به اعتقاد کارشناسان شرکتکننده در میزگرد تخصصی خبرگزاری فارس در دوشنبه، همکاریهای اقتصادی اتحادیه عرب با کشورهای آسیای مرکزی و آذربایجان طرحی آمریکایی و با هدف گسترش فعالیت گروههای افراطگرای مذهبی و مقابله با نفوذ روسیه، چین و ایران است.
به گزارش شفقنا افغانستان به نقل از فارس، در میزگرد خبرگزاری فارس که با هدف تحلیل نخستین نشست اقتصادی اتحادیه عرب با کشورهای آسیای مرکزی و آذربایجان برگزار شد، کارشناسان برجسته سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تاجیک شرکت کردند.
در این میزگرد، «تاجالدین مردانی» مدیر بخش کشورهای عرب انستیتوی خاورشناسی آکادمی علوم تاجیکستان و سفیر پیشین این کشور در ازبکستان و ترکمنستان، «صابر وزیراف» پژوهشگر ارشد انستیتوی اقتصاد و جمعیتشناسی آکادمی علوم تاجیکستان و کارشناس مسائل اقتصادی، «رحمتالله عبداللهاف» معاون رئیس مرکز مطالعات افغانستان و منطقه، «عبدالله محقق» کارشناس مسائل سیاسی و مذهبی، «ظاهر دولت» کارشناس مسائل خاور نزدیک و «بهروز ذبیحالله» روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل سیاسی و فرهنگی شرکت و دیدگاههای خود در رابطه با مسائل مورد بحث را مطرح کردند.
قسمت هایی از این نشست در زیر شرح داده شده است:
صابر وزیراف، پژوهشگر ارشد انستیتوی اقتصاد و جمعیتشناسی آکادمی علوم تاجیکستان:
تاجیکستان طی بیش از 2 دهه استقلال، تاجیکستان تلاش کرده همانند باقی کشورهای مهم جهان با تعدادی از اعضای اتحادیه عرب نیز ارتباط و همکاریهای اقتصادی و تجاری داشته باشد. اما واقعیت امر این است که سطح اینگونه ارتباط و همکاریهای با این اتحادیه بسیار پایین میباشد. اگر بهآمار توجه کنیم خواهیم دید که در میان اعضای این اتحادیه فقط امارت متحده عربی است که طی سال 2013 با تاجیکستان به میزان 76 میلیون دلار تبادل تجاری داشته است. در رابطه با باقی کشورهای عضو اتحادیه عرب نمیتوان ارقام قابل توجهی را معرفی کرد. بهعنوان مثال واردات از عربستان سعودی بهتاجیکستان کمتر از 400 هزار دلار را تشکیل میدهد که در متن واردات کلی کشور ما رقمی بسیار ناچیزی میباشد.
اما تاجیکستان و سایر کشورهای آسیای مرکزی و اعضای اتحادیه عرب از ظرفیتهای مناسب همکاریهای اقتصادی و تجاری برخوردارند که هنوز از آنها به صورت لازم بهرهبرداری صورت نگرفته است. به عنوان مثال در زمینههای نظیر تولید و فراوری سنگهای قیمتی، صنایع تبدیلی، صنایع سبک، ساخت نیروگاههای برق آبی و… همکاریهای خوبی میتواند صورت بگیرد.
س-زمینههایی که شما بهآنها اشاره میکنید برای بهبود شرایط اقتصادی تاجیکستان و کمک به حل مشکل اشتغالزایی مهم میباشند اما چرا تا حال حاضر کشورهای عربی برای همکاری در عرصههای یادشده توجه لازم نشان ندادند؟
صابر وزیراف: البته فقط طی چند سال اخیر است که همکاریهای اقتصادی با کشورهای عربی نسبتا جدیتر دنبال میشود و بهصورت طبیعی برای دست یافتن بهنتایج ملموس به زمان بیشتری نیاز است. اما از سوی دیگر بخشی از موضوع با عدم شناخت شرایط اقتصادی و قانونگذاری ملی کشورهای آسیای مرکزی و از جمله تاجیکستان توسط سرمایهگذاران و تجار عربی ارتباط پیدا میکند. مثلا در حال حاضر کشور قطر در شهر دوشنبه بهساخت شهرکی دارای ساختمانهای مسکونی، تجاری، ورزشی، نمایشگاهی و هتل مشغول میباشد و سوءتفاهمهای که پیش میآید عمدتا بهمباحث حقوقی بر میگردند.
بحث بعدی نظام مالی کشورهای منطقه است. تاجیکستان امسال قصد دارد قانون بانکداری اسلامی را تصویب کند که این اقدام میتواند زمینه برای جلب سرمایههای کشورهای اسلامی را بیشتر فراهم کند. زیرا بعضی از سرمایهگذاران کشورهای عربی علاقهمند بهسرمایهگذاری در تاجیکستان هستند اما نظام مالی فعلی تاجیکستان تا حدودی امکان نمیدهد تا این سرمایهها در کشور حضور پیدا کنند. بنابر این با راهاندازی نظام بانکداری اسلامی احتمال تغییر شرایط در این عرصه امکانپذیر دانسته میشود.
شهرکی که قطر در حال ساخت است ساختمانهای لوکس بوده و برای قشر دارای توانمندی مالی در نظر گرفته شده است. اما در بیش از پنج سال پیش صحبتهای بسیار خوشبینانهای در رابطه با سرمایهگذاریهای کشورهای عربی در تاجیکستان بهنظر میرسید که حتی برخی کارشناسان توجه بهکشورهای عربی در سیاست خارجی دوشنبه را فرصت مناسبی برای مانور بیشتر در تعاملات سیاسی و اقتصادی با طرفهای خارجی و به خصوص قدرتهای جهانی و منطقهای تلقی میکردند. اما هنوز خبر خاصی از آنکه تا کجا این رویکرد بهثمر نشسته است، بهنظر نمیرسد.
حتی این انتظار که نزدیکی با کشورهای عربی منجر به پذیرش تعدادی از مهاجرین کاری تاجیک و کاهش وابستگی دوشنبه از مسکو در این زمینه خواهد شد، نتوانست جامه عمل پوشد. گذشته از این در زمینههای فرهنگی ارتباط و همکاریهای خاصی نیز وجود ندارد. چرا که این وضعیت پیش آمده است؟ میخواهم پاسخ این پرسش را از آقای مردانی که در زمان شوروی سالها در کشورهای عربی مأموریت داشته و امروز مسئولیت ریاست انجمن دوستی تاجیکستان با کشورهای عربی را بر عهده دارند، بشنوم.
تاجالدین مردانی، مدیر بخش کشورهای عرب انستیتوی خاورشناسی آکادمی علوم تاجیکستان و سفیر پیشین این کشور در ازبکستان و ترکمنستان: اجازه بدهید در ابتدا به آن اشاره کنم که در زمان شوروی شناخت کشورهای عربی از جمهوریهای آسیای مرکزی بسیار محدود بود و فقط در مواردی که هیئتهای فرهنگی این جمهوریها به کشورهای عربی برای اجرای برنامه سفر میکردند عربها متوجه میشدند که اینگونه جمهوریها در شوروی وجود داشتهاند.
اگر بهطور مشخص بخواهم از تاجیکستان صحبت کنم پس حتی در زمان شوروی یک مقدار روابط اقتصادی با کشورهای عربی نیز وجود داشت که به عنوان مثال دوشنبه برای برخی از این کشورها دستگاهها و تجهیزاتی صادر میکرد که در عرصههای کشاورزی و آبیاری مورد بهرهبرداری قرار میگرفت. حتی باری در عراق نمایشگاه دستاوردهای اقتصادی شوروی در مثال تاجیکستان برگزار شده بود. یک مقدار تعاملات فرهنگی نیز با کشورهای عربی وجود داشت اما در کل این همه از سوی مسکو و با نام اتحاد جماهیر شوروی تمام میشد.
بعد از فروپاشی شوروی کشورهای عربی اقدام به برقراری روابط دیپلماتیک و سیاسی با کشورهای آسیای مرکزی کردند که به این منظور از جمله وزرای امور خارجه سوریه و عربستان سعودی وارد دوشنبه شده بودند. متاسفانه درگیریهای داخلی تاجیکستان مانع تحقق برنامههای همکاری شد و گذشته از آن خیلی از این کشورها نسبت به تحولات داخلی اوائل دهه 90 تاجیکستان نوع نگاه خاصی پیدا کرده بودند. در عربستان سعودی، امارت متحده عربی و… شایعاتی پخش شده بود که در تاجیکستان گویا کمونیستها مسلمانان را بهقتل میرسانند. اما با وجود بازگشت صلح و آرامش بهتاجیکستان در روابط ما با کشورهای عربی پیشرفتهای خاصی حاصل نشد. شاید به این دلیل است که هنوز ذهنیت آنها در خصوص کشور ما به طور لازم شکل نگرفته است.
س-اگر در تاجیکستان به دلیل درگیریهای داخلی این وضعیت پیش آمده است پس علت کندی روابط کشورهای عربی با سایر جمهوریهای آسیای مرکزی که مشکلاتی مشابه تاجیکستان را نداشتند، در چه است؟
تاجالدین مردانی: موضوع به هر دو طرف ربط پیدا میکند. یکی اینکه با وجود فروپاشی شوروی هنوز روحیات اسلامستیزی در میان عدهای از رهبران کشورهای منطقه وجود داشت که خود شاهد این نوع نگاه در ازبکستان بودم. در این کشور چنین تصور حاکم بود که ورود عربها میتواند به آشفتگیهای فکری و ایدئولوژیکی دامن زند که از این ناحیه درد سرهای زیادی برای نخبگان حاکم ایجاد شود. چنین تصوری در میان مدیران کشورهای دیگر منطقه نیز تا حدودی امروز هم مشاهده میشد. این موضوع یکی از موانع در جهت در مسیر عادی قرار دادن روابط سیاسی و اقتصادی با کشورهای عربی است.
ولی بحث دیگری نیز هست و آن اینکه شرایط اقتصادی و محیط سرمایهگذاری در کشورهای منطقه نیاز بهتغییر و تحول دارد. سرمایه و به خصوص وقتی سرمایه متعلق بهبخش خصوصی است بهدنبال جای مناسب و شرایطی میگردد که نهتنها ضمانت حفظ بقای خود را داشته باشد بلکه سود هم بهدست بیاورد. اما نهتنها چنین شرایط در منطقه کمتر بهنظر میرسد بلکه سطح بالای فساد اداری خیلی از سرمایهگذاران را نسبت بههمکاری دلسرد میکند که سرمایهگذاران عربی از این جمع استثنا نیستند.
پروژه عربی و یا آمریکایی؟
س-طی بیش از 2 دهه استقلال خود، کشورهای آسیای مرکزی تلاشهای فراوانی بهخرج دادند تا محیط اقتصادی و سرمایهگذاریشان را با استانداردهای بینالمللی انطباق بدهند. پس هنوز هم شرایط مورد نظر کشورهای عربی فراهم نشده است و یا علل و دلایل دیگری وجود دارد؟
صابر وزیراف: شاید تا جای این موضوع به خود عربها نیز بر میگردد که چه کشورها و یا مناطقی را برای سرمایهگذاری و همکاریهای اقتصادی ترجیح میدهند. زیرا ما شاهد سرمایهگذاریهای این کشورها در اروپا، آمریکا و آفریقا بودیم و هستیم. این بحث همچنین بهحضور طرفهای دیگر اقتصادی آسیای مرکزی ارتباط پیدا میکند. در منطقه ما روسیه و چین از شرکای اصلی اقتصادی و مهمترین سرمایهگذاران بهشمار میروند. این عامل موقع بررسی وضع منطقه و دورنمای حضور اقتصادی میتواند باعث رفتار نسبتا محطاتانه کشورهای عربی شود.
دیگر اینکه در حال حاضر در آسیای مرکزی سه طرح ژئوپلتیکی دنبال میشود که یکی اتحادیه گمرکی با محوریت نقش روسیه، دیگری «جاده جدید ابریشم» چین و طرح سوم نیز با نام جاده ابریشم (قبل از این با نام آسیای مرکزی بزرگ معرفی شده بود) متعلق به آمریکا میباشد. هر کشوری که بخواهد در آسیای مرکزی سرمایهگذاری کند باید وجود این سه طرح و پروژه را مد نظر داشته باشد.
تاجیکستان از جمله کشورهای آسیای مرکزی است که روسیه را شریک مهم استراتژیک خود دانسته و آمادگی برای پیوستن به اتحادیه گمرکی را اعلام کرده است. بنابر این سرمایهگذاران خارجی به شمول کشورهای عربی این عامل را مورد توجه قرار میدهند. زیرا شرایط امروز کشور با شرایطی که بعد از ورود به این اتحادیه خواهد داشت، متفاوت خواهد بود.
بنابر این به اعتقاد من نخستین نشست اقتصادی اتحادیه عرب با آسیای مرکزی و آذربایجان که با حضور مقامات رسمی این کشورها در حال انجام است، احتمالا در راستای طرح یادشده آمریکا میباشد.
س-پس با این وضع و به خصوص رقابت میان سه پروژهای که شما از آنها یاد کردید، دورنمای حضور اقتصادی کشورهای عربی در آسیای مرکزی را چگونه قابل تصور میدانید؟
صابر وزیراف: بهنظر من در نشست ریاض طرحهای برای آسیای مرکزی در نظر گرفته خواهند شد که به هر نوعی با افغانستان بهعنوان دهلیز مهمی در مسیر جاده ابریشم، ارتباط پیدا خواهند کرد. با توجه بهخروج بخش عمده نیروهای آمریکا و ناتو طی سال جاری میلادی از افغانستان، بهدلیل مشکلات موجود در پاکستان توجه کشورهای غربی بهآسیای مرکزی به عنوان مسیر امن بیشتر خواهد شد. البته شاید تحولات اوکراین و پیامدهای احتمالی آن برای منطقه روی این موضوع نیز بهگونهای تاثیر بگذارد ولی فعلا بحث در این خصوص یک مقدار زود بهنظر میرسد. اما همانگونه که گفتم احتمالا بهمیزان نقش کشورهای آسیای مرکزی برای پشتیبانی از برنامههای مد نظر آمریکا در افغانستان، در خصوص سرمایهگذاری برای این کشورها از سوی اعضای اتحادیه عرب تصمیم گرفته خواهد شد.
تاجیکستان در شرایطی قرار دارد که صادرات در حال کاهش و واردات رو به افزایش میباشد. دوشنبه تصمیم دارد که در سالهای نزدیک به توسعه مناسب اقتصادی دست پیدا کند که به این منظور آماده تقویت همکاری با طرفهای مختلف خارجی است. یکی از اهداف حضور کشور ما در نشست اقتصادی ریاض نیز معرفی ظرفیتهای موجود تاجیکستان برای جلب همکاری و سرمایههای کشورهای عربی میباشد. جدا از مباحث کلان ژئوپلتیکی بالا بردن روابط اقتصادی و تجاری با جهان عرب ضرورتی است که باید تحقق پیدا کند و موفق شدن در این زمینه نیازمند تلاشهای جدی است. زیرا در مجموع کشورهای عربی علقهمندی چندانی برای سرمایهگذاری در آسیای مرکزی ندارند. ولی همانگونه که اشاره کردم با محوریت موضوع افغانستان احتمالا سرمایهگذاریهای برای کشورهای منطقه صورت بپذیرد.
عربها 20 سال دیگر هم نصف روسیه، چین و ایران نخواهند شد
عبدالله محقق، کارشناس مسائل سیاسی و مذهبی: مسلم است که اقتصاد با سیاست مرتبط است و از جناب وزیراف میخواهم این سوال را داشته باشم که آیا حضور اقتصادی برخی از کشورهای عربی در تاجیکستان و آسیای مرکزی میتواند با خطراتی برای امنیت منطقه همراه باشد؟ زیرا خود شما به احتمال بخشی از پروژه آمریکایی بودن نشست ریاض اشاره کردید و چنانچه برخورد منافع قدرتها در آسیای مرکزی جدی بشود آیا قربانی این بازیها نخواهیم شد؟
صابر وزیراف: فکر میکنم که ضمن حضور در چنین برنامهها و همچنین دنبال کردن طرحهای مختلف همکاری باید منافع اصلیترین طرفهای خارجی تاجیکستان و به طور خاص روسیه مد نظر قرار داده شود. زیرا با شرایط موجود شاید 20 سال دیگر کشورهای عربی بتوانند نصف سرمایهگذاریهایی را برای کشور ما داشته باشند که روسیه، چین و ایران انجام دادهاند. بنابر این بهخاطر بهدست آوردن سرمایههای نسبتا محدودتری نباید خود را مواجه کاهش حمایتهای مالی و اقتصادی کشورهای نظیر روسیه، چین و ایران کرد یعنی این همکاریها باید به صورت متوازن و با توجه به نقش واقعی طرفهای مهم خارجی تاجیکستان دنبال شود تا از احتمال تبدیل شدن مشکلات اقتصادی به مشکلات سیاسی گرفته شود.
مبالغی که از طرف مهاجرین کاری تاجیک مقیم روسیه وارد میشوند، اساس اقتصاد کشور را تشکیل میدهند. اغلب کالاهای وارداتی تاجیکستان (حتی از طریق برخی از کشورهای عربی مانند امارت متحده عربی) چینی بوده و مهمترین وامها جهت ساخت زیربنایهای اقتصادی و صنعتی کشور نیز بهپکن اختصاص مییابند. این واقعیات را نمیتوان نادیده گرفت.
س-درست است ولی چرا کشورهای عربی طی بیش از 2 دهه استقلال کشورهای آسیای مرکزی عمدتا کمکهای خود را محدود بهایجاد بنیادها و صندوقهای متعدد و در خیلی موارد مشکوک خیریه کرده و نه تنها در بخش اقتصادی سهم نگرفتند بلکه حتی در عرصههای فرهنگی نیز خیلی کمتر از کشورهای حضور دارند که میان منطقه با آنها حد اقل اشتراکات وجود دارد.
تاجالدین مردانی: این موضوع نیز دارای پیچیدگیهایی است که بخشی به کشورهای عربی بر میگردد و بخشی به کشورهای آسیای مرکزی. به خصوص بعد از آنکه بیشتر دانشجویان تاجیک از کشورهای اسلامی و از جمله عربی به خاطر جلوگیری از پیوستن آنها به گروههای افراطی و تروریستی برگردانده شدند و برخی از همسایههای ما نیز به فکر تحقق اقدامات مشابهی شدند، امکان همکاریهای فرهنگی و آموزشی نسبتا محدودتر گردید.
اختلاف عقیدتی مانع اصلی همکاریها
عبدالله محقق: اجازه بدهید در خصوص روابط فرهنگی آسیای مرکزی با کشورهای عربی نظر خود را بیان کنم. در این عرصه مهمترین مانع اختلافات عقیدتی است. زیرا تمام آثار دینی مردم آسیای مرکزی و از جمله تصوف و عرفان از دیدگاه عقیده توحیدی آنها بدعت و شرک میباشد. این است که ابن تیمیه و ابن قیم جوزی بزرگترین نماینده علم و فرهنگ آسیای مرکز حکیم بو علی سینا را مشرک و کافر دانسته و آثار جلالالدین رومی را محکوم کردهاند. بزرگترین مکتب توحیدی آسیای مرکزی متعلق به ما تریدی سمرقندی است که باز هم تمام مفتیهای فعلی عربستان سعودی آثار ایشان را شرک و کفر عنوان میکنند. این نگرانیها بود که دولت تاجیکستان را بهمنظور تأمین امنیت ملی خود وادار به باز گرداندن بیشتر دانشجویان از کشورهای عربی کرد. بنابر این تا زمانی که آنها از این ایدئولوژی خود دست نکشند امکان همکاریهای لازم و سالم فرهنگی وجود نخواهد داشت.
اما اگر در خصوص نشست فعلی اقتصادی ریاض با کشورهای آسیای مرکزی و آذربایجان بخواهیم صحبت کنیم، قطعا نمیتوانیم از نقش محوری آمریکا و غرب بگذریم. تحولات سوریه و اینک اوکراین نشان داد کشورهای وجود دارند که آماده قد علم کردن در مقابل واشنگتن میباشند که این موضوع میتواند در آینده بر توازن ژئوپلتیکی در خاور نزدیک، آسیای مرکزی و قفقاز تاثیر جدی بگذارد. بنابر این ضمن پیگیری موضوع همکاریهای اقتصادی با اتحادیه عرب باید کشورهای منطقه نسبت بهاین موضوع توجه داشته باشند. این توجه نهتنها در سطح رهبران بلکه روشنفکران و کل جوامع منطقه نیز باید جدی باشد. از این طریق میتوان پیش راه خیلی از اختلافات احتمالی مذهبی در تاجیکستان و آسیای مرکزی را گرفت.
س- آقای محقق از اینکه آذربایجان بهعنوان یک کشور عمدتا شیعی در جمع کشورهای سنیمذهب آسیای مرکزی قرار گرفته است، چه ارزیابیای دارید؟
عبدالله محقق: اطلاعی که در رسانهها وجود داشته و مباحثی که در شبکههای اجتماعی صورت میگیرد حاکی از آن است که امروز بیشتر مسلمانان درک کردهاند که عدهای از کشورهای عربی کانون پرورش افراطگرایان مذهبی میباشند. آقایان این افراطگرایان وابسته بهطرفهای غربی بوده و از این طریق به مخدوش کردن سیمای اسلام این دین پاک الهی مشغول میباشند. اینها بهسنتها و شعائر ملی- مذهبی دیگران ارزشی قائل نیستند.
اما اینکه چگونه آذربایجان در این جمع حضور یافته است. معلوم است که حالا دیگر در این کشور نیز گروههای سلفی و حرکتهای ارتجاعی نظیر النصره فعال بوده و تعداد قابل توجهی از اتباع آذری در سوریه علیه دولت قانونی این کشور میجنگند. اما از حضور این گروههای افراطی و تروریستی در آذربایجان همچنین میخواهند علیه جمهوری اسلامی ایران نیز بهرهبرداری به عمل بیاورند. امروز در سوریه شبهنظامیان آسیای مرکزی و قفقاز ضمن دخالت در امور داخلی سوریه که از نظر شرعی ممنوع است، کشتن مسلمانان این کشور را جهاد در راه اسلام میدانند.
این ویروس را در مناطق مورد نظر خود گسترش خواهند داد که اتفاقات کشورهای آفریقایی و از جمله نیجریه بهصورت مستقیم با این موضوع مرتبط میباشد و کانون پرورش سرکردگان این گروهها و جریانها عمدتا عربستان سعودی است.
از این نظر در آینده از وجود افراطیان آذری برای فشار به روسیه نیز شاهد استفادههایی خواهیم بود.
همکاریهایی که با محدودیت مواجهند
س- آیا میتوان از نظر منافع همه کشورهای عضو اتحادیه عرب را زیر یک چتر واحد تصور کرد؟
رحمتالله عبداللهاف، معاون رئیس مرکز مطالعات افغانستان و منطقه: قطعا کشورهای عربی از نظر منافع از هم متفاوتند و شاید عربستان سعودی و قطر را بتوان بیشتر دارای منافع همسو دانست. باید ضمن بحث منافع اقتصادی کشورهای عربی در آسیای مرکزی همچنین بهویژگیهای اقتصادی این کشورهای توجه داشته باشیم. زیرا مبنای اقتصاد کشورهای یادشده را نفت و گاز تشکیل میدهد. دیگر اینکه بیشتر کالاهای که این کشورها بهخارج صادر میکنند تولیدات دیگران و به خصوص چینیها میباشد که به این موضوع جناب وزیراف اشاره کردند یعنی کشورهای عربی امروز عملا تبدیل به مناطق صدور دوباره کالاهای خارجی برای کشورهای ثالث شدهاند.
در میان کارشناسان دیدگاههای وجود دارد که گویا منطقه آسیای مرکزی چیزی ندارد که بتواند برای کشورهای عربی باعث جلب توجه باشد. البته چنین نیست و موقعی طالبان در افغانستان بهقدرت رسیدند و بحث تحقق پروژه ساخت خط لوله گاز «تاپی» مطرح شد سرمایهگذاران عربستان سعودی و برخی از کشورهای عربی برای پذیرفتن 70 درصد هزینههای این پروژه اعلام آمادگی کردند. بنابر این فکر میکنم که برای کشورهای مهم عربی همکاریهای عرصههای انرژی و مشخصا نفت و گاز مورد توجه خواهد بود.
س-آقای عبداللهاف از پروژه تاپی یاد کردند که علیرغم حمایتهای آمریکا و متحدانش به دلیل بیشتر سیاسی بودن هنوز نتوانسته است بهنتیجه برسد.
صابر وزیراف: اما در ادامه صحبتهای همکار محترمم باید بگویم واقعیت امر این است که ورود کشورهای عربی به بازار انرژی منطقه کار سخت است چرا که این فضا عملا تحت کنترل روسیه و چین قرار گرفته است. اما گفته میشود که در پی حادثه 11 سپتامبر سال 2001 و بحران اقتصادی و مالی سال 2008 و 2009 برخی از عربها سرمایههای خود را از آمریکا و اروپا بیرون کردند که حالا یک ترلیون دلار بیکار خوابیده است و بهدنبال پیدا کردن محل سرمایهگذاری میباشند. شاید نشست اقتصادی ریاض نشان دهد که تا کجا عربها متمایل بهاستفاده از پولهای هنگت خود در آسیای مرکزی می باشند.
در خدمت منافع آمریکا
س-اقای محقق شما ضمن صحبتهای خود بهنوعی نگرانیهای موجود در رابطه بهنزدیکی جمهوریهای آسیای مرکزی با برخی از کشورهای عربی را بیان داشتید. آیا در این رابطه دیدگاههای تکمیلی نیز دارید؟
عبدالله محقق: بله، بهباور من در پی کودتای مصر و اوکراین توجه نشان دادن کشورهای عربی بهآسیای مرکزی دارای پیامهای خاصی میباشد. کارشناسان این دیدگاهها را داشتند که با خروج از افغانستان، آمریکا توجه خود بهآسیای مرکزی را کاهش خواهد داد. این موضوع بهگونهای نیز از طرف برخی از سیاستمداران و رسانههای آمریکایی و غربی تائید میشد ولی تحولات اوکراین نشان داد که واشنگتن قصد ندارد در مقابله با روسیه از خود ضعف نشان دهد. بنابر این فکر میکنم که «کاخ» سفید اهداف خود در آسیای مرکزی و قفقاز را از طریق متحدان عربیاش دنبال خواهد کرد که برگزاری نخستین نشست اقتصادی با آسیای مرکزی و آذربایجان در همین راستا قابل بررسی است.
آمریکا از آن نگران است که روسیه حالا به تدریج از مسائل نظامی و امنیتی پا فراتر گذاشته و بهدنبال ایجاد ساختارهای جدید سیاسی- اقتصادیای است که از آن در غرب بهعنوان تلاشهای مسکو برای احیای نوعی از شوروی و یا امپراتوری روس یاد میشود. بیم آمریکا و غرب از آن است که همگرایی اقتصادی روسیه با آسیای مرکزی این منطقه را از حوزه نفوذ آنها خارج خواهد کرد. بنابر این با جلو انداختن عربها میخواهند موانعی در این مسیر ایجاد کنند.
ادامه دارد…
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
