یکشنبه 27 ثور 1405

آخرین اخبار

پیشرفت در هوش مصنوعی؛ تحلیل تومور حالا در چند دقیقه ممکن شد

شفقنا افغانستان – پژوهشگران دانشگاه سدارس-سینای لس‌آنجلس ابزار هوش...

اکونومیست: جهان در آستانه «آخرالزمان شغلی» هوش مصنوعی قرار دارد

شفقنا افغانستان- نشریه اکونومیست در گزارشی نوشته که دنیا...

فریاد عدالت‌خواهی در کلام امام جواد(ع)؛ مناجاتی علیه ظلم و فساد

شفقنا افغانستان- امام جواد(ع) در مناجات کشف ظلم بیان...

ربایش ده‌ها دانش‌آموز در نیجریه؛ بازگشت سایه وحشت به مدارس

شفقنا افغانستان– ساکنان ایالت بورنو در شمال شرقی نیجریه...

العرب: جنگ ایران محصولات زراعتی مصر را نابود می‌کند

شفقنا افغانستان - جنگ جاری در منطقه خاورمیانه فشارهای...

طالبان: ترکیه برای ۲۰ هزار افغان ویزای دامداری صادر می‌کند

شفقنا افغانستان _ وزارت مهاجرین طالبان اعلام کرده است...

محقق از افزایش فشارهای مذهبی بر شیعیان هشدار داد

شفقنا افغانستان _ محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی...

مقام ارشد آمریکایی: افغانستان همچنان در خط مقدم تهدیدهای تروریستی قرار دارد

شفقنا افغانستان- یک مقام ارشد نظامی ایالات متحده اعلام...

بازگشت اجباری بیش از ۵ هزار مهاجر افغانستانی در یک روز؛ تشدید بحران انسانی

شفقنا افغانستان– معاونت سخنگوی طالبان اعلام کرد که روز...

نرخ اسعار خارجی در برابر پول افغانی/ شنبه ۲۶ ثور ۱۴۰۵

شفقنا افغانستان – بر اساس اعلام سراسری شهزاده، بازار...

نیویورک تایمز مدعی شد؛ احتمال ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا ظرف چند روز آینده

شفقنا افغانستان– روزنامه نیویورک تایمز بامداد شنبه ادعا کرد...

چرا انسان از پیروی خدا باز می‌ماند؟/شرح آیت الله جوادی آملی

حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی در درس تفسیر قرآن خود بیان کرد: پیروی هوا انسان را از راه خدا باز می‌دارد. تحلیلی که قرآن درباره اینکه چه طور می‌شود که انسان از پیروی خدا باز می‌ماند این است که اگر کسی صحنه محاکمه را منکر باشد،‌ یا از یاد ببرد این چنین آدمی رهاست، اگر کسی نداند مسئول است و اگر کسی نداند که این عمل زنده است و دامنگیر او می‌شود و او را به هر سمتی که بخواهد می‌برد خود را رها می‌پندارد و خیال می‌کند که رهاست و این برای این است که یا معتقد است بعد از مرگ خبری نیست یا اینکه فراموش کرده است. آن چیزی که جلوی هوا و هوس را می‌گیرد اعتقاد رسمی به محکمه و معاد است.

به گزارش خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان)، حضرت آیت‌الله جوادی آملی در ادامه سلسله جلسات درس تفسیر خود در تفسیر آیات 21 تا 26 سوره مبارکه «ص» روز شنبه ،20 اردیبهشت ماه، بیان کرد: در سوره مبارکه «ص» بعد از اشاره به خطوط کلی اصول دین نام شش پیامبر را به اجمال می‌برد بعد جریان نوح پیامبر (ع) را ذکر می‌کند و در این بخش سر فصل قصه حضرت داوود (ع) را ذکر می‌کند و برای اثبات نزاهت آن حضرت از هر نقض و عیبی قصه او را محفوف به دو فضیلت قرار می‌دهد؛ یعنی قبل از شروع به قصه از آن حضرت به عظمت یاد می‌کند بعد از پایان قصه نیز از آن حضرت به عظمت یاد می‌کند که مبادا خدای ناکرده نقصی و عیبی به آن حضرت داده شود.

وی ادامه داد: در جریان این قصه در صدر قصه فرمود: او کسی بود که سلسله جبال را تربیت کرد، او به قدری نافذ بود که سنگ و گل را آدم کرد و خداوند به پیامبر می‌فرماید تو اگر بخواهی این آدم‌ها را کامل کنی نمی‌توانی اما حضرت داوود کسی بود که بالاخره کاری کرد که سنگ و گل در نماز جماعت با او همراه بودند. درست است که هر سنگی و گلی بر اساس سوره اسراء ذکر و تسبیح خداوند را می‌گوید اما همین ذاکران، همین مسبحان همین مکبران را او سامان بخشید طوری که در عبادت‌های عمومی این سلسله با او تسبیح می‌گفتند، این سلسله جبال با او تکبیر می‌گفتند. اما در شریعت تو کسانی هستند « فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً» که قلب‌شان مانند سنگ یا حتی بعد تر از سنگ هستند. بالاخره از گلی باشد، سنگی باشد، لایی باشد و جمود نداشته باشد این در تحت تدبیر داوود (ع) قرار بگیرد بالاخره کامل می‌شود. اما کسانی هستند که نه تنها حیوان و حتی بدتر از حیوان هستند « َالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ» بلکه « فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً» هستند. در قصه داوود که توانست سنگ و گل را با خود موافق کند ولی کسانی در مکه بودند که با ژیامبر(ص) موافق نشدند آنها حتی از سنگ و گل هم بدتر هستند برای تثبیت همان است که آنها « کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَة» هستند.

این مرجع تقلید بیان کرد: صدر این قصه به این صورت شروع شد که خداوند از عظمت داوود می‌گوید و میفرماید: «إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ؛ ما کوه‌ها را رام ساختيم که او را همراهى کنند، آنها شامگاهان و بامدادان هم آوا با داود، خدا را تسبيح مى‌گفتند. و پرندگان را نيز گرد آمده در کنار او، رام ساختيم تا هم آوا با او تسبيح گويند. آرى، کوه‌ها و پرندگان، همه تسبيح خدا مى‌گفتند و با تسبيح خود همواره به خدا رجوع مى کردند» بعد می‌فرماید: «وَشَدَدْنَا مُلْكَهُ وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ؛ فرمانروايى او را استوار ساختيم و به او حکمت و توانِ فصل خصومت داديم» این‌ها همه در صدر قصه بود اما خداوند در انتهای قصه نیز با نیکی از داوود یاد می‌کند و می‌فرماید: « وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ؛ و قطعاً او را نزد ما مرتبه‌اى بلند است و بازگشتى نيکو خواهد داشت»و حتی زمانی که وارد قصه می‌شود از این قصه با عظمت و بزرگی یاد می‌کند و نشانه اهتمام به این قصه در این آیات وجود دارد.

وی افزود: در تبیین این قصه فرمود داوود که اهل تسبیح و ذکر و عبادت بود در محراب عبادت خودش مشغول عبادت بود که از بالای محراب بالای دیوار چند نفری وارد شدند در وقت غذا نبود از طریق عادی نبود، اینکه از بالای محراب عده‌ای وارد شدند حضرت داوود احساس خوف کرد آنها که وارد شدند به حضرت گفتند که خوفناک و بیمناک نباش « إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لَا تَخَفْ» کسی از بالای دیوار و راه غیر عادی وارد می‌شود بعد هم می‌گوید نترس و حرف او انسان بیمناک را مطمئن می‌کند معلوم می‌شود که داستان عادی نیست. بیان آیات نشان می‌دهد که این دو گروهی که وارد شدند خصم یکدیگر بودند و از داوود می‌خواستند که بین آنها با عدل قضاوت کند.

این مفسر قرآن بیان کرد: گوینده یکی از این دو گروه گفت که برادر من که او 99 گوسفند دارد و من یک گوسفند دارم و این کسی 99 گوسفند دارد به من گفته است « أَكْفِلْنِيهَا وَ عَزَّنِي فِي الْخِطَابِ» گوسفندت را به من واگذار کن و نه تنها این پیشنهاد را داد بر من در خطاب قالب شد و اصرار که باید این کار را انجام دهی. در این گفتگو او شده است عزیز و من شده‌ام ذلیل. شما ما را کمک کنید. حضرت داوود نیز قبل از اینکه دیگری سخن بگوید گفت اگر اینطور باشد که تو گفتی پس آن برادری که 99 گوسفند دارد به تو ظلم کرده است. همین که بخواهد طرف دیگر دعوا سخن بگوید حضرت داوود متوجه شد که در محراب کسی نیست و همه غیب شدند از همین رو متوجه شد که اینها انسان نبودند و فرشته بودند که خداوند برای امتحان حضرت داوود فرستاده بود و بعد از همین جریان بود که خداوند به حضرت داوود مقام قضاوت داد که مبادا در داوری شتاب کنی و قبل از اینکه حرف دیگری را بشنوی داور باشی.

وی ادامه داد: وقتی داوود فهمید این جریان امتحان الهی بود« وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ؛ لى دريافت که ما او را بدين وسيله آزموده‌ايم و او به سبب شتاب در قضاوت دچار لغزش شده است، پس از پروردگارش آمرزش خواست و به رکوع درآمد و به درگاه خدا توبه کرد» به خاطر اینکه عجله کرده بود و حرف دیگری را گوش نداده بوده است استغفار کرد و از خداوند طلب مغفرت کرد و خداوند نیز او را بخشید. این امتحان برای حضرت داوود تمثل بود و فرشتگان این امتحان را بازسازی کرده بودند و در حقیقت این موجودیت واقعی نداشت که بخواهیم بگوییم حضرت داوود دچار معصیت و گناه شد. این تمثیل نشان می‌دهد که آنجا سخن از تکلیف نبود، شریعت نبود، ترک اولی نبود و نیازی نبود که انسان از عصمت سخن بگوید مثل کسی که در عالم رویا که عالم تمثیل است قرار بگیرد یا حتی خواب اینجا هم عالم تمثل است اما این مثال منفصله و در بیداری است اما رویا عالم تمثل متصله و در خواب است. مطلب دیگر اینکه هر جا معصیت باشد شریعت هست اما هر جا که عصمت وجود داشته باشد دلیل بر شریعت نیست.

آیت‌الله جوادی آملی تصریح کرد: داستان حضرت آدم و خوردن سیب هم همینطور بود آنجا شریعتی نبود که بخواهیم بگویم حضرت آدم گناه کرده باشد و از عصمت زائل شده باشد و شریعت از زمانی برای آدم مشخص شد که به زمین هبوط کرد و خداوند به او فرمود از این به بعد اگر دستوری، امری، شریعتی آمد باید مواظب باشی و به آن عمل کنی و در داستان حضرت داوود هم همینطور بود؛ چرا که خداوند به او فرمود از این به بعد که به تو مقام قضاوت داده شد و تو خلیفه روی زمین شدی باید مواظب باشی.

این مفسر قرآن کریم بیان کرد: بعد از اینکه خداوند حضرت داوود را به عنوان خلیفه خودش در زمین معرفی می‌کند او را از پیروی هوا باز می‌دارد:‌« يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» چرا که پیروی هوا انسان را از راه خدا باز می‌دارد. تحلیلی که قرآن درباره اینکه چه طور می‌شود که انسان از پیروی خدا باز می‌ماند این است که اگر کسی صحنه محاکمه را منکر باشد،‌ یا از یاد ببرد این چنین آدمی رهاست، اگر کسی نداند مسئول است و اگر کسی نداند که این عمل زنده است و دامنگیر او می‌شود و او را به هر سمتی که بخواهد می‌برد خود را رها می‌پندارد و خیال می‌کند که رهاست و این برای این است که یا معتقد است بعد از مرگ خبری نیست یا اینکه فراموش کرده است. در این آیه دلیلی که بیان می‌شود فراموشی روز حساب است که اولین و آخرین حرف فراز پایانی آیه است که می‌فرماید: « بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ» و گرنه اعتقاد به مبدا آنقدر موثر نیست چرا که مشرکین هم اعتقاد به خدا داشتند این مطلب یک اثر علمی دارد اما آنکه جلوی آدم را می‌گیرد مسئله معاد است. آن چیزی که جلوی هوا را می‌گیرد اعتقاد رسمی به محکمه و معاد است.

انتهای پیام

www.afghanistan.shafaqna.com

اخبار مرتبط