به گزارش سرویس ترجمه شفقنا از واشینگتنپست؛ کرونا نه تنها در اقتدار و ابهت ابرقدرتی ایالات متحده آمریکا و چین خدشههایی جدی وارد کرده، که حتی به باور جان پامفرت، سردبیر سابق واشنگتنپست در پکن به واسطه انواع و اقسام پنهانکاری، مسامحه، انکار اولیه، بیمسئولیتی و سوءمدیریت در واکنش به بحران کرونا که در این مدت از چین و آمریکا مشاهده شده، استیلای معنوی آنان نیز در نظر بسیاری از کشورها زیر سوال رفته و احتمال دارد بعد از عبور از اپیدمی کرونا، نگاه جهان به واشینگتن و پکن دیگر نه به عنوان دو قطب رهبری جهان که به صورت دو کشور شکستخورده تغییر یابد.
جان پامفرت در این یادداشت با اشاره به اینکه «در چند دهه اخیر از نظر نظریهپردازان سیاسی و روابط بینالملل، آینده جهان متعلق به آمریکا و چین بود و رهبری دنیا را برنده رقابت این دو کشور مشخص میکرد» آورده که «باورمندان به رهبری این دو کشور البته نگاههای متفاوتی به این فضیه داشتند. گروهی که نظرات خوشبینانهای داشتند، ذوقزده از پیمان اقلیمی پاریس، همکاری این دو کشور را زمینه و عاملی برای مهار پدیده گرمایش زمین عنوان میکردند و عقیده داشتند حل و رفع مشکلات و بحرانهای اقتصادی و هستهای جهان در گرو همکاری این دو کشور است. این گروه توافقهایی مانند برجام و عکس گرفتن و دست دادن دونالد ترامپ با کیم جونگ اون را مدیون توافق و همکاری پکن و واشنگتن دانسته و وعده میدادند که در سایه این همکاری تروریسم و حتی پاندمیکها مهار خواهند شد. در نگاه این گروه، اتحاد این دو کشور معاملهای به نفع هر دو طرف، و نیز بقیه دنیا بود.
گروه نظریهپرداز دیگری که تحلیلهایی کاملا متفاوت از این گروه داشتند، قایل به تخاصم میان این دو کشور بودند و در تحلیلهایی تحت تاثیر جنگ سرد، تخاصم و در نهایت چیرگی یکی از این دو ابرقدرت بر دیگری را تعیینکننده آینده جهانی تک قطبی پیشبینی میکردند. تحلیلی با این نتیجه که خطمشی آینده بشریت را ابرقدرت پیروز در نبرد آمریکا و چین تعیین خواهد کرد. نظریهای به شدت تابع قانون تنازع بقا، یا آنگونه که ضربالمثلی چینی میگوید: «برای ماندن من تو میمیری»!
جان پامفرت در ادامه با اشاره به این واقعیت که «تعداد قلیلی از نظریهپردازان دهههای اخیر دنیایی بدون رهبری این دو ابرقدرت را تصور و ترسیم کردهاند»، عملکرد چین و آمریکا در واکنش به همهگیری کرونا را برای هر دو گروه از نظریهپردازان قایل به همکاری یا تخاصم آمریکا و چین ناامیدکننده ارزیابی میکند. عملکردی که این فرصت را ایجاد کرده که درباره اقتدار این دو کشور دوباره فکر کنیم و دنبال پاسخی به این پرسش باشیم که آیا ممکن است در اثر بحران کرونا واشنگتن و پکن توانایی رهبری جهان را از دست داده باشند؟ و البته به این موضوع نیز بپردازیم که در صورت وقوع چنین اتفاقی کدام قدرت میتواند جایگزین این دو کشور شود؟
از نظر نویسنده این یادداشت، نقاط ضعف پکن در واکنش به کرونا «پنهانکاری، سانسور، سرکوب گزارشگران و خبرنگاران و اعمال قرنطینه غیر انسانی و در یک کلام مدیریت اقتدارگرایانه» بوده؛ و نقطه ضعفهای دولت دونالد ترامپ نیز «انکار آغازین و در نتیجه تاخیر در عکسالعمل، کم اهمیت شمردن این پاندمی، بیمسئولیتی و سو مدیریت، تاخیر در مهیا کردن انجام تست کرونا و مواردی از این قبیل»؛ که باعث شدهاند هم پکن و هم واشنگتن در مواجهه با کرونا مستاصل شوند.سردبیر سابق واشینگتنپست در ادامه با تاکید بر این که «ناکامی دولت چین با ناکامی دولت آمریکا متفاوت است» به تفاوتهای این دو کشور در بحران کرونا پرداخته است: «با وجود اینکه آمریکا نیز در ابتدای کار کرونا، مثل چین سعی در پنهانکاری و تحریف اخبار و تکذیب و تنبیه افشاگران (ماجرای برکناری فرمانده ناو جنگی) روی آورده، اما هنوز و همچنان آمریکا یک کشور آزاد است که رسانههایش میتوانند عملکرد دولت ترامپ در برابر کرونا را بدون ترس و سانسور مورد بحث و نقد قرار دهند. اما عملکرد پکن متفاوت است. گذشته از مواجهه سخت و سرکوبگرانه چین در مقابل انتقادها و اعتراضات، دنیا هنوز فزاموش نکرده و شاید هیچگاه فراموش نکند که عکسالعمل کند و بیصداقتی چین بود که اوضاع دنیا را بدینشکل بحرانی کرد و اگر این کشور ابعاد ماجرا را از همان ابتدا با سازمان بهداشت جهانی در میان میگذاشت، شاید اصلا این پاندمی کرونا شکل نمیگرفت». با این حال کامفرت فراموش نمیکند روی این نکته تاکید کند که «هیچکدام از این دو کشور نمیتوانند ادعا کنند که عملکرد و کارنامهشان میتواند الگویی باشد برای دیگر کشورها، یا ارزش تقلید داشته باشد».
اما بهعنوان مثالهایی در برابر این دو کشور، کشورهای دیگری هم هستند که در مقابل کرونا بهتر عمل کردهاند، که در آسیا به کره جنوبی و تایوان و در دنیای غرب نیز به آلمان و کانادا میتوان اشاره کرد که بهتر عمل کردهاند و الگویی بودهاند در این زمینه، که چگونه میتوان هم سلامت مردم را تامین کرد و هم اینکه نگذاشت اقتصاد کشور رو به نابودی برود.
این تفاوتها تفاوتهای بسیار مهمی هستند، برای این که ما را با دنیای فردا متصل میکنند. این که ملتها و کشورها در قبال مصیبتی چون کرونا- که برای هر نسل بیش از یک بار پیش نمیآید – چگونه کمر راست کرده و بیرون میآیند و در این مصاف چه چیزی را از دست داده و چه چیزی را حفظ میکنند، بر فردای نظم جهانی تاثیر خواهد داشت. برای آمریکا و چین که تئوریسینها این دو را در صدر و راس هرم قدرت جهان میبینند و بر این باورند که رهبری آینده نیز در اختیار این دو قدرت خواهد بود، چه بسا دنیای بعد از کرونا یک شوک بزرگ به همراه داشته باشد- که ناگهان بفهمند دنیا دیگر به این دو کشور متعلق نیست.
منبع: ترجمه و خلاصه شده از واشینگتن پست
