شفقنا افغانستان- ادبیات سیاسی در تبلیغات و پیکارهای انتخاباتی دو فیگور پیشتاز اگرچه در دور اول تا جایی مطلوب بود، ولی با وارد شدن انتخابات به دور دوم، دفعتا چرخش صد و هشتاد درجهای را در نوع گفتمان تبلیغاتی به تماشا نشستیم که در سایهی این چرخش، تمام نُرمها و قالبهای پذیرفته شده در حوزهی اخلاق سیاسی نادیده گرفته شد و مرزهای اخلاقی تبلیغات و کمپاینها شکسته شد.
در دور اول شاهد رابطهی ادبیات سیاسی با ادبیات سنتی و بومی مسلط بر جو انتخابات کمتر بودیم، ولی در دور دوم شاهد ادبیاتی هستیم که با ادبیات سیاسی جهانی کاملا متفاوت است. متکی بودن یا متوسل شدن فیگورهای مطرح در این دور به ادبیات «شبانی»، که «میشل فوکو» آن را قدرت شبانی تعبیر میکند، دغدغههایی را در مخاطب میآفریند که پیروزیآفرین باشند. از لازمههای چنین ادبیات، تلقین ذهنیتپیروزی است که دقیقا به بردگی گرفتن فکر مخاطبانش میانجامد.
در دور اول، تمام نامزدان، بهویژه دو نامزد پیشتاز، با اتکا به اصل احترام متقابل، طی مصاحبهها و مناطرههای تلویزیونی و راهاندازی همایشهای بزرگ مردمی، به تشریح و تبیین برنامههای خویش پرداختند و جو سالمی از رقابتهای مثبت را ایجاد کردند، ولی در شروع دور دوم، از همان آوان نخست، نامزدان وارد فاز ادبیات تهاجمی شدند و برای تضعیف اردوی همدیگر، به ابزارهای غیردموکراتیک متوسل شدند که بیشتر گرایشهای نامزدان پیشتاز، متمایل به سوی ادبیات توهین و تهدید و تحقیر شد و در بسا موارد، نشانههایی از گفتمان کوچه و بازار به چشم میخورد.
متوسل شدن به ادبیات سخیفانه؛ مانند «رودهقاق»، چوپانمأبانه؛ مثل «تنبلها و خَو رفتهها»، تهدید؛ مانند «جاری شدن خون در جویهای کابل»، تحقیر؛ مانند اگر «به گذشته میروید، به ما رای ندهید» و ادبیات توهین؛ مثل «بیناموس» ریشه در چه دارد؟
در قدم نخست، زمینهی این فحاشی را میتوان در سهل انگاری قانونگذاران و تسامح و چشمپوشی قانون انتخابات از توانمندیهای تحصیلی و علمی نامزدان و معاونان آنها در قانون انتخابات شمرد؛ زیرا در قانون انتخابات برای نامزدان و معاونان آنها صلاحیت علمی برای احراز مقام ریاست جمهوری و معاونت ریاست جمهوری در نظر گرفته نشده است. اگر چنین موانع حقوقی و قانونی فراراه نامزدان این پُستها وجود میداشت، یحتمل مانع به ابتذال کشانده شدن انتخابات میگردید.
در قدم بعدی، «پارادایم نوستالژیک» نامزدان به فرهنگ «خانی»، «پهلوانی» و «قوماندانی» که ریشه در ادبیات غالب بومی و محلی دارد، یک نوع روحیهی خان بودن و قومندان بودن و پهلوان بودن را زنده میسازد و ناخودآگاه از دهلیز زبان به سرای افکار عمومی انتقال پیدا میکند.
عمدهترین دلایلی را که میتوان برای چرندزدگی تبلیغات انتخاباتی این دور برشمرد، همانا عصبیتهای کور، عدم فرهنگ تساهل و مدارا و عدم نهادینه شدن فرهنگ همگرایی و درک نادرست از گفتمان «رقابت» در کشور است؛ زیرا نامزدان رقیب سیاسی و انتخاباتیشان را دشمن میپندارند و برای زمینگیر ساختنش، به ابزارهایی روی میآورد که میدان دشمنی ایجاد شود، نه فضای رقابتی، که واقعا این عمل ضدارزشهای انسانی و دموکراتیک است.
پیآمد چرندبافی و چرندگرایی از جایی میگذرد که میتواند مسیر انتخابات را کاملا منحرف سازد و افغانستان را از لبهی پرتگاه بحران، مستقیما به عمق بحران پرتاب کند. باور من این است که اگر بیشتر از این به تنشهای لفظی نامزدان و حامیان پیشتاز دامن زده شود، یقینا سناریوی تنشهای خیابانی در قالب نافرمانیهای مدنی شکل خواهد گرفت که غیرقابل کنترول خواهد بود و سر از برخوردهای فیزیکی و مسلحانه درخواهد آورد.
شما تصورش را بکنید که اگر مصطلحات از این قماش، حوالهی آدرس شخصیتهایی که طرفدارانشان زود آتشی میشوند، گردند، فردای آن روز شاهد الیگارشی از نوع سمتی خواهیم بود که شاید جریان زندگی در بزرگشهرهای کشور مختل گردد. گذشته از این، تداوم چنین ادبیات پرخاشگرایانه و سخیفانه میتواند روحیهی همگرایی و تحمل رقیب سیاسی را در هردو نامزد پیشتاز بکُشد و این در فردای اعلان نتایج میتواند بحرانساز شود؛ زیرا عدم تمکین به یکدیگر، یکی از عارضههای چنین ادبیات است که پتانسیل نبردهای خیابانی را میتواند در سینه داشته باشد.
رویهم رفته باید جو تبلیغات انتخاباتی تنشزدایی گردد و چون دور اول، رقبای سیاسی به صفآرایی انتخاباتی مسالمتآمیز خویش بپردازند و اگر روند کمپاینها سَمپاشی نشود، دقیقا کالبد افسرده و نیمهجان دموکراسی مسموم خواهد شد و بار دیگر تجربههای خونین دهههای گذشته، دروازههایمان را تک تک خواهد کرد.
کمیسیون انتخابات باید محدودیتهایی را در تبلیغات نامزدان وضع کند تا برای سخنرانیها و مصاحبهها و حتا مناظرهها، مرزهای اخلاقی و محرمیتهای شخصی حفظ گردد و الا وضعیت نابهسامان کشور، آمادهی یک جرقه برای آتش گرفتن است.
ناطق-شفقنا افغانستان
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
