خودش می داند. با این اعتقادات و با این تاکیدات آنها چگونه از آن عبور کردند و ما چرا متوقف شدیم؟

طه هاشمی: ما از آن زمانی رو به افول رفتیم که اعتقاداتمان به اصل دین کاهش یافت. آنچه که به عنوان آموزه های کلیسا مطرح بود و به اسم وحی به خورد مردم داده می شد و بیش از هزار سال حاکمیت داشت، وحی نبود. ممکن است بخشی  از آن آموزه ها وحی بوده که به عیسی مسیح(ع) وارد شده بود اما بخش عمده این ها نازل به تراوشات فکری صاحبان کلیسا، نزدیکان و عالمان نزدیک به حوزه کلیسا بود که این ذهنیات مقدس معرفی شده بود؛ غرب در دوره نوزایی در مقابل این تفکر یعنی تفکر دینی منجمد ایستاد و از آن عبور کرد و خود را از این بابت نجات داد.

در جامعه اسلامی امکانی که جامعه بتواند بر پایه آن اعتقادات و توصیه های ناب درون دینی پیش برود، گرفته شد. یعنی مسلمانان در یک مقطعی به ظواهر پرداختند و جوهر دین از میان اسلام مداران و مسلمانان، رخت بربست. خطری که هم اکنون نیز جامعه اسلامی را تهدید می کند همین است. اگر ما بخواهیم به سمت قشری گری حرکت کنیم و باطن و جوهر دین را نادیده بگیریم، اگر گرایشات فردی امروز منشا اثر باشد و به عنوان دین و وحی معرفی شود که این اتفاقات در جامعه ما اکنون میفتد، همان قضیه می تواند تکرار شود.

ما در روایاتمان داریم که وقتی حضرت حجت (عج) می آید، شیعیانی که هزار و چندسال به عشق و امید آن حضرت هستند، فکر می کنند پیامبر جدیدی ظهور کرده چرا که آنچه به عنوان آموزه های دینی به آنها یاد داده شده متفاوت است از آنچه حضرت بیان می کند. این اتفاق به این دلیل می افتد که ایشان جوهر دین را مطرح و معرفی می کند اما مسلمانان طی مرور زمان به سمت قشری گری و صرفا ظاهر نگری پیش رفته اند.

*این روند کمرنگ شدن از جوهر دین از قرن هشتم همچنان ادامه دارد؟

طه هاشمی: البته! به نظر من امام خمینی یک چشمه ای از آن اقیانوس حقیقت را نشان داد. او با پیروزی انقلاب یک حرکتی را آغاز کرد که این جواب داد. اما در کلیت جهان اسلام همین الان بسته ترین افراد به لحاظ فکری در راس تصمیم گیری های علمی، فقهی و سیاسی جهان اسلام هستند. پس بنابراین آن اتفاق نیفتاده است.

بحث ما کلیت جهان اسلام است که این کلیت به آن توصیه ای که پیامبر درباره علم کردند و محتوای دینی آن که موضوع توسعه علم در جهان اسلام بوده، اعتقاد ندارد. مباحثی مثل عدم اعتماد به نفس هم نقش مهمی داشته و به نظر من یک سری مسایل جانبی هم از جمله تنبلی ها و مسایلی از این قبیل هم اضافه می شود. علم بر اثر نیاز هست که تولید می شود احساس نیاز هم از جوامع اسلامی گرفته شده است.

*شما معتقدید که مسلمانان تنبل شده اند؟

طه هاشمی: بله! تنبل شده اند. در همین کشور خودمان اگر همین نفت نبود با این استعداد و با این امکانات مردم چه می کردند؟ زمانی مردمی ضریب هوشی شان پایین است و توقعی وجود ندارد اما مردمی در تراز ملت ایران با همین ضریب هوشی که می توانند در تولید علم در سطح اول جهانی تاثیر گذار باشند. میزان ضریب هوشی ایرانیان برای تولید علم بالاست. ضریب هوشی ما نسبت به بسیاری از کشورهای توسعه یافته بیشتر و طبیعی است. این ملت اگر نفت نداشت، اگر منابعی نداشت و او را وادار می کرد برای رفع نیازش تولید علم کند، وضعش بهتر از این بود.

ما با وجود محدودیت هایی مانند فشار تحریم ها به دلیل جنگ ایران و عراق در تسلیحات جنگی توسعه پیدا کردیم. ما در حوزه های تسلیحات بسیار پیشرفته هستیم و این به دلیل نیاز آن زمان بود. دو رکن اصلی این قضیه به اعتقاد من همین است: یکی فاصله از آن بواطن و جوهر دین و آن اعتقاد اساسی که دین درس و برنامه زندگی است و دیگری هم بحث عدم اعتماد به نفس است.

*گروهی در حوزه ها در مقام مدرس و استاد و مقام والاتر همواره دین را در مقابل علم قرار می دهند؛ این موضوع چقدر در این روند تاثیر گذاشته است؟

طه هاشمی: این همان اتفاقی است که در گذشته ما هم تجربه اش را داشتیم و کاملا هم خلاف محتوای دین ماست. من فکر می کنم شاید آنها علم را همان چیزی که برداشت خودشان است، تعریف می کنند. کسی که این تلقی تقابل عقلانیت در مقابل دین را در مخاطب خود ایجاد می کند، برداشت خودش از دین را معرفی می کند و وقتی این چنین شود هر مخالفت با این موضوع را مخالفت با دین می داند و عقلانیت بیرونی که این برداشت را قبول ندارد در مقابل این قرار می گیرد و در واقع تقابل علم و دین صورت می گیرد درحالی که چنین نیست.

اتفاقی هم که در دوره رنسانس و غرب در دوره قرون وسطی افتاد هم همین بود.  اتفاقی که می افتد چیست؟ کلیسا یا هر مرجع دینی وقتی این موضوع را به عنوان وحی از طرف خدا ارایه دهد یعنی صرفا برداشت خود را وحی منزل معرفی می کند و اگر این برداشت و این استنباط در تقابل با محصول عقلانیت که همان علم است قرار بگیرد خود به خود تطورات و نتایج علمی در مقابل وحی و آموزه های آسمانی قرار داده شده و اتفاقی که می افتد این است که علم و دین در تقابل با هم معرفی می شود در حالی که در حاق مطلب نه تنها بین عقلانیت و دیانت هیچ تقابلی نیست بلکه این دو برای رساندن بشر به نقطه مطلوب در تعامل هم هستند و تکمیل کننده یکدیگر تا جایی که کار بدانجا می رسد که پیامبر می فرماید کلما حکم به العقل حکم به الشرع،  هرچیزی که در جامعه اسلامی می تواند اتفاق بیفتد. در جامعه اسلامی متاسفانه مشکل دیگری که داریم بر می گردد به حوزه و دانشگاه. متاسفانه حوزه ی ما دانشگاه را به رسمیت نشناخته و دانشگاه ما هم در بعد از پیروزی انقلاب حوزه را به رسمیت نشناخته و به اعتقاد من اصلی ترین هدفی هم که امام (ه) در ارتباط با بحث تعامل و وحدت حوزه و دانشگاه مطرح کرد، همین بود. این موضوع نه به این معنی است که حوزه تبدیل به دانشگاه یا دانشگاه  تبدیل حوزه شود یا نه اینکه عده ای از طلبه ها، دانشجو شوند و بالعکس. البته بد نیست اگر این اتفاق بیفتد ولی در این دامنه وسیع علمی امکان ندارد که بخواهیم به آن سمت حرکت کنیم. آن چیزی که مد نظر بود و امام از گذشته خیلی دور این را برداشت می کرد چنین بود که در حوزه ما که دامنه علم محدود به علوم فقه و اصول و تفسیر بود، مسایل اخلاقی در آن زمان و بعد کلیه شقوق دیگر علمی آرام آرام جدا شد و دانشگاه با معنای جدید از سال 1313 به ایران آمد و مستقر شد و تمام شاخه های علوم از حوزه جدا شد و در دانشگاه مستقر شد و عملا علوم حوزه محدود شد.

در دانشگاه یک بیگانگی نسبت به حوزه بود لذا این دو بخش همدیگر را به رسمیت نمی شناخت. امام تنها امکانی که بتواند جمهوری اسلامی را بر مبانی دموکراسی بدون هیچ مصلحت اندیشی حفظ کند، کنار هم قرار دادن این دو حوزه فکری است. بر خلاف اینکه آقایون می گویند که امام مصلحت اندیشی می کرد؛ امام از بن دندان به موضوع جمهوریت و حضور مردم در ساختارسازی نظام معتقد بود اما عقلانیت را در عقلانیت دینی و اسلامی معنا می کرد. امام (ره) می دانست که عقلانیت دموکراسی های غربی، لیبرالیسم است اما این عقلانیت اسلامی که امام ازش تعریف می کند اسلام را معرفی می کند و این عقلانیت می تواند بر فراز این قالب جمهوریت قرار بگیرد چون این عقلانیت در مقابل علم نیست؛ این دین موید علم است.

امروز همه ادعای غرب این است که طرفدار علم است. بر همین پایه بود که این تناقض ایجاد نشد وگرنه آن دینی که در کلیسا بود یا آن قرائت های خشک و بسته ای که از اسلام معرفی می شد و امروز هم شاهد بعضی از این قرائت ها هستیم قطعا نمی توانست در این قالب قرار بگیرد. امام اول یک تفسیر جدید از دین کرد که نگاه جدید به دینی انداخت که دین واقعی بود و پیامبر مطرح کرد، این دین مشوق علم و شالوده اش برپایه علم است بنابراین در نظام جمهوری اسلامی امام کاری کرد که این دو حوزه اگر نقش خود را ایفا نکند، این نظام نمی تواند به حیات خود ادامه دهد. برای استمرار جمهوری اسلامی و دوام حیاتش حوزه و دانشگاه نیازمند به یکدیگرند.

در بخش هایی حوزه و در بخش هایی دانشگاه منشاء اثر است. من به عنوان نمونه می خواهم مثالی بزنم که ارتباط موضوعی این دو حوزه را روشن می کند و از این دست مسایل بیشمار داریم. بعد از طرح سبک زندگی و لزوم ارائه مدلی برای سالم سازی زندگی امروز یک سلسله همایش هایی  در واحد های دانشگاه آزاد برگزار شد و نفس برگزاری همایش نیز نمی تواند منتهی به مدلی از زندگی امروز بشود؛ برای بسیاری بویژه در میان اقشار روشنفکر جای این سوال باقیست که چگونه مدلی از زندگی هزار و چند صد سال قبل می تواند الگوی زندگی امروز بشود با همه اقتضائاتی که دارد و تحول موضوعی که در طول تاریخ اتفاق افتاده است. من برای اینکه سبک زندگی معصومین سلام الله علیهم اجمعین جاری در زمان را به جامعه مدرن امروزی معرفی کنیم، به پژوهشکده قرآن و عترت در حوزه معاونت فرهنگی گفتم باید طرحی نو دراندازند یعنی اینکه همایش برگزار شود و حتی گروهی از عالمان حوزه سیره شناسی علوم تاریخ و حدیث در حوزه و دانشگاه شناسایی شده و تا جایی که امکان دارد ما زوایای زندگی ائمه علیهم السلام را گردآوری کنیم اما مباحث مطرح بخشی از کار است، این بخش بزرگ ناظر به توان حوزه های علمیه است که حوزه بیاید به دلیل عمق نگاهی که به  سیره پیامبر و ائمه دارد زندگی آنها را معرفی کند اما این زندگی نمی تواند امروز الگو قرار بگیرد. به دلیل اینکه زندگی مبتلا به امروز با 1400 سال گذشته متفاوت است. برخی از مسایل به طور کلی از بین رفته و منسوخ شده اند. درست است ائمه و پیامبر ما در زمان جاری و زنده اند اما بصورت فیزیکی در ظرف زمانی معینی زیسته اند. اگر ما امروز بخواهیم سبک زندگی آن بزرگواران را برای الگو شدن به جوامع امروزی و جوامع مدرن معرفی کنیم باید امام جاری در زمان را معرفی کنیم و بگوییم که اگر امام در این زمان زندگی می کرد و با مسایلی که ما با آن مواجه هستیم، مواجه می شد، چگونه زندگی می کرد؟ این نقطه تلاقی دو حوزه می شود. حوزه علمیه دینی به تنهایی از عهده این کار برنمی آید چون بخشی از این معرفی به موضوع شناسی بر می گردد که کار حوزه نیست و کار دانشگاه است. دانشگاه کار موضوع شناسی را به عهده دارد. موضوعاتی که امروز مبتلا به زندگی بشر است توسط علوم اجتماعی، شناسایی و معرفی می شوند که در دانشگاه تدریس و تحصیل و تحقیق می شود. لایه های رفتاری زندگی امروز را دانشگاه بررسی می کند و نیازهای بشر را دانشگاه معرفی می کند. اما حوزه می تواند زندگی پیامبر (ص) را در زمان خود  بشناسد و با موضوعات خاص آن روز معرفی  کند. پس می بینیم در ارتباط با ارائه مدلی برای سبک زندگی تقسیم کار شد بخشی بر عهده حوزه علمیه و بخشی دانشگاه. به اعتقاد من یکی از شقوق وحدت حوزه و دانشگاه یعنی همین که این دو حوزه فکری در کنار هم باید متناظر نگاه کنند به این معنا که موضوعاتی که مبتلا به زندگی امروز بشر است به سبک زندگی و شیوه رفتاری بزرگان دینی در زمان خودشان عرضه شود و در یک فرایند مشترک همکاری بین حوزه دین و علم مدلی از زندگی معرفی شود که در لایه های رفتاری امروز جامعه قابل عرضه باشد یعنی مدلی ارائه شود که مثلا اگر پیامبر در زمان ما و در یک کشور پیشرفته و مدرن زندگی می کرد اینگونه بود. یک مدلی را باید ارایه دهند که اگر پیامبر یا هر کدام از ائمه امروز و در میان مردم حضور فیزیکی داشت این چنین زندگی می کرد در یک چنین فرایندی انسان امروزی هم ذات پنداری خواهد کرد خود را بیگانه از زندگی پیامبر نخواهد دید اما اگر شما بخواهید زمان را متوقف کنید و مدلی از زندگی هزار و چهار صد سال قبل معرفی کنید بدون اینکه به اقتضائات و مسال مبتلا به امروز زندگی بشر توجه کرده باشید به ندرت می توانید حتی در جامعه اسلامی و شیعی مخاطبی پیداکنید چه رسد به جوامع مدرن غیر دینی.

*شما اشاره کردید که تا قرن هشتم نه فقط در علوم انسانی بلکه در طبیعی و پزشکی و معماری و نجوم پیشرفت کردیم، ما برای اینکه بتوانیم حرفی برای گفتن در جهان داشته باشیم باید توسعه متوازن علمی داشته باشیم؟ هم زمان به علوم تکنولوژیک دست پیدا کنیم؟ خودمان تولید کنیم؟ چکار کنیم؟

طه هاشمی: همان کاری که در صدر اسلام شد. علومی که در دنیا هست به رسمیت بشناسیم و به آن دست پیدا کنیم. بنا را از اول نگذاریم. مگر ما انرژی هسته ای را از صفر شروع کرده ایم؟ در انرژی هسته ای، علومی که تا امروز توسعه پیدا کرده بودند فراگرفته ایم و خودمان تولید کردیم. در علوم دیگر هم باید فرابگیریم البته نباید در آنچه دیگران تولید کردند در شاخه های مختلف علوم و ما آنها را فراگرفتیم متوقف شویم باید از آن به بعد دامنه آن علوم را گسترش بدهیم. آن اتفاقی که در صدر اسلام افتاد همین بود. پیامبر فرمود که بروید هرجا که علم هست فرا بگیرید و بیایید بومی اش کنید؛ تولید مضاعف کنید؛ رشدش دهید. زمانی که آدم غذایی را می خورد غذا باعث رشدش می شود. همه ی آنچه که در حوزه فرهنگ و تمدن مان فرا می گیریم باید اینگونه باشد که بگیریم، هضم و تولید علم کنیم.

*پیش نیازهای این تولید علم چیست؟

طه هاشمی: یکی از آنها زبان است. همین الان ما در دنیا نمی توانیم داشته هایمان را معرفی کنیم. با وجود اینکه دانشمندان خوبی در داخل داریم، به دلیل اینکه زبان بین الملللی بلد نیستیم در رنگینگ های جهانی عقب هستیم. هزار سال قبل ابن سینا یا قبل از او فارابی زبان یونانی یاد می گیرند تا بتوانند علوم و بویژه فلسفه را ترجمه کنند  امروز برای آنکه بتوانیم  علم را منتقل کنیم ناگزیر هستیم نهضت ترجمه را به رسمیت بشناسیم اما صرفا ترجمه کفایت نمی کند. ما باید مسلط به زبان هایی باشیم که علم در آنجا جوشش پیدا می کند. ما باید بپذیریم که علوم انسانی متفاوت داریم. ما تا علوم انسانی آنها را با زبان خودشان نفهمیم، زیبایی هایی علوم انسانی خودمان را  نمی توانیم معرفی کنیم.

*با توجه به  فضایی که در جامعه وجود دارد نمی شود برخی علوم را وارد کرد و به بحث گذاشت. همچنان محدودیت هایی وجود  دارد. چگونه می توان ادامه داد؟

طه هاشمی: اشتباه است. حوزه علم باید آزاد باشد. پس آزادی اندیشه در اسلام برای چیست؟ یک سری مباحث نباید خارج از حوزه های فکری و علمی برود چون ظرفیت ها متفاوت است اما آزادی اندیشه باید در دانشگاه و حوزه ها که مراکز تولید علم اند محقق شود. در حوزه های سیاسی هم اقوال مختلف باید باشد و علم هم به همین گونه است. علوم مختلف را باید بشناسیم تا بتوانیم علم جهت دار و برتر را پیدا کنیم.

*شما در دانشگاه آزاد مدیر هستید. برای اینکه این فضا را فراهم کنید، چه کار کردید؟

طه هاشمی: من به تنهایی تاثیرگذار نیستم اما من معتقدم تمام دانشجویان دکتری و حتی کارشناسی ارشد باید یک نسخه انگلیسی هم خودشان از پایان نامه خود بنویسند منظورم این نیست که بدهند به دیگری و ترجمه کند نه خود دانشجو باید قادر باشد تز خود را به زبان انگلیسی  بنویسد و این اشکالی ندارد. اتفاقی که در جامعه می افتد این است که می گوید مظاهر غربی باید از جامعه برود اما آنها که دارد می آید از ماهواره و اینرنت است اما ما از اینکه می ترسیم مظاهر بیاید، زیبایی ها را از دست می دهیم. فرزندانمان از بچگی باید در کنار زبان فارسی، انگلیسی یاد گیرند. در مدارس صحیح یاد نمی گیرند چون اراده جدی نیست. بحث دیگر اینکه ما باید پژوهش را به بچه ها یاد دهیم. تولید علم اول آموزش و سپس پژوهش است. ما از درون خانه باید به بچه ها فکر پژوهش را آموزش بدهیم. مادرها با شیرشان باید پرسشگری و پژوهش را یاد دهند.

*یعنی اندیشیدن را یاد بدهند و نه اندیشه ها را؟

طه هاشمی: بله! در دبستان و دبیرستان و حتی دانشگاه معمولا پژوهش خیلی در حاشیه است. حتی آنهایی که مجبورند پایان نامه و مقاله بدهند با اکراه انجام می دهند. ما باید عشق به پژوهش را در فرزندانمان و دانشجویانمان ایجاد کنیم.

آمد و شد علمی چه تاثیری دارد؟ اینکه ما حصار دور خود بکشیم و بگوییم همین است که هست و بدون اینکه با مراکز آکادمیک داد و ستد داشته باشیم اشتباه است ما باید فرصت های مطالعاتی اساتید را گسترده کنیم امکان سفر های علمی دانشجویان را فراهم کنیم از اساتید بزرگ دانشگاه ها و مراکز علمی جهان دعوت کنیم. در چند سال اخیر چند استاد دانشگاه از ایران دیپورت شدند و کس دیگری را اجازه ورود ندادند. با این روند چگونه می توان پیشرفت داشت؟

این خلاف روند است. زمانی که من در سازمان میراث بودم در پژوهشکده  باستان شناسی که زیر نظرم بود بررسی کردیم و دیدیم که در مقاطعی در دوره های تاریخی می دیدیم که تراکمی از اطلاعات داریم و در مقاطعی فقر اطلاعاتی داریم. کاری که آن زمان در پژوهشگاه انجام دادیم این بود که گفتیم که فراخوان بدهید از تمام کسانی که داخل و خارج کشور کاوش های باستان شناسی کرده اند که اطلاعاتشان را دراختیار ما قرار بدهند و در آنجایی که فقر اطلاعاتی داریم کاوش ها را هدفمند به آن سمت هدایت کنیم. در این بررسی ها مواجه شدیم مثلا به این که در انتقال دوره ساسانی به اسلامی با فقر اطلاعات روبه رو هستیم. یکی از باستان شناسان خارجی 20سال در ایران بررسی علمی کرده بود از قبل از انقلاب و در همین موضوع کار دوره ساسانی به دوره اسلامی در سمنان و بعضی نقاط دیگر کار کرده بود. ما یک گردهمایی گذاشتیم در یونان که 3000سال تعاملات فرهنگی یونان و ایران را بررسی کنیم که اتفاقا همه باستان شناسان که در این حوزه کار کرده بودند دعوت کردیم. این آقا آنجا جلسه ای گذاشت و گفت اطلاعاتی از دوره ساسانی به اسلامی دارم و اگر 2-3 فصل دیگر کاوش کنم، همه اطلاعات را در اختیار شما قرار می دهم. ما تلاش زیادی کردیم اما این اجازه را به دلیل اینکه خودش یا همسرشان یهودی بود، ندادند. از منظر صرفا علمی و نیاز علمی ما می گوییم از هیچ کس نباید ممنوعیت علم آموزی داشته باشیم.

*در یکی از جنگ ها که پیامبر (ص) از کفار اسیر می گیرند، می گویند که شما به مسلمانان آموزش بدهید، آزاد می شوید. آن رفتار کجا و این رفتار کجا؟

طه هاشمی: بله! این برمی گردد به اینکه ما از حقیقت و باطن دین فاصله داریم. من می گویم کشوری در اوج اقتدار است. رهبر و سپاه و ارتشی مقتدر دارد. این دانشمند که وارد کشور می شود و خط سیرش مشخص است و می شود کنترلش کرد. این صرفا یک آدم دانشمند خارجی است و می تواند به ما علم را منتقل کند یا دانشجوی ما برود دوره مطالعاتی داشته باشد. این ها راه هایی است که ما را در توسعه علم پیش می برد. با این محدودیت ها امکان ندارد که بتوانیم پیشرفت کنیم.

*نگاه امنیتی به حوزه فکر و علم را قبول دارید؟

طه هاشمی: اصلا قبول ندارم. فکر و علم خودش در حوزه هایی که بخواهد از روال عادی خارج شود خودش خودبه خود ایمنی دارد و خودش دژ محسوب می شود. شخصیتی که صاحب علم و دانش و فرهیخته است، این بماهو انسان خودش ارزش دارد؛ قابل احترام است و نباید از نظر علمی محدود شود. اگر کسی سیاسی کاری کند و جاسوسی و تخریب کند، بحثش جداست اما عده ای به خاطر اینکه یک درصد ممکن است این اتفاق بیفتد جامعه را از 99 درصد این مزایا محروم می کنند.

*ما بعد از رنسانس چندین موج تغییر و تحول در دنیا داشتیم؛ انقلاب صنعتی که جامعه اسلامی به کلی عقب ماند. انقلاب الکترونیک بود که باز هم عقب ماند. الان هم به انقلاب ارتباطات رسیدیم و اینگونه که از شواهد پیداست پیشرفت نخواهیم کرد. با توجه به ناآرامی های سطح جهان اسلام، کشورهای توسعه یافته چگونه و در چه راهی از ارتباطات استفاده می کنند و ما چگونه استفاده می کنیم؟ هنوز در کشاکش این قضیه هستیم که برخورد ما با این انقلاب ارتباطات جهان اسلام بازنده خواهد بود؟

طه هاشمی: خیر! در رابطه با ارتباطات این تکنولوژی خاصیتی دارد که خودش را تحمیل می کند. انقلاب صنعتی به دلیل بعد مسافتی که داشتیم یعنی مسافت طولانی و مضافا در اینکه ارتباطی که بین دو حوزه شرق و غرب بود ارتباط بعیدی بود و طبیعی بود که عقب بیفتیم. در رابطه با ارتباطات همین الان جامعه ما با همه محدودیت هایی که به ظاهر دارد معطل هیچ چیز نیست. جامعه از محدودیت ها عبور کرده است و این را کسانی که در این حوزه ها برنامه ریزی می کنند و نگاه امنیتی و محدود دارند باید متوجه باشند که خاصیت و جنس این کار این است که جامعه را عبور می دهد و اگر کسی جلویش بایستد سیل او را می برد.

کار درست مدیریت است. اولین روزهایی که به مجلس پنجم رفته بودم، عضو کمیسیون فرهنگی بودم. جلسه ای بود که روسای مرتبط با حوزه فرهنگی دعوت شده بود. ریاست محترم آن کمیسیون فرمودند یکی از کارهای مهمی که در مجلس چهارم کردیم ماهواره را ممنوع کردیم. من همان روزها از وزیر مالزی مصاحبه ای خواندم که گفته بود ما دغدغه ماهواره را به دلیل مسایل بومی و فرهنگی داشتیم اما گروهی را مامور کردیم که ابعاد موضوع را به بحث بگذارند و نتیجه این شد که بسیاری از برنامه ها را بعد از چند دقیقه تاخیر پخش می کنیم. آن زمان چیز جدیدی بود. من در کمیسیون با اشاره به این مصاحبه گفتم این که این کار را کرده اید و فتوای تحریم ماهواره را آن روز از آیت الله اراکی گرفته اید و بر اساس آن قانون منع استفاده از ماهواره را تصویب کردید، ممکن است کار خوبی باشد و افتخاریست برایتان اما آیا فکر کردید که گروهی بگذارید برای بررسی علمی راه هایی که بتوان از ماهواره استفاده کرد و در عین حال جامعه از بد آموزی ها و موارد مخرب آنهم مصون باشد؟ بالاخره این برنامه های ماهواره 50-60درصدش برای جامعه مفید است و ما نمی توانیم محدودش کنیم. خودش زیربنای تولید علم است و می تواند به ارتقای فرهنگی جامعه کمک کند. هیچ کاری کردید که گروهی ارزیابی کنند که آیا راهی وجود دارد که ما بتوانیم مردم و جامعه را از 60-70 درصد بخاطر 30-40 درصد دیگر محروم نکنیم. گفتند نه نمی شود و استقبال نشد. حدود 20 سال گذشته است.

ممکن است ما جلوی دیش را بگیریم اما از طریق اینترنت دسترسی پیدا می کنند؛ ممکن است فیلتر بگذاریم اما رد می شوند و از فیلتر شکن استفاده می کنند.

*اسلام یک ساعت تفکر را با 70 ساعت عبادت یکی می داند!…

طه هاشمی: چون دین می خواهد فکر جوشش داشته و فعال باشد. هیچ وقت فکر کرده اند که چرا یک ساعت فکر برابر با 70سال عبادت است؟ به خاطر این است که این فکر مرتب باید کار کند. این عقلانیت تولید علم می کند. اصالت به علم است. هر حرکتی که این را محدود کند خلاف آن توصیه است.

*شما هم تجربه ی زیست در محیط آکادمیک و هم ملبس به لباس روحانیت هستید و سابقه طلبگی دارید. با چندین طلبه صحبت می کردم؛ آنها از یک تحول زیرپوستی در حوزه خبر می دادند که ظرف چند سال آینده اتفاق می افتد. این را نمی توان معیار یک قضاوت درست و علمی گرفت اما با توجه به همه این اتفاقاتی که افتاده مثلا طلاب قبلا حق استفاده از رادیو و تلویزیون نداشتند اما امروز اینترنت دارند و با وجود جدا بودن کلاس های خواهران و برادران، در فضای اینترنت چیز دیگری مشاهده می شود. با توجه به موج انقلاب ارتباطاتی که اتفاق می افتد چه آینده ای را برای حوزه پیش بینی می کنید و فکر می کنید که حوزه باید چه کار کند؟

طه هاشمی: اتفاقا اخیرا در جلسه شعر شعرای طلاب جوان شرکت کردم که پرده ای در میان خواهران و برادران نبود و شعر می خواندند. بالاخره قطعا حوزه به سمتی می رود که پرده ها برداشته شود اما من در قم مسوولیت یک مرکز کامپیوتری علوم اسلامی را بر عهده داشتم که مقام معظم رهبری تاسیس کرده بودند و تا آن زمان 15هزار نفر را آموزش کامپیوتر دادیم. رهبری می گفتند که آنچه بتواند حوزه را متحول کند این کار است؛ حتی بودجه ای احتصاص دادند که با قیمت تمام شده کامپیوتر را قسطی به طلاب و مراجع بدهیم. آن یک انقلاب بود. دهها سال کار تحقیق را جلو انداخت. اصلا این کار، مبانی اجتهاد را تغییر داد. مجتهدی با میزان محدود اطلاعات و منابع محدودی که در اختیار دارد یک نظر فقهی را می دهد اما وقتی با کامپیوتر، مجموعه منابع مرتبط با یک موضوع را در آن واحد در اختیار دارید نظرش خیلی متفاوت می شود. اینکه کسی بر اساس 5روایت و کسی بر اساس 100 روایت در ارتباط با موضوعی نظر می دهد متفاوت است. زیربنای اجتهاد هم با این امکانات و ابزار پیشرفته متحول می شود. اتفاقی که در حوزه افتاده این اتفاقات بوده است. وقتی جامعه ای به سهولت بتواند اطلاعات پایه ای را داشته باشد و مواجه باشد با سیل عظیمی از دانستنی ها، به این دلیل حوزه را متحول می کند. من حرف همه طلاب را تایید می کنم که امروز بدنه حوزه و کسانی که وارد حوزه می شوند با این نگاه وارد می شوند که دنیا متحول شده و نیازها متحول شده است. در طول چندصد سالی که حوزه ها شکل گرفت عمدتا فقه ما فقه فردی بود و فقه اجتماعی نداشتیم. چون نیازی نبود اما به محض پیروزی انقلاب اسلامی حوزه ها با یک نیاز اجتماعی مواجه شدند و به این دریای پرسش ها نمی توان بدون اطلاعات پاسخ داد. دو موضوع در حوزه تحول ایجاد کرده است: یکی نیازی که حوزه باید پاسخ دهد نه فقط جامعه اطرافش و نه تنها نیاز پامنبری ها را؛ طلبه امروز احساس می کند که آن سر دنیا سوال است و اگر می خواهد ماندگار شود باید پاسخ دهد، پس اطلاعات می خواهد. دوم اینکه همین امکانات مجازی اینترنت و ماهواره اطلاعات در اختیارش قرار می دهد. اگر این اتفاق نیفتد، جامعه از حوزه عبور می کند. جامعه که متوقف نمی ماند. این بحث که همه چیز باید اسلامی باشد به این معناست آن چیزی که ماموریت عقل است از منابع درآورید؛ یکی عقلانیت و یکی دیانت است و هردو لازم و ملزوم هم اند. اگر آن دین حقیقی و آن عقلانیت در کنار هم قرار گرفت، انسان را به نقطه مطلوب می رساند. در طول تاریخ هرجا این دو از هم جدا شدند بشر دچار از هم گسختگی و نابسامانی شد. در قبل از رنسانس دین عقلانیت را به رسمیت نشناخت و بعد از رنسانس عقلانیت و علم، فکر کرد می تواند پاسخگوی نیازهایی باشد که دین پاسخگوی آنها بود، باز بشر دچار مشکل شد.

ما در جمهوری اسلامی گفتیم که همه چیز اسلامی ولی برخی  دانشگاهها را تعطیل کردند. تعطیلی دانشگاه ها ناگزیر بود ولی ضربه زد. وقتی 3سال تعطیل شد استادان خوب رفتند و جذب خارج  شدند. اگر می ماندند ممکن است یک درصد مشکل ساز می شدند اما 99 درصد تولید علم می کردند.

*آیا 50سال آینده خبرنگاری جلوی یک شخصیت فرهنگی حسرت می خورد که از آن موج پیشرفت عقب افتادیم یا این بار می رسیم؟

طه هاشمی: به نظر من می رسیم. اقتضائات و شرایط یه گونه ایست که بسیاری از موانع از بین خواهد برد.

*آیا دانشگاه های ما می توانند در 20 سال آینده با هاروارد و مراکز علمی نظیر هاروارد رقابت کنند؟

طه هاشمی: تردید نکنید من می بینم که امروز کسانی که تفکر محدودیت سازی دارند یا منزوی می شوند یا در جامعه وارد شده و در متن این حرکت عظیم اجتماعی قرار می گیرند و ناگزیر هضم می شوند. راه دیگری نیست.

گفت وگو از زاگرس بهشتی- شفقنا

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

اخبار مرتبط