شفقنا افغانستان-اعلام نتايج انتخابات فرمايشي مصر نيز مثل خود انتخابات براي افكار عمومي منطقه قابل پيشبيني بود. براي افكار عمومي هم از قبل كاملاً مشخص بود كه رژيم كودتایي حاكم بر قاهره تعداد شركت كنندگان در انتخابات رياست جمهوري را حدود 50 درصد و تعداد آراء ژنرال سيسي را نيز بالاتر از 90 درصد اعلام خواهد كرد تا از نظر ظاهري مشروعيتي براي حاكميت ژنرال دست و پا كند و از اين طريق دهان مخالفان را ببندد و آن را يك حكومت دموكراتيك جلوه دهد.
كشور مصر در قرن اخير از اين قبيل نمايشهاي دموكراسي زياد به خود ديده است. حاكميت سادات و مبارك از همين قبيل بودهاند و جالب اينست كه آنها هر دو مثل همين ژنرال سيسي، نظامي بودند و دقيقاً با همين شيوه براي حاكميت خود مشروعيت فرمايشي و نمايشي دست و پا ميكردند. انقلاب مردم مصر كه توانست حسني مبارك را بركنار كند و براي اولين بار انتخابات واقعي برگزار نمايد، براي كشور مصر يك تمرين واقعي براي حاكميت مردم بود، هر چند عملكرد نادرست اخوان المسلمين و شركاي سلفي آنها زمينه را براي بازگشت كشور به شرايط قبل از انقلاب تغيير داد و مشكلات كنوني را كه منجر به حاكميت مجدد نظاميان شد پديد آورد.
حاكم شدن ژنرال سيسي بر مصر، عوارض منفي زيادي دارد كه بعضي از آنها از اينقرارند:
1.كشور مصر به دليل جايگاه ويژهاي كه از گذشتههاي دور در جهان عرب و حتي جهان اسلام داشته، بايد نقش مهمي در هدايت افكار عمومي مسلمانان به ويژه ملتهاي عرب داشته باشد. بعد از پيروزي انقلاب مردمي مصر در بهمن ماه 1389 اين اميدواري در ميان ملتهاي عرب پيدا شد كه بار ديگر كشور بزرگ و پرسابقه مصر نقش تاريخي خود را در هدايت جنبشها و خيزشهاي انقلابي ايفا كند و ملتهاي عرب يكي پس از ديگري از غل و زنجير ديكتاتوري و استبداد داخلي و استعمار خارجي رها شوند. اين حركت، بعد از پيروزي انقلاب مردمي مصر، كه در جهان عرب به “بهار عربي” معروف شد ولي عنوان صحيح آن “بيداري اسلامي” بود، شروع شد و با سرعت به پيش ميرفت. متأسفانه حوادث ناخوشايند مصر كه زمينه اصلي آن را عملكرد نادرست اخوانيها فراهم ساخت و سرانجام منجر به حاكميت نظاميان شد، اين اميد را به يأس مبدل كرد و حركت انقلابي ملتهاي عرب را نيز دچار ركود نمود. اين، خسران بزرگي است كه معلوم نيست جبران آن چقدر زمان خواهد برد.
2. معادلات سياسي منطقه خاورميانه عربي و شمال آفريقا، با روي كار آمدن ژنرال سيسي بطور كامل دگرگون خواهد شد و اين منطقه يكبار ديگر به چنگ نظاميان خواهد افتاد، نظامياني كه وابستگي آنها به بيگانگان موجب سركوب شديد جنبشهاي آزاديخواه و به محاق رفتن انقلابهاي جوان خواهد شد. اولين نشانه اين آينده خطرناك، با ظهور ژنرال حفتر در ليبي نمايان شد. اين ژنرال بازنشسته ليبيائي كاملاً هماهنگ با ژنرال سيسي برنامههاي خود را به پيش ميبرد و آنطور كه پيداست قصد دارد در ليبي نيز همانند مصر حاكميت نظاميان را تثبيت كند. عجيب اينكه اين ژنرال ليبيائي حتي قبل از آنكه همتاي مصري او بر كرسي رياست جمهوري تكيه بزند، مشابه سازي را در ليبي آغاز كرد و در يك هماهنگي كاملاً برنامهريزي شده با ژنرال سيسي، اخوانيهاي مصري پناهنده شده به ليبي را براي تحويل دادن به دولت نظامي مصر بازداشت كرد. اين پديده خطرناك، اكنون درحال نهادينه شدن در سرتاسر شمال آفريقاست و بعيد نيست منطقه عربي خاورميانه نيز از آن الگوبرداري كند.
3. جان گرفتن دوباره رژيم صهيونيستي، يكي ديگر از عوارض منفي حاكميت ژنرال سيسي بر مصر است. انقلاب مردمي مصر، در شعارهاي خود، قطع رابطه با رژيم صهيونيستي و مبارزه با اين رژيم تا نابودي آن را نيز گنجانده بود. به همين دليل، مردم مصر به دولت محمد مرسي و احزاب اخوان المسلمين كه با رژيم صهيونيستي تبادل سفير كرده بود، اعتراض كردند و حتي سفير اين رژيم را وادار به فرار از قاهره نمودند. در تمام كشورهاي عربي نيز تحركات ضد صهيونيستي شدت گرفت و گروههاي جهادي فلسطيني نيز جان تازهاي گرفتند. متأسفانه حاكميت دولت كودتا در مصر موجب شد تحركات ضد صهيونيستي مورد غفلت قرار گرفت و اكنون سردمداران دولت اشغالگر و غاصب اسرائيل نفس تازه كرده و درحال تجديد قواست. ديكتاتورهاي جهان عرب نيز كه همواره با صهيونيستها همراه بوده و هستند نيز از وضعيت پيش آمده خوشحال هستند و آنها نيز فرصت پيش آمده را غنيمت شمرده و به باقي ماندن خود بر كرسي قدرت اميدوار شدهاند.
4.بازگشت سلطه استعماري قدرتهاي غربي به ويژه آمريكا نيز از جمله عوارض منفي حاكميت ژنرال سيسي بر مصر است. اينكه دولتمردان آمريكا به شكلهاي گوناگون رضايتمندي خود از آنچه در مصر ميگذرد را نشان ميدهند و به انتخابات فرمايشي و نمايشي رياست جمهوري در اين كشور اعتراض نميكنند، به اين دليل است كه حوادث مصر را به نفع خود ارزيابي ميكنند. زيرا آنها معتقدند حاكميت دموكراسي در كشورهاي جهان سوم با منافع استعماريشان منافات دارد و به همين جهت همواره تلاش ميكنند دولتمردان حاكم بر اين كشورها افرادي باشند كه منتخب مردم نباشند و در مقابل مردم قرار داشته باشند. بنابر اين، شرايط كنوني مصر براي قدرتهاي استعماري غرب به ويژه آمريكا كاملاً مطلوب است درست همانگونه كه حاكميت سادات و مبارك براي آنها مطلوب بود.
5.و آخرين مورد از عوارض منفي حاكميت ژنرال سيسي بر مصر اينست كه مردم مصر بار ديگر بايد خود را آماده نبرد با حاكميت كنند و در يك مبارزه پرزحمت كه معلوم نيست چه مدت طول خواهد كشيد براي رسيدن به حكومت دلخواه خود متحمل خسارات زيادي شوند. ترديدي نيست كه مردم مصر حاكميت ژنرالها را بر نميتابند و در انتخابات رياست جمهوري هفته گذشته نيز شركت نكردهاند و آمارهاي اعلام شده، ساختگي و فرمايشي است. بدنه جامعه مصر را مردمي آگاه و با فرهنگ تشكيل ميدهند كه مسائل را دقيقاً ميفهمند و حاضر نيستند قلدري و ديكتاتوري را تحمل كنند همانطور كه حكومت مبارك را تحمل نكردند. اين مبارزه هر چند براي مردم مصر هزينههاي زيادي دارد، ولي از اين نظر كه سرانجام به حاكميت نامشروع ژنرالها خاتمه خواهند داد، ارزشمند است.
منبع روزنامه جمهوری اسلامی
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
