خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان)
محمد رحیم افضلی عضو مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی و رایزن فرهنگی پیشین افغانستان در ایران در گفتگو با شفقنا، دور شدن جوامع اسلامی از اسلام عملی را ریشه بدبختی ها و مشکلات فراوان جهان اسلام عنوان کرده و گفت: متاسفانه اسلام به عنوان یک دین عملی ، پویا و کاربردی که راهکار برای هر اصل و نسل دارد کمتر مورد توجه جوامع اسلامی بوده است،
وی معرفی نمودن اسلام به عنوان دین خشونت را هدف ناشایست دنیای غرب خوانده و تصریح کرد: اهداف بلند دنیای غرب برای سکولاریزم و اومانیزم انسانی ایجاب می کند که تصویری از اسلام به جهانیان معرفی کنند که حاکی از خشونت و بی رحمی باشد و متاسفانه در این زمینه برخی به ظاهر مسلمان نماها هم به آنان کمک می کنند.
متن کامل گفتگو با وی به شرح ذیل می باشد:
*با توجه به اوضاع تاسف باری که در افغانستان،سوریه، عراق و سایر کشورهای اسلامی مشاهده می شود،چه عاملی باعث شده تا بعضا مسلمانان از اسلام واقعی و آموزه های حقیقی پیامبر اسلام(ص) به دور باشند؟
افضلی: نکته بسیار مهم در این رابطه این است که اسلام دو بخش عمده دارد؛ یکی بخش تئوری ها، نظریه ها و دیدگاهها و بخش دیگر عملکردها؛ علت این همه بدبختی و مشکلات جوامع اسلامی دور شدن از اسلام عملی است.
وقتی ما در نظام خانواده از راستی و صداقت که بهترین بنیاد تربیتی است دور میمانیم و از تربیت اسلامی باز میمانیم، وقتی مسلمانان برنامه های عملی اسلام را در زمینه های تربیت ،اخلاق ، صداقت ،عبادت ، سیاست و بسیاری جهات دیگر فراموش میکنند ، نباید انتظار داشته باشیم تا غیر از این وضع کنونی چیز دیگری را شاهد باشیم.
در واقع اساسی ترین عامل بدبختی های ما مسلمانان عدم توجه به برنامه های عملی اسلام است. اگر ما اسلام را فقط به عنوان یک فرضیه و تئوری بپذیریم و آن را به عنوان راهکار در زندگی خود قرار ندهیم، موجب فلاکت و بدبختی خواهد شد.
متاسفانه امروز جوامع اسلامی از اسلام عملی دور هستند، اسلام نظری دارند ولی در نظام عملی قرائت های مذهبی شان را پررنگ تر از قرائت اسلامی کرده اند. وقتی قرائت های فقهی ، مذهبی و حتی قرائت های قومی ،سمتی و لسانی به عنوان قرائت دینی در جامعه تحمیل و توسط بزرگان عمل شود، چه توقعی می توان از آن جامعه داشت؟
بنابر این ، اولین مشکل جهان اسلام این است که ما مسلمانان اسلام را به عنوان یک دین عملی ، پویا و کاربردی که راهکار برای هر اصل و نسل داشته باشد، متاسفانه نداریم.
ما باید برنامه های عملی حقیقی اسلام را در خود تقویت و صرفا از حالت باور صرف خارج شویم و دستورات اسلام ناب را در زندگی خود به کار برده و کاربردی تر سازیم.
*چرا اسلام که در حقیقت پیامبر آن به عنوان رحمت للعالمین از وی یاد می شود، امروزه در سطح جهان به عنوان دین خشونت معرفی می گردد؟ ریشه ی این گونه معرفی کردن اسلام در چیست؟
افضلی: خشونت دقیقا نقطه مقابل اسلام است. اسلام دینی است منتخب خدا برای انسان ، پیامبر ما بهترین قرائت را از اسلام در عصرش نموده است ، «و حکم وجهک الدین حنیف فطرتا الله التی فتوالناس علیها لا تبدیل له خلق الله و آخر میگوید ذلک الدین القیوم…»
پیامبر ما که رحمت العالمین این جهان است ، بهترین ،بالاترین و کامل ترین قرائت نسبت به اسلام را دارد. پیامبری که رحمت للعالمین است و بر مورچه ها هم رحمت می کند، چگونه است که پیروانش از اسلام ناب محمدی(ص) فاصله گرفته و آن را دین خشونت معرفی می کنند؟! آن هم دینی را که اجازه نمی دهد بر درختی، بر مورچه ای و … ظلمی صورت گیرد.
اینکه اسلام را در قرن 21 به عنوان دین خشونت معرفی میکنند و علت آن، باید بگویم که دو دلیل دارد: یکی عدم توجه ما مسلمانان به اسلام یعنی تسلط نفس بر باورهای ما ، همانطوری که در جوامع بشری امروز میبینیم.
و دوم بر می گردد به عرائض قبلی ام ؛ وقتی ما رحمت ،مروت ،ایثار،شجاعت ، یخشش اسلامی و گذشت اسلامی را که صدها نمونه ، داستان و روایت درباره آن وجود دارد را نمیبینیم و به دستورات اسلام در ارتباط با عطوفت و مهربانی عمل نمیکنیم، جز خشونت پیامد دیگری ندارد.
هدف بنیادی غرب سکولاریزم و انسان محور ساختن جهان است. بر اساس همین هدف است که سکولاریزم و اومانیزم ، اسلام و پیامبر و تشیع را نشانه گرفته است و در پی این است بی خدایی و خود خدایی را به جای خدا محوری به کرسی بنشاند.پس خشونت پایه های اصلی نظام اجتماعی را متزلزل ساخته و بی اعتمادی را در نظام اجتماعی بوجود میاورد. باعث اضطراب دغدغه و خاطر انسان است و نمادی از استکبار و عکس العمل ابلیس در برابر اراده ی الهی است.
* چندین سال است که کنفرانس ها و سمینارهای مختلفی در رابطه با وحدت جهان اسلام برگزار شده است؛ آیا واقعا طی این سالیان برگزاری چنین کنفرانس هایی دست آوردهای ملموسی هم داشته است؟
افضلی : در این رابطه اجازه دهید مثالی بزنم البته زیاد نمیخواهم رویکرد انتقادی داشته باشم؛ برخی افراد در این کنفرانس ها شرکت میکنند ، پشت تریبون رفته و بسیار خوب هم گپ میزنند اما همان بحث که گفتم کاملا عیان است. ما اسلام را کاربردی و عملی نکرد ه ایم و دین را در حد تئوری و فقط همان مسلمان بودن برای خودمان نگه داشته ایم و اسلام واقعی را در تمام شعب زندگی مان جاری و ساری نگرداندیم و متاسفانه در بین علما هم ما شاهد این قضیه هستیم و رویکردها در بین علما نیز با آن حقیقت واقعی تفاوت دارد.
*دستآوردهای گفتمان علمای مذاهب اسلامی پیرامون وحدت اسلامی مخصوصا برای کشورهایی نظیر افغانستان چیست؟
افضلی : اولا وحدت و اتحاد مسلمین و همسوسازی جامعه بشری در حقیقت مبنای اون حرکت و مدیریت جهانی است. زیبایی این کنفرانس ها نشان دادن آن ضرورتی است که در بی نهایت بوجود می اید. چون مدیریت جهانی یک اصل است ، بشر امروزی صحبت از جهان واحد میکند و مسلمانها در پوشش تقریب مذاهب دور هم جمع میشوند؛ بنابر این اولین دستاورد و نقطه مثبت این است که تفکر و اندیشه ی رفتن به طرف مدیریت جهانی را در اذهان کشت میکند
امروزه دنیای غرب به یک نقطه رسیدند و آن ضعف مدیریت هاست؛ شاید تصور شود که قوانینشان اشتباه است اما اینطور نیست بلکه قوانین بسیار مترقی هم وجود دارد. همین افغانستان به عنوان مثال قانون اساسی بسیار خوبی دارد ولی اینکه به قانون عمل نمیشود صرف ایراد از قانون نیست بلکه مشکل عدم مدیریت اجرایی قانون است . بشر امروز به این نکته رسیده است که ما مدیریت سالمی در راس جهان نداریم و این نکته ای است که در فلسفه ی باورهای ما به ظهور حضرت مهدی(ع) اشاره میشود یعنی جامعه بشری هم اکنون درک میکنند که به یک شخص و نظامی که بتواند نظام جهانی را مدیریت کند نیازمند است.
تقریب در حوزه ی اسلامی این تفکر را تشدید و احیا میکند ،سرعت میبخشد ولو مشکلات خودش را هم دارد .
اولین دست آوردش حداقل این است که 27 سال حرف این است که آیا اسلام برای نظم نوین جهانی و مدیریت جهانی چه الگویی را ارائه دهد؟ ضرورت درک تقریب گام اول ، تشکیل جلساتی برای تقریب گام دوم و اجرایی کردن تقریب گام نهایی در این باره است. اینها یک یک نکات مثبت این حرکت است و در پایان حضور افراد، دید و بازدیدهای شخصیتها و علما ، خوب شخصیتها هر کدام حرف میزنند ولی من معتقدم با وجودی که تنها حرف زدن مطلوب ما ، جامعه بشری و مطلوب مسلمانان نیست ولی آغازی برای رفتن به طرف مطلوب است پس این جلسات فی نفسه حرکت مثبت به طرف مطلوب من و شما است .
اما این که در افغانستان چه دستاوردی میتواند داشته باشد؛ افغانستان کشوری است که بحمدالله نسبت به سایر کشورها از نظر تقریب عملی پیش گام تر بوده است. ما از نظر فکری گام بلند برنداشتیم ولی در عمل متحد هستیم،بسیاری از مسائلی که در بعضی کشورها پذیرش آن قابل تحمل نیست ، در افغانستان حل شده است زیرا ساختاری که در افغانستان وجود دارد باعث شده است که تناسب بین ا طرفداران مذاهب با یکدیگر نسبت به سایر کشورها خیلی نزدیک تر باشد.
در دورترین نقطه پکتیا هم شیعه هست و هم سنی؛ در دورترین نقطه جلال آباد شیعه هست سنی هم هست و سایر نقاط کشور. اگر در افغانستان امنیت برقرار شود و ثبات سیاسی بوجود بیاید ، من معتقدم بهترین پایگاه عملی تقریب خواهد بود و از خداوند تبارک و تعالی این آرزو را دارم که افغانستان مثل عملی تقریبی باشد و الگویی برای جهان اسلام اشود.
بازتاب برگزاری چنین کنفرانس هایی این است که باور مردم افغانستان بیشتر و تقویت می شود ، فضای اعتماد افزایش می یابد و نه تنها در افغانستان بلکه در سایر کشورها برگزاری چنین کنفرانس های وحدت اسلامی، عکس العملها و بازتاب هاب مثبتی دارد.
در پایان از شما تشکر میکنم و از خداوند منان برای شما آرزوی موفقیت و سربلندی مینمایم.
انتهای پیام
