شفقنا افغانستان- روز شنبه، در طوفان باد و باران، تخمینا هفت میلیون افغانستانی به مراکز رایدهی شتافتند تا از میان فهرست نامزدانی که میانهی سن آنان ۶۳ سال است، رییس جمهور این کشور را انتخاب کنند. این اتفاق در کشوری میافتد که ۶۸ درصد نفوس آن زیر ۲۵ سال است و در هنگام آغاز حملهی امریکا به افغانستان، هفت نفر از ده نفر نفوس آن ، ۱۲ ساله یا پایینتر از آن بودند.
مهمتر از همه، در این انتخابات که نخستین انتقال دموکراتیک قدرت در تاریخ معاصر افغانستان است، اشتراک جوانان بود. آنان با اشتراک گستردهیشان در انتخابات، نقش برازندهای در شکل دادن آیندهی کشورشان بعد از خروج سربازان ایالات متحده بازی کردند.
پیش از انتخابات امسال، مقامهای کمیسیون مستقل انتخابات این کشور اعلان کردند که اکثر رایدهندگان جوانان خواهند بود. به این دلیل، نامزدان پیشتاز، اشرف غنی و زلمی رسول، وعده داده بودند که بیشتر از نیم منصبها در حکومتشان را در اختیار جوانان خواهند گذاشت و همین جوانان بودند که برای انتخابات از خود ابتکار نشان دادند و آهنگهای هیپ-هاپ (hip-hop) ساختند.
اما در افغانستان، کمپاین و آهنگ رپ برای جلب رای جوانان بسنده نیست. چالش اینجاست که بتوان جوانان را بدون اینکه نسبت به سیاست دلسرد شوند، در روند سیاسی دخیل کرد. کسانی که برای جانشینی کرزی با هم رقابت میکنند، اشتیاق چندانی به این کار ندارند؛ همه ترکیبی از جنگسالاران و حکومتیهای شناخته شدهاند.
در هفتههای اخیر، طالبان سوگند خورده بودند که انتخابات را برهم میزنند و بر کسانی که ناخنشان برای رای دادن رنگ شده باشند، حمله خواهند کرد. این تاکتیکی بود که آنان در انتخابات سال ۲۰۰۹ نیز استفاده کردند تا از اشتراک مردم در انتخابات جلوگیری کنند. این رنگ که برای جلوگیری از تقلب استفاده میشود، شناسایی رایدهندگان را برای طالبان آسان میسازد.
اما جالب این است که جوانان این تهدیدها و موانع را به فرصتی برای حضور گستردهتر و سهمگیری فعال در انتخابات تبدیل کردند. روز دوشنبه نمایندگان یک نهاد جوانان در کابل، شبکهی فعالان جوان برای اصلاح و تغییر (YARC) که یک نهاد چتر برای شبکههای اجتماعی و جامعهی مدنی است و سه صد هزار عضو دارد، ناخنهایشان را یک هفته پیش از انتخابات رنگ کردند تا مردم افغانستان را با وجود تهدیدهای طالبان به اشتراک در انتخابات تشویق کنند.
سنگر امیرزیزاده، عضو شبکهی فعالان جوان برای اصلاح و تغییر به طلوع نیوز گفت: «حتا اگر طالبان و القاعده دست و ناخن مرا قطع کنند، به حیث یک جوان، باز هم در انتخابات اشتراک خواهم کرد».
ظهور نسل جوان به حیث نیروی قدرتمند سیاسی، از اقدامات نمادین فراتر رفته است. انستیتوت دموکراتیک ملی (NDI) خاطرنشان میسازد که کارگزاران پیکارهای انتخاباتی در رسانههای اجتماعی و فنآوری موبایل، جوانان هستند و برای نخستین بار در تاریخ این کشور، آن را به مهمترین بخش مبارزات انتخاباتی تبدیل کردند (در سال ۲۰۱۳ کاربران انترنت در افغانستان ۲٫۴ میلیون نفر گزارش شده است، در حالیکه در سال ۲۰۰۴ این تعداد ۲۰۰۰ نفر بود). در ماه مارچ، کمیسیون مستقل انتخابات اعلام کرد که ۷۰ درصد نامزدان شورای ولایتی را جوانان تشکیل میدهند (تنها شبکهی فعالان جوان برای اصلاح و تغییر ۳۵ تن را از میانشان برای شورای ولایتی نامزد کردهاند).
این جوانان هستند که به جای طرح دعوا در بارهی گذشته، برای ساختن کشورشان آماده به نظر میرسند. گذشتهی این کشور، مملو از جنگسالاران، نزاعهای قومی و جنگ داخلی است. اصرار کریمزی میگوید: « بزرگان ما از هم جدا اند، اما جوانان ما متحدند. نامزدان مشخص با کارت قومی بازی میکنند، اما مردم افغانستان در حال متحد شدن هستند و از منافع ملیشان آگاه اند».
احسانالله حکمت، رییس کمیتهی روابط بینالمللی شبکهی فعالان جوان برای اصلاح و تغییر که چند ساعت پیش از آغاز رایدهی با ما صحبت میکرد، دیدگاه مشابهی داشت. او گفت که آنان از هیچنامزدی اعلان حمایت نکردهاند و برای جوانان، زنان و افغانستان در کل، سیاستها و برنامههای کاری آنان مهم است، نه عواملی مانند سن و جبههگیری آنان در جریان جنگهای داخلی.
او پرسید: «در حدود یک و نیم ملیون جوان بیکارند. چه برنامهای برای زدودن بیکاری و ایجاد اشتغال دارند؟ چه برنامههایی برای بهبود وضعیت اقتصادی کشور دارند؟»
او اضافه کرد: «ما به صلح نیاز داریم. ما به ثبات نیاز داریم. ما نیاز به ساختن زیربناهای کشور خود داریم». او میگوید که جوانان در شهرهای مانند کابل و هرات بیشتر نگران مسایل اقتصادی اند و جوانان در روستاها بیشتر نگران امنیت هستند. او میخواهد که افغانستان موافقتنامهی دوجانبهی امنیتی با امریکا را امضا کند و مخالف عملی شدن «گزینهی صفر» است که در آن صورت، هیچسرباز امریکایی پس از ۲۰۱۴ در افغانستان باقی نخواهد ماند.
اما چنانکه از دیدگاه حکمت میتوان استنباط کرد، نسل جوان افغانستان یک سان و یکپارچه نیستند و تمام آنان به ارزشهای دموکراتیک باور ندارند.
در اوایل این ماه، برهان عثمان، تحلیلگر مسایل سیاسی در کابل نوشت که جوانان کمتر تحصیلکرده در مناطق روستایی «از نگاه سیاسی غیر فعال» اند، در حالیکه شمار فزایندهی جوانان تحصیلکرده در مناطق روستایی به گروههای تندرو اسلامگرا میپیوندند که با انتخابات و دموکراسی مخالف اند و طرفدار حکومت اسلامی براساس شریعت اسلامی از نوع طالبان اند. او مینویسد:
«در موارد متعدد، شکاکیت و نگاه منفی نسبت به انتخابات از تجربهی دورهی دموکراسی پس از طالبان ریشه میگیرد که توسط جنگ، فساد، اختلاس، محرومیت سیاسی، حاکمیت جنگسالاران و سیاست قیمومیتی به تباهی کشانیده شده است. به نظر میرسد که نارضایتی از حکومت اعتبار تمام سیاستهای دموکراتیک حکومت را لکهدار کرده است و باعث شده که مردم را به جستوجوی راههای بدیل و به نظر آنان، «بهتر» بکشاند. در اقشار محافظهکار جامعه، گروههای مذهبی یک حکومت اسلامی براساس شریعت را جاگزین نظام کنونی معرفی کردهاند. با توجه به تجربهی افغانستان در یک دههی اخیر، این گفتمان حکومت اسلامی بر مبنای شریعت، درست در مقابل یک نظام دموکراتیک قرار میگیرد. برای مثال، در ولایت خوست، از آموزگاران مکتب گرفته تا مولویهای مدارس دینی و فارغان دانشگاه، در یک بحث اظهار داشتند که انتخابات غیراسلامی است، چون از غرب آمده است و براساس اصول حکومتداری اسلامی نیست. وقتی نویسنده، به طور عمیقتر وارد بحث آنها شد، دریافت که مخالفت آنان با انتخابات بیشتر از سیاستهای اشتباه دولت در دههی اخیر ریشه میگیرد تا از یک استدلال مفصل و معتبر مذهبی. این جوانان با یادآوری مظالمی که از طرف دولت و نیروهای غربی بر آنان و اجتماعشان رفته است، بیشتر از حکومت افغانستان، طرفدار طالبان بودند. طالبان هیچگاهی طرفدار یک سیستم انتخابی نبودند و به جز از طرح ادعای مبهم رسیدن به «یک حکومت اسلامی» هیچحرفی در بارهی چگونگی نظام سیاسی آیندهی افغانستان ننوشته و دیدگاههای کلیشان در بارهی حکومتداری را توضیح ندادهاند».
این یافتهها، به یکی از پرسشهای کلیدی انتخابات اول این هفته اشاره دارد. با بیرون شدن امریکاییها از افغانستان، جوانان افغانستان که رهبران آیندهی این کشورند، چه درسهایی از یک دههی نیمه در جنگ و ثبات آموختهاند؟ آیا آنان برای بهبود دموکراسی جوان افغانستان کار میکنند و پس از این، رهبران حسابده و کارگر انتخاب خواهند کرد یا با پشت پا زدن به روند دموکراتیک، همهچیز را به خیال یک نظام بهتر رها میکنند؟
منبع: THE ATLANTIC
نویسنده: URI FRIEDMAN
برگردان: جواد زاولستانی(اطلاعات روز)
انتهای پیام
