شفقنا افغانستان-با خروج قریبالوقوع نیروهای ایالات متحدهی امریکا از افغانستان، درگیریهای بالقوهای که از آنها چشم پوشی شدهاند، منفجر خواهند شد. نیروهای ویژهی امریکایی با خارج کردن معاون فرمانده طالبان پاکستانی (تحریک طالبان پاکستان) از دست مقامهای افغانستان در ماه نوامبر، وسعت جنگ پنهانی که سالها بین افغانستان و پاکستان ادامه داشته است، آشکار کردند.
با خروج نیروهای ایالات متحدهی امریکا از افغانستان تا اواخر سال جاری (یا روی دست گرفتن گزینهی صفر توسط مقامهای امریکایی) این جنگ پنهان به جنگ باز و علنی مبدل خواهد شد. دستگیری لطیف محسود برای افغانها یک شرمساری بود، اما برای پاکستانیها که مدتها است از حمایت طالبان پاکستانی (تحریک طالبان پاکستان) توسط حکومت کرزی شکایت دارند، توجیه و اظهار بیگناهی بود.
ایالات متحدهی امریکا و افغانستان به نوبت خود، با طرح ادعاها مبنی براین که سازمانهای استخباراتی پاکستان از یکی از مؤثرترین گروههای شورشی (شبکهی حقانی) به رهبری جلالالدین حقانی حمایت میکنند، پاکستان را در شورش و تمرد دوازده ساله در افغانستان دخیل میدانند.
لطیف محسود یکی از دوستان نزدیک به قاری حسین بود که بعد از کشته شدن رهبر تحریک طالبان پاکستان (بیتالله محسود) توسط حملهی هواپیمای بدون سرنشین امریکایی در سال ۲۰۰۹، نامزد جانشینی وی بود. وقتی قاری حسین توسط حملهی مشابهی در سال ۲۰۱۰ از صفحهی روزگار حذف شد، لطیف به مقام معاونت فرمانده تحریک طالبان پاکستان به رهبری حکیمالله محسود دست یافت. هر دو محسود از یک قبیلهاند، اما رابطهی خویشاوندی نزدیک ندارند.
دستگیری لطیف اطلاعات مورد نیاز ایالات متحدهی امریکا به منظور کشتن حکیمالله محسود را تأمین کرد و حکیمالله چند هفته بعد از دستگیری لطیف محسود در نتیجهی یک حملهی هواپیمای بدون سرنشین امریکایی کشته شد. از سال ۲۰۱۰ بدینسو، لطیف زمان زیادی را در رفت و آمد میان افغانستان و پاکستان گذراند و باورها براین بود که لطیفالله محسود مجرای اصلی تمویل تحریک طالبان پاکستان بود. اکنون به نظر میرسد که بخشی از این تمویل را سازمان استخباراتی افغانستان (ریاست امنیت ملی) برعهده داشت.
به تاریخ پنجم ماه اکتوبر، زمانی که لطیف برای شرکت در جلسهای با مأموران ریاست امنیت ملی انتقال داده میشد، نیروهای ویژهی امریکایی کاروان حامل او را متوقف کرده و او را به زندان بگرام منتقل کردند. این در حالی است که تحریک طالبان پاکستان را عامل دهها هزار کشتار در پاکستان میدانند که با راهاندازی حملات بیرحمانه بر اهداف حکومتی و ملکی از سال ۲۰۰۷ بدینسو این تعداد افراد را به قتل رسانده است. این گروه همچنین مسئولیت تلاش در بمبگذاری یک موتر در شهر نیویارک در سال ۲۰۱۰ را نیز برعهده گرفت.
در عین حال ایمل فیضی، سخنگوی رییس جمهوری کرزی به گونهی صریح به گزارشگران گفت: «ریاست امنیت ملی برای یک دورهی زمانی طولانی با لطیف کار میکرده است». آقای فیضی در ادامه گفت: «لطیف بخشی از پروژهی ریاست امنیت ملی بود. این کاری است که تمام سازمانهای استخباراتی دیگر انجام میدهند».
افغانها آشکارا تصمیم گرفته بودند که اکنون زمان آن فرا رسیده است که برای ایجاد توازن نمایندهها در پاکستان بیابند. شبکهی شورشی حقانی که بیشترین صدمه را به نیروهای ایالات متحدهی امریکا و نیروهای امنیتی افغانستان وارد کرده است، در وزیرستان شمالی مستقر است، جایی که هزاران نیروی پاکستان وجود دارند، اما از پاکسازی این مناطق از وجود ملیشهها خودداری کردهاند. وزیرستان شمالی همچنین اقامتگاه تعداد زیادی از اعضای برجستهی تحریک طالبان پاکستان محسوب میشود.
ادمیرال مایک مولین، به عنوان برجستهترین مقام ارتش ایالات متحدهی امریکا در سال ۲۰۱۱ به کانگرس این کشور گفت: «شبکهی حقانی برای شبکهی استخباراتی پاکستان یا آیاسآی حیثیت یک سلاح واقعی را دارد». مقامهای امریکایی با ادعای اینکه از دیر زمان بدینسو (سال ۲۰۰۸) خطوط ارتباطی ملیشههای مربوط به شبکهی حقانی را با اتاقهای کنترول در پاکستان در زمان راهاندازی حملات در کابل (به منظور هدایت عملیات) دنبال کردهاند، خشمگین بودند. با وجودی که در این مورد هیچ شواهدی منتشر نشد، اما ظاهرا این امر به ریاست امنیت ملی افغانستان انگیزه داد تا از طریق لطیفالله محسود وجوهی را به تحریک طالبان پاکستان پیشنهاد کند. همانگونه که تحریک طالبان پاکستان میخواهد حکومت پاکستان را براندازد، طالبان افغانستان نیز خیال براندازی دولت کرزی را در سر میپروراند.
ادعاهایی وجود دارند که ریاست امنیت ملی برنامهی کشتارهای هدفمند خودش را در پاکستان عملی خواهد کرد. نصیرالدین حقانی که در سلسله گفتوگوها میان دولت پاکستان و گروههای شورشی در این کشور نقش یک میانجی برجسته را ایفا میکرد، ماه گذشته در نتیجهی تیراندازی افراد مسلح در اسلامآباد کشته شد.
طالبان افغانستان و تحریک طالبان پاکستان، هر دو در امتداد مرزهای افغانستان و پاکستان فعالیت دارند، اما هر دو کشور از حضور این گروهها در امتداد مرزهایشان چشمپوشی میکنند. بعد از دستگیری رهبران این گروهها، این رهبران به جای اینکه به کشورهایشان تسلیم شوند، به عنوان برگ برنده حفظ شدهاند.
در سال ۲۰۰۹ حکومت پاکستان به منظور واپسگیری کنترول درهی سوات از ملیشههای همکار با طالبان، نیروهایش را به این دره گسیل کرد. پاکستان پس از چند ماه اعلام پیروزی کرد، اما رهبران این گروه، بهشمول مولانا فضلالله از طریق (دیر) به ولایت کنر فراری شدند.
پس از کشته شدن حکیمالله محسود، رهبر گروه طالبان پاکستان در نتیجهی یک حملهی هواپیماهای بدون سرنشین امریکایی در ماه نوامبر سال گذشتهی میلادی، فضلالله به جایش تعیین شد. پس ازآن او به منظور شرکت در جلسات تحریک طالبان پاکستان در وزیرستان شمالی، بارها به پاکستان سفر کرد، اما تصور میشود که وی هنوز در ولایت کنر در امان است.
این در حالی است که دسترسی پاکستان به فضلالله به منظور آغاز گفتوگوهای صلح با تحریک طالبان پاکستان ضروری پنداشته میشود، اما این مرد میانجی کلیدی در زندان ریاست امنیت ملی در افغانستان قرار دارد. مولانا فقیر محمد، یکی از اعضای بنیانگذار تحریک طالبان پاکستان بود و فرماندهی بیش از هزار جنگجوی پاکستانی، افغانی و عربی در زادگاهش (باجور) را برعهده داشت. زمانی که نیروهای پاکستانی ملیشهها را در سال ۲۰۰۱ از باجور پراگنده ساختند، فقیر محمد از مرز گذشته و به افغانستان پناهنده شد.
سال گذشته وقتی فقیر محمد به گونهی صریح گفتوگوها با حکومت پاکستان را اعلان کرد، روابط او با تحریک طالبان پاکستان درهم گسست. اما وی به امر فضلالله بهزودی به موقف اولیهاش برگشت و باورها برایناند که فقیر محمد میتواند با تشویق رهبران تحریک طالبان پاکستان به آغاز گفتوگوهای صلح با حکومت پاکستان، این کشور را کمک رساند. یا حداقل این کشور را در زمینهی تعیین محل فضلالله کمک رساند که بعدا توسط حکومت پاکستان یا هواپیماهای بدون سرنشین ایالات متحدهی امریکا از میان برداشته شود.
رسیدن به فضلالله به مفهوم رسیدن به فقیر محمد است، قسمی که همکاری با لطیف محسود لازمهی یافتن حکیمالله محسود بود، قرار گزارشها اطلاعات فراهم شده توسط لطیف محسود به منظور ردیابی رهبر پیشین تحریک طالبان پاکستان استفاده شده بود.
فقیر محمد در ماه فبروری سال گذشتهی میلادی توسط مأمورین ریاست امنیت ملی افغانستان دستگیر شد و حکومت کرزی از تسلیمی او به پاکستان خودداری کرد. مقامهای افغانستان گفتهاند که آنها فقیر محمد را به پاکستان تسلیم نخواهند کرد، تا زمانی که پاکستان رهبران ارشد گروه طالبان (مانند ملا برادر) را به حکومت افغانستان تسلیم نکنند.
ملا برادر زمانی معاون فرمانده طالبان افغانستان بود، پس میتواند نقطهی طبیعی تماس به منظور آغاز گفتوگوهای صلح بین گروههای شورشی و حکومت افغانستان باشد. پاکستان در ماه سپتامبر ملا برادر را از زندان رها کرد، اما اخیرا صرف به گفتوگو کنندگان افغانستان اجازهی دسترسی محدود به او را داده است.
پس اکنون هر کشور به رهبران کلیدی ملیشهها دسترسی دارد، رهبرانی که با استفاده از آنها میتوان بر شورشگری در کشور رقیب تأثیر گذاشته و آن کشور را به ستوه آورد. با تداوم جنگ پنهان میان افغانستان و پاکستان، زد و خوردها در امتداد مرز این دو کشور طی سالهای اخیر به شکل نمایشی افزایش یافته است و این از تنشهای حکایت از آن دارد که بعد از خروج نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا از افغانستان افزایش خواهد یافت.
پاکستان و افغانستان در امتداد مرز ۲۶۰۰ کیلومتری مورد منازعهی این دو کشور بیش از هزار پاسگاه مرزی دارند، اما ظاهرا ملیشهها بدون کمتر مشکلی از طریق مرزها رفت و آمد دارند. نیروهای پاکستان در چشمپوشی از راهاندازی حملات توسط ملیشههای مربوط به شبکهی حقانی در افغانستان شهرت دارند، اما مقامهای این کشور پیوسته افغانها به راهاندازی حملات مشابه در خاک این کشور متهم کردهاند.
در سال ۲۰۱۰ نیروهای امریکایی از مناطق استراتژیک (درهی کورینگال) در امتداد مرز افغانستان و پاکستان خارج شدند و به منظور محافظت مردم از شورشیهای طالب در مراکز شهری مستقر شدند. این حرکت در مرز این دو کشور خالیگاه ایجاد کرد و به ملیشههای مستقر در ولایت کنر اجازه داد تا بر اهدافشان در پاکستان یورش ببرند.
در ماه اگست سال ۲۰۱۱ بیش از سه صد جنگجوی تحریک طالبان پاکستان از مرز گذشته و به منطقهی چترال پاکستان سرازیر شدند و در جریان چند روز بر هفت پاسگاه امنیتی یورش برده و ۳۲ کارمند امنیتی پاکستان را کشتند. دو ماه بعد بیش از دو صد جنگجو از مرز عبور کرده و به منطقهی (دیر بالایی پاکستان) وارد شدند و سلسله حملاتی را راهاندازی کردند که درنتیجهی آن یک نظامی پاکستانی و ۳۰ ملیشه جان باختند.
در جریان دو سال گذشته این سلسله حملات بدون هیچکاهشی ادامه یافته است. در سلسله تلاشها به منظور تعقیب ملیشهها در خاک افغانستان، پاکستان به طور معمول این ملیشهها را با موشک هدف قرار میدهد که معمولا با عمل تلافیجویانهی اردوی ملی افغانستان مواجه میشود.
در نتیجهی این حملات و موشکاندازیها تلفات ملکی در این منطقه بهشدت افزایش یافته است: در نتیجهی خشونتهای مرزی در سال ۲۰۰۹ صرف ۱۵ نفر کشته شده بودند، در حالی که این رقم در سال ۲۰۱۲ به ۳۱۴ نفر میرسد.
اگر در نتیجهی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان، خلایی در این به وجود آید و شورشیهای مربوط به شبکهی حقانی از این خلا استفاده کنند، افغانها به دنبال اهرم فشار بر پاکستان (تحریک طالبان پاکستان) خواهند بود تا این کشور را وادار کنند که شورشیها را در پناهگاههایشان در خاک این کشور سرکوب کند.
اگر پیش از خروج امریکاییها از افغانستان، طالبان در دو طرف مرز افغانستان– پاکستان آرام ساخته نشوند، برخوردهای مرزی به جنگ تمامعیار تبدیل خواهد شد.
منبع: The Diplomat
نویسنده: Omar Farooq
برگردان: حمید مهدوی
انتهای پیام
