شفقنا افغانستان- عبدالله فهیم پیرامون اظهارات اخیر سرور دانش؛ معاون دوم ریاست جمهوری در یادداشتی چنین آوردهاست:
چرا سخنان استاد دانش از سوی قبیله گرایان با عکس العمل های ناروا روبرو شد و هجمه وسیعی علیه هزاره ها آغاز گردید و چرا روشنفکران تاجیک و ازبیک در قبال این دو موضعگیری سکوت اختیار کردند ؟
استاد دانش برای اولین باردردو دهه اخیر تابو شکنی کرد و حقایق و واقعیت های تاریخ افغانستان در طول سده های گذشته تاکنون را با تحلیل تاریخی بیان کرد انچه تاکنون در کتابهای تاریخ افغانستان نگاشته شده بود ولی کسی جرات بیان ان را در محافل عمومی نداشت .
استاد دانش برپایه تحقیقات علمی و پذیرفته شده جهان امروز از نوعیت نظام های موجود در دنیا به مقایسه حکومت های گذشته در افغانستان با امارت طالبانی پرداخت وریشه و خاستگاه حکومت های سدوزایی و محمدزایی و امارتی را مطابق تاریخ افغانستان بدون جعل و تصرف توضیح داد و اینکه برای بار اول یک هزاره چنین واقعیتی را در زمان حال بازخوانی میکند مورد تهدید و توهین قرار گرفته و اشخاصی چون ارین یون و گل اغا شیرزوی و دیگران متوسل به ارعاب ودهشت افکنی علیه هزاره ها میشوند .
این در حالیست که غنی همین سخنان را با الفاظ رکیک تر میگوید و او سزاوار تشویق و استاد دانش سزاوار توهین میگردد .
با این وصف دیگر روشنفکران و قلم بدستان هموطن تاجیک و ازبیک ما که همسرنوشت تاریخی مردم ما بودند و هستند هیچگونه حرکتی مبنی بر دفاع از حقانیت موضوع نکردند و جانب احتیاط را در پیش گرفته اند درشرایط حساس کنونی اگر حمایت و پشتیبانی از واقعیت های موجود نشود نباید انتظار خوب در آینده داشت .
علی الرغم توضیح استاد دانش در روز بین المللی صلح که تصریح کردند برداشت غلط از صحبتهای ایشان عده ای مغرض داشته اند ولی در اصل ماجرا تاثیری ندارد چون انچه را دیگران بر ما روا میدارد همان است که در سخنان ایشان هویدا بود و آن مذاکرات میان افغانان در دوحه قطر است که طالبان نظرشان راجع به ملیتها و عقاید و باورهای دیگر ملیتها تغیری نکرده و انان فقط مطیع و فرمانبر میخواهند که این در قاموس مردم ما دیگر جای ندارد .
پس برماست که از اختلافات دوری جسته و برای باهم بودن و متحد شدن تلاش کنیم چون همان صدای که در دهه 90 از پیشاور بلندبود و حقی برای هزاره ها قایل نبودند همان صدا باز از دوحه شنیده میشود ، ان روز ما یک مرد میدان داشتیم استوار چون بابا که حساسیت ها و الزامات زمان را درک کرد و بیدرنگ در پی اعمار ویرانه های سیاسی اجتماعی مردم برامد و اولویت را بقا و اقتدار مردم دانست و گفت که اگر یکجا نشویم تمام هویت فیزیکی و تاریخی ما در خطر است .
و با تلاش و پشتکار توانست وحدت مارا پایه گذاری کند . و همان وحدت باعث شد که در تعاملات بعدی نقش و جایگاه خویش را بدست اوریم و اگر امروز هزاره حرفی برای گفتن دارد و یا در این موقعیت قرار گرفته حاصل ان پایمردی و کوشش است .
فلهذا باردیگر در یک شرایط مشابه قرار داریم چند دستگی و تفرق ما باعث میشود که طالبان به ما نگاه غلط داشته باشد و خواست همه مردم ما این است که بزرگان ما با درس از گذشته امروز و فردای مردم مارا قربانی اختلاف سلیقه های شخصی نکنند و تکلیف خود دانسته برای انسجام ووحدت عملی و نظری از خود گذری کرده و باهم تساهل و تسامح را پیشه کنند تا در یک موقف واحد و قوی بتوانیم موجودیت بلا انکار خویش را تثبیت کرده و دشمن را از خیال باطلشان مایوس کنیم .
