شفقنا افغانستان-جهان درگیرودار بحرانهای بیشماری است و آمریکا داعیهدار سروساماندادن به این درگیریها. سیاست خارجی آمریکا بهندرت با نطقهای انتخاباتی روسای جمهور این کشور همسو میشود و بحرانهای ناگهانی هم نیاز به تجدیدنظر در این سیاست را دوچندان میکند. اوباما در مصاحبه با شبکه رادیویی «انپیآر» از سیاست خارجی ایالاتمتحده و رویکرد این کشور در قبال اوکراین، سوریه و چین میگوید. او همچنین تلاشهای بینتیجهاش برای بستن زندان «گوانتانامو» را شرح میدهد:
به گزارش شفقنا به نقل از روزنامه شرق، میخواهم مصاحبه را اینطور آغاز کنم. شما اینجا و در مکانی تاریخی هستید و تلاش میکنید که با حسی تاریخی صحبت کنید. داشتم به روسای جمهور گذشته فکر میکردم که میدانم شما در مورد آنها مطالعه کرده و نظر دادهاید. در این مورد دو نفر به ذهن میآید، کسانی که میتوانستند برنامه جهانیشان را در یک جمله بیان کنند. ریگان میخواست کمونیسم را با هر وسیلهای نابود کند و لینکلن هم نامه معروفی دارد که در آن میگوید: میخواهم اجتماع را با کوتاهترین وسیله تحت قانون اساسی نجات دهم. آیا شما نیز میتوانید آنچه را میخواهید در جهان انجام دهید در یک جمله بگنجانید؟
مطمئن نیستم که بتوانم آن را در یک جمله بگویم چراکه ما از جهات زیادی خوششانس هستیم. ما با یک بحران وجودی مواجه نیستیم. با یک جنگ داخلی روبهرو نیستیم. ما با اتحاد جماهیر شورویای مواجه نیستیم که تلاش میکند بلوکی از کشورها را جمع کند و بتواند زندگی ما را تهدید کند. در عوض همانطور که در سخنرانیام گفتم، ما در حال حاضر خوششانس هستیم چون اقتصادی قوی داریم که در حال قویتر شدن است، رقیبی نظامی نداریم که ما را تهدید کند و هیچ دولت- ملتی نداریم که بخواهد با ما وارد جنگ شود. اما ما با یک نظام جهانی سروکار داریم که بهسرعت در حال تغییر است و میتواند تهدیداتی را تولید کند که ما باید با همه اینها مقابله کنیم.
با این حساب آیا جمله شما این است: دنبالکردن منافع خارجی ایالات متحده بدون وارد جنگ شدن؟
خب، ما داریم به زمانی پیش میرویم که ممکن است وارد جنگ هم شویم. به همین دلیل فکر میکنم مهم است با این روش ساده در مورد آن فکر نکنیم، یعنی نمیتوانیم بگوییم که کاملا به عقب برمیگردیم و انزواطلب میشویم یا بهجای آن بگوییم که همه مشکلات جهان به ما مربوط میشود و ما باید آن را مدیریت کنیم. در عوض ما باید شرح دهیم منافع ملی ما کجا ایجاب میکند که از نیروی نظامی استفاده کنیم، حتی بعضی اوقات بهصورت یکجانبه. بهطور معمول این اتفاق زمانی میافتد که ما دارای منافع مستقیم هستیم یا بهخاطر ایمنی، امنیت، معیشت و حفاظت از متحدانمان. مواضع بینالمللی مهم هستند اما ممکن است ما مجبور شویم در بعضی موارد خودمان وارد عمل شویم. در مورد بعضی مسایل مانند درگیری در سوریه، تهاجم روسیه در اوکراین و دزدیدن 200 دختر دانشآموز در نیجریه، ما با استفاده از ابزارهای مختلفی مانند دیپلماسی، تحریم و درخواست از قوانین بینالمللی تلاش میکنیم موثرترین کشور باشیم. در برخی موارد ممکن است استفاده از نیروی نظامی در نظر گرفته شود. اما در آن شرایط، این اقدام باید در قالب یک سیستم چندجانبه باشد که کشورهای دیگر هم در آن شرکت کنند و ما بهتنهایی وارد عمل نمیشویم چراکه وقتی مطمئن شویم که کشورهای دیگر شرکت میکنند یعنی ما تکلیفمان را انجام دادهایم. ما فکر کردیم از طریق دستاوردها، مشروعیت به دست آوردهایم و بار را به تنهایی حمل نمیکنیم.
در سخنرانی شما بشار اسد و ولادیمیر پوتین دور ماندند و شما با احساسات در مورد اینکه وارد جنگ غیرضروری نمیشوید صحبت کردید و گفتید بهخاطر مرگ سربازان آمریکایی غمگین شدهاید.
خب فکر میکنم آنها میتوانند از آن دور باشند چراکه زمانی که خارج از هنجارهای بینالمللی عمل میکنند و ما بهشدت آنها را تحت فشار قرار میدهیم، آنها باید در گارد باشند. ما همیشه در ابتدا با استفاده از اقدامات نظامی کشوری را تحت فشار قرار نمیدهیم. ممکن است شرایطی پیش آید که ما در قالب بسیج جامعه جهانی وارد عمل شویم.
اما همانطور که گفتم وقتی شما به وقایع دوماه گذشته اوکراین نگاهی بیندازید متوجه میشوید که بیشک توانایی ما در بسیج افکار جهانی بهسرعت تعادل و معادله را در اوکراین بههم زده است. من دیروز با رییسجمهور جدید اوکراین صحبت کردم، پوتین اخیرا اعلام کرده است که نیروهای روسی را از مرز اوکراین به عقب برمیگرداند. این کاربرد پایدار و سازگار رهبری آمریکاست که به احتمال زیاد به نتایج دلخواه ما منجر میشود.
اما بسیاری از تحلیلگران با نگاهی به وقایع اوکراین بر این باور بودند که پوتین ممکن است در این منطقه دست ضعیفتر را داشته باشد. اما او کریمه را به دست آورد و در اوکراین نفوذ کرد. هرچند شما بهعنوان یک موفقیت به اوکراین نگاه میکنید. آیا شما احساس میکنید که در دستیابی به اهداف خود موفق بودهاید؟
ببینید من فکر میکنم اشتباه است که پوتین را در این موقعیت قدرتمند جلوه دهیم. اوکراین فقط بغلدست روسیه نیست، اوکراین در ذهن بسیاری از روسها برای دههها و قرنها، بخش مرکزی روسیه بوده است و از دیدگاه پوتین، او از موضع ضعیف وارد عمل شده است. او از لحاظ امنیتی فکر میکند که با اعضای ناتو محاصره شده و مردم آنجا هم از لحاظ اقتصادی به غرب نگاه میکنند و حتی در اوکراین هم که نگین تاج اتحاد جماهیر شوروی سابق بوده، الیگارش فاسد از سوی مردم در خیابان حذف شد. بنابراین آنچه دیدید درواقع تقلا و واکنشی بود به مردم اوکراین که میگفتند ما زندگی متفاوتی میخواهیم.
این واقعیت که کریمه- که بهصورت تاریخی تحت تسلط بومیان روسیه و روسزبانها بوده است- بهطور غیرقانونی به روسیه ملحق شد این واقعیت را نفی نمیکند که طرز زندگی، سیستم سازمانهای اقتصادی و مفهوم حاکمیت قانون که برای ما ارزش به حساب میآید، صعودی بوده است و شما هم میدانید که طرف دیگر در حال دفاع از خود است.
این به این معنی نیست که ما فکر میکنیم اوکراین نباید رابطه خوبی با روسیه داشته باشد بلکه برعکس فکر میکنیم باید داشته باشد. من بهطور مستقیم به آقای پوتین گفتم که ما میخواهیم در نهایت خود اوکراینیها در مورد آیندهشان تصمیمگیری کنند که من فرض میکنم این تصمیمگیری شامل رابطه قوی با روسیه و اروپاست.
آقای رییسجمهور اجازه دهید در مورد سوریه سوال کنم. مقامات کاخسفید گفتهاند که شما در حال بررسی امکان آموزش نظامی شورشیان سوری هستید. گفته شده است که این موضوع تاکنون شامل آموزش محدود توسط سازمانهای اطلاعاتی بوده است. به نظر میرسد این موضوع در راستای چیزی است که شما در سخنرانی خود توضیح دادید. شما گفتید که یک صندوق پنجمیلیارددلاری برای مبارزه با تروریسم در نظر گرفتهاید که میتواند شامل مکانهایی مانند سوریه شود. میخواهم بدانم که به نظر شما چه چیزی در سوریه تغییر کرده است، چه چیزی متفاوت با چند سال پیش است، زمانی که مشاوران شما از شما میخواستند که شورشیان را در مقیاس بزرگتری آموزش دهید و شما نپذیرفتید.
خب فکر میکنم این تصویر درستی از آنچه ما انجام دادیم یا در مورد آن بحث کردیم، نیست. این مساله همیشه در مورد سوریه وجود داشته که چگونه از مخالفان میانهرو حمایت کنیم. اما ما نمیخواهیم مردم را برای شکست آماده کنیم یا وعدههایی دهیم که نمیتوانیم به آن عمل کنیم. من نمیتوانم درباره همه کارهایی که برای مخالفان سیاسی و مخالفان مسلح در حال مبارزه با اسد انجام دادهایم صحبت کنم اما فکر میکنم به صورت رسمی اعلام شده که ما از آنها حمایت کردهایم.
در نهایت من فکر نکرده و نمیکنم که اقدامات نظامی آمریکا بتواند جنگ داخلی فرقهای فزاینده سوریه را حل کند. فکر میکنم تنها راهحلی که برای مردم سوریه و منطقه مثمرثمر است، توافق سیاسی میان گروههای مختلف است.
اما آنچه ما میتوانیم انجام دهیم این است که با همسایگان منطقه – اردن، ترکیه، کشورهای حاشیه خلیجفارس، لبنان- برای مقابله با موج پناهندگان سوری همکاری و با بحران انسانی کنونی مقابله کنیم و به چارچوبی برسیم. ما شاهد برخی موفقیتها در جبهه مخالفان سوری بودهایم، آنها ظرفیت، آموزش و کارایی بیشتری به دست آوردهاند. برخی از این موفقیتها با ترکیب اقدامات دیپلماتیک ممکن شده است و این باعث میشود ما به این باور برسیم که احتمال رسیدن به راهحل سیاسی زیاد است.
آیا در حال حاضر شرایط برای کمکهای بیشتر به شورشیان و آموزش آنها نسبت به گذشته بهتر شده است؟
من نمیگویم شرایط بهتر شده است. فکر میکنم در بسیاری جهات شرایط بدتر هم شده است اما ظرفیت برخی مخالفان نسبت به گذشته بهتر شده که قابل درک است.
در مورد اینکه این مخالفان چه کسانی هستند، فکر کنید. مخالفان میانهرو برعکس جهادیها که فرصت را برای یافتن جای پا مناسب دیدهاند، حرفهای نیستند. بسیاری از مخالفان میانهرو، کشاورز، دندانپزشک یا شاید خبرنگار رادیو بودهاند و تجربه جنگ نداشتهاند.
ایجاد ظرفیت برای سرپا نگهداشتن آنها و دادن توانایی به آنها برای انسجام سازمانی زمان میبرد و متاسفانه بیشتر از زمانی است که مردم میخواهند.
آقای رییسجمهور میخواهم درباره چین یا در معنایی گستردهتر درباره آسیایشرقی بپرسم. شما اخیرا به آنجا رفته بودید تا متحدان آمریکا را دلگرم کنید. این قابل درک است که آمریکا تعهدات مشخصی دارد؛ مثلا دفاع از ژاپن. من میخواهم بدانم آیا اهداف گستردهتری هم در آسیای دور دارید؟ آیا آمریکا برای بازداشتن چین از تسلط بر آسیایشرقی و آبهای این منطقه – که چین تحرکات تهاجمی در آنها آغاز کرده است- منافعی برای خودش در همراهکردن متحدانش متصور است؟
خب ما در متوقفکردن چین از دستیابی این کشور به موفقیت منافعی نداریم. چین پرجمعیتترین کشور آسیایشرقی است اما…
ولی من دارم درباره قدرت چین حرف میزنم نه موفقیتش.
بله میدانم. اما در بعضی سطوح چینیها دارند به غول بزرگی تبدیل میشوند و ما از رشد صلحآمیز این کشور استقبال میکنیم. از برخی جهات اگر چین شکست بخورد مشکلات امنیت ملی بزرگی برای ما پیش خواهد آمد. بنابراین ما میخواهیم چینیها پیشرفت کنند و در مسایل بینالمللی مانند تغییرات آبوهوایی پتانسیل همکاری با جامعه جهانی را ارتقا بخشند. اما نگرانی ما این است که چین از هنجارهای اولیه بینالمللی تبعیت نکند. منظورم این است که چین بخشی از موفقیتش را مدیون وجود صلح نسبی در آسیاست، در آسیا آزادی تجاری و آزادی کشتیرانی وجود دارد. همه زیرساختهای لازم برای رشد ثروت درون مرزهای چین در آسیا وجود دارد. بنابراین درواقع چین دارد از نظم جهانی نفع میبرد. ما انتظار داریم چین به بقای این قوانین کمک کند نه اینکه آنها را زیر پا بگذارد. همچنین اصول اولیهای هست که میگوید کشورهای بزرگ تنها بهواسطه اندازهشان نمیتوانند کشورهای کوچک را وادار به اطاعت کنند. چین بهواسطه ثروت و ابعادش دارد به قدرت منطقهای تبدیل میشود. ما به این احترام میگذاریم. البته بههیچوجه مرعوب چین نیستیم. بلکه اگر نگران این هستیم بهخاطر این است که نمیخواهیم شاهد نزاعی پایدار در این منطقه حیاتی و با اهمیت از جهان باشیم؛ منطقهای که بههرحال بخشی از موفقیت اقتصادی کشور ما به این منطقه وابسته است. میدانید که بازارهای زیادی در آسیای دور داریم و کالاهای زیادی به آنجا میفروشیم. بنابراین نمیخواهیم شاهد آتش در انبار خودمان باشیم.
اینطور که میگویید یعنی میخواهید از هرگونه لغزشی در اقیانوس آرام جلوگیری کنید.
حتی بیشتر از این. ما میخواهیم هنجارهای بینالمللی تقویت شود و معتقدیم منافع ما تنها در صورتی تامین خواهد شد که نهفقط آمریکا که همه کشورها این قوانین و هنجارها را اجرایی کنند. چین بهعنوان قدرتی رشدیابنده باید بخشی از این مسوولیتپذیری باشد، تا صلح و امنیت در بسیاری از کشورهای جهان بتواند پایدار باقی بماند.
آقای اوباما، شما اخیرا چیزهایی گفتهاید که به نظر میرسد میخواهید خود را در زمینهای تاریخی قرار دهید. من در عجبم از شما که در دوره دوم ریاستجمهوری خود هستید و تا پایان آن هم دوسال بیشتر باقی نمانده. به نظر میرسد باید فهرست اهدافتان را کوتاهتر کنید.
فکر میکنم چنین بحثهایی همیشه اعتبار دارد و ربطی به این ندارد که چقدر از زمان ریاستجمهوری باقی مانده است. شما نمیتوانید رییسجمهور باشید و جهان را دگرگون کنید درحالی که تاریخ و مشکلاتی را که پیش از شما بوده نادیده بگیرید. بنابراین تنها باید درباره اینکه چهچیز مهم است و چهچیز نیست تصمیم بگیرید.
سالهای زیادی از وعده شما درباره بستن زندان گوانتانامو میگذرد. میدانیم که تنها 12 زندانی به کشورشان بازگردانده شدهاند. اما اکثر آنها هنوز در گوانتانامو هستند. آیا این مساله برای دولت شما اینقدر دشوار است که قرار است آن را به جانشین خود واگذار کنید؟
به نظر من بستن گوانتانامو خیلی مهم است. از آن مهمتر تمامکردن جنگی است که گونتانامو زاده آن است.
آیا نمیتوانید تعداد بیشتری زندانی آزاد کنید؟ غیرممکن است؟
میدانید که کنگره در این مورد جلو ما را میگیرد و…
ولی شما در مقابل موانعی که کنگره درست میکند، مقاومتی نکردهاید.
خب میفهمم. از همه راههای ممکن و در دسترس استفاده کردهایم. در برخی موارد، بازگرداندن زندانیها به کشورشان سخت است زیرا کشورشان یعنی جایی که از آن آمدهاند آنها را نمیپذیرد یا نمیتواند تضمین دهد که از پس کنترل آن برمیآید. این مشکل بزرگی است. مشکل قانونی دشواری است. مشکل امنیتی دشواری هم هست. ولی چیزی که میدانم این است که تا وقتی سیستم بازداشت بدون حدومرزی داریم که افراد را بدون محاکمه زندانی میکند، نمیتوانیم وجدان آسودهای داشته باشیم. چنین چیزی در سنت آمریکا یک تناقض است. این موضوع پروپاگاندای تروریستی را تقویت میکند. و در مواجهه با تهدید دیرپای تروریستها اصلا موثر نیست. از سوی دیگر وجود این زندان همکاری ما با شرکایمان را دشوار کرده است. از سوی دیگر نگهداری این زندانیها واقعا هزینهبر است. منظورم این است که ما 15 الی 30 برابر بیشتر از سایر زندانها در سیستم فدرالمان برای گوانتانامو هزینه میکنیم. بنابراین به خاطر همه دلایلی که گفتم وجود زندان گوانتانامو بیمعناست. من تلاشم در این زمینه را ادامه خواهم داد زیرا میخواهم مطمئن شوم وقتی کلید را به رییسجمهوری بعدی میسپارم، او این پتانسیل را دارد که بنابر دلایل تقریبا روشنی تصمیم درستی بگیرد. بستن گوانتانامو یکی از این تصمیمات است. باید مطمئن باشیم که معمار قانونی درستی داریم که میداند چگونه علیه تروریسم بجنگد. باید شفافیت داشته باشیم و مردم را مطمئن کنیم راه درستی در پیش گرفتهایم. باید درباره تجهیزاتی که امنیت ملی را تامین میکند تجدیدنظر کنیم و نهتنها در آمریکا که در سراسر جهان مردم را متقاعد کنیم که حریم خصوصیشان نقض نخواهد شد و مورد احترام است. میدانید که من در دوران ریاستجمهوریام به همه اینها بها دادهام. با علم به اینکه در خارج از مرزهای کشور با تهدیدات واقعی مواجه هستیم و درباره محافظت از خودمان در مقابل این تهدیدات نمیتوانیم سادهلوحانه عمل کنیم. میدانم که تا به حال درباره گوانتانامو چندان موفق نبودهام ولی در کاهش تعداد زندانیها موفق عمل کردهام و تعداد آنها را به نصف رساندهام و تلاشم را در این زمینه ادامه میدهم. من مطمئنم زمانی که ریاستجمهوری را ترک کنم. رییسجمهور بعدی هنوز با دشواریهایی در این کار مواجه است، ولی به نظرم پایهای ساختهایم که تصمیمات رییسجمهور بعدی میتواند بهتر با سنتهای آمریکایی تطابق داشته باشد.
خیلی متشکرم آقای رییسجمهور
خواهش میکنم. مصاحبه لذتبخشی بود.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
