شفقنا افغانستان- تعصب و لجاجت، آتش سوزانی است که پیوندهایی وحدت و اتحاد را در جامعه می سوزاند. هر چند سخنان برادرانه بر زبان آوری و داد و افغان نمادین سر دهی که” افغانی از افغانی دیگر برتری ندارد” ولی با کوچکترین کاری که از آن بوی تعصب آید، در واقع بر تمام گفته هایت خط بطلان کشیده ای و بر چیغ زدن های خود خندیده ای.
تعصب مایهای درد و رنج و زحمت و ناراحتی است. تعصب مایهای فساد هاست که گاهی کنترل امور را از اختیار خارج می کند.
اگر ریشهای این فارسی ستیزی تعصب نیست؟ پس چرا در مقابل زبان های خارجی دیگر ساکت هستید؟؟ فضایی کابل را واژهای سنتر( center ) و بلاک( Block ) و ستور( store) پر کرده، چرا در مقابل آنها خاموشید، که بر واژهای دانشگاه و دانشجو چسپیده اید؟؟ تلویزیون های تان را ببینید! شک می کنیم که یک کشور مستقل باشیم. چرا آنجا خاموشید.
تعصب و لجاجت لازم و ملزوم یکدیگر اند. تعصب به معنایی ” وابستگی غیر منطقی به چیزی” و لجاجت به معنایی “اصرار بر چیزی که منطق و عقل آن را نپذیرد”
منطق و عقل این را می گویند: که اگر تعدادی از جمعیت این خاک به زبان پشتو صحبت می کنند. بیشتر از نصف جمعیت آن به زبان فارسی- دری صحبت می کنند. تو حق نداری به محدود کردن آن زبان بپردازی!
انگیزه های تعصب:
۱_ حب ذات و علاقه ی شدید به قوم: این وابستگی شدید عامل بسیاری از خرافات و زشتی ها به بهانهای حفظ آداب و رسوم می شود. و حجابی در برابر حق و منطق. همین ویژگی باعث می شود که چشمت را در برابر حق ببندی و توانایی دیدن استعدادهایی کسی یا قومی دیگر را نداشته باشی.
۲_ پایین بودن سطح فکر و فرهنگ: این ویژگی تا جایی بر آنها فشار می آورند که تنبانش را در مقابل جمع بکشد؛ لخت و برهنه از دیگران تنفر جویند.
۳_ شخصیت زدگی عامل دیگری تعصب و لجاجت است: گاه شخصی در نظر انسان چنان قداست پیدا می کند، که گفتار و رفتار او از دایرهای نقد خارج می شود. هر چند از نظر علمی و اخلاقی در سطحی پایینی قرار داشته باشد. بابا و امیر و متفکر دوم گفته چشم و گوش بسته، جان و مال و وجدان خود را در راه او از دست داده، بی آنکه در محتوای گفتار و رفتار او کمترین اندیشه کنند.
۴_ راحت طلبی و تنبلی نیز باعث تعصب و لجاجت می شود. زیرا انتقال از وضع موجود به وضع بهتر، نیاز به کوشش و تلاش و پیکار دارد. و راحت طلبان حاضر به استقبال این امور نیستند. به همین دلیل آنچه دارند سخت می چسبند و از آن جدا نمی شوند. اینجاست که بر وجدان ها فشار می آورند، که بپذیرند تا کسی با ۲۰ نمره در دانشگاهی بیاید و دیگری با ۳۲۰ نمره حق ورود به آن دانشگاه را نداشته باشد.
۵_ انزوایی اجتماعی و فکری یکی دیگر از اسباب تعصب است. وقتی انسان در خودش، محیط فکری و اجتماعی و قومی اش فرو برود و از جوامع دیگر و افکار آنها بی خبر بماند، نسبت به آنچه در اختیار اوست، سخت وابسته می شود. نمی بینند که در کتابخانه ها، در مقابل هر صد قفسه کتاب فارسی یک قفسه کتاب پشتو نیست.
کوبیدن بر طبل تعصب، مایهای درد و رنج افغانستان بوده و است. در هر زمینه ای که وارد شویم، سد راه مان می شوند.
و در آخر: اِیّاکَ وَ اللِّجاجَه، فَاِنَّ اَوَّلَهَا جَهلُُ وَ آخِرَهَا نَدَامَه. از حضرت رسول(ص)
عبدالصمد صمدی
