شفقنا افغانستان-نفیسه فقیهی مقدس، محقق و پژوهشگری است که بر روی مبحث «قرآن كریم و مولفه های جنگ و صلح در عصر انتظار» به طور مفصل کار کرده و همچنین مدیر بخشی علمی خواهران شبکه جهانی ولایت است.
خانم فقیهی در گفتوگو با شفقنا، نگاه گروهی مبنی بر دامن زدن به ظلم ها و تشدید جریان ظلم به منظور تعجیل در ظهور حضرت مهدی را نگاهی قطعا مردود می داند و می گوید: چنین نگاهی با حرکت اصلاحی حضرت مهدی(عج) و همچنین با تعالیم دین اسلام مبنی بر پرهیز از ظلم و ظلم ستیزی منافات دارد. حضرت پس از ظهور، تمام زمینه های مردمی و ساختاری را برای اینکه جامعه جهانی بدون کمترین جنگ، خشونت و درگیری به سمت جامعه توحیدی سوق داده شود، به کار می گیرند؛ از تمامی زمینه ها و بسترهای لازم استفاده می کنند تا تمام ساختارها و روابط نادرست از بین بروند. در زمان ظهور حضرت مهدی اگر افرادی وجود داشته باشند که در برابر مسیر عدالت خواه، حق طلب و توحید محور مقابله کنند و بایستند، حضرت برخورد با آنها را به عنوان آخرین راه حل اتخاذ و اجرا خواهند کرد.
متن گفتوگوی شفقنا با نفیسه فقیهی را می خوانید:
* در منابع موجود درباره عصر انتظار و آمادگی مردم برای مصلح آخرالزمان، بین مولفه های جنگ و صلح کدام یک باید در جهان پر رنگ تر و بر دیگری غالب شود؟ چرا؟
فقیهی: برای پاسخ به این سوال باید به آموزه های دینی و تعالیم قرآن کریم بازگردیم و دقت کنیم که بر وضعیت اصلی و به عبارتی بنیان اصلی روابط و تعاملی که باید بین افراد جامعه برقرار باشد، چه تأکیدی دارد. اولین نکته ای که قرآن ترسیم می کند براساس آیه شریفه سوره مبارکه بقره است که می فرماید: «ای کسانی که ایمان آوردید همه شما به طریق سلم و مسالمت در آیید» بعضی از مفسران در اینجا «سلم» را به معنای «صلح» تعبیر کردند؛ به تعبیر دیگر اصل اولی که بنا نهاده شده براساس صلح و دوستی است. قرآن کریم صلح را در ابعاد مختلفی بیان و تأکید می کند که اگر کسانی که حتی با شما در حال جنگ هستند به طرف سلم روی آوردند، شما سریعا بپذیرید. وقتی مجموعه این آموزه ها را کنار هم می گذاریم، متوجه می شویم که آنچه قرآن و دین مبین اسلام از آن طرفداری می کند، اصلی است که براساس صلح بنا نهاده شده است؛ اما آیا در همه شرایط صلح، اصل اول است؟ یعنی اگر شرایطی باشد که حاکمیت هایی بخواهند تعامل بین انسان ها را از حالت سلم و صلحی که آرمان جامعه انسانی و هدف خلقت انسان است، دور کند، اسلام برای این شرایط هیچ راه دوم و اصل ثانویه ای را ترسیم نکرده است؟ برای پاسخ به این پرسش باید بگویم اسلام تمام راهکارها را برای قرار گرفتن انسان در مسیر تعامل درون مذهبی و دینی و برون دینی و مذهبی براساس صلح، پیش بینی کرده است، اگر جریانی، فردی، گروهی، جامعه ای، ملتی و دولتی بخواهد این اصل را زیر سوال ببرد، در واقع مسیر مبتنی بر آرامش که لازمه عبودیت به پروردگار متعال و هدف غایی خلقت است را از بین برده؛ در این نوع مسایل اصل دوم مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین در اسلام و آموزه های دینی راهکارهای صلح و تمام تلاش ها در این زمینه دیده شده تا مسیرها از طریق سلم و صلح باشد، اما در شرایطی مساله جنگ به صورت یک امری که از آن گریزی نیست، پیش بینی شده است.
* گرایش های موجود و رایج درباره مهدویت در میان تشیع به چند گروه تقسیم بندی می شوند؟ اعتقادات این گرایش ها چگونه تعریف می شود و هر یک از گرایش های موجود چه رفتار عملی به عنوان شخص منتظر از خود نشان می دهند؟
فقیهی: اگر بخواهیم گرایش ها را در قالب انواع کلی بیان کنیم، یک گرایش است که انتظار را به عنوان حالتی ترسیم می کند که فاقد هرگونه تحرک و پویایی است، یعنی ما منتظر حضرت هستیم اما وظیفه و رسالت خاصی را در راستای ظهور حضرت ترسیم نمی کنیم، منتظرانی که منتظرند حضرت بیایند و همه کارها را خودشان درست کنند؛ به عبارت دیگر ممکن است اعتقاد دسته ای از منتظران براساس تلقی نادرستی که از روایات دارند، این باشد، همین که ما منتظر و متصف به صفت انتظار باشیم، برای انجام وظیفه انتظار کفایت می کند؛ این انتظار، انتظاری خاموش، بدون تحرک و تلاش است. اما گرایش دسته دوم براساس فهم صحیح از روایات است، این گروه انتظار را نه به معنای عملی که صرفا منتظر بماند تا فردی بخواهد جهان را اصلاح کند، بلکه انتظار را به عنوان یک عمل، حرکت و رسالتی می دانند که نقش و وظیفه اصلی خود را زمینه سازی برای ظهور می داند. این انتظاری است که روایات اسلامی ما آن را متصف به اَفْضَل العِبادَةِ اِنتِظارُ الْفَرَجِ می کنند؛ تعریفی که از این انتظار می شود، انتظاری است که آثار، پیامدها، ثمرات و برکاتی را به دنبال دارد. این انتظار باعث می شود که فرد در راستای همان اهداف حکومت جهانی حضرت مهدی حرکت کند، یعنی ببیند قیام، ظهور و حرکت اصلاحی حضرت چه اهداف، برنامه ها و ویژگی هایی دارد و سپس متناسب با آن برنامه ها، در زندگی فردی و حیات اجتماعی خود حرکت کند. در حقیقت این مساله باید مورد توجه قرار گیرد که نه تنها یک فرد منتظر به عنوان زمینه ساز ظهور فعالیت می کند بلکه آثار و برکات آن را در زندگی فردی خود می بیند.
امام صادق(ع) می فرمایند: «خوشا به سعادت کسانی که منتظر ظهور حضرت هستند» وقتی در ادامه از حضرت سوال می شود؛ حضرت می فرمایند: اینها کسانی هستند که هیچ خوف، حزن، ترس و اندوهی بر آنها نیست. به تعبیر دیگر این افراد به تناسب و میزان عملی که در راستای زمینه سازی ظهور می کنند، بهره و نتیجه آن در زندگی فردی و اجتماعی آنها ظهور می کند و در زندگی خود نگرانی، ترس و دلهره ندارند چرا که در همان مسیر تعالی که مدنظر جامعه مهدوی و همچنین در جریان تکامل جامعه بشریت است، حرکت می کنند اما فردی که خود را از این مسیر جدا کند یا در این مسیر قرار ندهد یا نادرست خود را در این مسیر قرار دهد، مشکلات، سختی ها و فشارهای زندگی بر این فرد بسیار بیشتر نمود پیدا می کند. آثار روانشناختی و آثار متعدد و مختلف دیگری را در بحث انتظار داریم و باید به این نکته توجه داشته باشیم که همه آثار مثبت مربوط به انتظار پویا، سالم و سازنده است که دستاوردهایی را نیز برای فرد، اجتماع و امت به همراه دارد.
* عده ای معتقدند برای ظهور حضرت مهدی لازم است جامعه پر از ظلم، گناه و بی عدالتی شود تا حضرت مهدی به عنوان منجی بشریت، عدالت واقعی را در جهان محقق گردانند به همین دلیل ظلم و ستم هایی که امروز مردم جهان علیه یکدیگر روا می دارند را طبیعی می دانند و چون آن را نشانه ای بر نزدیکی ظهور حضرت مهدی تلقی می کنند، از وقوع چنین حوادثی ناخرسند نیستند. منابع یا اسنادی در این زمینه موجود است که درستی چنین تفکری را نشان دهد. این تفکر از چه اصل و اصولی نشأت گرفته است؟
فقیهی: روشن است که روایات ما بیان کننده و ترسیم کننده اصل ظهور هستند؛ ما روایاتی داریم که دوران ظهور و دوران نزدیک به عصر ظهور حضرت مهدی را به دورانی ترسیم می کنند که پر از خشونت است؛ روایات ترسیم کننده این هستند که حضرت زمانی جامعه بشری را به عدالت می رساند و زمین را پر از قسط و عدل می کنند همچنان که از ظلم و ستم پر شده است، اما در برابر این اصل بیان شده در روایات، دو نگاه وجود دارد، نگاه اشتباه و باطل به این مساله این است که اگر ما می خواهیم در ظهور حضرت مهدی(عج) تعجیل شود باید به ظلم ها دامن بزنیم و جریان ظلم را تشدید کنیم؛ این نگاه قطعا مردود است چون با حرکت اصلاحی حضرت مهدی(عج) و همچنین تعالیم دین اسلام مبنی بر پرهیز از ظلم و ظلم ستیزی منافات دارد. نگاه دوم اینکه روایات ترسیم کننده چیزی هستند که اتفاق خواهد افتاد نه آنچه ما آن را اتفاق بزنیم، یعنی وضعیت جهان به گونه ای می شود که جریان های ظالم و استکباری نهایت و تمام تلاش خود را در گسترش ظلم به کار می گیرند، آنچه امروز در جوامع شاهد آن هستیم، نگاهی که ابرقدرت ها به جهان دارند؛ استکبار گویی و ظلم آنها و برافروختن آتش جنگ، فتنه و ستم در کل جهان، بیان کننده این است که این روایات، روایاتی توصیفی و تزیینی هستند.
* اعتقاد به مهدویت اختصاص به شیعیان دوازده امامی دارد یا همه شیعیان و مسلمانان به مصلح آخرالزمان اعتقاد دارند؟ چرا در ادیان توحیدی، در یهود و مسیحیت نیز مصلح آخرالزمان تعریف شده است؟
فقیهی: در نگاه ادیان توحیدی اعتقاد به موعود یا منجی، فردی که جامعه بشریت را سرانجام از این سردرگمی ها، تلاطم ها، فشارها و تشددها نجات خواهد داد، اعتقادی فرا مذهبی یا فرا دینی است، یعنی فقط مختص به جامعه شیعه و اسلامی نیست. در درون اسلام هم که نگاه می کنید، جامعه تشیع و اهل تسنن نسبت به ادیان دیگر به طریق و با تقویت بیشتر آموزه های مهدویت، فرامین و روایات مختلفی را بیان کردند؛ بنابراین بین مسلمانان موضوع مهدویت به عنوان یکی از محورهای اشتراک و وفاق مطرح می شود؛ اما در جزییات و تبیین اینکه مهدی موعود و منجی که در آخر الزمان ظهور خواهد کرد، چه کسی است؛ طبیعتا آموزه های شیعه با پیروی و بهره گیری از تعالیم اهل بیت(ع) نسبت به اهل تسنن ترسیم و تدوین صحیح تر و کامل تری دارند. بین شیعه و سنی در این زمینه اختلافاتی وجود دارد؛ اما این اختلافات قابل حل است و باید درخصوص باور مهدویت و منجی بیشتر به نقطه اشتراکی که بین ما و همه ادیان توحیدی وجود دارد، توجه کنیم.
* شیعیان در عصر کنونی که خشم و خشونت جهان اسلام را فراگرفته و تبلیغات افراط گرایان، اسلام را دینی بی منطق و خشن معرفی کرده و ایجاد هراس از اسلام گرایان ایجاد شده، چگونه می توانند گفتمان اسلام رحمانی را پیش بگیرند و تعریفی مهربانانه تر از اسلام و اهداف والای آن به جهان ارائه دهند؟
فقیهی: دو نکته وجود دارد، یکی بحث اسلام هراسی است که اکنون در جهان ارایه می شود و دشمن تمام سعی و تلاش خود را می کند تا جریان ها و مباحث ظلم و ستم را به اسلام شیعی نسبت دهد، اما آنچه در جهان در حال رخ دادن است، روندی است که برای همه مردم مشروط است، اینکه اسلام شیعی و قرائت شیعه، قرائتی است که برگرفته از مهر، عطوفت و برقراری روابط انسان دوستانه بین همه افراد جامعه انسانی نه فقط همه افراد یک مذهب و فرقه خاص است. بر اساس همین جهانی بودن اسلام، خداوند پس از رسالت نبی مکرم اسلام می فرماید: «وَما اَرْسَلْناكَ اِلّا رَحْمَةً لِلعالَمينَ؛ ما تو را مگر برای رحمت و عطوفت برای جهانیان مبعوث نکردیم» بنابراین می توان گفت تمام تلاش های دشمن در راستای خشونت بار جلوه دادن مذهب تشیع به نتیجه نخواهد رسید و نمودهای بیرونی شاهد و بهترین مدعا بر این مساله است.
نکته دوم اینکه نه تنها جریان شیعی به پیروی از تعالیم اهل بیت، نهایت مدارا را در برخورد با دشمنان و در روابط بین افراد جامعه انسانی مشخص کردند و از این اتهام مبری هستند بلکه تمام تلاش خود را می کنند تا بتوانند صلح را در همه جوامع استقرار دهند و حاکم کنند. اکنون جامعه اسلامی ایران به عنوان نماد بارز مکتب تشیع تمام تلاش خود را می کند تا با آتش افروزی هایی که به نام اسلام در کل جهان حاکم است، مقابله کند و قرائت صحیح از اسلام را ارایه دهد. این اقدامات هم از طریق فعالیت های فرهنگی و هم در مباحث و حوزه های مختلف صورت می گیرد و نهایتا اگر کسی منصفانه و بدون هرگونه غرض، مسیر جامعه شیعی و تلاش ها و حرکت های سازنده ایران به عنوان نماد جامعه شیعی را دنبال کند، این مباحث برای او روشن خواهد شد.
* در اندیشه پیامبر و ائمه ما همواره بر تعامل و صلح همه مردم با یکدیگر و دوری از جنگ و نزاع تأکید شده است، امروز یعنی عصر انتظار که اسلام داعشی قدرت یافته و با کشتارهای خونین جهان را پر از خشونت کرده، چه راهکاری وجود دارد تا فرهنگ سلم و صلح ديني گسترش یابد و پيش درآمد صلح بين المللي قرار گيرد؟
فقیهی: در برابر جنایاتی که داعش به نام اسلام انجام می دهد، اولین گامی که می توان برداشت، همگرایی همه امت اسلامی بر محور قرآن کریم است. با تمام اختلافی که ممکن است در مذاهب مختلف وجود داشته باشد، قرآن کریم به عنوان مبدأ و محور اساسی همه مسلمانان به عنوان نماد وحدت است.
وقتی همه مسلمانان با برداشت و بینش صحیح به قرآن کریم مراجعه کنند، متوجه می شوند قرائتی که داعش و امثال این جریان ها، از اسلام ارایه می دهند، مباحثی کاملا مخالف با اسلام است.
گام دوم اینکه باید روشن شود داعش نه تنها اسلام نیست بلکه داعش و همچنین جریان های وهابی و سلفی در استخراج تعالیم قرآن کریم دچار یک سو نگری هستند. این جریان ها برخی از آیات قرآن را از سایر آیات جدا می کنند و در واقع تنها به بخشی از آیات تکیه می کنند؛ به عبارت دیگر قرآن را که فرد باید به صورت یک مجموعه منسجم و پیوسته مطالعه کند تا بتواند به نتیجه درستی برسد را به اجزای مختلف پراکنده می کنند و بخشی از قرآن را که به نفع و در راستای برنامه های خودشان است، اجرا می کنند. به فرموده قرآن کریم به بعضی ایمان می آورند و به بعضی کفر می ورزند؛ بنابراین تلاش یا گام دوم روشن کردن قرآن ستیزی جریان های وهابی و سلفی است.
گام سوم وفاق و وحدت هر چه بیشتر جریان های اسلامی علاوه بر محور قرآن کریم، در مباحث عقیدتی است؛ در مباحث اعتقادی، توحیدی، نبوت و بحث های دیگر مانند موعود و آخر الزمان محورهای اشتراک بسیاری میان مسلمانان وجود دارد و هر یک می تواند عاملی برای ایجاد وحدت میان امت اسلامی باشند. هر چه جامعه اسلامی به واگرایی نزدیک تر شوند، طبیعتا زمینه برای فعالیت گروه هایی مانند داعش و سایر جریان های وهابی هموار می شود؛ بنابراین مهم ترین اقدماتی که باید در این زمینه انجام شود، اقدامات فرهنگی، بالا بردن سطح فکری و اعتقادی امت اسلامی و برائت جستن از جریان هایی است که در راستای اهداف دشمنان دین، به نام دین و اسلام، بزرگترین ضربه را بر پیکره اسلام وارد می کنند.
* درباره امام زمان کلیشه ای رایج است که می گویند امام زمان با شمشیر گردن مردم را می زند و در واقع ظهور حضرت را جنگ محور توصیف می کنند؛ این تصویر سازی چقدر با واقعیت تطبیق دارد؟
فقیهی: روایات صحیح اسلامی ما در بیان عصر ظهور، ترسیم گر دورانی هستند که همه افرادی که در قید حیات نیستند، آرزو می کنند که ای کاش دوران ظهور حضرت مهدی را درک می کردند. روایات وضعیت اقتصادی، اجتماعی و مباحث مختلف و نیازمندی های جامعه اصل ظهور را به گونه ای ترسیم می کنند که همگان در یک شرایط برابر به وضعیتی می رسند که در رفاه کامل و در مسیر عبودیت پروردگار قرار می گیرند، تمامی استعدادها و نعمت های بالقوه جامعه بشری، جمادات، نباتات و انسان به طور کلی به فعلیت می رسند، جهان به تکاملی می رسد که شایسته و برازنده آن است. در کنار این روایات، روایاتی هستند که صحبت از خشونت و کشتار می کنند! حال نکته مهم این است که آیا جامعه حضرت مهدی دوران طلایی موعودی است که همه انسان ها آرزوی آن را دارند یا جامعه ای است که عده ای به بهانه خون هایی که در آن زمان ریخته خواهد شد از آن گریزان هستند؟! روایاتی که صحبت از خشونت و کشتار دارد باید به درستی تحلیل شود؛ اگر تحلیل درست نکنیم در جمع بین شرایط ظهور به نتیجه درستی نمی رسیم.
در تحلیل اول، وقتی روایات ناشی و مبتنی بر خشونت و کشتارها مورد بررسی قرار می گیرند تعداد قابل توجهی از آنها از نظر سندی سالم نیستند یعنی سند این روایات درست نیست و روایاتی است که دشمن به خاطر ترسیم اوضاع نادرست از زمان ظهور، آنها را در روایات اسلامی جعل کرده و قرار داده است. بخشی از روایات ناشی از شرایطی است که به طور طبیعی رخ خواهد داد و مربوط به بعد از ظهور حضرت و مربوط به جهان در آستانه ظهور است؛ اینکه تعداد زیادی از مردم از بین می روند، تعداد کشتارها بسیار زیاد است و حمام و جوی خون به راه می افتاد. این روایات مختص به پیش از ظهور حضرت هستند که خلط می شوند و حمل به روایات دوران ظهور می شوند.
دسته دیگری از این روایات مربوط به دوران ظهور هستند، اما مهم و نکته قابل توجه در این زمینه این است که ما نگاه کنیم و ببینیم که آیا حرکت حضرت مهدی با جنگ، خشونت و کشتار آغاز می شود؟ به هیچ عنوان اینطور نیست؛ حرکت حضرت، یک حرکت اصلاحی است. حضرت تمام زمینه های مردمی و ساختاری را برای اینکه جامعه جهانی بدون کمترین جنگ، خشونت و درگیری به سمت جامعه توحیدی سوق داده شود، به کار می گیرند؛ از تمامی زمینه ها و بسترهای لازم استفاده می کنند تا تمام ساختارها و روابط نادرست از بین بروند؛ حتی حضرت با سفیانی که روایات اسلامی او را به عنوان خبیث ترین دشمن حضرت معرفی کردند، از درِ سلم و دوستی بر می آید و با او صلح می کنند؛ اما پس از آن سفیانی صلح را بر هم می زند و مبارزه و مقابله می کند. به طور کلی در زمان ظهور حضرت مهدی اگر افرادی وجود داشته باشند که در برابر مسیر عدالت خواه، حق طلب و توحید محور مقابله کنند و بایستند، حضرت برخورد با آنها را به عنوان آخرین راه حل اتخاذ و اجرا خواهند کرد.
انتهای پیام

