زمان انتشار : ۱ میزان ,۱۳۹۸ | ساعت : ۱۷:۵۱ | کد خبر : 347083 | چاپ

کمپین باور سبز؛ دستهایی که گره از کار خلق باز می کنند+ویدیو

شفقنا افغانستان- باز ماه مهر از راه رسید و زنگ مدرسه ها به صدا در آمد، اما هستند در میان ما کسانی که هنوز لباسهای فرم مدرسه و کتاب و دفتر و قلم ندارند.

به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، مددکاران و خدمتگزاران موسسه معلولین باور سبز که از مهاجرین افغانستانی مقیم مشهد می باشند، در اقدامی انقلابی کمپینی برای اهدای کیف و لوازم التحریر و ملزومات دبستانیها برای کودکان منطقه محروم گلشهر به راه انداخته اند.

از در که وارد شدم عده ای از مددکاران در کنار هم مشغول بسته بندی لوازم التحریر بودند، با روی خوش استقبال کردند و مرا به دفتر کار مرتضی عبدی، مدیر موسسه هدایت کردند.

مرتضی عبدی همان قهرمان معلولی است که توانست قله دماوند را با دستان خودش صعود کند و بعدتر پله های برج میلاد را در کوتاهترین زمان ممکن صعود کرد. او حالا مدیریت موسسه ای مردم نهاد با نام باور سبز را بعهده دارد و به قول خودش تمام تلاشش این است که بتواند گره ای از کار مردم محروم مهاجر باز کند.

موسسه باور سبز چند سالی است که در دنیای مهاجرت با وجود تمام مشکلات و کمبودهایی که وجود دارد، فعالیت می کند و جایی که زمانی فقط برای آموزش معلولان تهیه شده بود، حالا محل رفت و آمد تمام اقشار آسیب پذیر مهاجر منطقه گلشهر است.

در دلهای زیادی دارد، اما با امید و توکل بر خدا امسال کمپینی برای کودکان نیازمند به راه انداخته و توانسته است به بیش از ۲۰۰ دانش آموز کیف و لوازم التحریر اهدا کند.

در دفتر آقای عبدی نشسته ام، زنگ درب موسسه مدام به صدا در می آید و افرادی که نیازمند کمک هستند مستقیما به اتاق او می آیند و بر اساس شناختی که بینشان وجود دارد، به هر کدام لوازم التحریر اهدا می شود. آقای عبدی با لبخند به مهمانانش خوش آمد می گوید و آنهایی که ناشنوا هستند هم با ایما و اشاره حرفهایی رد و بدل می شود که من نمی فهمم! یکی از مراجعان با حالتی غمدیده با ایما و اشاره با آقای عبدی گپ میزد، از آقای عبدی پرسیدم مشکل چیست؟ گفت این بنده خدا کر و لال است و سه فرزند دارد، از کار افتاده و بخاطر مشکلاتی که گریبانگیرش هست نمی تواند برای فرزندانش لوازم التحریر تهیه کند. آن مرد بعد از مدتی انتظار توانست برای کودکانش لوازم التحریر تحویل بگیرد و از خوشحالی لبخند میزد و تشکر می کرد! دیدن این لحظه زیبا برای من تاثیربرانگیز بود. 

آقای عبدی می گوید مشکلات آنقدر زیاد است که گاهی نمی شود دسته بندی کرد، در چند سال اخیر باور سبز به جز معلولان به بسیاری از خانواده های بی سرپرست یا بدسرپرست هم کمکهایی نظیر اهدای ویلچر، سمعک، کولر، بخاری و سایر ملزومات خانواده ها انجام شده است، خدا را شاکریم که با کمک مردم، برای مردم خدمت رسانی می کنیم.

یاد آن شعر افتادم که می گوید: صدها فرشته بوسه بر آن دست می زنند/کز کار خلق یک گره بسته وا کند!

موسسه معلولین باور سبز همانطور که از نامش پیداست متعلق به معلولین مهاجر است، قشری که به چشم نمی آید، اما کارهایی می کند که بسیاری از مدعیان از انجامش ناتوانند. به راستی معلولیت چیست؟ اینجا موسسه ای هست که مدیر و عواملش معلول هستند و خودشان صدها مشکل و درد دارند، اما با تمام مشکلاتشان مردانه ایستاده اند تا مشکل دیگران را حل کنند.

خیلیها ادعای کار فرهنگی می کنند، اما در عمل هیچ کاری انجام نمی دهند، اما بچهای باور سبز با اینکه مشکلاتشان از بقیه بیشتر است، ولی با روحی سرشار از عشق مددکار دیگران هستند.

سال تحصیلی در حالی آغاز می شود که لبخند رضایت روی لبان بیش از دویست دانش آموز آمده! این زیباترین اتفاقی است که مهرماه امسال در میان مهاجرین افتاده است. کاش همه ما بتوانیم به جای شعار دادن، عمل کنیم.

سیدجمال الدین سجادی

انتهای پیام

af.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | فیسبوک | تلگرام