زمان انتشار : ۲۳ سنبله ,۱۳۹۸ | ساعت : ۱۷:۲۹ | کد خبر : 346143 | چاپ

جنگ و صلح در مکتب حسینی؛ گفتگوی تفصیلی با حجت الاسلام دکتر سیدمحمد سجادی

شفقنا افغانستان- همزمان با ایام عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) در فضای مجازی مطالبی از سوی افراد مختلف منتشر شد که برخی از این مطالب قیام امام حسین را زیر سوال برده و با بیانی عوام فریبانه، سعی داشتند اینگونه نشان دهند که اگر امام حسین(ع) کوتاه می آمد و با یزید ابن معاویه بیعت می نمود، مجبور نبود تمام خانواده و دار و ندارش را از دم تیغ بگذراند. اولین نکته این است که آیا حسین ابن علی(ع) برای خود می جنگید؟ هدف او از جنگیدن در برابر سپاهی بیشمار از کسانی که به خون او تشنه بودند چه بود؟ آیا امام حسین(ع) می توانست صلح کند و نکرد؟

به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، پاسخ به این سوالات هر چند بخشی از باورهای هر انسان شیعه و مسلمان است، اما برای تنویر افکار عمومی، حجت الاسلام دکتر سیدمحمد سجادی، کارشناس گروه علمی تبلیغ مجتمع آموزش عالی حجتیه و دکترای حقوق به سوالات خبرنگار شفقنا افغانستان پاسخ داده است، آنچه می خوانید مصاحبه تفصیلی با موضوع جنگ و صلح در مکتب حسینی است:

شفقنا افغانستان: چه جنگی جنگ حسینی است و چه صلحی صلح حسینی؟ امام حسین صلح‌طلب بود یا جنگجو؟

دکتر سجادی: جنگ و صلح در مکتب اباعبدالله (علیه‌السلام) دائرمدار حفظ عزتمندانه کیان اسلام است.
حسین بن علی (علیه‌السلام)، در عین انقلابی بودن و شور حماسی داشتن، به شهادت تاریخ هرگز جنگ‌طلب نبود چه اینکه در صبح روز عاشورا و قبل از شروع جنگ، شمر ابن ذی الجوشن به ایشان جسارتی می‌کند و مسلم ابن عوسجه پس از پاسخ دادن به شمر تیری به چله کمان می‌نهد تا او را که در آن موقع در تیررسش بود، هدف قرار دهد. امام حسین (علیه‌السلام) او را از این کار منع می‌کند و می‌فرماید: به او تیراندازی نکن؛ زیرا دوست ندارم من آغازگر جنگ باشم. (ارشاد مفید، ج ۲، ص ۹۶)
جنگ‌طلب نبودن امام حسین (علیه‌السلام) به معنای مطلق‌انگاری صلح‌طلبی ایشان نیز نیست چراکه در قاموس اباعبدالله (علیه‌السلام) جنگ و صلح اصالت نداشته و این هردو ابزاری برای حسم باطل و برقراری نظام توحیدی است؛ بدین معنا که به گاه رزم و جهاد فی سبیل الله به همان اندازه آماده بزم نبردند که در میدان صلح در جهت حفظ دین و مانایی رایت اسلام؛
اباعبدالله (علیه‌السلام) در خطابی به بنی جعده فرمودند: «انی لارجوا ان یکون رای اخی رحمه الله فی الموادعه و رایی فی جهادالظلمه رشدا و سدادا.»(أنساب الأشراف، ج ۳، ص ۱۵۲٫): امیدوارم هم رأی برادرم در صلح و هم رأی من در نبرد با ستمگران (هرکدام در جای خود) راست و درست باشد.
و در جایی دیگر در جواب جابر که به آن حضرت عرض کرد: نمی‌شود شما هم مثل امام حسن علیه‌السلام صلح کنید؟ فرمود: «ان اخی فعل بامر من الله ورسوله وانا افعل بامر من الله ورسوله؛ (به نقل از سید محمد موسوی کاشانی، بر امام حسن علیه‌السلام و امام حسین علیه‌السلام چه گذشت، مؤلف، ۱۳۷۲، چاپ اول، ص ۸۴٫) همانا برادرم به امر خدا و رسولش عمل کرد، من نیز به امر خدا و رسولش عمل می‌کنم».
بااین‌همه ابی‌عبدالله (علیه‌السلام) که تربیت‌یافته مکتب علوی است، بر رجحان صلح بر جنگ واقف است آنجا که امیرالمؤمنین می¬فرمایند: «من صلح را، مادام که مایه وهن اسلام نباشد، کارسازتر از جنگ یافته‌ام» (غررالحکم، ح ۱۰۱۳۸)؛ و در جایی دیگر خطاب به مالک اشتر می‌فرماید: «اگر دشمن تو را به صلح فراخواند و خشنودی خدا در آن بود، آن را رد مکن؛ زیرا صلح مایه آسایش سپاهیان تو و راحتی خودت از اندوه‌ها و امنیت سرزمین توست.» (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳)
که شاهد عینی بر این مطلب را می¬توان در استمرار صلح پس از شهادت امام حسن از سوی ایشان جست؛ و این موادعه و صلح تا جایی در نزد ابی‌عبدالله (علیه‌السلام) موجه است که طبق فرمایش پدر بزرگوارشان مایه وهن اسلام نباشد که این ملاحظه پس از مرگ معاویه و بر سرکار آمدن یزید به شنیع‌ترین صورت ممکن متوجه اسلام عزیز گشته، صلح و سکوت در برابر آن به‌هیچ‌روی توجیه نداشت.

صلح در مکتب عاشورا چگونه معنی می‌شود؟ چه صلحی مدنظر امام حسین(ع) است؟

در مکتب عاشورا صلح در گستره وسیع آن در صورتی حظی از معنی خواهد داشت که در عین رعایت غبطه مسلمین و تحفظ بر آموزه‌های وحیانی و برخورداری از خردورزی، از انگیزه¬ای توحیدی نشات گرفته باشد و نگاه غیر الهی در آن مشوب نباشد.
امام حسین خطاب به مروان می‌فرمایند: (فانا قوم عادیناکم فی الله و لم نکن نصالحکم للدنیا) (موسوعه کلمات الامام الحسین، ترجمه ص ۲۷۲): ما کسانی هستیم که در راه خدا (و برای خدا) با شما دشمنی کرده‌ایم و برای دنیا با شما آشتی نخواهیم کرد.
دیگر آنکه این صلح فی الله، عزتمندانه بوده و غبار خفت و زبونی را بر دامن ننشاند.
اباعبدالله (علیه‌السلام) در فرازی از سخنان خود می‌فرماید: «الا ان الدعی ابن الدعی قد رکز بین اثنتین بین السله و الذله و هیهات منا الذله» آگاه باشید که این فرومایه و فرزند فرومایه مرا در بین دوراهی شمشیر و ذلت قرار داده است و هیهات که ما زیر بار ذلت رویم (مقتل خوارزمی ج ۲، ص ۷-۸)

در دنیای امروز چطور می‌توانیم حسینی عمل کنیم؟

برای حسینی بودن باید حسینی بیندیشیم و حسینی عمل کنیم.
در دنیای امروز هرگونه اقدامی و لو اصلاح‌گرایانه و در جهت احیاء ارزش‌های اسلامی، بدون نظر داشت اندیشه حسینی، عمقی نداشته و به سرمنزل نخواهد رسید.
ابی‌عبدالله (علیه‌السلام) نسخه شفابخش همیشه تاریخ را اصلاح درون دانسته، مادام که نفس انسانی مؤدب به آداب الهی نگشته و نگاه توحیدی رخ ننموده، اصلاح برون را نیز ناممکن می‌دانند.
این مهم را در آنجا که اقسام جهاد را برمی‌شمارند، پیش‌تر از هر جهادی و بافضیلت تر از همه آن‌ها جهاد فرد با درون خود عنوان نموده می¬فرمایند:
الجهادُ عَلى اَربعَه اوجه، فَجهادان فَرض وَ جَهاد سُنَّه لایُقام الاّ مَع فَرض وَ جَهادسنه، فَـامّا اَحدُ الفرضیـن فَجهادُ الرَجل نَفسه عَن مَعاصى الله وَ هُـو مِـن اَعظمِ الجَهاد (تحف العقـول، ص ۲۴۷ و ۲۴۸, چـاپ اسلامیه)
و در ادامه سخن از جهاد با کفار و نیز نبرد با دشمنان آمده و در اخیر پای احیاء سنن به میان می‌آید:
…و اما الجهاد الذى هو سنه فکلّ سنه اقامه الرجل و جاهد فى اقامتها و بلوغها و احیائها فـالعمل و السعى فیها مـن افضل الاعمال لانها احیاء سنه (همان)
ناگفته پیداست که مراد حسین در اصلاح درون، فراتر از اخلاق فردی و هم اجتماعی بوده، در عین موضوعیت تلبس به گزاره‌های اخلاقی، جهاد با نفس را مقدمه¬ای برای معرفت بخشی و بسط نظام توحیدی در کالبد جان انسان دانسته و آن را شرط لازم برای «حرکت‌ها» ی بنیادین اصلاحی در سطح جامعه می‌دانند.

مشخصه‌های یک انسان حسینی چیست؟

بی گمان سیره ابی‌عبدالله (علیه‌السلام) مشحون از ارزش‌های والایی است که انسان حسینی به‌قدر توان می¬بایست از آن توشه برگیرد اما اگر بنا باشد به برخی از قلل مکارم انسانی حسین اشارتی داشته و به‌عنوان مشخصه انسان حسینی قلمداد کنیم خواهیم گفت مهم‌ترین خصیصه امام حسین (علیه‌السلام) نگاه توحیدی اوست به عالم؛
قیامی که در سرتاسر آن حضور حضرت حق موج میزند؛ ابی‌عبدالله (علیه‌السلام) در صبحگاهان و شامگاهان این دعا را بر زبان جاری می‌کرد. «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّهِ رَسُولِ اللَّهِ وَ تَوَکَّلْتُ عَلَى اللَّهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْلَمْتُ نَفْسِی إِلَیْکَ وَ وَجَّهْتُ وَجْهِی إِلَیْکَ وَ فَوَّضْتُ أَمْرِی إِلَیْکَ إِیَّاکَ أَسْأَلُ الْعَافِیَهَ مِنْ کُلِّ سُوءٍ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَه»
و در واپسین لحظات عمر شریفشان نیز مترنم بود به اینکه «الهی رضا بقضائک، تسلیما لامرک، لا معبود سواک». باوجودآنکه تمام هستی خود را تقدیم حضرت دوست نموده بود بازهم مقام تسلیم خود را در برابر مشیت «او» به نمایش می‌گذارد و توحید عملی را به زیباترین وجه آن در مرئی و منظر تاریخ می¬نهد.
دیگر خصیصه¬ای که باید مشق انسان حسینی باشد برون‌رفت از جهل و رستن از زبونی خود و سپس رهانیدن دیگران از جهالت است همان‌طور که در زیارت اربعین خطاب به خداوند سبحان آمده است: «و بذل مهجته فیک»؛ یعنی حسین‌ابن‌علی، جان و خون خود را درراه تو داد؛ «لیستنقذ عبادک من الجهاله»؛ تا بندگان تو را از جهل نجات دهد؛ «و حیره الضّلاله»؛ و آن‌ها را از سرگردانیِ ناشی از ضلالت و گمراهی برهاند.
نکته قابل‌توجه اینکه انسان حسینی، مقدم بر تجهیز خود به علوم روز و ارتقاء سطح دانش جامعه اسلامی می¬بایست به سمت معرفت حقیقی و ادراک حقائق هستی حرکت کرده و فقر بینشی خویش را مرتفع سازد چه اینکه تا انسان کورباطنی خویش را دوا نسازد در عالم ظاهر نیز کور خواهد بود؛ و این بصیرت درونی دست نمی¬دهد مگر در سایه پاک‌نفسی و بینشی نشأت گرفته از خردورزی؛
و چه زیبا در کلمات معصومین تحضیض به اشک بر اباعبدالله شده است گو اینکه خوب گریستن بر مصائب حسین معبری است برای خوب نگریستن و جلای درون؛ اگرچه که انسان حسینی اشک ماتم را که آبشخوارش عاطفه است با حماسه عاشورا و اشک حماسی گره ‌زده و این خود باعث جریان سازی در طول تاریخ و زنده نگه‌داشته شدن ارزش‌های اسلامی در هر عصر و مصری می¬شود.
مشخصه دیگری که باید انسانی حسینی در خود پیاده نماید، قیام «لله» برای زنده نگاه‌داشتن «اسلام» عزیزاست؛
چه اینکه حسین با آن عظم شأنش، همه هستی‌اش را در طبق اخلاص گذاشت برای حفاظت از «اسلام»؛
پس انسانی که خود را حسینی می‌داند نیز باید در این راه هزینه بدهد و آنچه را بر زبان میراند که «.. و نصرتی لکم معده»، در مقام عمل پیاده نموده و از هیچ‌چیزش در این مسیر دریغ نورزد.

آیا امام حسین(ع) محصور به مذهب است؟ پیام ایشان برای جهان امروز چیست؟

بهترین دلیل بر فرامذهبی بودن حسین بن علی، عینیت امروز ماست که در بزم مراسمات حسینی و بارگاه سراسر نور آن بزرگوار، مردمانی نه‌تنها از سایر مذاهب و ادیان بلکه افرادی که به‌ظاهر با دین بیگانه اند حضوری چشمگیر داشته و حسین را متعلق به خود می‌دانند.
و چرا این‌گونه نباشد؟ حسینی که تمام آزادگان تاریخ بشریت را مخاطب قرار داده فریاد برمی‌آورد که «مثلی لا یبایع مثله»؛
ندای «ان لم یکن لکم دین فکونوا احرارا» اباعبدالله مرزی نمی‌شناسد تا او را محصور بدان گرداند.
اساساً حرکت انسانی امام حسین (علیه‌السلام) به وزان حرکت دینی او بوده و از این حیث ایشان متعلق به‌تمامی آزادمردان عزتمند بشریت است.

انتهای پیام

af.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | فیسبوک | تلگرام

یک نظر

  1. برای حسینی بودن باید حسینی بیندیشیم و حسینی عمل کنیم.
    در دنیای امروز هرگونه اقدامی و لو اصلاح‌گرایانه و در جهت احیاء ارزش‌های اسلامی، بدون نظر داشت اندیشه حسینی، عمقی نداشته و به سرمنزل نخواهد رسید

Comments are closed.