خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان)
طی یک ماه گذشته وقوع حوادث دلخراش طبیعی در افغانستان به خصوص در مناطق شمالی مصائب و مشکلات فراوانی برای تعداد زیادی از هموطنان عزیزمان به بار آورد به طوریکه در سیلاب های شمال بسیاری از مناطق دچار سیل شده و به کلی تخریب گردید و ساکنین نواحی سیل زده به طور کامل خانه و کاشانه،مزارع و احشام خود را از دست دادند ضمن اینکه در حادثه ای چون رانش زمین در ولایت بدخشان متاسفانه بیش از دو هزار نفر از هم وطنان عزیزمان جان خود را از دست دادند.
هر چند وقوع سوانح طبیعی در هر نقطه ای از جهان ممکن می باشد و اجتناب ناپذیر است اما نکته قابل توجه مدیریت این بحران ها و برنامه های پیشگیری از وارد شدن خسارات مالی و جانی بسیار است که باید مورد توجه قرار گیرد تا در حوادث مشابه بعدی،مردم ساکنین محل های مستعد برای سوانح طبیعی با مشکلات کمتری مواجه شوند.
به نظر می رسد دولت افغانستان در رویارویی با وقوع سوانح طبیعی و مدیریت بحران های ناشی از آن بسیار ضعیف بوده و هرگز دارای برنامه ای جامع و هدفمند برای پیشگیری و بعد از حوادث برای کمک رسانی مناسب به آسیب دیدگان نبوده است کما اینکه عملکرد ضعیف دولت در یاری رساندن به حادثه دیدگان حوادث اخیر در کشور این مطلب را به خوبی نمایان می سازد.
برای اطلاع از کیفیت کمک رسانی به آسیب دیدگان،مشکلات و نواقص موجود در این باره و راهکارهای کاهش میزان خسارات ناشی از حوادث طبیعی گفتگویی کردیم با دکتر کمالی،پژوهشگر و فعال مدنی افغانستان که خود در زمینه کمک رسانی به آسیب دیدگان سیلاب های اخیر کشور فعالیت هایی را نیز داشته است.
متن کامل گفتگو با وی از نظر شما گرامیان می گذرد:
*برای ورود به بحث لطفا توضیحاتی درباره حوادث رویداده اخیر طبیعی در کشور و خاستگاه آن بفرمایید.
کمالی: در ابتدا از شما و رسانه پرمخاطب تان که به مسائل مختلف مردم افغانستان دقت و توجه لازم را دارد، تقدیر و تشکر می کنم و امیدوارم که این روند یعنی نگاه به مردم و مشکلات،چالش ها و خواسته های آنان در همه رسانه ها فراگیر شده و عموم رسانه ها نگاهشان به نگاه مردم باشد.
متاسفانه یکی از حوادثی که سال های متمادی مردم ما هر سال با آن مواجه اند،حوادث طبیعی است. از جمله مناطقی که حوادث طبیعی در آن بسیار رخ می دهد،شمال افغانستان است که به دلیل بارش های سنگین چند روزه یا بارش تگرگ و ژاله ،به علت سخت بودن زمین و فرو نرفتن آب در آن، این آبها به صورت منسجم جمع شده و سیلاب های بزرگی را تشکیل می دهد و هر ساله تخریب های فراوانی چه در حوزه مزارع مردم، چه در بخش خانه ها ،منازل و همینطور به بخش های اقتصادی و زیر بنایی مردم شمال آسیب می رساند و چه بسا هموطنان ما جان های عزیزی را به علت این حوادث هر ساله از دست می دهند.
در روایاتی که از پیامبر اسلام(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام به ما رسیده، فرموده اند که «البلاء للبلا» یعنی بلاها برای کسانی است که خداوند آنها را دوست دارد؛ خداوند دو نوع بندگانش را امتحان می کند؛ یکی به واسطه نعمت های خود و دیگری به واسطه سختی ها و گرفتاری ها. آن کسی می تواند از آزمون های الهی موفق بیرون بیاید که در هر دو حال شکرگذار باشد، چه در حالی که نعمتی به او رسیده و چه زمانی که زحمتی به او رسیده باشد.
*بسیاری از مناطق افغانستان به خصوص نقاط شمالی به عنوان مناطق پرخطر از نظر وقوع بلایای طبیعی شناخته شده اند. با این وجود آیا دولت تاکنون برنامه ای در این زمینه داشته است یا خیر؟
کمالی: مردم شمال افغانستان تقریبا به این سیلاب ها و تخریب ها عادت کرده اند و هر سال این سیل ها تکرار می شود ولی جای بسی تاسف ،ناراحتی و ناامیدی از دولتمردان و وزارت خانه های مربوطه است که باید طی این سیزده سال طرح های بلند مدت، جامع و فراگیر را در منطقه ایجاد می کردند تا امروزه خسارات کمتری به مردم وارد می شد. برای مثال بندهای آبی را در برخی مناطق احداث می کردند تا این سیلاب ها در آنجا متمرکز شده و برای کارهای دیگری چون کشاورزی ، آب آشامیدنی و… استفاده می شد.
در ولایت سرپل که از سیل خیزترین ولایات افغانستان به شمار می رود، دره ای به نام “دره سلطان ابراهیم” وجود دارد. در سال 1354 تصویب شده است که باید در این دره یک بند برقی احداث شده و آبهای سرگردان در این دره متمرکز شوند ولی متاسفانه تا به امروز هیچ اقدام عملی در این باره انجام نگرفته است در حالی که اگر این بند برقی و سد ساخته شود، آب های سرگردان بسیاری به این سد منتهی خواهد شد و جلوی بسیاری از سیلاب ها گرفته می شود.
اخیرا وقتی از نماینده مردم سرپل در پارلمان راجع به عدم ساخت این سد سئوال کردم، در پاسخ گفتند که وزارت انرژی معتقد است که در این ناحیه چونه(آهک) وجود دارد و نمی توان در آنجا سد ساخت اما هیچ گونه شواهدی دال بر وجود آهک در این منطقه وجود ندارد و ظاهرا این گفته بهانه ای است برای فرار از مسئولیت و به انجام نرسیدن چنین پروژه ای.
*با وجود اینکه به طور معمول هر سال حوادثی چون سیلاب در نقاطی از کشور اتفاق می افتد اما حوادث سال جاری بازتاب گسترده ای داشته و در متن جامعه افغانستان سر و صدای زیادی در پی داشت؛ علت را در چه می بینید؟
کمالی: متاسفانه سیلاب های امسال تفاوت عمده ای با سیل های گذشته داشت؛ یکی اینکه چند ولایت از جمله سرپل،فاریاب،جوزجان و… را فرا گرفت و چندین ولسوالی را به کلی ویران ساخت؛ زمین های کشاورزی مردم در این ولایات بعضا تا صد در صد دچار تخریب شدند، منازل مسکونی یا به طور کلی از بین رفته یا نیاز به ترمیم اساسی پیدا کرده اند حتی لوازم زندگی ساکنین نیز در مسیر سیلاب قرار گرفته و به کلی نابود شده اند؛ در کنار این موارد تعداد زیادی از هموطنان ما از جمله زنان و کودکان در این حوادث جان عزیزشان را از دست داده اند.
در مجموع همزمانی و فراگیری حوادث اخیر در ولایات مختلف و حجم بالای آسیب هایی که وارد ساخت و از طرفی عملکرد دولت و نهادهای ذیربط در کمک رسانی به آسیب دیدگان، نگرانی ها و جنجال های زیادی را در سطح جامعه افغانستان به وجود آورد.
*ارزیابی شما از نحوه کمک رسانی از سوی دولت و مجامع داخلی و خارجی در حوادث اخیر چیست؟ آیا کمک های موثری به آسیب دیدگان انجام گرفته است؟
کمالی: متاسفانه توجه آن چنانی نه از طرف دولت و نه از سوی جامعه جهانی به این حوادث نشده است؛ کمک هایی که صورت گرفته در حد ابتدایی ترین لوازم مانند پتو،دیگ،یا مقداری مواد غذایی و… بوده است که نهایتا بتوانند یک ماه امور زندگی آسیب دیدگان را فراهم سازند اما پس از آن، سیلاب زدگان چه باید بکنند؟
متاسفانه افغانستان دچار بوروکراسی و کاغذ بازی شده و حتی کمک به محتاجان و آسیب دیدگان چنین حوادثی به سختی از سوی دولتمردان و مسئولین انجام میگیرد در حالیکه کمک و مساعدت به موقع و در زمان نیاز لازم است، اکنون است که سیل زدگان و کسانی که عزیزانشان را از دست داده اند نیازمند کمک و یاری هستند؛ اگر کمک ها بر فرض شش ماه بعد به دست آنها برسد هیچ ثمر و نتیجه ای برای آنها نخواهد داشت. معاون محترم رئیس جمهور پس از سفر به مناطق آسیب دیده وعده های فراوانی دادند ولی چه زمانی به این وعده ها عمل شود، خدا می داند!
*هم زمان با وقوع سوانح طبیعی اخیر هر روز اخبار زیادی مبنی بر ارسال کمک های مختلف چه از داخل و چه از خارج کشور به آسیب دیدگان منتشر می شد؛ آیا این ارسال کمک ها صحت نداشته یا اینکه مشکل دیگری وجود داشته که هنوز هم آسیب دیدگان با معضلات فراوانی روبه رو هستند؟
کمالی: متاسفانه آسیب جدی ای که در نحوه کمک رسانی به حادثه دیدگان در افغانستان وجود دارد، کمک بر اساس قومیت است. برای مثال اگر معاون رئیس جمهور کمکی ارسال می دارد، به کسانی می رسد که هم دین،هم مذهب و از قومیت اوست. رئیس فلان حزب یا بنیادی که مثلا در شمال حرف اول را می زند، به آسیب دیدگانی کمک می کند که فقط از نژاد،حزب و ایل و تبار آنها باشد در حالیکه چه بسا خانواده هایی وجود داشته باشند که عضو هیچ حزبی نبوده و از نژاد قابل توجهی نباشد یا جزو اقلیت های کوچک باشد!
نکته بعدی اینکه جامعه ما همواره در حال افراط و تفریط است. ما هیچ گاه به عمق حادثه توجه نداریم، فراگیری مکانی حادثه و تلفات رویدادها را نمی بینیم بلکه نگاه ما فقط دید افراط و تفریطی است. مثلا اگر یک شخص اندیشمندی که زیاد هم معروف نیست وقتی از دنیا می رود در شبکه های اجتماعی برای وی سنگ تمام گذاشته می شود ولی برعکس اگر اندیشمندی با کوله باری از علم و دانش و تالیفات فراوان وفات می کند،هیچ کس مطلع نمی شود زیرا نگاه ما نگاه ملی نیست.
در حوادث طبیعی اخیر این نکته قابل توجه است اگر واقعا “بنی آدم اعضای یکدیگرند، که در آفرینش ز یک گوهرند/ چو عضوی به در آورد روزگار،دگر عضوها را نماند قرار” ؛ اگر همه ما یک پیکره واحد هستیم چه شمال آسیب ببیند چه بدخشان، برای ما تفاوتی نباید داشته باشد اما شما کمک های انجام شده به بدخشان را با کمک های ارسالی به شمال مقایسه کنید، ببینید که چگونه بودند؟!
ما معترض به کمک های فراوان به بدخشان نیستیم اما معتقدیم که اگر توجهی صورت میگیرد باید یکسان و همگانی باشد. بسیاری از وزرا حتی رئیس جمهور به بدخشان رفتند ولی در مناطق آسیب دیده شمالی تنها برای چند ساعت معاون رئیس جمهور حضور یافت و پس از بازگشت هیچ ثمره ای از حضور وی مشاهده نشد؛ در حالیکه نگاه دولت به مردم افغانستان باید مانند نگاه پدر به خانواده باشد؛ باید نگاهی مساوی و برابر بوده و رئیس جمهور، دولتمردان و رهبران احزاب ما در کمک رسانی سمت،جهت و نژاد نباید مطرح باشد بلکه به آنهایی کمک شود که بیشتر آسیب دیده اند.
ما اگر میخواهیم به روش پیامبر(ص)،ائمه و صحابه عمل کنیم، سیره و رفتار آنها همین نکته را نشان می دهد و اگر هر کس تنها به قوم و نژاد خود کمک نماید در واقع یک نوع تشویق به نژادگرایی و قومیت گرایی است.
*شهروندان افغانستانی مقیم داخل یا خارج از کشور چه برخوردی با این حوادث داشتند؟ آیا برنامه خاصی از جانب آنها برای کمک رسانی به آسیب دیدگان صورت گرفته است؟
کمالی: تنها پیامد مثبتی که چه سیلاب های شمال و چه رانش زمین در بدخشان داشتند این بود که همه مردم افغانستان ابراز تاسف و همدردی کرده و به اندازه توان خود،ملت به آسیب دیدگان کمک کردند اما دولتمردان مثلا معاون ریاست جمهوری از مناطق سیلاب زده بازدید کرد اما دریغ از حتی کوچکترین کمکی که به آسیب دیده گان کرده باشد!
مهاجرین افغانستانی در سراسر دنیا وقتی وقوع این حوادث را شنیدند، دست به تحرکاتی زدند که حتما باید کمک هایی به آسیب دیدگان رسانده شود. وقتی حادثه رانش زمین در بدخشان را شنیدند،سنگ تمام گذاشتند برای کمک به حادثه دیدگان بدخشان اما این ابهام وجود دارد که کمک های انجام شده به دست مستمندان و نیازمندان واقعی میرسد یا خیر؟
در اینجا نیز حرکت هایی در راستای کمک به آسیب دیدگان کشور انجام گرفت که از جمله ما با جمعی از مهاجرین در استان های مختلف ایران ملاقت کرده و آنها را ترغیب به جمع آوری کمک ولو کمک اندک برای مستحقین،آسیب دیدگان و نیازمندان واقعی نمودیم، مبلغی جمع آوری شد که انشالله ذخیره آخرت کمک کنندگان باشد و تنها هدف ما این بود که بتوانیم قدمی در راستای کمک به هموطنان آسیب دیده خود برداریم.
*چه توصیه ای برای دولتمردان و مسئولین کشوری در رابطه با حوادث طبیعی و کمک رسانی به آسیب دیدگان این وقایع دارید؟
کمالی: از دولتمردان افغانستان چه اشخاص فعلی و چه احیانا کسانی که در آینده در راس امور قرار می گیرند،خواهشمندم که یک فکر اساسی برای این حوادث طبیعی اندیشیده شود یعنی ما با احداث بندهای برق،با ساخت سدهای آبی و خاکی در حد توان خودمان ، با طراحی ماسترپلان های شهری از ساختن خانه ها در مسیر سیلاب ها جلوگیری کنیم و با انجام اینگونه تمهیدات جلوی خسارات و آسیب های سال های آینده را بگیریم. ما میدانیم که سیل سال آینده نیز خواهد آمد پس چرا از هم اکنون به فکر حوادث آینده نباشیم؟ چرا علاج واقعه را قبل از وقوع انجام ندهیم؟ که پس از وقوع این همه صدمات جسمی،روحی و اقتصادی را شاهد نباشیم.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
