شفقنا افغانستان – حملههای پی هم طالبان به اهدافی که موجب قتل غیرنظامیان و نظامیان میشود، نشاندهندهی آن است که رهبران این گروه بیش از اینکه به صلح فکر کنند، به دوام جنگ میاندیشند.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان؛ حمله به فرماندهی پولیس قندهار و انفجار بمب مقناطیسی در کنار دروازه ورودی دانشگاه کابل، به اضافهی تشدید جنگ در بادغیس و دیگر ولایتهای غربی، نشان میدهد که شورای کویته قصد مذاکره و ختم جنگ را ندارد. به نظر میرسد که هدف اصلی و اساسی طالبان از مذاکره با امریکاییها، گرفتن تضمین خروج است. آنان میخواهند که تضمین خروج از امریکاییها بگیرند، ولی با افغانها به جنگ ادامه دهند. طالبان میخواهند صرف با امریکا مصالحه کنند؛ آنان میخواهند که با دولت افغانستان و مجموع افغانها به جنگ ادامه دهند. آنان شاید در صورتی به ختم جنگ بیندیشند که دولت و دیگر نیروهای سیاسی آمادهی تسلیم شدن باشند.
روشن است که تسلیم شدن، صلح نیست. صلح زمانی اتفاق میافتد که هردو طرف جنگ بهای آن را بپردازند. اگر یک طرف جنگ هیچ بهایی نپردازد، معنایش این است که طرف مقابل به او تسلیم شده است. طالبان هم از دولت، نهادهای دولتی و نیروهای سیاسی افغانستان خواستار تسلیمی هستند. شاید برخی از سیاستمداران هم به آنان وعدهی تسلیمی داده باشند. صلح در حال حاضر در آجندای طالبان نیست. حال باید جهان تصمیم بگیرد که به صورت یکجانبه با طالبان صلح میکند یا تا زمانی که گروه طالبان به صلح با دولت افغانستان و مجموع افغانها حاضر نشود، با این گروه قرارداد صلح امضا نمیکند.
واقعیت این است که صلح طالبان و امریکاییها در صورتی که ادامهی آن صلح طالبان با دولت و مردم افغانستان نباشد، بیثباتی را از افغانستان گم نمیکند. در صورتی که جهان با طالبان صلح کند ولی طالبان با مردم و دولت افغانستان صلح نکند، ثبات در افغانستان محقق نمیشود. وقتی در افغانستان ثبات و جود نداشته باشد، امکان ندارد که دنیا از این بخش از جهان تهدید نشود. وقتی دنیا از این بخش از جهان تهدید نمیشود که در افغانستان یک دولت باثبات و متعهد به امنیت بینالمللی و ارزشهای آن وجود داشته باشد. حملهی تروریستی ۱۱ سپتامبر هم ریشه در فروپاشی نهاد دولت و وجود هرجومرج در افغانستان داشت. القاعده را هرجومرج و نبود دولت در جغرافیای افغانستان تقویت کرد. در صورت دوام بیثباتی، تردیدی نیست که جهان همچنان از ناحیهی افغانستان تهدید خواهد شد.
مردم افغانستان هم مشروعیت صلح یکجانبهی قدرتهای بزرگ با طالبان را نمیپذیرند. دیپلماتهای امریکایی پیوسته میگویند که آنان میخواهند کشورشان میراث خوب در افغانستان به جا بگذارد و روابط درازمدت میان کابل و واشنگتن برقرار شود. ولی اگر ایالات متحده و ناتو به صلح یکجانبه با طالبان تن دهند، مردم افغانستان مشروعیت آن را نمیپذیرند و میراث خوب به جا نمیماند. میراث ماندگار وقتی به جا میماند که مردم افغانستان به تلاشهای دیپلماتیک برای صلح باور کنند و نتیجهی آن را در زندهگی روزمرهیشان ببینند. فعلاً وضعیت به گونهای است که طالبان میخواهند صرف امریکا را از سر راه خود بردارند و بعد با دولت افغانستان وارد مرحلهی جدیدی از جنگ شوند تا تمام قلمرو کشور را به دست بگیرند. آنان شاید در بدل تسلیمی به عدهای تضمین مصونیت داده باشند. تبلیغات طالبان هم به گونهای است که امریکاییها بیرون میشوند و آنان سراسر افغانستان را اشغال میکنند. چنین وضعیتی صلح نیست و سبب دوام جنگ میشود.
دوام جنگ نه اجازهی به جا گذاشتن میراث خوب را میدهد و نه تهدیدی را که از این بخش از جهان متوجه امنیت بینالمللی است، از بین میبرد. صلح وقتی به معنای واقعی آن تأمین میشد که روند حل سیاسی راه بیفتد و این روند تضمین بینالمللی داشته باشد. اگر قرار است بهایی پرداخته شود، تمام طرفها باید آن را بپردازند؛ نه تسلیمی صلح میآورد و نه موافقت یکجانبهی کشورهای عضو ناتو با طالبان.
