روزنامههای امروز به موضوعات گوناگونی در سرمقالههایشان پرداختهاند.
به گزارش خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان) برخی از مهمترین سرمقاله های امروز به شرح دیل می باشند:
روزنامهی آرمان ملی
مضمون سرمقالهاش را زیر عنوان « طالبان هیچ گاه به صلح نمی اندیشند» برگزیده و از آغازین خط محتوای سرمقاله چنین بر میآید:” طالبان گاهی هم به صلح نیندیشیده اند. آنان برای برپایی امارت خویش می جنگند و تصور این که می توان با آن ها برای برقراری صلح در کشور کار کرد، یک اشتباه محض می باشد.”
در متن سرمقاله آمده است:«رئیس جمهور کرزی به این باور است که”بدون آغاز عملی و علنی پروسه صلح، امضای موافقتنامۀ امنیتی با امریکا باعث تقویت بهانۀ جنگ و ایجاد ملوک الطوایفی در کشور خواهد شد.”»
به عقیدهی سرمقالهنگار؛” این تصور نیز می تواند اشتباه تلقی شود زیرا افغانستان دیگر از آن مرحله گذشته است که به ملوک الطوایفی مبدل شود و در هر گوشۀ آن یک حکمرانی داشته باشد که جدا از مرکز و دیگر مراکز قدرت فعالیت داشته باشد.”
نگارندهی سرمقاله چنین باور دارد؛” دولت مرکزی به همه اشتباهاتش در دوازده سال گذشته پیوسته مورد حمایت مردم افغانستان قرار داشته است. طالبان پس از سقوط شان به هیچ وجه قادرنشدند تا سلطۀ خود را بر کشور قایم کنند.”
“آنها در هر جایی هم که حضور دارند مورد حمایت مردم محل نیستند. مردم حتی در زیر سلطۀ طالبان نیز دلگرم به برقراری نظام دموکراتیک هستند که در آن کودکان شان اعم از دختر و پسر بتوانند به مکتب بروند.”
نگارنده بورمند است؛” پیمان امنیتی میان افغانستان و امریکا، خواست همه مردم و کسانی است که به ثبات و پیشرفت افغانستان می اندیشند زیرا آن ها می دانند که اگر این کار صورت نگیرد و امریکایی ها از افغانستان بیرون شوند در آن صورت دست آورد های دوازده سال گذشته در افغانستان از دست خواهد رفت.”
و همچنان؛:”افغانستان دیگر ملوک الطوایفی را رد کرده است و امضای پیمان امنیتی می تواند این روند را تقویت کند.”
روزنامهی ماندگار
عنوان سرمقالهاش را چنین برگزیدهاست«نیمۀ پُرِ سال ۲۰۱۴» و در ادامه:” سال ۲۰۱۴، نقطۀ عطفی در سیاست افغانستان شمرده میشود؛ سالی که با خروج کاملِ نیروهای خارجی مصادف شده و در عین حال، مدخل دهۀ تحول نیز خوانده میشود. اما این سال، سالِ پُرماجرا و پُرچالشی نیز است که از دستگاههای حکومتی گرفته تا یک شهروند کسبهکار، همه آیندۀ خودشان را وابسته به اتفاقات نیافتادۀ این سال میدانند. از نگرانیها و چالشهایی که ظاهراً موجی از هراس و ترس را خلق کرده است، در رسانهها زیاد گفته شده و نیازی نیست که یک بار دیگر آنها را مفصلاً برشمرد؛ اما میتوان از مهمترینشان به عنوان فکتورهای اصلی نام برد.”
” نکتۀ اول، همانا خروج نیروهای خارجی است که بنا بر قراردادهای قبلی، در این سال آخرین سرباز نیروهای خارجی نیز افغانستان را ترک خواهد کرد.
نکتۀ دیگر، تعلل در امضای پیمان امنیتی با ایالات متحده است که به حیث بدیل ناتوانیِ نیروهای امنیتی افغانستان تصور میشود.
و اما نکتۀ سوم، مسالۀ انتخابات است؛ انتخاباتی که همزمان با نگرانیهای امنیتی و سیاسی سال ۲۰۱۴ مطرح است. نگرانیهای عمدۀ انتخابات شامل دخالتِ حکومت، تقلب و ناامنیست که بارها از سوی نامزدان، مردم و نهادهای ناظر مطرح شدهاند، ولی تا کنون تضمینِ چندانی از سوی حکومت ارایه نشده که مرفوعکنندۀ این نگرانیها باشد.”
از دید نگارندهی سرمقاله؛” روزنۀ روشنِ دیگر در این زمینه، برگزاری برنامۀ اجندای ملی است؛ برنامهیی که قرار است به تاریخ ۲۸ ماه جاری میلادی در کابل برگزار شود و همۀ نامزدان را برای ایجاد یک دولت ملی و نیز ریفورم و اصلاحات در دولت آینده فرا بخواند. این برنامه، به دنبال جستوجوی راههای حلِ معضل کنونی افغانستان است؛ راههایی که ما را به ثبات دایمی رهنمون میسازد.”
نگارندهی سرمقاله معتقد است:” رسیدن به ثبات دایمی و ایجاد ریفورم در ساختارهای کنونی، کاریست که از توانایی حکومت آقای کرزی خارج است. آقای کرزی اگرچه همواره شعار ایجاد صلح پایدار را سر داده، ولی به دلیل کاربرد میکانیزمِ نادرست و روشهای اشتباه، به گسترش ناامنیها کمک کرده و به جای مهار طالبان، آنان را بیشتر تحریک نموده است.”
روزنامهی افغانستان
در عنوان سرمقالهاش نگاشتهاست« پارلمان و نقشهای که بر عهده دارد» و به دوام:” پارلمان به رخصتی های زمستانی رفت تا وکلا خستگی از تن بدر کنند و با رفتن در میان موکلین خود از اوضاع واحوال مناطق خود باخبر شده و نقص ها و کاستی را یاداشت کرده به مرکز بیاورند تا دولتمردان به فکر آنها باشند. اما بسیاری از وکلای پارلمان هستند که نه به ولایات خود می روند و نه چندان از اوضاع و احوال مردم با خبر می شوند، بلکه با استفاده از فضای انتخابات به دنبال کمپاین های انتخاباتی بوده و به دنبال دفاتر نامزدهای ریاست جمهوری می گردند.
نظر به این قسمت نوشتار:” افغانستان با توجه به اینکه دوره ای طولانی از جنگ های داخلی و تهاجم خارجی را پشت سر گذرانده است و همین گونه زمینه های مختلفی هستند که برای اولین بار در کشور مطرح می شوند به تصویب قوانین شدیدا نیاز دارند. بی توجهی به تصویب قوانین خود بر مشکلات کشور خواهد افزود. “
“در مورد نظارت بر کارکرد دولت نیز پارلمان کارنامه درخشانی ندارد.”
به نظر نگارنده:” نظارت بر کارکرد حکومت زمانی می تواند معنا داشته باشد که وکلا خود بدور از جنجال های قوه مجریه به بررسی و تحلیل و نظارت از عملکرد حکومت بپردازند.”
“اکنون مسایلی زیادی باقی مانده اند که برای سالها در دست حکومت قرار دارد و پیشرفتی نیز در آنها دیده نمی شود. به عنوان مثال مصالحه و مذاکره با طالبان برای چندین سال است که در دستور کار حکومت قرار دارد ولی هیچ پیشرفتی در این زمینه نشده است. پارملان می تواند حکومت را تحت فشار دهد تا راه درست را در این گونه موارد در پیش بگیرد.”
روزنامهی هشت صبح
در عنوان سرمقالهاشت چنین آورده است«تنها مردم افغانستان قربانی نیستند»
در متن سرمقالهی این روزنامه آمده است:” دیروز به پایگاه نیروهای بینالمللی در ولسوالی ژیری قندهار حمله شد. همچنان نظامیان پاکستانی در شهری که مرکز فرماندهی ارتش آن کشور قرار دارد، مورد حمله قرار گرفتند. طالبان افغانی و پاکستانی مسوولیت این حملات تروریستی را بهدوش گرفتند. سیاستهای امنیتی ارتش پاکستان، پیامدهای زیانبار خود را آشکار میکند. دیگر روشن شده است که تنها مردم افغانستان قربانی نیستند، بلکه مردم پاکستان، حتا سربازان آن کشور نیز قربانی طالباناند. طالبانی که توسط دستگاههای استخباراتی پاکستان برای کنترول افغانستان، ساخته و پرداخته شد. لازم بود که نظامیان پاکستانی از فرصتی که حمله تروریستی یازدهم سپتامبر ایجاد کرده بود، استفاده میکردند، سیاستهای امنیتی خود را مورد بازبینی قرار میدادند و رویای محمدعلی جناح را تحقق میبخشیدند.”
سرمقالهنگار نوشتهاست:” جناح آرزو داشت پاکستان یک کشور مدرن و دموکراتیک باشد. اما نظامیان پاکستانی این فرصت را از دست دادند. آنان تصور میکنند که افغانستان پساطالبانی، به استخبارات هند اجازه داده است تا با استفاده از قلمرو افغانستان، فعالیتهای ضد پاکستانی کند. آنان بر مبنای توهماتی از این دست به طالبان افغانی کمک کردند تا دوباره جان بگیرند، هستههای القاعده را هم اجازه دادند، تا به طالبهای افغانی کمک کنند، برای طالبان شبکههای حمایتی بر پا کردند و رسانههای پاکستانی هم به تریبون طالبان بدل شد.”
به باور نگارندهی سرمقاله:” هدف ارتش این بود تا توهم «نفوذ هند در افغانستان» را خنثا کنند. جنرالهای پاکستانی همچنان میخواستند و حالا هم میخواهند، تا با استفاده از کارت طالبان، با جهان معامله کنند. اما این سیاست، پاکستان را در گودال ناامنی و بحران پرت کرد.”
” برخی از سیاستمداران پاکستانی مثل عمرانخان، ناشیانه میگویند که وضعیت کنونی کشورشان، پیامد عضویت در ایتلاف جهانی ضد ترور است، اما این ارزیابی نادرست است. وضعیت کنونی نه ناشی از عضویت در ایتلاف جهانی ضد ترور، بلکه حاصل بازی دوگانه است. سیاست حمایت همزمان از ناتو و طالبان، این وضعیت را خلق کرده است. بحران کنونی راهحل دیگری ندارد، غیر از اینکه ارتش پاکستان، در سیاستهایش تجدید نظر کند.”
به باور سرمقالهنگار:” جنرالهای پاکستانی باید از حمایت طالبان افغانی دست بردارند، شبکههای حمایتی آنان را برچینند و رهبران آن را وادار به مذاکره با کابل کنند. همچنان آنان باید حضور یک افغانستان آرام و آباد را در کنار خود بپذیرند. این مساله سبب میشود که شورش طالبان پاکستانی نیز آهستهآهسته، فروکش کند. دوام وضعیت کنونی، دود آتشی را که در افغانستان برافروخته است، تا جادههای اسلامآباد و لاهورپندی میکشاند
انتهای پیام
www.afghanistan.shafaqna.com
