شفقناافغانستان- امروز صدای خشونت گروه های افراطی و جهادیون در جهان اسلام، گوش دنیا را پر کرده است و نقابی رعب آور و جنگجو از اسلام به نمایش گذاشته اند که ساخته برداشت های قشری آنها از اسلام محمدی است. در چنین شرایطی پرداختن هر چه بیشتر به موضوع جهاد در اسلام، مواقع وجوب آن و ارجحیت صلح یا جنگ اهمیتی روزافزون می یابد.
حجت السلام والمسلمین سید علی موسوی اردبیلی که درباره این موضوعات با خبرنگار شفقنا به گفت وگو پرداخته است، خاطرنشان می کند که «با توجه به سیره ائمه(ع)، اگر دفع ظلم با راه های دیگری امکانپذیر باشد و نیاز نباشد که فرد دست به شمشیر و اسلحه برد، راه های مسالمت آمیز بر راه های خشونت آمیز مقدم هستند». او تاکید می کند که «در سیره پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) هم هیچگاه برخورد خشونت آمیز و منفی نسبت به مخالفان فکری ـ حتی کسانی که منکرین خدا و دهری بودند ـ نمی بینیم. روش برخورد علمای سلف ما نیز هیچگاه چنین برخوردهایی نبوده است.»
موسوی اردبیلی از اینکه تلقی صحیح و روشنی از مبارزه فکری در بین مسلمین وجود ندارد، اظهار تاسف می کند و می گوید: «مبارزه فکری به معنای دشنام دادن و تهمت زدن و القای مطالب خلاف واقع نیست».
مشروح گفت وگوی شفقنا (خبرگزاری شیعیان افغانستان ) با سیدعلی موسوی اردبیلی پیش روی شماست:
*میان مفسران کلاسیک و جدید و همینطور تشیع و اهل سنت در برداشت از جهاد در اسلام تفاوت هایی وجود دارد، برخی اندیشمندان جدید اسلامی معتقدند جهاد در فقه شیعه در دوره غیبت دارای ماهیتی مطلقا دفاعی است، نظر شما در این مورد چیست؟ صلح در اسلام اصالت دارد یا جنگ؟
موسوی اردبیلی: این یک مساله فقهی است. با توجه به منابع و ادله فقهی، ممکن است برداشت های مختلفی در این مسأله وجود داشته باشد اما مشهور فقهای امامیه قایل به این هستند که جهاد ابتدایی در دوره غیبت، مشروع نیست و اگر جهادی وجود داشته باشد، تنها در مقام دفاع امکانپذیر است. نکته ای که از آیات قرآن و نیز برخی روایات و منابع دیگر می توان به آن پی برد، این است که اصل تعامل تاکید شده در قرآن با ملل دیگر، مبتنی بر صلح است؛ به طور مثال در آیه هشتم سوره مبارکه ممتحنه گفته شده است که «لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ» به این معنا که خداوند منعی ندارد به کسانی که در امر دین با شما نمی جنگند و شما را از دیار خود بیرون نرانده اند، نیکی کنید و با عدل و قسط با آنها برخورد کنید که خداوند مقسطین را دوست دارد. در آیه بعدی نیز می فرماید: «إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ». «إِنَّمَا» در این آیه «إِنَّمَا»ی حصر است، یعنی خدا شما را فقط از دوستى با كسانى باز مىدارد كه در امر دين با شما جنگ كرده و شما را از موطن خود بيرون رانده اند؛ هر کس با آنها دوستی بورزد، آنان همان ظالمان هستند. از این آیات شریفه بر می آید که اصل در این است که می توان با کسانی که با ما سر دشمنی ندارند برخوردی دوستانه داشته باشیم. مثالی دیگر از آیات قرآن در این زمینه، آیه 61 سوره انفال است. پس از اینکه در آیه پیشین گفته شده است که «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ …؛ هر چه در توان داريد از نيرو و اسبهاى آماده بسيج كنيد تا با اين (تداركات) دشمن خدا و دشمن خودتان و (دشمنان) ديگرى را جز ايشان كه شما نمىشناسيدشان و خدا آنان را مىشناسد بترسانيد». در آیه 61 می فرماید:« وَإِن جَنَحُواْ لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ» یعنی اگر برای صلح بال و پر باز کردند، تو هم برای آنها بال و پر باز کن، مطالبه صلح را از آنها قبول و بر خداوند توکل کن. البته در برخی دیگر از آیات گفته شده است که اگر گروهی مورد ظلم و ستم قرار گرفتند و از مسلمانان مطالبه نصرت کردند، یاری رسانی به آنها واجب است. در آیه 75 سوره نساء گفته شده است که «وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا؛ شما را چه شده است که در راه خدا و مردان و زنان و كودكان مستضعف نمىجنگيد؟ همانان كه مىگويند پروردگارا ما را از اين شهرى كه مردمش ستمپيشهاند خارج کن و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده و از نزد خويش ياورى براى ما تعيين فرما». در این آیه ترغیب وجود دارد که باید به یاری اینها شتافت، البته باید به این نکته توجه داشت که ایجاد رابطه دوستانه به معنی غفلت و بی توجهی به خطرات بالقوهای که ممکن است مسلمانان را تهدید کند نیست. نکته ظریفی نیز در عهدنامه امیرالمومنین(ع) وجود دارد که اگر به آن دقت شود بسیار روشنگرخواهد بود. حضرت خطاب به مالک اشتر می فرمایند که «هرگز پیشنهاد صلح دشمن که خشنودی خدا در آن است را رد مکن که آسایش رزمندگان، آرامش فکری تو و امنیت کشور در صلح تامین می شود». بلافاصله پس از آن نیز تاکید می کنند که «در زمان صلح نیز از دشمن غافل مشو!» بنابراین هر دو اینها قابل جمع است که انسان نسبت به تحرکات دشمن، هوشیار و مراقب باشد، در عین حال نیز اگر دشمن از او مطالبه صلح کرد، آن را بپذیرد و جنگ را پایان دهد.
* نگاه و توصیه امام علی (ع) که در عین تاکید بر سودمندتر بودن صلح و مسالمت، بر لزوم احتیاط و خوشبین نبودن به دشمن سفارش می کنند، چقدر در اخلاق نظامی ما با این ظرافت به کار گرفته می شود؟
موسوی اردبیلی: اینکه این موضوع در شرایط فعلی چقدر لحاظ می شود را باید از دست اندرکاران امر و کسانی پرسید که موظف به رعایت این امور هستند. به دلیل اینکه شاید فردی مانند من که از بیرون نظاره می کند، در جریان کامل کارهای انجام شده و اقدامات صورت نگرفته نباشد زیرا بسیاری از مسایل انجام شده در این موارد، آشکار نیست بنابراین برای من چندان واضح و آشکار نیست که اقدامات انجام شده در این زمینه با این توصیه ها مطابقت دارد یا خیر!
*طبق توضیحات شما صلح است که در اسلام اصالت دارد، پس چرا در افکار عمومی بسیاری از غیر مسلمانان و حتی برخی از مسلمانان، دیدگاهی نسبت به دین اسلامی مبنی بر دین جنگ و شمشیر وجود دارد؟ این نگاه از کجا ناشی شده است؟
موسوی اردبیلی: در نگاهی به روش پیامبر مکرم اسلام در جنگ ها می توان گفت تقریبا تمامی جنگ های رخ داده در زمان ایشان، جنگ هایی دفاعی بود. مسلمانان مورد هجمه قرار گرفتند و در مقام دفاع از خود دست به شمشیر بردند اما حتی در زمانی که مورد هجمه قرار می گرفتند نیز تمام تلاش آنها این بود که کار به جنگ کشیده نشود. به طور مثال در مطالعه تاریخ جنگ صفین مشاهده می شود که این جنگ چندین ماه به طول انجامید، در حالی که اصل مدت جنگ تا این اندازه طولانی نبوده است. دلیل طولانی شدن زمان جنگ صفین این بود که امیرالمومنین (ع) با وجود تجهیز لشکر پیش از رفتن به میدان جنگ، تمام تلاش خود را کرد تا کار به جنگ کشیده نشده و به صلح ختم شود اما در نهایت امکانپذیر نشد. در قضیه کربلا نیز معروف است امام حسین(ع) فرمودند که نمی خواهند آغازگر جنگ باشند و تلاش خود را برای در نگرفتن این جنگ به کار بردند اما این تلاش نتیجه نداد و علی رغم دلخواه، مجبور به جنگ شدند. در زمان خلفا جنگ ها و فتوحاتی انجام شد که شاید برخوردهای صورت گرفته در آنها آن گونه که مطابق با میل و روش پیغمبر(ص) بود صورت نگرفت. خود این مساله در بین برخی از عوام مسلمانان یا غیر مسلمانان، یک سابقه ذهنی ایجاد کرده که اسلام با شمشیر پیش رفته است اما واقعیت این است که اغراق های بسیاری در آن خصوص صورت گرفته است. به این شکل نیست که در آن زمان مسلمانان، تنها شمشیر به دست گرفتند و مردم را به زور به دین دعوت کردند. در بسیاری از موارد تاریخی مشاهده می شود هنگامی که سپاه اسلام به منطقه ای می رسید، مردم با طوع و رغبت دین را می پذیرفتند. ممکن است موانعی در ابتدا وجود داشت که با شمشیر برطرف می شد اما پس از آن، اصل دعوت به دین مبتنی بر شمشیر نبود و در اکثر موارد با طوع و رغبت بوده است. به نظر می رسد برداشتی که به گفته شما امروز وجود دارد، تا اندازه بسیاری مبتنی بر تبلیغاتی منفی است که علیه مسلمانان صورت گرفته است و یکی از وظایف مسلمانان این است که حتما به تبیین این مسایل بپردازند و این نقاب به ناحقی که بر چهره اسلام زده شده است را از آن بردارند؛ البته این مساله را نیز باید در نظر گرفت که متاسفانه بسیاری از اموری که در حال حاضر در دنیای امروز رخ می دهد نیز در این قضایا بی تاثیر نبوده و تشدید کننده است. به طور مثال بسیاری از تندروی های انجام شده و خشونت های انجام گرفته به نام دین از جمله همین مسایلی که در بسیاری از کشورهای اسلامی مثل افغانستان، عراق، سوریه، لبنان و مناطق دیگر مشاهده می شود. این مسایل به طور قطع تاثیرات منفی بر افکار عمومی مردم خواهد داشت بنابر این جای چنین شکی وجود دارد که «آیا واقعا این گروه ها به صورت خودجوش این اعمال را انجام می دهند یا تحریک شده از جانب اشخاص دیگری هستند؟»
*در صحبت های خود به آیاتی در مورد جهاد اشاره کردید از جمله اینکه آیه 75 سوره نساء، مسلمانان را به جهاد با افرادی که مردمی را مورد ستم قرار داده اند، فرامی خواند، در این آیات منظور قرآن از جهاد چه نوع جهادی است، جهاد با سلاح یا جهاد فکری؟
موسوی اردبیلی: آیه مورد نظر شما تصریح در «مالکم تقاتلون» دارد یعنی مشخص است که جهاد با اسلحه است اما آن نیز یکی از مصادیق جهاد دفاعی است. به هر حال هنگامی که قرار است دفاع صورت بگیرد، مسلمان همانگونه که موظف است از خود در برابر دشمن دفاع کند، وظیفه دارد از مظلوم هم دفاع کند. اگر مظلومی تحت فشار قرار گرفت و به جز جهاد، راهی برای دفع این ظلم وجود نداشت، باید برای دفع ظلم تلاش کرد اما با توجه به سیره ائمه(ع)، اگر دفع ظلم با راه های دیگری امکانپذیر باشد و نیاز نباشد که فرد دست به شمشیر و اسلحه برد، راه های مسالمت آمیز بر راه های خشونت آمیز مقدم هستند.
* این جهاد در دنیای معاصر چگونه تعبیر می شود یعنی تلقی مسلمانان امروز از جهاد تا چه اندازه «مبارزه فکری» است؟
موسوی اردبیلی: باید اذعان کرد که متأسفانه تلقی صحیح و روشنی از مبارزه فکری در بین مسلمین وجود ندارد. مبارزه فکری به معنای دشنام دادن و تهمت زدن و القای مطالب خلاف واقع نیست؛ ممکن است این گونه امور در کوتاه مدت راهگشا باشند و مشکلات را در ظاهر حل کند ولی در بلند مدت به یقین اثر عکس خواهند داشت. روش ما در بیان مطالب و استدلال باید مطابق دستورات قرآنی و روش و سیره معصومین علیهم السلام باشد. در آیه 125 سوره نحل خداوند متعال خطاب به نبی مکرم اسلام(ص) میفرماید: «ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» یعنی: مردم را با سخنان استوار و اندرزهای نیکو و زیبا به راه پروردگارت بخوان و با ایشان به شیوهای گفت وگو کن که بهتر و نیکوتر است؛ بی گمان پروردگارت به حال کسانی که از راه او منحرف میشوند یا این که راهیاب می گردند آگاه تر است. در سیره پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) هم هیچگاه برخورد خشونت آمیز و منفی نسبت به مخالفان فکری ـ حتی کسانی که منکرین خدا و دهری بودند ـ نمی بینیم. روش برخورد علمای سلف ما نیز هیچگاه چنین برخوردهایی نبوده است.
* چرا در میان تفاسیر مختلف، صدای اسلام شیعی در تاکید بر اصالت صلح و دفاعی بودن جهاد، کمتر شنیده شده یا اصلا شنیده نشده است؟
موسوی اردبیلی: این یک قاعده کلی است؛ همیشه صدای احساسات و هیجانات از صدای منطق بلندتر است. تهییج احساسات موجب می شود، فکر، منطق و تعقل به عقب رانده و شور، هیجان و سر و صدا بر جامعه غالب شود؛ بنابراین هر که به دنبال شنیده نشدن صدای اهل منطق باشد، هیجانات را تهییج می کند و با بر هم زدن آرامش فکری مردم، آرامش را از جامعه می گیرد. تهییج احساسات بسیار ساده تر از آن است که بخواهند فردی را با منطق قانع کنند بنابراین آن افرادی که با تهییج هیجان و تشویق مردم به درگیری، آغاز به تبلیغ مطالب خود می کنند، به طور طبیعی صدای بلندتر از آنهایی دارند که به تفکر، آرامش و تعقل دعوت می کنند.
ما باید به این نکته برسیم که برنده نهایی یک مبارزه فکری آن کسی است که منطق قوی تری دارد. اگرچه آن کسی که صدای بلندتری دارد ممکن است در ابتدا غالب به نظر برسد ولی پس از فرونشستن گرد و غبار معلوم می گردد که غالب واقعی کیست. اگر ما مدعی این هستیم که منطق ما و مبانی فکری ما قوی تر است که همین گونه نیز هست، باید در میدان مبارزه فکری از همین سلاح که برندهترین و مؤثرترین سلاح است استفاده کنیم که اثر بلندمدتتر و ماندگارتری دارد. به نظر من کنار گذاشتن سلاح منطق و توسل جستن به امور حاشیهای دامی است که مخالفین ما بسیار مایل به افتادن ما در آن هستند و باید نسبت به این نکته فوق العاده هوشیار باشیم.
*این راهکار، دفاعی است یا تهاجمی؟
موسوی اردبیلی: ممکن است دفاع، مقدمه ای برای تهاجم باشد. شما دفاع و هجمه دشمن را خنثی می کنید بعد با سلاح عقل و منطق به او حمله می کنید. هیچ فرمانده نظامی در هیچ جبهه جنگی نمی گوید که تمام کار و تلاش ما فقط حمله است و اصلا دفاع در منطق ما نیست. در بسیاری از موارد، فرماندهان جنگی عقب نشینی می کنند و آن را «عقب نشینی تاکتیکی» می خوانند، موضع خود را مستحکم، سپس آغاز به حمله می کنند. به طور مثال در انفجار حرم امامین عسگریین در سامرا که چند سال پیش اتفاق افتاد و دل همه را به درد آورد، طبیعی بود که هیجانات علاقه مندان به اهل بیت(ع) به شدت تحریک و جریحه دار شد. شاید در آن زمان بسیاری از افراد فکر می کردند که باید به سرعت عکس العملی بسیار شدید در برابر این قضیه نشان داد و مقابله به مثل و کارهایی از این قبیل داشت اما خوشبختانه مشاهده شد با عقل و منطقی که به ویژه در مرجعیت مستقر در نجف به کار گرفته شد، جلوی این هیجانات گرفته و کنترل شد. این کنترل ها اجازه نداد موضوع به درگیری طایفه ای و مذهبی منجر شود. به طور قطع یکی از اهداف اصلی کسی که چنین کاری انجام می دهد، این است که پس از انفجار یک درگیری مذهبی ایجاد شود تا به قول معروف بتواند از آب گل آلود ماهی بگیرد اما عقل و منطقی که الحمدلله در اینجا به کار گرفته شد، نقشه دشمن را خنثی کرد. ما باید تا جای ممکن کاری کنیم که دشمن، نتواند جنگ را به زمین خود که میدان درگیری و منازعه است بکشاند و حتی الامکان مبارزه را در زمین خودمان که زمین عقل و استدلال و منطق است دنبال کنیم.
*در مثال شما و موارد مشابه دیگر تا چه اندازه این استفاده از عقل و منطق، نمود بیرونی داشته و چقدر به شکلی موفقیت آمیز به کار گرفته شده است؟
موسوی اردبیلی: یقینا تاثیر داشته است. هیجانات و تحریک احساسات دارای اثری سریع است که ماندگار نیست. ممکن است اثری بسیار سریع نشان دهد اما این اثر به همان سرعتی که ایجاد شده، زایل نیز می شود، در حالی که اثرگذاری عقل و منطق ممکن است کمی کند باشد اما ماندگار است. به این معنا که وقتی چهره ای معقول از تشیع نشان داده می شود که با تدبیر، عقل و درایت عمل می کند، ممکن است در کوتاه مدت اثر چندانی بر آن مترتب نشود اما به طور قطع در درازمدت آثاری بسیار گرانبها خواهد داشت. به نظر می رسد توجهی که امروز در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی به مکتب اهل بیت(ع) وجود دارد، تا حد فراوانی از آن جهت است که درک کرده و به این نکته رسیده اند که افراد تابع این مکتب، به دنبال گفت وگو، تعامل و صحبت منطقی، عاقلانه، به دور از تحمیل عقاید خود بر دیگران و برانگیختن احساسات است. این آثار یقینا در درازمدت به سود تشیع و اصل اسلام است.
*طبق عقیده کارشناسان، آیاتی که اصالت را به صلح داده اند و جنگ را مشروط به فتنه ناشی از تهاجم می دانند، بسیار هستند و همین مساله مفسران معاصر شیعه را به تاکید بر ماهیت دفاعی آیات جهاد سوق داده است. آیا این دیدگاه تنها در مورد کفار مطرح شده است؟ به طور مثال این آیات در مقابله با گروه های تکفیری که از مسلمانان به شمار می روند، چگونه صدق می کند؟
موسوی اردبیلی: بحث دفاع، تنها منحصر به دفاع در برابر کافر نیست بلکه دفاع مشروع است ولو کسی که به انسان هجمه و حمله می کند، مسلمان باشد. به عنوان مثال اگر فردی قصد حمله به دیگری و کشتن او را داشته باشد ولو اینکه فرد مهاجم، مسلمان نیز باشد، فرد مورد هجمه قرار گرفته حق دفاع دارد. به این شکل نیست که چون فرد مهاجم، مسلمان است، تسلیم شوند و نظاره کنند، در نتیجه دفاع فقط منحصر به جایی نیست که مسلمان مورد هجمه غیر مسلمان واقع شود. اگر مسلمانی ولو توسط مسلمان دیگری مورد هجمه واقع شود و مظلوم باشد یعنی هجمه و حمله او به حق نباشد، باید از مسلمانی که مظلوم واقع شده است، دفاع کرد.
* در اینجا نقش مبارزه فکری چیست؟
موسوی اردبیلی: این یک قاعده کلی است. تا جای ممکن انسان باید برای دفاع از خود یا یاری رساندن به فردی که مورد ظلم واقع شده، دست به اسلحه نبرد؛ شیوه ائمه(ع) نشان می دهد که این روش مقدم بر روش های دیگر است.
*این اولویت داشتن مبارزه فکری توان عملی شدن در واقعیت را نیز دارد؟
موسوی اردبیلی: بله! ممکن است در برخی موارد نیز پاسخگو باشد؛ نباید ناامید بود. موارد بسیاری در تاریخ مشاهده شده که این راه برای حل ماجرا کافی نبوده است اما به این معنا نیست که اصلا امکانپذیر نیست. ممکن است در مواردی با سعی و تلاش به نتیجه رسید و پاسخ مثبت گرفت.
* برای برقراری صلح چطور؟ آیین مصالحه و مذاکرات سیاسی در اسلام بر اساس قرآن و سنت چه مولفه هایی دارد؟
موسوی اردبیلی: آیات مورد استناد و مطلبی که از عهدنامه مالک اشتر ذکر شد، نشان داد که در کتاب و همینطور سنت پیامبر(ص) برای صلح هیچ محدودیتی وجود ندارد اما این صلح باید به نحوی باشد که عزت و سربلندی مسلمانان در آن تامین شود و نباید از سر ذلت باشد. از سوی دیگر پذیرش صلح نباید موجب غفلت انسان از دشمن شود. بنابراین باید صلح و مطالبه مصالحه را پذیرفت اما با در نظر گرفتن دو فاکتور مهم، یک: باید سربلندی، عزت و اقتدار جامعه اسلامی در این قضیه لحاظ شود، دوم: پس از قبول صلح باید به طور کامل هوشیاری و دقت در امر دشمن انجام گیرد و غفلت از دشمن تحت هیچ شرایطی صحیح نیست.
* این الگو چقدر قابل اجرا شدن در دنیای معاصر است؟
موسوی اردبیلی: در دنیای معاصر هم امکانپذیر است. به این شکل نیست که این عوامل کلی در دنیای معاصر متفاوت شده است؛ ممکن است ابزار تغییر کرده باشد که یقیناً تغییر کرده است. تکنولوژی و اسباب و آلات تغییر کرده اما قواعد کلی همان قواعد است. ما باید همواره خود را آماده نگه داریم و حتما به سلاح علم، تکنولوژی و جمیع اسبابی که پیشرفت مادی و دنیوی ما منوط بر آن است، تسلیح شویم؛ البته نه به این معنا که با دنیا سر جنگ داشته باشیم. ما با هیچکس سر جنگ نداریم و باید در عین آماده بودن، اگر مطالبه صلح و درخواست تعاملی صورت گرفت، پاسخ مثبت به آن داد.
* برخی مطرح می کنند که اگر دنیا با ما سر جنگ داشت، چه باید کرد؟
موسوی اردبیلی: اگر واقعاً همه دنیا با ما سر جنگ دارد، باید همان جهاد دفاعی را البته با طی مراتب و مراحل آن به کار گرفت. در موارد بسیاری ممکن است بتوان با گفت و گو، عقل و منطق این خطا را برطرف کرد. در آنجا لازم نیست به محض مشاهده کوچکترین تهدیدی دست به سلاح برد و اگر امکانپذیر است باید بدون دست به اسلحه شدن، آن تهدید را برطرف کرد. البته باید توجه داشت که دنیای امروز به این شکل نیست که همه با هم متحد باشند، یک حرف را بزنند و اگر تهدیدی متوجه ما باشد، تمام دنیا با همدیگر جمع شده اند و در حال تهدید ما هستند؛ حتی در متن جامعه کشورهایی که سیاستمداران و حکام آنها با ما تخاصم دارند، افراد بسیاری هستند که این سیاست ها را نمی پذیرند. به همین دلایل باید از ابزار موجود به طرز صحیحی بهره برد و بر روی این افراد کار کرد. این نقطه ضعف ماست که نمی توانیم از این امکانات به خوبی استفاده کنیم و در جامعه آنها تاثیرگذار باشیم زیرا یقیناً فشاری که افکار عمومی به آنها وارد می کند، می تواند سیاست هایشان را تغییر دهد.
انتهای پیام
