زمان انتشار : ۶ عقرب ,۱۳۹۸ | ساعت : ۰۱:۱۱ | کد خبر : 350725 | چاپ

استاد خطاطی مهاجر که کارگری می کند؛ به مناسبت روز هنرمند

شفقنا افغانستان- حریفان هر یک آوردند از سودای خود سودی/ زیان آورده من بودم که دنبال هنر رفتم!

به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، بیست و پنجم اکتبر روز جهانی هنرمند بود و در بسیاری از رسانه ها سخن از جایگاه هنرمندان، این قشر لطیف و کمتر دیده شده به میان آمد.

استاد محمد ارزگانی، یک تن از هنرمندان مهاجر افغانستانی مقیم تهران است که سالهاست به هنر خطاطی و خوشنویسی مشغول و مشهور است. اهل دل، مهربان، صبور و شوخ طبع است. نه اهل بالا نشستن است و نه اهل گزاف گفتن و خود بزرگ پنداری!

از او درباره خوشنویسی پرسیدم، گفت: سال ۱۳۷۱ بود که به خطاطی علاقمند شدم، البته از قبل هم علاقه داشتم اما فکر کنم از سال ۷۱ این علاقه جدی شد و من برای یادگیری خوشنویسی به سراغ استاد مرحوم سیدغلامرضا موسوی رفتم و تقریبا یک سالی با ایشان کار کردم. اما بعدتر به انجمن خوشنویسان مشهد رفتم و توانستم در کلاسهای استاد مرادی شرکت کنم و بخشی از آموزش را در خدمت ایشان بگذرانم.

استاد ارزگانی گفت: در سال ۷۴ از مشهد به تهران آمدم و برای ادامه یادگیری خطاطی به سراغ استاد محمدعلی سبزی کار رفتم و ممتاز خطاطی را از ایشان گرفتم و برای فوق ممتاز هم با استاد امیرخانی کار کردم. البته ناگفته نماند که در خط شکسته هم پیش استاد محمد حیدری کار کردم.

استاد ارزگانی که حالا یکی از خطاطان شناخته شده خط فارسی است، می گوید: در حال حاضر در کارهای ساختمانی مشغول کارگری هستم و اوقات فراغتم را با خوشنویسی پر می کنم. البته هنر دیگر بخشی از زندگی من است و هر جا بروم با من هست.

از تاثیر خطاطی بر زندگی خصوصی اش پرسیدم، گفت: خطاطی از آندسته هنرهایی است که مستقیما با روح و روان آدمی کار دارد، البته هنر ذاتا اینگونه است و اکثر هنرمندان کسانی هستند که روح و طبع لطیفی دارند. 

از او پرسیدم آیا تا کنون از هنرمند بودن پشیمان نبوده ای؟ گفت: هیچ وقت چنین حسی نداشته ام، هر چند در دنیای مهاجرت با سختیهای فراوانی دست و پنجه نرم کرده ام، اما هرگز از اینکه هنرمند بوده ام پشیمان نیستم و حتی این بخش از روحیه خودم را دوست دارم.

از او درباره وضعیت هنرمندان مهاجر پرسیدم، با لبخندی تلخ گفت: مهاجرت برای ما مردم هم خوبیهایی داشته و هم سختیهایی، خوبی از این جهت که حداقل زمینه آموزش داشته ایم و توانسته ایم آموزش ببینیم، اما سختی های زیادی هم کشیده ایم. یک هنرمند مهاجر برای دیده شدن هنرش باید چندین برابر یک هنرمند ایرانی تلاش کند. چرا که اگر در حد معمولی باشد، دیده نمی شود. 

استاد ارزگانی گفت: هیچ دو کشوری در جهان نیست که مثل افغانستان و ایران، تا این حد مشترکات فرهنگی و زبانی و دینی و … داشته باشد. اگر این مرز سیاسی را از بین دو کشور برداریم، هیچ تفاوتی در دو سوی مرز نمی بینیم. مخصوصا در هنر هیچ مرزی بین دو کشور نیست. اصلا نمی شود از خوشنویسی سخن گفت و یادی از میرعلی هروی نکرد و یا از میرعماد نام نبرد. نمی شود از مینیاتور سخن گفت و از مکتب هرات یادی نکرد! در هنر مینیاتور تبریز و اصفهان بدون هرات معنایی ندارد. ما تا این حد در هم تنیده هستیم، آنوقت چطور می شود ایندو را تفکیک کرد؟ مثلا من الان اگر خطاطی می کنم به چه زبانی است؟ شعر چه کسانی را خوشنویسی می کنم؟ وقتی من شعر حافظ را می نویسم، آنهم به رسم الخط فارسی! چه کسانی از آن بهره می برند؟ مردم افغانستان؟ یا اینکه تمام فارسی زبانان اعم از افغانستانی و ایرانی آنرا می بینند؟

این استاد خطاطی که حالا مشغول کار گچکاری است، گفت: تقاضای ما این است که در زمینه هنر و فرهنگ زمینه های آموزشی را فراهم کنند. گسترش خوشنویسی فارسی نفعش به کی می رسد؟ مسلما به فارسی زبانان! ما برای برگزاری نمایشگاه و برگزاری کارگاه آموزشی دچار مشکل هستیم. اگر این موانع برداشته شود، قدم بزرگی برای هنر خوشنویسی برداشته شده است. 

استاد ارزگانی در پایان با اشاره به وضعیت مهاجرین افغانستان در ایران گفت: امیدوارم قوانین سختگیرانه ای که برای مهاجرین هست و سد محکمی روبروی هنرمندان ایجاد کرده، برداشته شود. اگر برای کسی که چندسالی در ایران زندگی کرده قابل پذیرش باشد، اما برای کسانی که سه نسل در این کشور زندگی کرده اند، برخی از این قوانین واقعا سختگیرانه است و امیدوارم این موانع از سر راه استعدادهای هنری که متعلق به وطن فارسی است برداشته شود.

روز هنرمند به تمام هنرمندانی که روزها کار می کنند و شبها روح خسته خود را با قلم و کاغذ و بوم نقاشی سرگرم می کنند، مبارک!

سیدجمال الدین سجادی

انتهای پیام

af.shafaqna.com

شفقنا در شبکه های اجتماعی: توییتر | فیسبوک | تلگرام