حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی در درس خارج خود در مورد مستند «عقد عبدمملوک» بیان کرد: لفظ عبد در آیهی شریفه مشترک بین دو معناست؛ عبد به یک معنا جمع به عباد و به یک معنا جمع به عبید میشود و عبد در مقابل معبود به عباد جمع بسته شده و عبد در مقابل مالک به عبید جمع بسته میشود؛ اگر به معنای انسانی که مخلوق است به مملوکا بنگریم، مملوکا از افراد آن خواهد بود و صلاحیت قید احترازی را دارد، بنابراین اینکه بگوییم این قید توضیحی است به دلیل اینکه مملوکیت با عبد بودن یکی است، به نظر صحیح نیست چون ممکن است قید احترازی باشد.
به گزارش خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان) حضرت آیتالله شبیری زنجانی چهارشنبه، 31 اردیبهشت ماه، در درس خارج فقه خود در ادامه بحث «عقد عبد» بیان کرد: آیه شریفهی «ضَرَبَ اللّهُ مَثَلًا عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ» که ما درصدد این بودیم که بگویم مملوکا یک صفت توضیحی بوده و قید احترازی نیست، اشکالی به آن وجود دارد و آن اینکه مفهوم عبد، لفظ مشترک بین مخلوق خداوند و بین انسانی میباشد که مملوک شخص است، طبق تفسیر ابوالفتوح، عبد مشترک بین معنیین است و دلیل آن نکتهای است که در مساله اصولی وجود دارد؛ که آیا ما اشتراک در لغت داریم یانه؟ میتواند در مانحن فیه سودمند باشد، ابوالفتوح میگوید؛ عبد به یک معنا جمع به عباد و به یک معنا جمع به عبید میشود و عبد در مقابل معبود به عباد جمع بسته شده و عبد در مقابل مالک به عبید جمع بسته میشود، خداوند هم معبود است و هم مالک، لذا هم عبادالله به مخلوقات گفته میشود و هم عبید گفته میشود؛ «عبیدک ببابک» ولی راجع به مخلوق عباد زید گفته نمیشود. حالا عبد لفظی است که مشترک بین این دو معنا است، اگر به معنای انسانی که مخلوق است به مملوکا بنگریم، مملوکا از افراد آن خواهد بود و صلاحیت قید احترازی را دارد، بندهای از بندگان خدا که صحت مملوکیت دارد، قیدی است از قید و غیر از مملوکیت «لایقدرعلی شی» هم است، بنابراین اینکه بگوییم این قید توضیحی است به دلیل اینکه مملوکیت با عبد بودن یکی است، به نظر صحیح نیست چون ممکن است قید احترازی باشد. اگر قید احترازی شد، مراد از اثبات اینکه حکم تشریعی برای عبد و مملوک ـ به طور کلی ـ و آن هم حکم تشریعی که «لایقدر علی شی» باشد بسیار مشکل میشود.
استاد درس خارج حوزه در ادامه بیان کرد: اما اگر مراد از عبد را به معنای غلام لحاظ کردید، غلام که در اینجا به جای عبد لحاظ شد با آمدن مملوکا در کنار آن، ممکن است به عنوان قید توضیحی باشد که لفظ مشترک را از اشتراکش، بیرون آورد، مانند اینکه وقتی میگویند شیخ در مکاسب، که با آمدن قید مکاسب، شیخ طوسی یا مفید و… کنار میروند. ولی انصاف قضیهی این است که اگر ادامه آیات و آیهی متصل به این آیات نگریسته شده و به معنای متفاهم عرفی به آن دو آیه نگرریسته شود، اشکالات دفع میشود؛ «ضرب الله مثلا رجلین، احدهما ابکم لا یقدر علی شی» اینکه آیا لایقدر علی شی، قید ابکم است؟ یا خبر بعد از خبر است؟ پیداست که خبر بعد از است و قید نیست، این تفاهم عرفی علت و معلول را میفهمد؛ یعنی رجلی که لال است و در نتیجهی لالی چیزی متوجه نمیشود، پس خبری بعد از خبر بوده و رابطهی علت و معلولی بر قرار است. در مانحن فیه نیز همینطور است و عبدا مملوکا جایگزین ابکم در آیهی پیش گفته است، یعنی نتیجهی مملوکیت این است که قادر به هیچ کاری نیست، آیا مملوکیت از علت طبعی و تکوینی عبد است؟ که اگر کسی مملوک شد به لحاظ تکوینی هیچ قدرتی نداشته باشد؟ به نظر میرسد اینطور نیست؛ چون این آیه قرینه است که مراد از لایقدر علی شی، تشریعی است؛ یعنی غلام است و به لحاظ تشریعی هیچ قدرتی ندارد و تفاهم عرفی نیز همین مطلب را میفهمد. روایات نیز همین نکته را افاده میکند.
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
