شفقنا افغانستان- چرا دولت های متوالی در آمریکا از اعراب متنفر بوده و بر علیه ملت های عربی توطئه کرده و می کنند که نه تنها هیچ گونه آسیبی به آنها نرسانده، بلکه دست دوستی را نیز به سویشان دراز کرده اند؟ چرا پاسخ آمریکا به دوستی اعراب، مخالفت با آرزوهای آنها جهت دستیابی به پیشرفت و یکپارچگی می باشد؟ چرا این کشور به صورت علنی اعلام کرده که گسترش هرج و مرج در کشورهای عربی هدف اصلی سیاست هایش در منطقه می باشد؟ چرا دولتمردان آمریکا به ملت خود و دیگر ملت های جهان دروغ گفتند تا کشوری در حجم و اندازه عراق را نابود کرده و صدها هزار تن از شهروندان این کشور را به قتل برسانند؟”
به گزارش سرویس ترجمه “شفقنا”، “جلال عارف”، نویسنده و تحلیلگر مصری و رئیس شورای عالی مطبوعات این کشور، در مقاله ای تحلیلی که تحت عنوان “اعراب و آمریکا و پرسش تنفر” روی پایگاه اینترنتی روزنامه اماراتی “البیان” قرار گرفته، با اشاره به روابط میان آمریکا و کشورهای عربی پس از پایان جنگ جهانی اول تاکنون، سیاست های دولت های متوالی در آمریکا در قبال اعراب و نشان دادن آنها به عنوان افرادی متنفر از این کشور را به شدت مورد انتقاد قرار داده و تاکید کرده که تمامی تحولات رخ داده به ویژه طی هزاره سوم میلادی نشان می دهند که دولتمردان آمریکایی همواره از اعراب تنفر داشته و بر علیه آنها اقدام کرده اند، جایی که در مقاله خود آورده است:
«اینکه دولت آمریكا به دیدگاه ملت های جهان در مورد خود اهمیت بدهد یک مسئله طبيعی است، در همین راستا موسسه افکارسنجی “گالوپ” و موسسه بین المللی “میریدیان” اقدام به انجام یک نظرسنجی مشترک در رابطه با جایگاه آمریکا در افکار عمومی جهانیان کرده اند.
بر اساس نتایج نظرسنجی مشترک “گالوپ” و “میریدیان”، کمتر از نصف ملت های جهان یعنی 46 درصد آنها نگاهی مثبت به آمریكا داشته و ما بقی ملت ها مخالف رهبری “واشنگتن” بر جهان می باشند.
در واقع گزارش ها و نظرسنجی های نشان دهنده تنفر ملت های جهان از آمریکا، یادآور تحولات پس از حملات تروریستی به برج های دوقلوی مرکز تجارت جهانی در شهر “نیویورک” در 11 سپتامبر سال 2001 میلادی می باشد، جایی که در آن هنگام با شعار “چرا از ما متنفر هستند؟”، تبلیغات منفی بر علیه اعراب و مسلمانان رو به افزایش نهاد.
در آن هنگام این پرسش را مطرح کردم که کدام یک این حق را دارند چنین پرسشی را از دیگری بپرسند؟ “جورج دبلیو بوش”، رئیس جمهوری قاتل آمریکا یا ملت های عربی که از سياست های این کشور به ستوه آمده اند، سیاست هایی که نشان می دهد آمریکا آماده به رسمیت شناختن تمامی قوميت ها در سراسر جهان بوده به جز قوميت عربی، آمادگی برقراری روابط دوستانه با تمامی قومیت ها به جز اعراب را دارد و بر این باور است که منافع خود با منافع اسرائيل و تمامی قدرت های منطقه ای از ايران گرفته تا تركيه و اثيوپی، مطابقت دارد اما هرگز نمی تواند با منافع اعراب تطابق داشته باشد حتى اگر اعراب تمامی تضمین های لازم برای اثبات حسن نيت خود و تاکید بر تامین منافع آمریکا را نیز ارائه دهند.
هنگامی که حملات تروریستی 11 سپتامبر سال 2001 میلادی به وقوع پیوست، آمریكا از سده آمریکایی جديد پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و همچنین ضرورت “اختراع دشمن جديد” صحبت می کرد، دشمنی که برخی ها پیشنهاد می کردند “اسلام” باشد.
با این حال، من مطمئن بودم که آن دشمن جدید “جهان عرب” خواهد بود، اگر نسبت به این مسئله شک دارید، کافی است نگاهی به نتایج نظرسنجی مشترک “گالوپ” و “میریدیان” بیندازید که بر اساس آن، ايران که سال های سال آمریكا را “شيطان بزرگ” می نامید، در پایین فهرست قرار دارد، جایی که تنها 11 درصد از ایرانی ها مخالف رهبری آمریكا بر جهان هستند، این در حالی است که فلسطين با 80 درصد مخالفت با رهبری آمریکا بر جهان و لبنان نیمه مسيحی نیز با 70 درصد در رده های نخست و سوم فهرست مذکور جای گرفته اند.
نخستین نکته اساسی در اظهارنظر در مورد این نظرسنجی و سایر نظرسنجی هایی که به همین روش صورت می گیرند، این است که همه آنها دارای این اشتباه آشکار هستند که ملت های عرب را به گونه ای نشان می دهند که با خود آمریکا دشمنی دارند نه با سياست های اشتباهی که دولت های متوالی این کشور آنها را در پیش گرفته و در نتیجه، از اسرائيل حمایت کرده و به دشمنی با ملت های منطقه پرداخته اند.
دومین نکته اساسی نیز این است که اگر زمینه ای برای صحبت در مورد تنفر وجود داشته باشد، پرسش باید در جای درستی مطرح شود، در نتیجه باید از دولت های متوالی آمریکا بپرسیم چرا از ما متنفر هستید؟ چرا در مورد ارزش های آزادی، دموکراسی و برابری در سراسر جهان صحبت می کنید، اما هنگامی که به جهان عرب می رسید، همه چیز را از یاد می برید؟ چرا جوانان عرب را برای جنگ در افغانستان و سایر نقاط جهان با خود بردید، اما به محض اینکه جنگ را به پایان رسانده و دیگر نیازی به این جوانان نداشتید، آنها را به کشورهای عرب بازگرداندید تا این کشورها را به نابودی بکشانند و خشونت، تروریسم و تخریبی را در آنها گسترش دهند که از سرویس های اطلاعاتی آمریکایی یاد گرفته اند؟
پرسش واقعی از دولت های متوالی آمریکا این است که چرا از اعراب متنفرید؟ چرا بر علیه ملت های عربی توطئه می کنید که نه تنها هیچ گونه آسیبی به شما نرسانده اند، بلکه دست دوستی را نیز به سویتان دراز کرده اند؟ چرا پاسخ شما به دوستی اعراب، مخالفت با آرزوهای آنها جهت دستیابی به پیشرفت و یکپارچگی می باشد؟ چرا به صورت علنی اعلام می کنید که گسترش هرج و مرج به اصطلاح خلاقانه در کشورهای عربی هدف اصلی سیاست هایتان در منطقه می باشد؟
در همین حال، چرا به ملت خود و دیگر ملت های جهان دروغ می گویید تا کشوری در حجم و اندازه عراق را نابود کرده، صدها هزار تن از شهروندان این کشور را به قتل رسانده و خاک آن را به مناطق نفوذی تبدیل می کنید که در درگیری های خود، بر سر آنها چانه زنی می کنید؟
علاوه بر این، چرا گروهی تروریستی همچون “اخوان المسلمین” را هم پیمان خود قرار می دهید و از آن پشتیبانی می کنید تا در مصر حكمرانی کند و بر علیه سایر کشورهای عربی دست به توطئه چینی بزند؟ چرا هنگامی که حکمرانی “اخوان المسلمین” در 30 ژوئن سال 2013 میلادی به دست شهروندان مصری سرنگون شد، به دشمنی با مصر روی آورده و تمامی امكانات خود را در اختیار این گروه قرار دادید که به صورت علنی اعلام کرده با گروه “القاعده” و سایر گروه های تروریستی هم پیمان است، گروه هایی که با صحبت در مورد دشمنی خود با آنها و جنگ بر علیه آنها، سر جهانیان را به درد آورده اید؟!
تمامی داستان به صورت خلاصه این است که شما آمریکایی ها پس از جنگ جهانی اول، از تمامی ملت های جهان جهت دستیابی به آزادی و استقلال پشتیبانی کردید، اما هنگامی که به مصر و اعراب رسیدید، تمامی “اصول ويلسون” (اصول چهارده گانه ای که پس از جنگ جهانی نخست از سوی “توماس وودرو ویلسون”، رئیس جمهوری وقت آمریکا، برای جهان پیشنهاد شد) را فراموش کرده و در تقسیم غنیمت های عربی بر هم پیمانان خود، مشاركت کردید.
پس از جنگ جهانی دوم نیز با هدف به ارث بردن استعمار کهن و تسلط بر منطقه و جهان، باز هم همان فاجعه پیشین را تکرار کردید و هنگامی که در مصر انقلاب 23 ژوئيه سال 1952 میلادی (کودتای نظامی گروهی از افسران ارتش که به سرنگونی نظام پادشاهی و برپایی نظام جمهوری در این کشور منجر شد) به وقوع پیوست و آینده ای روشن برای اعراب در دوردست ها دیده شد، از بین بردن “جمال عبدالناصر” (دومین رئیس جمهوری تاریخ مصر) به هدفی برای شما تبدیل شده و تمامی کشورهای غیر عرب منطقه را به همراه اسرائيل به کار گرفتید تا مانع از پیشرفت اعراب شوید، در حال حاضر نیز همان داستان و البته به صورت زشت تری در حال تکرار شدن است، جایی که هرج و مرج و آشوب را در کشورهای عربی گسترش می دهید.
در پایان باید گفت که حق ما اعراب است در مورد تنفر بپرسیم و همچنان منتظر آن روزی بمانیم که در آن، ملت آمریکا واقعیت را ببیند و ابعاد حقه رهبران خود را درک کنند، جایی که آنها منافع این کشور را فدای منافع اسرائيل کرده و گمان کردند پیشرفت و یکپارچگی اعراب همان خطری است که باید با آن بجنگند، در نتیجه همان دشمنی و خصومت به وجود آمد که دولتمردان آمریکا در تلاش هستند آن را این گونه توجیه کنند که اعراب از آمریکایی ها متنفر هستند و این در حالی است که تمامی واقعیت ها نشان می دهند که تنفر ساخته خود آمریکا می باشد.»
ترجمه از “شفقنا”
انتهای پیام
