خبرگزاری شیعیان افغانستان(شفقنا افغانستان)
علیرضا فقیری، نویسنده و پژوهشگر تاریخ سیاسی اسلام در گفتگو با شفقنا ، ضمن عرض تسلیت به مناسبت سالروزشهادت ثامن الائمه حضرت امام رضا(ع) ، سفر ایشان به خراسان را فرصت مناسبی برای بیان حقانیت اهلبیت(ع) و تشیع عنوان کرد.
وی گفت: ائمه سياستمدار بوده اند و امام رضا (ع) که خود از ائمه ي معصوم است، سياست را يکي از شرايط امام و امامت ميداند. وی تاکید کرد: ائمه ي ما هيچ گاه از سياست کناره گيري نکرده و همواره دين را همراه سياست داشته اند. در برخي بياناتشان آمده است که هر کوششي در جهت جدايي دين از سياست، مانند کوشش کردن براي جدايي عبادت از متن اسلام است.
فقیری در بیان اوضاع سیاسی معاصر با امام هشتم علیهم السلام گفت: امام رضا (ع) در عصر امامت خويش با چند خليفه عباسي معاصر بوده اند که تنها در زمان زمامداري مأمون شرايطي پديد آمد که امام را به موضعگيري وا داشت. ده سال از امامت امام رضا (ع) با دوران خلافت هارون پدر مامون مقارن بود. هارون در سال 175 هجري قمري، فرزندش، امين را که 5 سال داشت به جانشيني خودش معرفي کرد و 7 سال بعد با معرفي مأمون به جانشيني امين در تثبيت حکومت عباسي کوشيد. پس از اين واقعه در سال 193 هارون در طوس در گذشت و پس از اين اندک زماني امين و مأمون با يکديگر بر سر خلافت نزاع کردند و اختلافشان به قدري بالا گرفت که امين در اوايل سال 195 برادرش مأمون را از ولايتعهدي خلع کرد. در نهايت دو برادر با لشکرکشي عليه يکديگر در ري با هم درگير شدند که در نتيجه آن لشکر امين شکست خورد و امين نيز در حادثه حمله چند مرد مسلح از پاي در آمد و در نهايت مأمون حاکم شد.
این کارشناس تاریخ سیاسی اسلام ولایت عهدی امام رضا (ع) را نمونه ای واضح از بینش والای سیاسی ایشان دانسته و افزود: يکي از مهمترين اتفاقاتي که براي امام رضا عليهالسلام رخ داد، مسأله ي ولايتعهدي ايشان بود که نشان میدهد حضرت درک بالایی از شرایط زمان خود و مصالح امت اسلامی داشته و این مسئله به خوبی دخالت امام هشتم (ع) را در مسائل سیاست روز و دیدگاهشان درباره سیاست جامعه اسلامی آن زمان نشان می دهد.
وی درباره علت درخواست ولایتعهدی امام رضا(ع) از سوی دستگاه خلافت عباسی گفت: اوضاع خلافت در زمان امام رضا (ع) به اختصار گذشت. در اين مدت امام رضا (عليه السلام) ساکت ننشسته و تا آنجا که قدرت و امکان داشت در بيداري مردم و توجه دادن آنان به اصول و مسائل تلاش هاي زيادي به انجام رساند. بنابراين امام نقشي مستقيم و مؤثر در بيداري مردم داشت که اين خود باعث ميشد مأمون با امام به مخالفت بپردازد. ولي از آنجا که: اولاً ميدانست دستگاه حاکمه از وجود يک رکن مهم علميو معنوي که بتواند پشتوانه ي حل مشکلات مختلف باشد خالي است و اين کمبود با وجود علماي موجود در دستگاه خلافت عباسيان تأمين نميشد. ثانياً به اين نکته پي برده بود که جامعه ي اسلاميمخصوصاً گروه کثيري از مردم آگاه و طرفداران آل علي توجه خاصي به علي ابن موسي الرضا، عليه السلام، دارند و زمينه مساعدي از نظر معنوي در دلهاي مردم نسبت به علويين وجود دارد. در نتيجه درصدد برآمد تا از اين فرصت براي تثبيت حکومت بهره گيرد.
فقیری تصریح کرد: مامون همچنين ميخواست ضمن استفاده از موقعيت علمي و اجتماعي امام رضا عليه السلام بتواند کارهاي او را تحت نظارت قرار داده و محبوبيت و مقبوليت قابل ملاحظه اي در ميان عده ي کثيري از مردم که امام رضا عليه السلام را دوست ميداشتند به دست آورد و مخصوصاً چنين احترامي در جلب علاقهي شيعيان که تنها امام عليهالسلام را شايسته مقام رهبري مسلمين ميدانستند و عباسيان را غاصب خلافت و حکومت ميدانستند بسيار مؤثر بود.
وی افزود: وضع سياسي و اجتماعي آن روز طوري بود که يک تغيير کلي را در سطح دستگاه خلافت از نظر کيفيت برخورد با جناح هاي مخالف و ايجاد امواج جديدي در افکار عامه ايجاد ميکرد.
نویسنده و پژوهشگر تاریخ اسلام ، سفر امام هشتم (ع) را به سمت خراسان فرصتی مناسب برای ادای حقانیت اهل بیت (ع) و شیعه دانسته و گفت: امام در طول راه از حجاز تا بصره در هر شهري که ميرفت به مناسبتي با مردم مذاکره ميکرد. در ادامه از شهرهاي خرمشهر، اهواز، اراک، ري، نيشابور و مرو عبور کرد و در هر کدام از این مکان ها از هر فرصتی برای بیان دیدگاهها، نظرات و جذب بیشتر مردم به سوی حق و حقانیت استفاده نمودند.
وی سخنان امام در نیشابور را مهمترین خطبه ها در مسیر سفرشان دانسته و افزود: در مسير حرکت امام سخناني براي مردم ايراد فرمود که از مهم ترين آنها ميتوان از سخنراني ايشان در نيشابور ياد کرد. گفته ميشود نيشابور در آن زمان مرکزيت علميخاصي داشت و تقاضاي شديدي از طرف مردم و دانشمندان و عالمان نيشابور براي امام مطرح شد. امام در آنجا حديث سلسله الذهب را، که به حديث اخلاص و توحيد هم مشهور است، براي مردم نقل فرمود:کلمه ي لا الله الا الله حصار من است پس هر کس گواهي به آن بدهد داخل حصار من شده و کسي که داخل در حصار من شود از عذاب من ايمن خواهد بود. پس از بيان اين حديث صد ها قلم از قلمدانهاي طلاي مرصع براي نوشتن آن بيرون آمد.
فقیری با بیان اینکه امام رضا(ع) از همان ابتدا از نیات شوم مامون و دستگاه عباسی در طرح مسئله ولایتعهدی مطلع بودند، گفت: اصرارهای زیاد مامون و حتی تهدیدهای فراوان وی باعث شد تا امام هشتم (ع) بر خلاف میلشان مسئله ولایتعهدی را بپذیرند اما امام ولايتعهدي را بي شرط و شروط نپذيرفت و براي خود شروطي گذاشت. از جمله اين که امام فرمود: «من در کارها مداخله نميکنم.» اين شرط امام براي قبول ولايتعهدي بود. از اين رو امام به صورت عملي خودش را از مشارکت در کارهاي حکومتي مبري دانست.
فقیری درباره شهادت امام رضا(ع) گفت: مأمون حکومت خود را با وجود امام در خطر ديد. پس سياستي جديد را در پيش گرفت. فضل ابن سهل وزير و فرمانده ي نيروهاي مسلح مأمون نخستين قرباني اين سياست جديد بود. اما تنها اين مأمون را راضي نميکرد. او به دنبال از بين بردن مسألة ولايتعهدي بود نه فضل ابن سهل، پس بايد منتظر اتفاقات جديدي بود. پاک کردن مسأله ي ولايتعهدي هم به هيچ راهي تا زمان وجود امام ممکن نميشد. پس در نگاه مأمون يگانه راه حل، حذف امام رضا عليهالسلام، بو.و سرانجام مأمون کار خود را کرد و امام را به شهادت رساند.
انتهای پیام
