یکشنبه 27 ثور 1405

آخرین اخبار

پیشرفت در هوش مصنوعی؛ تحلیل تومور حالا در چند دقیقه ممکن شد

شفقنا افغانستان – پژوهشگران دانشگاه سدارس-سینای لس‌آنجلس ابزار هوش...

اکونومیست: جهان در آستانه «آخرالزمان شغلی» هوش مصنوعی قرار دارد

شفقنا افغانستان- نشریه اکونومیست در گزارشی نوشته که دنیا...

فریاد عدالت‌خواهی در کلام امام جواد(ع)؛ مناجاتی علیه ظلم و فساد

شفقنا افغانستان- امام جواد(ع) در مناجات کشف ظلم بیان...

ربایش ده‌ها دانش‌آموز در نیجریه؛ بازگشت سایه وحشت به مدارس

شفقنا افغانستان– ساکنان ایالت بورنو در شمال شرقی نیجریه...

العرب: جنگ ایران محصولات زراعتی مصر را نابود می‌کند

شفقنا افغانستان - جنگ جاری در منطقه خاورمیانه فشارهای...

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

محقق از افزایش فشارهای مذهبی بر شیعیان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی...

مقام ارشد آمریکایی: افغانستان همچنان در خط مقدم تهدیدهای تروریستی قرار دارد

شفقنا افغانستان- یک مقام ارشد نظامی ایالات متحده اعلام...

بازگشت اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز؛ تشدید بحران انسانی

شفقنا افغانستان– معاونت سخنگوی طالبان اعلام کرد که روز...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ شنبه ۲۶ ثور ۱۴۰۵

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

نیویورک تایمز مدعی شد؛ احتمال ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا ظرف چند روز آینده

شفقنا افغانستان– روزنامه نیویورک تایمز بامداد شنبه ادعا کرد...

انتخابات ریاست جمهوری مصر، تازه عروس آبستن بود/تحلیلی از رای الیوم

شفقنا افغانستان-“همان گونه که پیش بینی می شد، پیروزی ارتشبد عبدالفتاح السیسی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر مصر اعلام شد و بخش اندکی از آرا نیز به دیگر نامزد انتخابات یعنی حمدین صباحی اختصاص یافت، با این حال ساختن تخت سلطنتی از خار در مقایسه با نشستن روی این تخت، کار آسانی به شمار می آید، جایی که ژنرال آگوستو پینوشه، دیکتاتور پیشین شیلی پس از برکناری از قدرت در سال 1990 میلادی، بقیه عمر خود را تحت تعقیب کشورهای مختلف جهان گذراند و این بلا سر آنهایی می آید که در آتش برافروخته خود، نمی سوزند!”

به گزارش سرویس ترجمه “شفقنا”، دکتر “محی الدین عمیمور”، ادیب و نویسنده الجزایری و وزير پیشین فرهنگ و اطلاع رسانی این کشور در مقاله ای تحلیلی که تحت عنوان “انتخابات ریاست جمهوری مصر: تازه عروس آبستن بود!” روی پایگاه اینترنتی روزنامه فرا منطقه ای “رای الیوم” قرار گرفته، با اشاره به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در مصر و پیروزی از قبیل پیش بینی شده ارتشبد “عبدالفتاح السیسی”، وزیر دفاع پیشین این کشور در برابر تنها رقیب خود یعنی “حمدین صباحی”، رئیس “جریان مردمی” و نامزد شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری سال 2012 میلادی، انتخابات اخیر را نمایشی تمسخر آمیز خوانده و از عملکرد کمیسیون عالی انتخابات مصر و همچنین رسانه های طرفدار نظام کودتاچیان حاکم بر این کشور در جریان برگزاری انتخابات به شدت انتقاد کرد، جایی که در مقاله خود آورده است:

«انقلاب “25 ژانویه” سال 2011 میلادی در مصر یک رویداد بین المللی بزرگ بود که هزاره جديد را متمایز می سازد، همان گونه که فروپاشی دیوار “برلين” در ماه نوامبر سال 1989 میلادی با تمامی نتایج و پیامدهای آن، پایان هزاره گذشته را متمایز ساخت.

در واقع طی 18 روز ملت مصر با تمامی طبقات، عقاید و گرایش های معنوی و مذهبی خود، به تمامی جهانیان الگوی شگفت انگیزی نشان دادند که رئيس جمهوری بزرگترین کشور در جهان را وادار کرد، مصر را مکتبی برای سراسر جهان توصیف کند.

در نتیجه مصر تبدیل به نماد مبارزه مردمی در سراسر جهان تبدیل شده و دوستداران این کشور در نقتط مختلف جهان نیز به شیوه های مختلفی نسبت به این مسئله ابراز خوشحالی کردند، به ویژه آنکه جوانان مصر در اواخر روزهای انقلابی اقدام به تمیز کردن میدان “التحرير” در شهر “القاهره” کردند، میدانی که به نماد انقلاب سفید و خالصی تبدیل شد که تاثیرات آن از تاثیرات انقلاب های صورتی و پرتقالی و رنگارنگ بیشتر بود.

در سوی مقابل، دشمنان مصر با وجود آنکه خشم خود را پنهان کردند، اما دست بسته به تماشای حوادث این کشور ننشستند و در واقع نادیده گرفتن توان و قدرت آنها بزرگترین اشتباه انقلاب مصر بود، چرا که دشمنان بی وقفه تلاش کردند تا شاهکار مصریان را به مایه تمسخر تبدیل کنند.

من در اینجا تمامی مسائل مرحله پیشین و آنچه رسانه های مصری تلاش کردند آن را پنهان کنند و بپوشانند را به نمایش نمی گذارم، بلکه به اوج “مسخره بازی” خواهم پرداخت که همان انتخابات ریاست جمهوری اخير می باشد، انتخاباتی که درستی گفته دکتر “مدحت العدل” (نویسنده و فیلمنامه نویس مشهور مصری) مبنی بر اینکه در مصر دو ملت وجود دارند را به اثبات رساند.

بدون توجه به دلایل دکتر “مدحت العدل” برای گفتن چنین مطلبی، ثابت شد که در مصر بیش از یک ملت وجود دارد، جایی که در میان شهروندان این کشور، برخی نوادگان فرعون ها و استبداد و خودکامگی آنها می باشند، برخی نوادگان جادوگران فرعون بوده و به پرستش آنچه قابل پرستش نیست می پردازند در حالی که برخی دیگر تنها خداوند یکتا را می پرستند، برخی نوادگان بردگانی هستند که همواره در خدمت فرد حاكم بوده اند و در نهایت برخی دیگر نوادگان همان افراد بزرگی هستند که قوم “هیكسوس” (به معنای فرمانروایان بیگانه، مردمانی سامی تبار بودند که در قرن هفدهم پیش از میلاد در مصر به قدرت رسیدند و بیش از صد سال فرمانروایی کردند) را شکست داده، “لويی نهم” (معروف به لویی قدیس، از پادشاهان مقتدر فرانسه که در قرن سیزدهم میلادی بیش از ۳۰ سال بر این کشور حکمرانی کرد) را به اسارت گرفته، در برابر سربازان “ناپلئون بناپارت” (نخستین امپراتور فرانسه که نقش بسزایی در تاریخ اروپا ایفا نموده و به عنوان یکی از فرماندهان نظامی تاریخ شناخته می شود) مقاومت کرده، به رویارویی با اشغالگری بريتانيا پرداخته و همبستگی تاريخی ميان تمامی پیروان اديان آسمانی را رقم زدند.

در واقع شاید این نتيجه گیری که در ابتدا بد به نظر می رسید، بیانگر این آیه از قرآن کریم باشد: “وعسى أن تكرهوا شيئا وهو خير لكم” (بسا چیزی را خوش نمی دارید و آن برای شما خوب است).

واقعیت امر اینکه یک مسئله ساده و روشن می توانست اعتبار نظام کنونی حاکم در مصر را تضمین کند، این مسئله نیز چیزی نیست جز اینکه مسئولان این نظام با شجاعت کامل اعتراف می کردند که حضور کم مردم در پای صندوق های اخذ رای به دلیل شمار زیاد فرآیندهای انتخاباتی طی چند سال اخیر می باشد، در آن صورت دیگر حتى نیازی به اعتراف آشکار مسئولان مذکور به این مسئله وجود نداشت که شهروندان مصری احساس کرده اند آرای آنها ارزشی واقعی ندارد، چرا که به دلیل تمرکز شدید رسانه های این کشور بر اهریمن نمایاندن نظام “محمد مرسی”، رئیس جمهوری برکنار شده مصر و درخشان نشان دادن چهره “عبدالفتاح السیسی”، وزیر دفاع کودتاچی این کشور، نتيجه انتخابات ریاست جمهوری اخیر از پیش مشخص بود.

در واقع رسانه های طرفدار کودتاچیان در مصر نه تنها تلاش کردند این مسئله که آنها را محکوم می کند، را به صورت کامل بپوشانند، بلکه از این فراتر رفته و دست به حمله ای هیستريک زدند که در آن، آهنگ آشنای چند دهه گذشته مبنی بر تمجید از ملت بزرگ و معجزه آفرین مصر تغییر پیدا کرده و این چنین بود که این ملت به دلیل عدم حضور گسترده در پایان صندوق های اخذ رای با وجود حملات شدید و تحریک های مداوم در طول دوران زمامداری “محمد مرسی” و افزایش بی سابقه آن پس از کودتای سوم ژوئیه سال 2013 میلادی، مورد بدترین اهانت ها قرار گرفتند.

در همین حال، تشنج های زشت و ناپسندی که در نتیجه مشارکت پایین مردم در انتخابات ریاست جمهوری، باعث انفجار چاه فاضلاب رسانه های مصری شد، یک واقعیت دور از ذهن را آشکار ساخت و دروغی را برملا کرد که برای مدت زمانی طولانی خود را به عنوان واقعیتی غیر قابل انکار نشان می داد، جایی که رسانه های مصری همواره خود را به عنوان سازنده افکار عمومی و هدایت کننده تحرکات ده ها میليون انسان نه تنها در این کشور بلکه در کل جهان عرب معرفی می کردند.

این در حالی است که روزنامه ها و شبکه های ماهواره ای مصری طی چند ماه گذشته به منبری برای بسیاری از هیزم کشان و روشنفکران و روحانیون طرفدار نظام حاکم بر این کشور تبدیل شده و در نتیجه تمامی این افراد با یکدیگر به رقابت پرداختند تا بتوانند چهره این نظام کودتاچی را درخشان ساخته و تمامی مخالفان آن را اهریمن جلوه دهند.

با این حال، به دلیل آنکه هر چیزی بر اساس باطل باشد همچنان باطل می ماند، رسانه های مصری در تعامل با تظاهرات مردمی که از زمان کودتای سوم ژوئیه سال 2013 میلادی تاکنون یک روز نیز متوقف نشده، دچار تناقض شدند، جایی که از یک سو این تظاهرات را بی ارزش قلمداد می کردند و از سوی دیگر، آن را عامل بروز رکود اقتصادی در این کشور می دانستند و این به معنای قدرتمند و تاثیرگذار بودن این تظاهرات می باشد.

این مسئله همزمان شد با عمليات حذف عملی نیروهای مخالف کودتاچیان و همچنین عمليات قتل عام شبیه کشتارهای دسته جمعی به وقوع پیوسته در اسپانيا در اوایل دوران زمامداری ژنرال “فرانسیسکو فرانكو” (دیکتاتور پیشین اسپانیا که پس از جنگ داخلی، از سال 1939 میلادی تا هنگام مرگش در سال 1975 بر این کشور حکمرانی می کرد) که به نظر می رسد الگوی رهبران نظام کنونی حاکم بر مصر می باشد، رهبرانی که هدف واضح و مشخص آنها تحمیل وضعيت عمل انجام شده بر ملت مصر بود که دروغ های ادامه دار تاکید می کردند ملتی ساده بوده و بر اساس منطقی عمل می کند که حاکم را به مقام الهی رسانده و دست به هر تلاشی می زند تا رضایت وی را جلب کند.

این در حالی است که زندانی کردن رهبران و شخصیت های برجسته گروه “اخوان المسلمين” نیز نتایج کاملا متفاوتی نسبت به آنچه رسانه های مصری طرفدار کودتاچیان آرزو داشتند، به دنبال داشت، جایی که تظاهرات پی در پی و فداکاری های مداوم نشان دادند که مردم خشمگین به وسیله جوانانی به حرکت در می آیند که هیچ رابطه سازمانی با رهبران دربند “اخوان المسلمين” ندارند و در نتیجه عمل انجام شده ای که کودتاچیان در تلاش بودند تا آن را بر مردم تحمیل کنند، نیز توهمی بیش نبود، بهترین دلیل برای این مسئله نیز این است که با وجود فشارهای سیاسی و رشوه هایی که  گفته می شود بوی نفت از آن می آمد، اتحادیه آفریقا همچنان موضع خود در قبال کودتای نظامی در مصر را تغییر نداد.

با این حال، اوج اقدامات نظام حاکم بر مصر که انقلاب شکوهمند “25 ژانویه” سال 2011 میلادی را دزدید، همان فشارهایی بود که انتخابات ریاست جمهوری اخیر را به یک رسوایی کامل تبدیل کرد، جایی که پیروزی فرمانده کودتا در این انتخابات، پیروزی بدتر از شکست به شمار می آمد.

یکی از نشانه های این رسوایی نیز همان مصون سازی تصمیم های کمیسیون عالی انتخابات مصر می باشد، اقدامی که از نظر خیلی ها یک اشتباه قانونی واضح به شمار می آمد و علاوه بر آن، با حمله گسترده ای که از “محمد مرسی” به دلیل مصون ساختن موقتی برخی تصمیم های خود در یک فرمان شتابزده انتقاد می کرد، در تناقض بود، این در حالی است که فرمان مذکور رئیس جمهوری برکنار شده مصر می توانست توجیهی مرحله ای برای حفاظت از مسير نظام تحت رهبری وی باشد به ویژه آنکه در آن زمان یک نهاد قضایی (دادگاه عالی اداری مصر) که می بایستی فعالیت آن از همان روز نخست پیروزی انقلاب “25 ژانویه” به حالت تعلیق درمی آمد، پارلمان قانونی و منتخب مصر را منحل کرده بود.

در همین حال، کمیسیون عالی انتخابات مصر دست به ابتكار یک قاعده جديد زده و در آن تاکید کرده که اکثریت بر اساس آرای صحيح در عمکرد انتخاباتی محاسبه خواهد شد و نه بر اساس شمار افراد ثبت شده در فهرست های انتخاباتی.

سومین اشتباه بزرگ کمیسیون عالی انتخابات مصر نیز که اعتبار نهاد قضایی این کشور (نهادی که تمامی قضات مخالف کودتای نظامی از آن برکنار شده اند) را به باد داد، همان تمديد فرآیند انتخابات ریاست جمهوری برای روز سوم بود، آن هم پس از آنکه تعطیلی رسمی روز دوم انتخابات و مجانی بودن جابجایی با وسایل نقلیه عمومی فایده چندانی نداشت.

عجیب آنکه بهانه کمیسیون عالی انتخابات مصر جهت تمديد فرآیند انتخابات ریاست جمهوری برای روز سوم، استقبال گسترده رای دهندگان نبود، بلکه فراهم کردن فرصت برای آن دسته از رای دهندگانی بود که نتوانسته بودند طی دو روز نخست رای گیری، پای صندوق های اخذ رای بروند، دو روزی که یکی از آنها تعطیل رسمی بوده و طی آنها جابجایی با وسایل نقلیه عمومی نیز مجانی بود.

این در حالی است که مصر طی هفته های اخير شاهد کمپین های تبلیغاتی گسترده ای بود که بیشتر به کمپین های تبلیغاتی نازی شباهت داشت، کمپین هایی که “یوزف گوبلس” (سیاستمدار ناسیونال سوسیالیست آلمانی که بین سال های 1933 و 1945 میلادی به عنوان وزیر تبلیغات آلمان نازی فعالیت می کرد) جهت حمایت از “آدولف هیتلر” در رهبری “رایش سوم” (آلمان نازی) به جای مارشال “پاول فون هیندنبورگ”، ابداع کرده بود.

در همین حال، خیابان ها و میدان های شهرهای مختلف مصر پر شدند از عکس های بزرگ ارتشبد “عبدالفتاح السیسی” و پلاکاردهایی که سابقه فارغ از هر گونه درخشش نظامی و مدنی وی را تمجید می کردند، جایی که اموال صرف شده در این راه کافی بود تا بسیاری از مشکلات ملت مصر و در راس آنها مشكل اتکا به کمک های مالی خارجی، رفع شود، کمک هایی که به گفته خیلی ها، همانند کمک های مالی آمریکا وارد بودجه عمومی کشور نشده و در زمینه هایی صرف می شدند که اراده مردمی و دموکراتیک آنها را مشخص نمی ساخت.

از سوی دیگر، بر اساس اطلاعات به دست آمده از روزنامه ها، برخی شخصيت های مصری در اظهارات تلویزيونی و مطبوعاتی خود، شهروندان این کشور را به مشاركت در انتخابات ریاست جمهوری اخیر تشویق می کردند، از جمله “عبدالحكيم عبدالناصر” (پسر دوم جمال عبدالناصر، دومین رئیس جمهوری تاریخ مصر)، “جيهان السادات” (همسر انور السادات، سومین رئیس جمهوری تاریخ مصر) و “احمد شفيق” (نامزد شكست خورده در انتخابات ریاست جمهوری پیشین مصر و آخرین نخست وزیر دوران زمامداری حسنی مبارک، چهارمین رئیس جمهوری تاریخ این کشور) به همراه شماری از شخصيت های دیگر و در راس آنها “عمرو موسی” (دیگر نامزد شكست خورده در انتخابات ریاست جمهوری پیشین مصر و دبیرکل پیشین اتحادیه عرب) که با التماس دیداری با “عبدالعزيز بوتفليقه”، رئيس جمهوری الجزایر ترتیب داد تا هر جوری شده سخنی در حمایت از کودتاچیان مصر را از وی بشنود.

علاوه بر این، مجریان شبکه های تلویزیونی نیز با روشی بازاری شهروندان مصر را به رفتن پای صندوق های اخذ رای جهت عمل به حق انتخاباتی خود تشویق می کردند و با این کار، کشوری را مورد قرار دادند که نمایانگر تمدنی چند هزار ساله می باشد، از جمله اینکه برخی از هنرمندان و مجریان زن مصری با به کار بردن برخی عبارت ها، در واکنش به مشارکت پایین در انتخابات، این سوال را می پرسیدند که “مردان کجا هستند؟”، برخی دیگر نیز از مشارکت زنان در انتخابات تمجید می کردند، زنانی که برخی ميدان های مصر را به مکان رقص دسته جمعی تبدیل کرده و کاملا روشن بود که برای این کار پول دریافت کرده اند.

در واقع کار رسانه های مصر به جایی رسید که تهديد می کردند در صورت برگزار نشدن انتخابات ریاست جمهوری اخیر به صورتی مناسب بدین معنی که اگر درصد شرکت کنندگان در این انتخابات از درصد آرای رئیس جمهوری ربوده شده (محمد مرسی) در انتخابات پیشین فراتر نرود، کمک های مالی کشورهای عرب حوزه خليج (فارس) به مصر متوقف خواهد شد.

با این حال، تهدید مذکور نتيجه کاملا معکوسی به دنبال داشت، جایی که باعث شد جوانان مصر دست به تحریم انتخابات ریاست جمهوری اخیر بزنند، چرا که از آنها خواسته می شد مردی (عبدالفتاح السیسی) را انتخاب کنند که مورد حمایت کشورهایی است که برخی از آنها به شکنجه نیروهای کار مصری فعال در آنجا شناخته می شوند و مسئولان برخی دیگر از این کشورها نیز در توهینی احمقانه به حقوق شهروندی شناخته شده در جهان، اعلام کردند که آمادگی سفر به مصر جهت انتخاب وزير دفاع پیشین این کشور به عنوان رئیس جمهوری جدید را دارند، وزیری که عروسکی بود در دستان منافعی مشخص و گرایش هایی سياسی و فكری که نتوانستند حضوری فعال در فرآیندهای انتخاباتی پیشین داشته باشند و در نتیجه با روشی خونین و بی سابقه بر علیه رئيس جمهوری خود دست به کودتا زد.

هر چند که برخی رسانه های مصری نیز، تحریم کنندگان فرآیند انتخاباتی اخیر را به ارجاع به دادستانی و یا جریمه نقدی 500 پوند مصری (نزدیک به 72 دلار) تهدید کردند، اما کمیسیون عالی ناظر بر انتخابات مصر این مسئله را تایید و یا تکذیب نکرد، کمیسیونی که برای پیشگیری از هر گونه انتقاد به اقدامات آن، تصمیم هایش مصون شد و به دلیل تب جنونی که کودتاچیان را در بر گرفته، کسی پیدا نشد به این کمیسیون هشدار دهد که با این کارها، نه تنها به فرآیند انتخابات، بلکه به کل کشور آسیب می رساند.

در همین چارچوب و بار دیگر بر اساس منابع رسانه ای، برخی فعالان در پایگاه های اجتماعی بیانیه های رسمی شماری از شركت های فعال در بخش خصوصی مصر را منتشر کردند که طی آنها، ضمن آنکه به کارکنان خود دستور داده بودند جهت مشاركت در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، چندین ساعت پیش از پایان ساعت های کار رسمی، کار خود را متوقف سازند، آنها را تهدید کرده بودند که در صورت تحریم انتخابات، دوره مرخصی را از حقوقشان کم کرده و در تشویقی های ماهانه و سالانه آنها نیز تجدید نظر کنند.

علاوه بر این، مركز خرید “سيتی استارز” (بزرگترین مرکز خرید در مصر) نیز درهای خود را در ساعت چهار عصر بست تا هزاران تن از کارکنان این مرکز بتوانند در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند و در همین راستا مسئول روابط عمومی “سيتی استارز” در اظهاراتی تلویزيونی اعلام کرد که هدف از بستن زودهنگام مركز این بوده که تاثیر ملی محسوسی داشته باشند و فرصت مشاركت در انتخابات را برای تمامی کارکنان و بازدیدکنندگان فراهم کنند، اتفاقی که برای نخستین بار است که در مصر روی می دهد، البته اگر آنچه “توفيق الحكيم” (شاعر و نویسنده سرشناس مصری که به عنوان پدر نمایشنامه نویسی عربی شناخته می شود) در کتاب “یادداشت های یک دادستان در روستاها” در مورد روش های انتخاباتی نظام حاكم در دهه های 30 و 40 قرن گذشته میلادی جهت حمایت از نامزد خود، نوشته را نادیده بگیریم.

از اینجا دلیل واقعی آن حالت جنونی را می فهمیم که مزدوران موجود در رسانه های مصری را در بر گرفته و باعث شد یکی از مجریان پست و فرومایه تلویزیون بگوید که ملت مصر لایق آن هستند که با کفش به پشت گردن آنها زد!

در واقع این دلیل چیزی نیست جز اینکه رسانه های مصری که به نظام حاکم در این کشور وعده داده بودند پیروزی قاطع نامزد مورد حمایت نظام در انتخابات ریاست جمهوری اخیر را تضمین کنند، ثابت کردند که تنها فریادی در آسمان بوده و چاه فاضلابی هستند که میلیاردها پوند مصری دریافت کرده اما با تمامی امكانات عظیم قرار گرفته در اختیارشان، نتوانستند به این خواسته نظام حاکم جامه عمل بپوشانند که شهروندان را به شیوه ای بسیج کنند که بتوان تمامی جهان را قانع کرد که ملت مصر از فرآیند کودتا حمایت کرده و به دور مردی می چرخند که منبرهای مذهبی وی را ناجی، محافظ و پشتیبان مصر معرفی کرده اند.

در کنار پررویی هیزم کشان، شاهد بروز هنرنمایی جديدی در برابر استقبال کم شهروندان مصر از انتخابات ریاست جمهوری اخیر بودیم که یک رسوایی کامل بود و نشان داد که “کف کنار می رود” (الزبد يذهب جفاء)، جایی که بیشتر افرادی که آنها را بهترین نخبگان مصر قلمداد می کردیم، تنها تاول های فكری روی بدن مصر هستند و تفاوتی با تاول های ناشی از بیماری “جرب” یا “گال” ندارند که یک آسیب پوستی باکتریایی ناشی از آلودگی می باشد.

در ابتدا برخی از این نخبگان دست به تکرار دلایلی می زدند که به مشاركت پایین در انتخابات کشورهای اروپایی استناد می کرد و این همان چیزی است که با آن تنها می توان افراد ساده ای را فریب داد که شرایط زندگی اجازه پیگیری رسانه های جهان را به آنها نمی دهد، در نتیجه به عنوان اسیران رسانه های مزدوری زندگی می کنند که آنها را نسبت به این مسئله قانع می سازند که جادوگر از کلاه خود خرگوش بیرون می آورد، این در حالی است که شهروندان آگاه به خوبی می دانند که رای دهندگان اروپایی تنها در شرایط عادی در رای دادن تنبلی می کنند و گر نه هنگام برگزاری انتخابات و همه پرسی های مهم و سرنوشت ساز، به صورت گسترده ای در برابر شعب اخذ رای دست به تجمع می زنند همان گونه که پیشتر در همه پرسی های ژنرال “شارل دو گل” (فرمانده نیروهای فرانسوی آزاد در جریان جنگ جهانی دوم و رئیس جمهوری فرانسه بین سال های 1959 و 1969 میلادی) و اتحادیه اروپا و همچنین انتخابات ریاست جمهوری اخیر در اوكراین شاهد آن بودیم.

هنگامی که این بهانه جویی نخبگان مصری با شکست روبرو شد، “جمال الغيطانی” (رمان نویس و روزنامه نگار مصری و سردبیر روزنامه اخبار الادب) اظهار داشت که درصد مشاركت در انتخابات مسئله ای مهمی نبوده و مهمترین مسئله همان وضعیت مصر می باشد که بدون توجه به شمار رای دهندگان در انتخابات، در خیابان های این کشور تجسم پیدا کرد.

جای تاسف دارد اديبی که وی را بالاتر از آن چیزی می دانستیم که نشان داد، جسارت آن را داشته باشد که تجمع های زنان در حال رقص که ادامه همان تجمع های مزدوران حامل پلاکاردهایی با مضمون “آسفين يا ريس” (به معنای متاسفیم ای رئیس جمهوری که منظور حسنی مبارک است) می باشند، را بیانگر وضعیت مصر بداند، چرا که ظاهر این افراد در حال رقص که پیرمردهای دارای ریش و با لباس های محلی و پیرزن های محجبه بودند، به صورت روشنی نشان دهنده سطح معيشتی پایین آنها بود و در نتیجه از توانایی مالی لازم برای خرید عکس های رنگی که قیمت هر یک از آنها با درآمد چند هفته کار سخت آنها در زمین های کشاورزی و خانه های دیگران برابری می کند، برخوردار نیستند.

از سوی دیگر، از برخی دیگر خواهیم شنید که بنا به دستور نهادهای امنیتی و جهت توجیه افزایش شمار رای دهندگان، خواهد گفت که شهروندان مصر در روز آخر انتخابات ریاست جمهوری اخير نسبت به این مسئله آگاه شدند که خطرهای بی شماری در کمین این کشور بوده و در نتیجه به صورت گسترده به مشاركت در این انتخابات روی آوردند.

صرف نظر از این مسئله که پیش از انتخابات ریاست جمهوری اخیر درمصر، تمامی شخصیت ها و چهره های مخالف کودتا چه با بازداشت و چه با تهدید، کنار زده شدند و در نتیجه انتخابات مذکور با هر درصد مشارکتی که اعلام شود و بنا بر عادت نظام های خودکامه، در آن بزرگ نمایی خواهد شد، اعتبار خود را از دست داده، شهروندان مصر و به ویژه جوانان مسلمان و مسيحی و حتی غير مذهبی که در برابر تمامی فرآیندهای ارعاب و تشویق ایستادگی کردند، ثابت کردند که ملت واقعی مصر بوده و نمایانگر مصر اصيل هستند، ملتی که تمامی افراد دارای ارتباط با نظام قدیم حاکم بر این کشور از سیاستمدار و هنرمند گرفته تا اراذل و اوباش و نیروهای امنیتی، به آن تعلق ندارند و تمامی افرادی که برای کودتاچیان دست زده و با قاتلان ابراز همبستگی کرده اند نیز بخشی از آن نیستند، این ملت در اصل مایه افتخار مصر هستند، کشوری که مردان خوار و زبون تلاش کردند تا آن را آلوده کنند.

شاید در اینجا فرصت مناسبی باشد برای تمجيد از عملکرد روشنفکران و اهالی رسانه شرافتمند مصری که ثابت شد درصد این چنین افرادی در مصر بیشتر از درصد آنها در بیشتر کشورهایی است که می شناسیم، به ویژه آن دسته از اهالی رسانه و روشنفکرانی که به صورت شفاهی و یا نوشتاری اعتراف کردند که درصد مشاركت در انتخابات ریاست جمهوری اخیر پایین بوده، در واقع اعتراف این افراد نشان دهنده شجاعت آنها و شجاعت همان ملت اصیلی است که به آن تعلق دارند.

همان گونه که پیش بینی می شد، پیروزی ارتشبد “عبدالفتاح السیسی” در انتخابات ریاست جمهوری اخیر مصر اعلام شد و بخش اندکی از آرا نیز به نامزد دیگر یعنی “حمدین صباحی” اختصاص یافت که گفته می شد سمت نخست وزیر جدید مصر را خواهد پذیرفت، با این حال ساختن تخت سلطنتی از خار در مقایسه با نشستن روی این تخت، کار آسانی به شمار می آید، جایی که ژنرال “آگوستو پینوشه” (دیکتاتور پیشین شیلی که در کودتای سال 1973 میلادی نظام سوسیالیستی “سالوادور آلنده” را سرنگون کرد و به مدت 17 سال سمت ریاست جمهوری این کشور را در دست گرفت) پس از برکناری از قدرت، بقیه عمر خود را تحت تعقیب تمامی شرافتمندان جهان گذراند و این همان بلایی است که سر آنهایی می آید که در آتشی که برافروختند، نسوختند.

هر چند که برخی ها پدران ما را لعنت خواهند کرد به این دلیل که به اوضاع مصر اهمیت می دهیم و به آنچه در کشورهای خودمان در جریان است، توجهی نمی کنیم، اما ما به این مسئله عادت کرده و آن را پذیرفته ایم، چرا که آنچه در مصر در جریان است، تاثیراتی بر آنچه در سراسر جهان عرب روی می دهد، خواهد داشت.

در پایان چیزی باقی نمانده جز اینکه به رهبران مذهبی مصر یادآور شویم که باید هر چه زودتر اعتبار و آبروی خود را حفظ کنند.»

ترجمه از “شفقنا”

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

اخبار مرتبط