زمان انتشار : 24 آگوست ,2019 | ساعت : 13:49 | کد خبر : 343609 | چاپ

نفر اول دیزاین داخلی آلمان یک مهاجر افغانستانی است؛ قصه آخرین پرواز پرنده مهاجر

شفقنا افغانستان- مهاجرت قصه تلخ ما بی وطن هاست، مایی که هیچ دیواری تاب آوارگی مان را ندارد، مایی که چون پرندگانی بی بال برای یافتن وطنمان به هر گوشه زمین پرواز کردیم.

به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، احمد توانا با نام مستعار پرنده یکی از هزاران مهاجری است که برای یافتن زندگی بهتر به اروپا مهاجرت کرده و حالا تابعیت آلمان را دارد. او در مسابقات دیزاین داخلی سراسر آلمان توانسته است مقام نخست را از آن خود کند و اولین کسی است که در تاریخ هنر دیزاین داخلی از ۱۰۰ نمره، ۱۰۰ بگیرد.

احمد توانا را در سفر اخیرش به گلشهر ملاقات کردم، درست چند ساعت قبل از پرواز…
از او می پرسم چرا به شما احمد پرنده می گویند؟ می خندد و می گوید قصه اش طولانی است، سالها پیش من جوانترین گچکار مهاجری بودم که برای کار به جزیره کیش می رفتم، آن سالها پرواز برای مهاجرین ممنوع بود و من جزء اولین افرادی بودم که می پریدم. دوستان وقتی سراغم را می گرفتند در جواب با این پاسخ مواجه می شدند که احمد پرید! بعدتر اسم مرا در گوشیهای موبایلشان با نام احمد پرنده ذخیره کردند و اینطور شد که اسم من احمد پرنده شد. 

احمد می گوید: من از یازده سالگی هم کار می کردم و هم درس می خواندم، شوق زیادی برای یادگیری گچکاری و گچبری داشتم و برای همین در نوجوانی توانستم گچبری را یاد بگیرم و برای خودم کار کنم.
البته محدودیتهای زیادی سد راه پیشرفت من بود، من گچبری را بعنوان یک هنر دوست داشتم نه یک شغل و همین نکته باعث پیشرفتم در این رشته شد. 
از او درباره اول شدنش در آلمان می پرسم، می گوید: مسابقات دیزاین داخلی یکی از مسابقات سخت است، چرا که چند مرحله دارد، دیزاینرها اول باید در محله خود، بعد در شهر و ایالت و در نهایت در مسابقات کشوری بتوانند عرض اندام کنند و خوشبختانه در سال ۲۰۱۶ من توانستم به مسابقات کشوری راه پیدا کنم و آنجا اول شوم. سطح مسابقات بالا بود و از ایالتهای مختلف آمده بودند، سرعت، دقت و ظرافت در کار دیزاین خیلی موثر است و خوشبختانه من توانستم بعنوان یک مهاجر آنجا افتخاری برای تمام هموطنانم بیافرینم.

از او درباره دلیل اول شدنش پرسیدم، گفت: شاید برای شما هم جالب باشد، من آنچه در چنته داشتم را به نمایش گذاشتم و آن تلفیق هنر سنتی و شرقی با معماری و هنر مدرن بود. این موضوع برای داوران آلمانی جالب بود و باعث شد با اختلاف زیاد اول شوم.

احمد متولد گلشهر است و اینجا رشد کرده و سالهای زیادی به کار و درس مشغول بوده، خودش می گوید: گلشهر زادگاه من است، این خیابانها و این منطقه را دوست دارم، حتی لهجه خاص گلشهری برای من یک نوستالژی عمیق است که امروزم را به گذشته پیوند می زند. با قاطعیت می گویم اگر ۵۰ درصد زمینه هایی که در آلمان دارم در اینجا(گلشهر) می داشتم هرگز حاضر نبودم رنج مهاجرت را تحمل کنم. من در گلشهر احساس غریبگی نداشتم و اینجا را از خود می دانستم اما مشکلاتی اینجا وجود داشت که مرا وادار به مهاجرت کرد. خیلیها هستند که در ایران به دنیا می آیند و اینجا رشد می کنند، اما در مقطعی از زمان متوجه می شوند که باید بروند، چون در ایران به اندازه کافی زمینه رشد و پیشرفت برایشان وجود ندارد. چه بسا ورزشکاران و هنرمندان و نخبگانی که در طی این سالها مجبور به مهاجرت شدند و در اروپا یا آمریکا استعدادهای ذاتی خود را به نمایش گذاشتند.

احمد می گوید: اوضاع مالی من در ایران بد نبود، اتفاقا راضی بودم و شرایط خوبی داشتم، اما همیشه یک مشکل وجود داشت و آن این بود که من اینجا شهروند نبودم، نمی توانستم گواهینامه داشته باشم، پول داشتم اما نمی توانستم ماشین بخرم و … البته که اروپا هم سختیهایی دارد ولی برای من اروپا زمینه رشد و پیشرفت را فراهم کرد و حالا از زندگی خودم راضی هستم.

سال اول که به اروپا رفتم خیلی برایم سخت بود، نه زبان آنها را می فهمیدم و نه با فرهنگشان آشنا بودم، با خودم قول داده بودم که اگر پرونده ام قبول نشد، به گلشهر برگردم، اما خوشبختانه قبول شدم و توانستم خیلی زود خودم را پیدا کنم و پیشرفت کنم. 

احمد پرنده، مثال یک مهاجری است که در تمام زندگی مهاجر بوده و حالا هم معتقد است که هنوز در حال سفر و مهاجرت است، از او می پرسم مهاجرت یعنی چه؟ می گوید: مهاجرت یعنی همیشه در سفر، مهاجرت یعنی سفری ناتمام و مهاجرت یعنی رفتن و رفتن و رفتن…

می گوید: بعنوان یک مهاجر بارها و بارها دل کندن را تجربه کرده ام، آن روزی که از گلشهر می رفتم، احساس می کردم تمام گذشته ام را در کوچه های گلشهر جاگذاشته ام و انگار تکه های بدنم اینجا مانده اند و خودم رفته ام، چاره دیگری هم نداشتم، باید می رفتم. باید می پریدم، یک مهاجر خود بخود پرنده بودن را تجربه می کند، پرنده ها مرز را قبول ندارند و خلاف تمام عرفهای اجتماعی، می پرند و می روند. 

یاد شعر یکی از شاعران ایرانی افتادم که وقتی یکی از شاعران مهاجر به دلیل نداشتن مدرک دستگیر شده و به اردوگاه منتقل شده بود افتادم که می گفت: چطور می شود برای یک پرنده مرز را توضیح داد؟
احمد توانا حالا چندسالی است که در آلمان زندگی می کند و شغل خوبی هم دارد، برای خودش زندگی خوبی تشکیل داده و در شهر خودش با نام یک هنرمند شناخته می شود و مورد  احترام است.

احمد پرنده می گوید: هر بار که از گلشهر می روم، حس می کنم بار اولی است که از لانه ام پرواز می کنم. مثل همان پرنده هایی که برای اولین بار پرواز را تجربه می کنند استرس دارم و نگرانم. اما ما مهاجران محکومیم به پرواز، به رفتن و نماندن… به سفر! اما هر از گاهی به زادگاهمان بر می گردیم تا خاطراتمان را مرور کنیم. اروپا خوب است، اما گلشهر خوبتر…

پرنده شدن بال لازم ندارد، شوق پرواز می خواهد و دل بریدن!
و #مهاجرت_جرم_نیست
سیدجمال الدین سجادی

انتهای پیام

af.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | فیسبوک | تلگرام