یکشنبه 27 ثور 1405

آخرین اخبار

پیشرفت در هوش مصنوعی؛ تحلیل تومور حالا در چند دقیقه ممکن شد

شفقنا افغانستان – پژوهشگران دانشگاه سدارس-سینای لس‌آنجلس ابزار هوش...

اکونومیست: جهان در آستانه «آخرالزمان شغلی» هوش مصنوعی قرار دارد

شفقنا افغانستان- نشریه اکونومیست در گزارشی نوشته که دنیا...

فریاد عدالت‌خواهی در کلام امام جواد(ع)؛ مناجاتی علیه ظلم و فساد

شفقنا افغانستان- امام جواد(ع) در مناجات کشف ظلم بیان...

ربایش ده‌ها دانش‌آموز در نیجریه؛ بازگشت سایه وحشت به مدارس

شفقنا افغانستان– ساکنان ایالت بورنو در شمال شرقی نیجریه...

العرب: جنگ ایران محصولات زراعتی مصر را نابود می‌کند

شفقنا افغانستان - جنگ جاری در منطقه خاورمیانه فشارهای...

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

محقق از افزایش فشارهای مذهبی بر شیعیان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی...

مقام ارشد آمریکایی: افغانستان همچنان در خط مقدم تهدیدهای تروریستی قرار دارد

شفقنا افغانستان- یک مقام ارشد نظامی ایالات متحده اعلام...

بازگشت اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز؛ تشدید بحران انسانی

شفقنا افغانستان– معاونت سخنگوی طالبان اعلام کرد که روز...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ شنبه ۲۶ ثور ۱۴۰۵

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

نیویورک تایمز مدعی شد؛ احتمال ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا ظرف چند روز آینده

شفقنا افغانستان– روزنامه نیویورک تایمز بامداد شنبه ادعا کرد...

معاد همه جهان از نظر قرآن کریم

خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان)

شخاصی مانند ملاصدرا معتقد به معاد جسمانی هستند، اما همه معاد جسمانی را برده‏اند در داخل خود روح و عالم ارواح؛ یعنی گفته‏اند این خصایص جسمانی‏ در عالم ارواح وجود دارد. این فاصله‏ای که قدما از قبیل ابو علی سینا میان روح و جسم قائل بوده‏اند و فقط عقل را روحی می‏دانستند و غیر عقل را روحی‏ نمی‏دانستند، این فاصله وجود ندارد. اما البته این مطلب هم مشکل را حل‏ نکرده است، یعنی ما این را با مجموع آیات قرآن کریم نمی‏توانیم تطبیق کنیم. با اینکه حرف خیلی خوبی است و آن را با دلایل علمی هم می‏شود تأیید کرد ولی معاد قرآن را با این مطلب نمی‏شود توجیه کرد، چون معاد قرآن‏ تنها روی انسان نیست، روی همه عالم است. قرآن اساسا راجع به عالم‏ ماده بحث می‏کند نه تنها انسان:

«اذا الشمس کورت* و اذا النجوم‏ انکدرت* و اذا الجبال سیرت؛ آنگاه که خورشید درهم پیچیده شود، و آنگاه که ستارگان تیره شوند، و آنگاه که کوه ها به راه افتند» (تکویر/3-1).

«یوم تبدل الارض غیر الارض و و السموات و برزوا لله الواحد القهار؛ روزی که زمین به زمین دیگر و آسمان ها (به آسمان های دیگر) مبدل شوند و (مردم) در برابر خدای یگانه قهار ظاهر شوند» (سوره ابراهیم، آیه 48) یعنی فقط روح ما را نمی‏گوید، بلکه قرآن ارض‏؛ یعنی همین زمین را دارد می‏گوید و همچنین سایر آیاتی که در قرآن هست.

اینجا چیزهایی بوده است که علم قدیم قاصر بوده و نمی‏توانسته از اینجا یک قدم جلوتر برود، یعنی نه اینکه امثال ملاصدرا اینجا که رسیده‏اند کمیت شخصشان‏ لنگ بوده، نه، اینجا که رسیده‏اند علم قدیم به شکلی بوده که اجازه‏ نمی‏داده است یک قدم جلوتر بروند، ولی علم امروز در اینجا جلوی ما را باز کرده است. در میان قدمای ما فقط مرحوم آقا علی مدرس با اینکه در عصر قدیم هم هست (متعلق به زمان ناصرالدین شاه است) و ظاهر هم این‏ است که توجه به علم جدید نداشته ولی در عین حال در این زمینه حرفهایی‏ زده که بوی این مطلب می‏آید.
تمام عالم به سوی قیامت‏ می‏رود و نظامات عوض می‏شود و تغییر می‏کند و عالم می‏رود به سویی که در آنجا انسانها دیگر پیری، فرسودگی و مردن ندارند، تکلیف ، اجل و مهلت مقرر و از این حرفها، وسوسه‏ نمی‏تواند وجود داشته باشد و در آنجا حیات بر موت غلبه می‏کند یا به‏ تعبیر ما در آنجا روح بر جسم غلبه می‏کند، نظام جنبه‏های حکومت روح بر جسم است نه جسم بر روح
چرا علم قدیم اجازه نمی‏داده است؟

در علم قدیم این حرفها نمی‏توانسته مفهوم داشته باشد که خورشید یک روزی پیر شود و از بین برود، ماه پیر شود و از بین برود، زمین ما ساقط شود. چون بر اساس فلکیات قدیم بوده و افلاک یک حقایق ازلی و تا ابد بوده‏اند و زمین هم یک موجودی بوده که برای همیشه باید در مرکز عالم‏ باقی بماند. خراب شدن عالم به طور کلی، برای آنها نمی‏توانسته از نظر علمی مفهوم داشته باشد، هر وقت می‏گفتند تعبدا می‏گفتند ولی از نظر علمی‏ نمی توانستند توجیه کنند. حالا که قرآن می‏گوید: «و الارض جمیعا قبضته یوم القیامة و السموات‏ مطویات بیمینه؛ زمین در آن روز در قبضه‏ خداست و آسمانها به دست قدرت الهی در هم پیچیده می‏شود» (زمر/67).

تمام عالم به سوی قیامت‏ می‏رود و نظامات عوض می‏شود و تغییر می‏کند و عالم می‏رود به سویی که در آنجا انسانها دیگر پیری، فرسودگی و مردن ندارند، تکلیف، اجل و مهلت مقرر و از این حرفها، وسوسه‏ نمی‏تواند وجود داشته باشد و در آنجا حیات بر موت غلبه می‏کند یا به‏ تعبیر ما در آنجا روح بر جسم غلبه می‏کند، نظام جنبه‏های حکومت روح بر جسم است نه جسم بر روح.

اهمیت معرفت معاد از دیدگاه قرآن کریم  

اندک آشنایی با قرآن کریم کافی است تا انسان به اهمیتی ژرف و ابدی که این کتاب آسمانی برای شناخت «زندگی جاودان» ابراز داشته است پی ببرد. برخی از پژوهشگران گفته اند، چهارهزار آیه از آیات قرآن درباره ی معاد است، یعنی نزدیک به دو سوم کتاب خدا. و برخی به طور قطع، هزار و چهارصد آیه را درباره ی معاد دانسته اند.

گذشته از شماره ی آیات، لحن آنهاست. بلاغت شگفت انگیز قرآن کریم در «آیات معادی» نیز به گونه ای خیره کننده تجلی کرده است. چه کسی است که این آیات را بخواند و تکرار کند و معانی آنها را دریابد، و خود را در آفاق و اعماق آنها رها سازد، و غوغای دمیدن صور و شور بر شوریدن گورها و سرازیر شدن توده های انسانی به عرصات رستاخیز (کأنهم إلی نصب یوفضون؛ در آن روز به سوی بتها و پرستش غیرخدا می شتابند. معارج/ 43) را درنیاید؟ این آیات – به گونه ای ژرف- قدرت خداوند متعال را در آفرینش آسمانهای بی مرز و کهکشان های بهت آور به یادها می آرود، همچنین آفرینش بس شگفت انسان را، در نخستین بار، تا شدنی بودن آن را برای باری دیگر نیز – با همان قدرت –  نشان دهد.
معاد قرآن‏ تنها روی انسان نیست، روی همه عالم است. قرآن اساسا راجع به عالم‏ ماده بحث می‏کند نه تنها انسان

در جاهایی بسیار از کتاب خدا، هنگامه رستاخیز تصویرگری شده است، از جمله در آیات عجیب «سوره ی ق» و شور نشور در «سوره ی واقعه».

«إذا وقعت الواقعة*لیس لوقعتها کاذبة* خافضة رافعة (واقعه-آیات 3-1)؛ هنگامی که هنگامه یرستاخیز برپا گردد*دیگر کجا می توان گفت: دروغ است* در آنروز گروهی فرو می افتند و گروهی به مقامات بالا می رسند.»

و حقایق معادی چندی در «سوره ی قیامت» آمده است، و در پایان سوره ی مبارکه ی «یس»:

«و ضرب لنا مثلا و نسی خلقه قال من یحیی ظ±لعظام و هی رمیم* قل، یحییها ظ±لذیغ¤ أنشأهآ أول مرة و هو بکل شیء علیم (یس-78-79)؛ برای ما مثالی زد و آفرینش خویش را فراموش کرد؛ گفت: این استخوانهای پوسیده را چه کسی (و چه قدرت) زنده خواهد کرد؟ بگو (ای محمد): همان کس (و همان قدرت بیکرانی) که نخستین بار آنها را (از عدم) بیافرید؛ او، که چگونگی هرگونه آفرینشی (نخستین بار و دومین بار و ..) را می داند.

فیض کاشانی، در تفسیر این آیه ی شریفه میگوید:   … ریز همه ی مخلوقات را، چگونگی آفریدن آنها را، اجزای گوناگون و پراکنده ی آنها را اصل و فصل و جایگاههای آنها را و چگونگی بازشناختن و به هم پیوستن آنها همه را می داند.

منبع تبیان

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

اخبار مرتبط